حجاب اولویّت چندم؟

چگونه انتظار حیا و عفاف از جوانان داریم وقتی...

 

سلام عزیزم

 

حجاب اولویّت چندم؟

در سالـــــروز بزرگداشت شهدای مسجد گوهرشاد که جمعی از مؤمنین غیور، علیه کشف حجاب رضاخانی اعتراض کرده و در این راه جان شریف خود را از دست دادند و در روز ملّی عفاف و حجاب، بر آن شدیم تا به پاسخ یک سؤال مهم در زمینه عفاف و حجاب بپردازیم و آن این است که حجاب باید اولویّت چندم باشد؟ اساساً حجاب باید در چه مرتبه‌ای از اهمیّت برای نظام اسلامی قرار داشته باشد؟ چه میزان از توان و نیروی نظام اسلامی باید هزینه‌کرد مسأله حجاب و کیفیّت پوشش افراد جامعه شود؟
شاید طرح این سؤالات، در فضای کنونی که عده‌ای آگاهانه و با اهداف از پیش تعیین شده و برخی ناآگاهانه و صرفاً جهت کسب شهرت، به طرح مباحثی از قبیل «حجاب اختیاری» می‌پردازند این مطلب را به ذهن برساند که گویا هدف از این سؤالات در راستای تضعیف جایگاه حجاب در سطح حاکمیّت و اجتماع باشد تا فضای بازتری برای هنجارگریزی و بی‌بندوباری فراهم شود. حال آنکه غرض نگارنده مقاله قطعاً چنین نیست؛ بلکه کاملاً بر عکس است.
حجاب و پوشش شرعی براساس فتاوای اکثریّت قریب به اتّفاق مراجع عظام، یکی از ضروریات دین مبین اسلام است و اگر کسی از روی عمد و توجّه، آن را انکار کند از اسلام خارج شده و مرتدّ شمرده می‌شود. حجاب و کیفیّت پوشش، یکی از مهمترین شاخص‌های سنجشِ میزان تدیّن افراد یک جامعه است و عیار دین‌داری آنان با میزان پایبندیشان به حجاب و پوشش اسلامی به عنوان مهمترین نماد دین‌داری سنجیده می‌شود.
در باب کیفیّت پوشش افراد جامعه خصوصاً زنان، هم در قرآن و هم در روایات مطالب متعدّدی وجود دارد که نشان از شدّت اهتمام به این فریضه الهی است که باید حکومت اسلامی به عنوان مجری احکام دین، نسبت به تدارک تدابیر لازم برای بسترسازی و تحقّق این فریضه الهی در سطح اجتماع کوشا باشد و پس از اظهارنظر رهبر معظّم انقلاب درباره وظیفه حکومت نسبت به تحقّق حجاب در سطح جامعه دیگر جای هیچ شکی باقی نمی‌ماند که باید مسئولین نظام اسلامی جهت تحقق حجاب اسلامی در سطح اجتماع اعمال مدیریّت کرده و تدابیر لازم را بیندیشند.
امّا آنچه در این مقاله مورد بحث است، آن است که حجاب و پوشش اسلامی با توجّه به اهمیّت بسیارش، باید اولویّت چندم نظام اسلامی باشد؟ باید چه میزان از توان و نیروی حکومت اسلامی صرف مسأله حجاب بشود؟
اهمیّت این مسأله از آن جهت است که اگر در مقوله مدیریّت فرهنگی و اخلاقی جامعه، امر اهمّ و اولیِ از حجاب وجود داشته باشد و نظام اسلامی تمام تمرکز و توان خود را متوجّه امر مهم حجاب کند در آن صورت مصلحت آن امرِ اهمّ فوت می‌شود و ماجرا آنجا حیاتی‌تر می‌شود که تحقّق امر مهمّ [حجاب] منوط به تحقّقِ آن امرِ اهمّ باشد و این بدان معناست که اگر در این فرض، تمام نیرو و توان حکومت بر امر مهمّ متمرکز شود و امر اهمّ مورد غفلت قرار گیرد؛ هم مصلحت امر اهمّ و هم مصلحت امر مهمّ، هر دو فوت خواهد شد و هیچکدام از آن دو محقّق نخواهند شد که به نظر می‌رسد مسأله حجاب از این قبیل است.
حجاب شرعی، یک استانداردسازی از سوی شارع مقدّس در زمینه پوشش و لباس افراد جامعه است تا لباس و پوشش آنها از کارکرد لازم برخوردار باشد. قرآن کریم درباره لباس و پوشش ظاهری و کارکردهای آن چنین می‌فرماید: «اى فرزندان آدم، به یقین بر شما لباسى که عورت‏هاى شما را بپوشاند و لباسى که زیب و زیور شما باشد نازل کردیم (مواد اولیه آن را در زمین آفریدیم و استعداد تهیه آن را به شما دادیم) و البته لباس تقوى بهتر است. اینها از آیات و نشانه‌‏هاى خداوند (براى مردم) است، باشد که متذکر شوند».
خداوند در این آیه، لباس را به عنوان موهبتی خدادادی بیان می‌کند که به عنوان تکریم، به فرزندان آدم عطا کرده و دو کارکرد برایش بیان می‌کند: ۱- پوشاندن زشتی‌های ظاهری ۲- جمال و زینت
در ادامه آیه، خداوند در مقابل لباس ظاهری، سخن از لباس باطنی یعنی «تقوا» به میان می‌آورد و لباس تقوا را برتر از لباس ظاهری برمی‌شمارد. خداوند متعال از تقوا با عنوان لباس تعبیر کرد؛ زیرا نسبت تقوا در باطن انسان مانند نسبت لباس است در ظاهر انسان. همانطور که لباسِ ظاهری، عورات و زشتی‌های ظاهری را می‌پوشاند و همچنین موجب زینت و جمال ظاهری می‌گردد؛ تقوا نیز سبب می‌شود تا رذائلِ نفسِ انسانی پوشیده بماند و نه تنها انسان، از رسوایی مصون بماند بلکه به خوش سیرتی نیز شناخته شود.
ذیل آیه شریفه، بیانی نورانی از امام باقر(ع) پیرامون لباس تقوا و خیر و بهتر بودن آن وجود دارد که غرض ما از طرح این آیه را روشن می‌سازد. «عفّت: مهار نفس و خویشتن‌داری از آنچه حلال و شایسته نیست».
حضرت در ادامه این ‌روایت بیانی دارند که وجه برتر بودن لباس تقوا را بر لباس ظاهری روشن می‌سازد. «فرد عفیف حتی اگر برهنه از لباس ظاهری بماند باز زشتی‌هایش ظاهر نمی‌شود [عفّت پیشه می‌کند و خود را حفظ می‌کند] ولی شخص فاجر و غیرعفیف حتی اگر تمامیِ بدنش را لباس پوشانده باشد باز زشتی‌هایش آشکار می‌شود».
همانطور که حضرت بیان فرموده است؛ برخورداری از عفاف، انسان را از رسوایی حفظ می‌کند و اگر عفاف نباشد، پوشش ظاهری نیز کارکرد خود، که همان مستورسازی عیوب و زشتی هاست را از دست می‌دهد و به همین جهت است که خداوند متعال فرموده است که لباس تقوا و عفاف بهتر است.
بنابراین براساس فرمایش حضرت، باید مسأله و دغدغه اصلی، رعایت لباس باطنی (عفاف) باشد؛ زیرا فقط زمانی لباس ظاهری بهره‌وریِ لازم را داراست که انسان، لباس باطنی عفاف بر تن داشته باشد. لذا آنچه از اهمیّت اوّل برخوردار است و امر اهمّ شمرده می‌شود، عفاف و خودکنترلی است. زیرا عفاف مهمترین پشتوانه، برای کارآمدی پوشش ظاهری است. این مطلب، به هیچ‌وجه از اهمیّت لباس ظاهری نمی‌کاهد؛ بلکه جایگاه بس سترگ و مهم‌تر را برای لباس باطنی یعنی عفاف بیان می‌کند.
بنابراین اگر نظام اسلامی، تمام توان و نیروی فرهنگیِ خود را صرف تبلیغ و ترویج حجاب، به عنوان پوشش ظاهری کند و از سوی دیگر نسبت به مدیریّت عفاف و خویشتن‌داری افراد جامعه، غفلت یا کوتاهی داشته باشد؛ نه تنها در تحقّق حجاب در سطح جامعه توفیق نخواهد داشت؛ بلکه روز به روز وضع پوشش افراد جامعه بدتر و مظاهر بی‌عفّتی علنی‌تر خواهد شد.
تا زمانی که حکومت نتواند افراد جامعه را به خودکنترلی و مدیریّت خویشتن از درون برساند؛ هیچ اقدام بیرونی، اعمّ از اقدامات تبلیغی و انتظامی، کارآمدیِ لازم را نخواهد داشت و در این شرایط، کشف حجاب سلبریتی‌ها در خارج کشور، بالا رفتن آمار مبتلایان به ایدز از راه ارتباط جنسی، افزایش آمار تجاوز، افزایش آمار سقط جنین، افزایش آمار فرزندان بی‌پدر، گسترش بدپوششی و تبرّج و...، امری متوقّع و گریزناپذیر خواهد بود.
اگر در مدیریّت جامعه، حیا به عنوان مهم‌ترین پشتوانه و عقبه عفاف، نادیده گرفته شود و اگر زینت‌المجالسِ همایش‌ها و محافل دولتی، سلبریتی‌هایی باشند که نه در گفتار و رفتار، نه در پوشش و نه در زندگی شخصی و یا حرفه‌ای، هیچ رنگ و بویی از حیا و عفّت ندارند، دیگر چطور می‌توان از جوانان انتظار حیا و عفت‌مئابی در کف خیابان داشت؟
اگر در سینما، سینمایی که قرار است دانشگاه باشد، نه ابتذال‌کده و در فیلم‌ها و سریال‌های رسانه ملّی، روابط آزاد بین دو جنس، عادی‌سازی شود و اگر در جراید و صفحات نخست مجلات، چهره‌های بزک‌کرده زنان و بازیگران به امری عادی تبدیل شود، دیگر نباید از آمار بالای روابط دوستی بین دختران و پسران و آمار بالای واردات لوازم آرایشی تعجّب کرد.
و اگر در جامعه‌ای روحیه تساهل و تسامح دمیده شود و به جهت اغراض سیاسی و یا غیره از پرداختن به فضائل اخلاقی به عنوان ایده‌ال‌ها پرهیز شود، دیگر نباید هیچ انتظاری برای تحقّق عفّت عمومی وجود داشته باشد.

کلام پایانی
اگر خواهان افزایش تراز پوشش اسلامی در بین آحاد جامعه هستیم باید اولویّت نخست در مدیریّت فرهنگی، بر ترویج روحیه عفاف‌گرایی بین آحاد جامعه خصوصاً زنان و دختران باشد که اگر این امر محقق شود ناخودآگاه التزام عملی به حجاب و پوشش اسلامی در سطح اجتماع نیز پررنگ‌تر خواهد شد و اگر روزی اولویّت نخست مسئولان، این بشود که چرا زنان ما به ورزشگاه نمی‌روند یا چرا پخش زنده مسابقات ورزشی ندارند یا چرا اجرای کنسرت تک‌خوان زن ندارند، در آن هنگام است که باید فاتحه عفاف و حجاب را در چنین جامعه‌ای خواند. 

حجت‌الاسلام محمدحسین ملامیرزایی - مدرّس و پژوهشگر حوزه عفاف / فارس

                                                                                                                                                                                                                                           منبع :siasatrooz,ir

بیانیه‌ ستاد حقوق بشر به مناسبت «هفته حقوق بشر آمریکایی

سلام عزیزم

 

بیانیه‌ ستاد حقوق بشر به مناسبت «هفته حقوق بشر آمریکایی

خبر آنلاین : ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران به مناسبت «هفته حقوق بشر آمریکایی» بیانیه‌ای صادر کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ستاد حقوق بشر، ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران به مناسبت «هفته حقوق بشر آمریکایی» بیانیه‌ای صادر کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

مرور زمان و گذر از تحولات گوناگون، اوج روشن‌بینی و عمق ژرف‌اندیشی حضرت امام خمینی سلام الله علیه در افشای "ماهیت شیطانی رژیم آمریکا" را برای همگان به اثبات رساند.

"خودبرتربینی" مهم‌ترین مؤلفه "ماهیت استکباری رژیم آمریکا" است که بنا به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی، مصداق اتم استکبار در زمان حاضر است.

در قاموس شیطان بزرگ و استکبار جهانی نه تنها "حقوق انسان‌ها" هیچ جایگاهی ندارد، بلکه "موجودیت انسان" نیز از هیچ ارزشی برخوردار نیست.

معیار تنظیم سیاست‌ها و انجام اقدام‌های رژیم آمریکا، صیانت از منافع لابی صهیونیستی است؛ تا حدی که بارها و بارها در تعارض میان منافع اقلیت حاکم بر کاخ سفید و منافع مردم آمریکا، رژیم این کشور حیثیت و منافع مردم آمریکا را قربانی تأمین منافع لابی صهیونیستی کرده است.

به هلاکت رسیدن هزاران آمریکایی طی جنگ‌های متجاوزانه افغانستان و عراق که به اذعان رئیس جمهور کنونی آمریکا، این کشور با وجود صرف بیش از ٧ هزار میلیارد دلار، بازنده این جنگ‌ها بوده، بیانگر آن است که منافع لابی صهیونیستی حاکم بر رژیم آمریکا بر هر موضوعی حتی جان مردم آمریکا اولویت و برتری دارد.

باید اذعان نمود که امروز فقط مردم فلسطین و لبنان و سوریه و عراق و یمن و کوبا و کره شمالی و ونزوئلا و افغانستان و ایران نیستند که قربانی سیاست‌های خودبرتربینانه رژیم آمریکا شده‌اند، بلکه مردم آمریکا نیز از روحیه سلطه‌گری و خوی نژادپرستی هیأت حاکمه در کاخ سفید در امان نمانده‌اند و در این میان رنگین پوستان بیش از دیگر شهروندان آمریکا بار سنگین تبعیض نژادی نظام‌مند در این کشور را به دوش می‌کشند تا جایی که در جریان شیوع ویروس کوید ١٩، حدود ٧٠ درصد فوتی‌ها مربوط به سیاه پوستان است، در حالی که آنها فقط ١٣درصد از جمعیت آمریکا را تشکیل می‌دهند.

حوادث چند هفته اخیر در شهرهای مختلف آمریکا بیش از پیش این حقیقت را برملا کرده که اگر منافع اقلیت حاکم بر این کشور اقتضا کند با مردم آمریکا نیز مانند مردم عراق و افغانستان و یمن و فلسطین برخورد خواهد شد و مردم آمریکا در داخل کشورشان نیز از شر جانیان کاخ سفید در امان نخواهند بود.

موضوع اصلی در کارزار "فشار حداکثری" رژیم آمریکا علیه ملت ایران، "حقوق ملت ایران" است؛ از یک سو آمریکایی‌ها با گستاخی وقیحانه درصدد سلب حقوق ملت ایران از جمله "سلب حق فناوری" با تمرکز بر روی فناوری هسته‌ای، "سلب حق دفاعی" با تمرکز بر روی دفاع موشکی و "سلب حق مشارکت منطقه‌ای" با تمرکز بر روی مبارزه با تروریسم هستند و از این‌رو گمان می‌کنند می‌توانند با "دام مذاکره" ملت ایران را فریب داده و یا با "چماق تحریم" ملت ایران را مجبور کنند تا از استیفای حقوق خود دست بکشد و از سوی دیگر نظام جمهوری اسلامی ایران است که با بهره‌گیری از همه ظرفیت‌ها درصدد است تا اجازه ندهد کوچکترین خدشه‌ای به "کیان حقوق ملت ایران" وارد شود. بنابراین، "دام مذاکره" و "چماق تحریم" دو روی یک سکه فشار حداکثری‌اند؛ "سلب حقوق ملت ایران". در این میان هم عقلانیت حکم می‌کند و هم تجربه گواهی می‌دهد که افتادن در دام مذاکره موجب تضعیف و حتی نابودی مؤلفه‌های قدرت ملت ایران شده و در مقابل، تدبیر برای مقابله با فشار تحریم و اقدام جدی برای "بهره‌گیری حداکثری" از همه ظرفیت‌های ملت ایران به ویژه ظرفیت‌های استفاده نشده از جمله توانمندی‌های علمی و عملی جوانان متدین و خلاق و انقلابی ایران اسلامی، موجب تقویت و حتی ایجاد مؤلفه‌های جدید قدرت برای ملت ایران خواهد شد.

جمهوری اسلامی ایران در دفاع از حقوق انسان‌ها به حکم قانون اساسی هیچ تبعیضی را روا نمی‌داند و روا نمی‌دارد و همانطور که صیانت از حقوق ملت ایران را وظیفه خود می‌داند و در این مسیر هیچ تساهل و تسامحی را بر نمی‌تابد، دفاع از حقوق ملت‌های تحت ستم را وظیفه خود دانسته و بدون هیچ تردیدی اعتراضات مسالمت‌جویانه مردم آمریکا را که مظلومانه علیه نژادپرستی هیأت حاکمه رژیم آمریکا فریاد می‌زنند، سزاوار حمایت می‌داند. در این چارچوب ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران از همه آزادگان جهان می‌خواهد تا مردم آمریکا را در مبارزه با تبعیض و نژادپرستی تنها نگذارند و فریاد تظلم خواهی آنها را به ویژه در مجامع بین‌المللی پژواک دهند.

ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران ضمن همدردی با خانواده‌های قربانیان جنایت‌های ضدانسانی رژیم آمریکا و نیز آسیب‌دیدگان ناشی از تجاوزهای مستمر این رژیم در سراسر جهان از جمله در داخل آمریکا، اولاً؛ از همه رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی درخواست می‌کند تا "واقعیتِ سیاست‌ها و اقدام‌های ضدانسانی رژیم آمریکا" در داخل و خارج این کشور را فارغ از جوسازی‌های امپراطوری رسانه‌ای غربی‌ها به اطلاع آحاد مردم برسانند و ثانیاً؛ از همه مصلحان و نخبگان اجتماعی و نیز اندیشمندان سیاسی، فرهنگی و اقتصادی درخواست می‌کند تا "حقیتِ واقعیت‌های سیاست‌ها و اقدام‌های ضدانسانی رژیم آمریکا" را برای توده‌های مردم تبیین نمایند که در این میان مردم مستضعف آمریکا بیش از دیگران نیازمند دریافت این حقایق هستند.»

https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/3667520-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C

روز افشای حقوق بشر آمریکایی

"روز افشای حقوق بشر آمریکایی"

دوازدهم تیر ماه در تقویم رسمی ایران بعنوان "روز افشای حقوق بشر آمریکایی" ثبت شده است، بیاد روزی که در سال ۶۷ هواپیمای مسافربری ایرانی با ۲۹۰ مسافر بر فراز خلیج فارس هدف ناو آمریکایی وینسنس قرار گرفت و این پرواز هرگز به پایان نرسید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر،

هواپیمای مسافربری ایرانی روز یکشنبه دوازدهم تیر ماه سال ۶۷ از فرودگاه بندرعباس به امید پروازی امن عازم دبی شدند، اما ۷ دقیقه پس از پرواز ناو آمریکایی وینسنس با اینکه مجهز به رادار‌های پیشرفته بود، هواپیمای مسافربری ایرانی را هدف قرار داد و همه مسافران هواپیما را که ۶۶ کودک هم در میان آن‌ها بود به شهادت رساند، تنها به این دلیل که هواپیمایشان «به اشتباه» به عنوان جنگنده شناسایی شده بود.

پس از سقوط این هواپیما، هیچ‌کدام از کشتی‌های آمریکایی حاضر در منطقه اقدامی برای جستجوی بازماندگان و نجات یافتگان احتمالی انجام نداند و جعبۀ سیاه هواپیما هم هرگز پیدا نشد.

" قاسم شیخی" که در برج مراقبت فرودگاه بندر عباس آخرین مکالمه را با کاپیتان رضائیان خلبان ایرباس ایرانی انجام داده است در این باره می‌گوید:​ در ارتفاع ۱۴ هزار پایی حتی با چشمان غیرمسلح هم می‌توان هواپیمای مسافربری را از هواپیمای جنگی تشخیص داد، علاوه بر آن در سیستم هواپیما‌های مسافربری کد‌هایی نصب شده که با دیدن آن روی رادار مشخص می‌شود که این هواپیما مسافربری است.

بنابر این کد‌های راداری انواع هواپیما‌های مسافربری در حافظه سیستم رادار ناو آمریکایی موجود است و خدمه ناو وینسنس به راحتی می‌توانستند، هویت هواپیمای ایرباس ایرانی را تشخیص دهند.

نیروی دریایی آمریکا بعدا" در تحقیقات خود اذعان کرد که هواپیمای ایرانی در همان راه هواییِ تجاریِ تایید شده در حال پرواز بوده و خود را نیز در فرکانس‌های کنترل ترافیک هوایی به عنوان یک هواپیمای غیرنظامی معرفی کرده است؛ اما دولت آمریکا نه تنها مسئولیت حمله به هواپیمای مسافربری را نپذیرفت، بلکه به "ویلیام راجرز " فرمانده ناو وینسنس که باید بعنوان جنایتکار جنگی محاکمه می‌شد، مدال شجاعت داد.

نکته جالب توجه در این حادثه سیاست‌های دوگانه شورای امنیت سازمان ملل و رسانه‌های غربی است. پنج ماه بعداز حمله به ایرباس ایرانی هواپیمای پان آمریکن بر فراز شهر لاکربی اسکاتلند منفجر شد گر چه از ابعاد مختلف این دو حادثه متفاوتند، اما شورای امنیت در موضعی دوگانه از دولت لیبی خواست تا متهمان این حمله تروریستی را به آمریکا و انگلیس تحویل دهد و غرامت این حادثه را هم بپردازد، اما درمود حمله ناو جنگی آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایرانی، شورای امنیت فقط ابراز تاسف کرد.

آمریکا سعی کرد حادثه لاکربی را به مشکلی جهانی تبدیل کند و رسانه‌های غربی در سطح گسترده‌ای به این حادثه پرداختند، اما با سرپوش گذاشتن بر حادثه ایرباس ایرانی تلاش شد تا در سکوت خبری غرب این حادثه هم مانند دیگر جنایت‌های آمریکا علیه ملت ایران به فراموشی سپرده شود، جنایتی که حتی اگر غربی‌ها هم بخواهند از ذهن جهانیان پاک نخواهد شد.

" رابرت متیو انتمن " رئیس مؤسسه دیپلماسی همگانی و ارتباطات جهانی با تحلیل روزنامه‌های آمریکایی و توصیف آن‌ها از دو رویداد نسبتاً مشابه ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایرانی به وسیله آمریکا و ساقط کردن یک هواپیمای کره‌ای به وسیله شوروی با ارائه گزارشی نشان داد که مقالات خبری با گفتن اینکه ساقط کردن یک هواپیمای ایرانی یک مشکل فنی بوده است، با انتخاب جهت دار عکس و توصیف، عامل و قربانیان این حادثه را کم اهمیت جلوه دادند و در مقابل ساقط کردن یک هواپیمای کره‌ای به وسیله شوروی را به عنوان یک عمل شنیع به تصویر کشیدند. “،

اما اگر سی و دو سال پیش برای برداشتن نقاب از چهره واقعی مقامات کاخ سفید باید به حوادثی مثل حادثه ایرباس ایرانی در خلیج فارس استناد می‌شد، امروز جنایات آمریکا در یمن، سوریه، عراق و افغانستان بیش از پیش چهره واقعی آمریکا را در جهان آشکار ساخته است.

حقوق بشر آمریکایی حتی دامنگیر مردم این کشور شده و رفتار‌های نژادپرستانه آمریکایی‌ها با کشتن سیاهپوستان در خاک این کشور انزجار افکار عمومی را در جهان بدنبال داشته است.

در روز‌هایی که بنام افشای حقوق بشر آمریکایی نام گذاری شده است، حالا اعتراض‌ها به این جنایات از مرز‌های آمریکا هم فراتر رفته و به یک مطالبه جهانی تبدیل شده است، مطالبه‌ای که مسئولیت نهاد‌ها و سازمان‌های بین المللی بویژه شورای امنیت سازمان ملل را در قبال آن سنگین‌تر می‌کند.

 

کد ویدیودانلود

فیلم اصلی


امروز پای مقامات نژاد پرست آمریکایی نه تنها گلوی سیاه پوستان این کشور را بلکه گلوی کودکان یمنی، سوری، افغانی و عراقی را هم می‌فشارد و این وظیفه سنگین بر دوش رسانه‌های کشور‌های اسلامی و منطقه است که در مقابل سکوت رسانه‌های غربی، ابعاد جنایات حملات جنگنده‌های آمریکایی به مناطق مسکونی و کشتار غیرنظامیان را آشکار کنند.

تنها راه پایان جنایات آمریکا خروج نیرو‌های این رژیم از منطقه است و کشور‌های منطقه راهی جز گفتگو و همکاری‌های منطقه‌ای برای دستیابی به صلحی پایدار ندارند، حمله موشکی به پرواز شماره ۶۵۵ پیامی روشن برای همه کشور‌های خلیج فارس دارد، اینکه هنوز هم ناو‌های آمریکایی در خلیج فارس حضور دارند و هواپیما‌های مسافربری بسیاری در این خطوط پر ترافیک هوایی تردد می‌کنند.

امروز در مراسمی در خلیج فارس محل سقوط این هواپیما گلباران شد.

https://www.irinn.ir/fa/news/797324/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C

۱۲ تیر رسوایی تاریخی حقوق بشر امریکایی

سلام عزیزم

 

12 تیر رسوایی تاریخی حقوق بشر امریکایی

 

 

 

حسن رشوند نمایه

غربی‌ها این رفتارهای دوگانه را حتی در عرصه تعیین نمایندگان ویژه حقوق بشری برای کشورها تعمیم داده‌اند.

به گزارش مشرق، «حسن رشوند» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

سالروز حمله امریکا به هواپیمای مسافربری ایران در ۱۲ تیر ماه ۱۳۶۷ به نام روز «افشای حقوق بشر امریکایی» نامگذاری شده است. جنایت هولناک نظامیان امریکایی در این روز در هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس با ناو متجاوز امریکایی را باید یکی از دردناک‌ترین فجایع انسانی دوران معاصر دانست، چرا که عاملان آن به رغم اعتراف معاون رئیس‌جمهور وقت امریکا در حمله عامدانه به هواپیمای مسافربری، نه تنها توبیخ نشدند، بلکه توسط رئیس‌جمهور وقت امریکا مدال شجاعت! گرفتند.

بیشتر بخوانید:

ترسیم سراب حقوق بشر آمریکایی به وسعت دریا

موسوی: حقوق بشر ابزاری برای امیال شیطانی آمریکاست

 

آنچه به ابعاد ضد انسانی این جنایت می‌افزاید سکوت سازمان‌های مدعی حقوق بشری غرب در قبال آن و عدم محکومیت آن توسط سازمان ملل متحد است و همین امر سبب گردیده که سران رژیم جنایتکار واشنگتن، منشأ اصلی بسیاری از جنایات تاریخ معاصر علیه ملت‌های مستضعف باشند، چرا که به دلیل نظام ناعادلانه فعلی حاکم بر جهان، کاخ سفید خود را در برابر هیچ مرجعی پاسخگو نمی‌داند.

در روند تحولات دفاع مقدس در سال‌های پایانی جنگ، رژیم بعث حاکم بر عراق پس از آنکه در شکست مقاومت رزمندگان اسلام ناکام ماند، سعی کرد از یک سو با کشاندن جنگ به حوزه غیر نظامیان از طریق تشدید موشکباران شهرها و بمباران شیمیایی شهرهای ایران (نظیر سردشت) در مقاومت و ایستادگی مردم و رزمندگان ایران ایجاد اخلال کند و از سوی دیگر، با حمله به نفتکش‌ها و بین‌المللی کردن جنگ، پای قدرت‌های بیگانه را به خلیج فارس باز کند که حمله ناو امریکایی وینسنس به هواپیمای مسافربری ایران محصول این سیاست‌های جنایتکارانه و مداخله جویانه بود. اقدام امریکا در این جنایت و استمرار حمایت از صدام و سکوت مجامع بین‌المللی سبب شده که امریکایی‌ها در ادامه جنایت‌شان سکوهای نفتی و ناوهای جنگی ایران را هدف قرار دهند.

در این زمینه چند نکته قابل ذکر است:

۱-اقدام امریکا در هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران در حالی بود که به اعتراف معاون رئیس‌جمهور وقت امریکا، فرمانده ناو از اینکه یک هواپیمایی مسافربری را هدف قرار داده است آگاه بود. امریکایی‌ها هدف از این اقدام را وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به پذیرش صلح و پایان جنگ اعلام کردند. چنانکه ریگان، رئیس‌جمهور وقت امریکا که به فرمانده ناو مذکور نشان افتخار داد، در این زمینه می‌گوید: این واقعه ضرورت دستیابی به برقراری صلح را با حداکثر شتاب، دو چندان ساخته است.

۲- برخورد غرب با این حادثه و سکوت حمایت‌آمیز در برابر جنایات امریکا نشان داد که ادعای غربی‌ها در حمایت از حقوق بشر، صرفاً کارکرد ابزاری داشته و از آن به عنوان چماقی در راستای منافع خود بهره می‌برند. مصداق این مدعا را می‌توان در مقایسه برخورد غرب با آشوب‌های دی‌ماه ۹۶ و آبان ۹۸ در ایران و آشوب‌های یکی دو سال اخیر در فرانسه، انگلیس و امریکا دانست. آن‌ها در حالی که از سرکوب معترضان از سوی دولت فرانسه و امریکا حمایت می‌کنند، تلاش داشته و دارند پرونده آشوب‌های ایران را به صحنه شورای امنیت سازمان ملل ببرند و ایران را محکوم کنند.

۳- دنیای غرب از لفظ آزادی و حقوق بشر به عنوان حربه‌ای برای مقابله با کشورهای مستقل استفاده می‌کند و از این طریق تلاش دارد نظام‌های سیاسی غیر همسو با غرب را تحت فشار قرار دهد. برای مثال در شرایطی که در قبال کشتار روزانه مردم و سیاهپوستان امریکایی توسط پلیس این کشور سکوت کرده‌اند، در جریان آشوب‌های زمستان ۹۶ و ۹۸ یا برخوردهای پلیس ایران با هنجارشکنان اخلاقی، تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا موضوع مقابله پلیس ایران با برخی از زنان فریب خورده را به سطح شورای امنیت بکشانند.

۴- غربی‌ها این رفتارهای دوگانه را حتی در عرصه تعیین نمایندگان ویژه حقوق بشری برای کشورها تعمیم داده‌اند. در حالی که از رژیم سعودی به رغم نادیده گرفتن بدیهی‌ترین حقوق انسانی زنان و شیعیان این کشور وگردن زدن جوانان شیعه و مثله کردن ناراضیان سیاسی نظیر خاشقچی حمایت کرده و این کشور را به عضویت شورای حقوق بشر سازمان ملل درآورده‌اند، در نقطه مقابل با تعیین نماینده ویژه برای ایران، هر ساله با ارائه گزارش‌های مغرضانه که عمدتاً منافقین و دیگر گروهک‌های ضد انقلاب تهیه می‌کنند، سعی دارند ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل محکوم و به بهانه‌های مختلف برای ایران پرونده‌سازی کنند.

۵- قدرت‌های سلطه این برخوردهای جنایت‌آمیز خود را به عرصه‌های اقتصادی نیز تعمیم داده با گسترش تحریم‌ها علیه ایران و دیگر کشورهای مستقل واعمال فشار حداکثری علیه مردم ایران، ایستادگی و مقاومت مردم ایران را هدف گرفته‌اند، عمق این رفتار غیر انسانی تا آنجاست که حتی در شیوع ویروس کرونا که تقریباً همه کشورها سعی دارند به نوعی کمک کنند تا از انتشار گسترده این ویروس جلوگیری شود، نسبت به ایران رفتار دوگانه داشته و حتی از ارسال دارو برای درمان این ویروس به بهانه تحریم‌ها علیه ایران، ممانعت به عمل آورده و از انتقال کمک‌های انساندوستانه شهروندان‌شان به ایران جلوگیری کردند.

۶- اعلام روز هدف گرفته شدن هواپیمای مسافربری ایران که به شهادت بیش از ۲۹۰ انسان بی گناه انجامید به عنوان روز «افشای حقوق بشر امریکا» زمینه‌ای را فراهم آورده است تا پرونده جنایات ضد انسانی رژیم امریکا همواره مفتوح مانده و فرصتی باشد تا اقدامات امریکا در کشتار انسان‌های بیگناه در کشورهای مختلف، نظیر افغانستان، عراق، یمن، سوریه و حتی رفتار شنیع آن‌ها با شهروندان سیاهپوست که این روزها شاهد آن هستیم و اعتراضات تبعیض نژادی امریکا دیگر به گوش جهانیان رسیده است، افشا شود.

https://www.mashreghnews.ir/news/1090357/%DB%B1%DB%B2-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C

روزافشاي حقوق بشرآمريکايي

12تيرماه:سلام عزیزم

خبرگزاري آريا-ديناروند:12تيرماه روزحقوق بشرآمريکايي است.حقوق بشر مسأله اي است که هميشه دستاويزي براي قدرت هاي بزرگ بوده است تا به وسيله آن کشورهاي مستقل را تحت فشار قرار دهند و به اهداف سلطه گرانه خود برسند، در واقع آمريکا، پس از فروپاشي شوروي و فرو ريختن ديوار برلين که به معناي پايان جنگ سنتي سرد محسوب مي شد، اين رويکرد را به عنوان يک ابزار در جعبه سياست هاي داخلي و خارجي خود قرار داد. ابزاري که پس از واقعه يازده سپتامبر به شدت مورد استفاده قرار گرفت؛ نمونه بارز اين عملکرد متهم کردن کشور ايران به نقض حقوق بشر مي باشد که مقامات غربي با مورد تمسک قرار دادن آن تلاش کرده‌اند ضمن اعمال تحريم‌هاي اقتصادي و سياسي عليه کشورمان، چهره نظام جمهوري اسلامي ايران را مخدوش کرده و زمينه رويگرداني بين‌المللي از کشورمان را فراهم سازند. درواقع آمريکا 37 سال به صورت مداوم تلاش کرده است تا علاوه بر انجام انواع اقدام هاي خصمانه براي مهار انقلاب اسلامي، تعديل مواضع، تغيير سيرت و محتواي جمهوري اسلامي و دست برداشتن از احکام و شريعت اسلامي، با بهره گيري از دستگاههاي تبليغاتي جريان ساز صهيونيستي موضوع حقوق بشر را به حربه اي جهت اعمال فشار بر کشورايران تبديل کند اين درحالي است که کشورهاي غربي از خشونت و رفتار ضد انساني خود چشم پوشيده و با دادن شعار دفاع از حقوق بشر اين شعار را ابزاري براي استعمارگري‌هاي خودساخته‌اند؛ باتوجه به اهميت اين موضوع بنا به فرمايش مقام معظم رهبري 6 تا 12 تيرماه بعنوان هفته حقوق بشر آمريکايي نامگذاري شده است تا علاوه بر نشان دادن کارنامه سياه و ننگين جنايات آمريکا در طول تاريخ و انعکاس نفاق، دورويي و دروغگويي قدرتهاي استکباري مدعي حقوق بشر، فرصتي براي افشاگري و نماياندن چهره واقعي آمريکاي جنايتکار باشد. اين تاريخ يادآور خاطره تلخ ترور نافرجام مقام معظم رهبري، انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و شهادت آيت‌الله دکتر بهشتي و 72 تن از ياران صديق و وفادار حضرت امام خميني رحمه‌الله عليه ، حمله شيميايي دردمنشانه صدام با حمايت و پشتيباني نظام سلطه و استکبار به سردشت و شهادت خيل عظيمي از رزمندگان و مردم بي¬ دفاع¬ اين شهر و همچنين شهادت آيت‌الله صدوقي چهارمين شهيد محراب به دست منافقين، حمله موشکي ناو هواپيمابر آمريکايي به هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي و شهادت حدود 290 نفر زن، مرد و کودک و شهادت حدود 16 هزار تن ديگر توسط منافقين مي باشد، بديهي است سرتاسر تاريخ انقلاب اسلامي پر از اقدامات نقض کننده آمريکا در حوزه حقوق ملت ايران است، به طوري که کشتار و ترور مردم و مسئولان در تير ماه سال‌هاي 60 تا 67، چهره پليد و استکباري آمريکا را به طور کامل به مردم ما شناساند و اينها همه نمايشگاهي از جنايات و خيانت¬‌هايي است که تحت فرمان آمريکا و مزدورانش رقم خورده است . البته اين موارد تنها نمونه هايي از جنايات آمريکا عليه مردم ايران مي باشد؛ شايان ذکر است ايالات متحده با تکيه بر قدرت نظامي خود، استقلال و حاکميت ديگر کشورهاي جهان را زير پا گذاشته و به نقض حقوق بشر در سطح بين الملل مي پردازد به عنوان نمونه ميتوان به جنايت هاي آمريکا در جنگ جهاني دوم، استفاده از بمب اتم در هيروشيما، مداخله در جنگ کره، جنگ ويتنام، اشغال پاناما، اشغال افغانستان، حمله به عراق ، حمايت از رژيم صهيونيستي در به كارگيري بمب هاي خوشه اي در لبنان، حمايت از گروه هاي تروريستي و ... اشاره کرد، لازم به ذکر است آمريکا علاوه نقض حقوق بشر در سطح بين الملل ناقض حقوق شهروندان خود در داخل کشورش نيز مي باشد ، از جمله موارد نقض حقوق بشردرآمريکا وضعيت اسفناک امنيت اجتماعي متأثر از تبهکاري ها و خشونت هاي فراوان، جاسوسي و نقض حريم خصوصي، وضعيت زندان ها، شکنجه ، نژاد پرستي و تبعيض نژادي، نقض حقوق مهاجرين و بوميان، نقض حقوق مسلمانان و اقليت ها، نفي آزادي بيان، نقض حقوق زنان و كودكان، نقض آزادي مطبوعات در آمريكا ، نقض سيستماتيك حقوق بشر در آمريكا ، نقض حقوق بشردوستانه و... مي باشد. با وجود اين موارد درواقع ميتوان گفت حقوق بشر در آمريکا و در سياست هاي ايالات متحده در واقع به مثابه نردباني براي رسيدن به مقاصد آن کشور است که هر پله آن را حقوقي از ملتها و دولتها تشکيل مي دهد که توسط آمريکا در راه رسيدن به اهداف استعماري خود زير پا گذاشته مي¬شود، چون آمريکا از يک سو ژست حمايت از حقوق بشر ميگيرد و از سوي ديگر خود بزرگترين ناقض حقوق بشر است .در اين ميان مسأله اي که حائز اهميت است اين نکته مي باشد که دولت آمريکا به جهت پوشش رسوايي هاي خود و رسيدن به اهداف سياسي اش اقدام به سانسور، دست بردن در اخبار و اعمال نفوذ در رسانه ها مي کند و با تهيه و انتشار اخبار دروغ، چهره اي موجه از خود را به مخاطبان داخلي و خارجي به نمايش مي گذارد. از اين رو به نظر مي رسد توجه مقام معظم رهبري نسبت به نامگذاري يک هفته در طول سال تحت عنوان هفته «حقوق بشر آمريکايي» تاثير قابل توجه ي در يادآوري حجم انبوهي از سوابق ضد بشري دولت آمريکا در ايران و جهان خواهد داشت، هر چند چهره تاريک و انواع قتل عام هاي رخ داده توسط آمريکا نه هفته ها بلکه سال ها و قرن ها زمان نياز دارد تا مورد پرداخت قرار گيرد! اما اين هفته بهانه اي است براي توجه و تامل به انواع جنايات آمريکايي ها و سوء استفاده اي که از عنوان حقوق بشر دارند. ghatreh.com

احادیث ائمه معصوم (ع) درباره جایگاه حضرت معصومه (س)

 

همزمان با ولادت سلام عزیزمحضرت معصومه (س)، شما می توانید با رجوع به این گزارش احادیت ائمه معصومین درباره ثواب زیارت حضرت معصومه (س) را بخوانید. درآستانه ولادت و یا شهادت حضرات معصوم (ع) آن چیزی که بیش از پیش مدنظر مسلمانان، خاصه شیعیان است، سیره عملی و رفتاری آن حضرات است. شیوه ای که راه و منش زندگی را در هزار خم جامعه امروزی برای هر انسانی روشن می کند و براساس سیره عملی آنهاست که می شود به معارف اهل بیت (ع) پی برد و از آنها استفاده کرد. پس از ورود امام رضا (ع) به ایران و هجرت خواهر گرامیشان از مدینه به قم، دین مبین اسلام در کشورمان رونق بیشتری گرفت و ولایتمداری در ایران پس از امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) پر رنگ تر شد. همچنین ائمه معصوم (ع) درباره جایگاه و خصایص حضرت معصومه (س) روایات مختلفی را بیان کردند. شما در این مقاله می توانید، احادیث ائمه معصوم (ع) را درباره جایگاه حضرت معصومه (س) را در اینجا بخوانید. *روى القاضى نور اللّه عن الصادق علیه السلام قال: «ان للّه حرماً و هو مکه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا وان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الکوفه الا و انَّ قم الکوفة الضغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فی‌ها اموأة من ولدى اسم‌ها فاطمه بنت موسى علیهاالسلام و تدخل بشفاعت‌ها شیعتى الجنة با جمعهم.» خداوند حرمى دارد که مکه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على (علیه السلام) حرمى دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از ۸ درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود ، زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى (علیه السلام) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند. *عن سعد عن الرضا (علیه السلام) قال: «یا سعد من زار‌ها فله الجنة ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا (علیه السلام): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا (علیه السلام) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (علیه السلام) فقال: من زار‌ها فله الجنة» امام رضا (علیه السلام) فرمود: کسى که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است. احادیث ائمه معصوم (ع) درباره جایگاه ویژه شهر قم *کامل الزیارة:عن ابن الرضا علیهماالسلام قال: «من زار قبر عمتى بقم فله الجنة امام جواد(ع)» کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. *امام صادق (علیه السلام): «من زار‌ها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج. ۴۸ صفحه ۳ ظ. ۷)» امام صادق (علیه السلام): کسى که آل حضرت را زیارت کند در حالى که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود. *امام صادق (علیه السلام): «الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» (بحار، ج. ۶، ص. ۲۱۶) امام صادق (علیه السلام)، آگاه باشید که حرم من و حرم فرزندان بعد از من قم است. *لقب «معصومه» را امام رضا (علیه السلام) به خواهر خود عطا فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى.» (ناسخ التواریخ، ج. ۳، ص. ۶۸، به نقل از کریمه اهل بیت، ص. ۳۲) «هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.» امام رضا (علیه السلام) در روایتى دیگر مى فرماید: هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مى یابد. (زبدة التصانیف، ج. ۶، ص. ۱۵۹، به نقل از کریمه اهل بیت، ص. ۳) *حدثتنی فَاطِمَةُ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ کُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ. جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ: «أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَد ِ. یر ِخُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ، أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!» فاطمه معصومه (سلام الله علیها) این روایت را از دختر امام صادق (علیه السلام) نقل مى کند که سلسله سَندش در نهایت به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مى رسد. *قَالَ الصّادِقُ علیه السلام: اِذا أَصابَتْکُمْ بَلِیَّةٌ وَ عِناءٌ فَعَلَیْکُمْ بِقُم، فَاِنَّهُ مَأْوَى الفاطِمیینَ… امام صادق علیه السلام فرمود: زمانى که رنج و زحمت و گرفتارى به شما رو آورد، به قم روى آورید، زیرا قم پناهگاه فاطمی‌ها و محل آسایش مؤمنان است. *سُئِلَ أَمیرُالمُؤْمِنینَ علیه السلام: عَنْ أَسْلَمِ الْمُدُنِ وَ خَیْرِ المَواضِعِ عِنْدَ نُزُولِ الْفِتَنِ وَ ظُهُورِ السَّیْفِ، فَقالَ: أَسْلَمُ الْمَواضِعِ یَوْمَئذِ أَرْضُ الْجَبَلِ، فَاِذا اضْطَرَبَتْ خُراسانُ وَ وَقَعَتِ الْحَرْبُ بَیْنَ أَهْلِ جُرْجان وَ طَبَرِسْتان وَ خَرِبَتْ سَجِسْتانُ فَأسْلَمُ المَواضِعِ یَوْمَئِـذٍ قَصَبَـةُ قُـم. از امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال شد: سالمترین شهر‌ها و بهترین مکان‌ها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشیر‌ها کجاست؟ امام علیه السلام فرمود: سالمترین جا‌ها در آن روز زمین جَبَل است، پس زمانى که خراسان مضطرب شود، و بین مردم گرگان و طبرستان جنگ رخ دهد، و سَجِستان خراب شود پس سالمترین مکان در آن روز شهر قم است. منبع: yjc.ir

حضرت معصومه (س)

 سلام عزیزم

حضرت معصومه (س)

تهیه وتنظیم: مرتضی فلاح زیارانی

تذکر: مقاله حاضر تلفیقی از مقالات مختلف اینترنتی است.

ولادت

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که

در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.  

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

در منابع متقدم، ذکری از روز ولادت و درگذشت حضرت معصومه (س) نیامده ولی چند منبع در دوران اخیر ولادت ایشان را در اول ذی القعده سال ۱۷۳ق. در شهر مدینه (1) و وفات ایشان را در روز ۱۰ ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری عنوان کرده‌اند.(2) 

آیت الله رضا استادی در مجله نور علم معتقد است که قدیمی‌ترین منبعی که تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه را ذکر کرده کتاب نور الآفاق (منتشر شده در ۱۳۳۴ق) نوشته جواد شاه عبدالعظیمی (م ۱۳۵۵ق) است. استادی با کنار هم گذاشتن مطالب متعددی از این کتاب نتیجه می‌گیرد بسیاری از گفته‌های او فاقد استناد و بلکه ساختگی است. یکی از همین سخنان ساختگی، تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه است که از کتاب او به چند کتاب دیگر نیز راه‌ یافته است(3) ، چند سال بعد از انتشار مقاله آیه الله استادی، رسول جعفریان پژوهش‌گر تاریخ اسلام در اعتراض به ثبت شدن این تاریخ تولد و وفات در تقویم‌ها، خلاصه‌ای از تحقیقات آیه الله استادی را منتشر کرد(4) ، سید ضیاء مرتضوی نیز در مقاله‌ای با عنوان تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه (س) «شرحی بر یک سندسازی بی‌پایه» همین نکته را تاکید می‌کند. او ضمن گزارشی از تلاش‌های بی‌نتیجه برای یافتن تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه، منابع مورد استناد جواد شاه عبدالعظیمی را نیز ساختگی و یا غیرقابل اعتماد معرفی می‌کند.(5) 

آیت الله سید موسی شبیری زنجانی به صراحت، این دو تاریخ را مجعول معرفی کرده و ماجرای جعل آن را نیز نقل کرده است. (6) نویسنده کتاب ریاحین الشریعه که کتابش درباره زندگی زنان دانشمند شیعه است، تاریخ ادعا شده را بی‌اصل می‌داند. او با مراجعه به منبع مورد ادعای شاه عبدالعظیمی چیزی نیافته است و نقل می‌کند که همین مطلب را با آیت الله شهاب الدین مرعشی در میان گذارده و او نیز تاکید کرده است که این دو تاریخ ساختگی و جعلی است و آیت الله مرعشی شخص جاعل را می شناخته و انگیزه او را می‌دانسته است.(7) 

باید توجه کنیم که سال و ماه و روز ولادت حضرت معصومه (س) مشخص نیست ، ولی سال وفات آن حضرت به صورت تقریبی مشخص میباشد. 

http://fa.wikishia.net/view

 

دلایل مشخص نبودن سالروز ولادت حضرت معصومه(س)

اگرچه تاریخ دقیق ولادت آن بانوی بزرگ دقیق روشن نیست ـ اما تاریخ تقریبی استخراج شده در گذشته این است؛ اول ذی‌القعده سال 173 و این تاریخ ولادت قبل از انقلاب اسلامی توسط فضلای فرهنگی و به درخواست تولیت وقت استخراج شده است.(8) این تاریخ ولادت براساس تخمین سن آن بانوی مکرمه که در سن جوانی درشهر قم بر اثر تألمات روحی که در ساوه به ایشان از ناحیه حمله به کاروانش توسط دژخیمان عباسی رسید رحلت کردند، استخراج شد.

برای همه اهل تاریخ روشن است که تاریخ ولادت بسیاری از بزرگان به نحو دقیق به جهات مختلف از جمله نبود امکانات ضبط امروزین ضبط نشده است؛ لذا تاریخ دقیق ولادت و درگذشت خیلی از مشاهیر روشن نیست، اما آیا حدود تقریبی هم روشن نیست؟ بله تقریبی روشن است و گاهی براساس همین تشخیص تقریبی وبه حسب گمانه‌زنی برای آنان یادبودی می‌گیرند! آیا این خلاف عرف و عقل است؟ از طرفی راه تحقیق درباره مشخص نمودن تاریخ دقیق ولادت بسیاری از بزرگان بسته نیست؛ چون اختلاف در تاریخ رحلت و ولادت بسیاری از بزرگان حتی در تاریخ معاصر امر طبیعی است، درباره حضرت معصومه(س) و دیگر بزرگان که تاریخ دقیق مشخص نیست! یکی از علت‌ها جو سیاسی و اختناق حاکمان بوده است که اجازه نمی‌دادند مردم با اهل بیت پیامبر(ص) ارتباط داشته و از اخبار آنان با خبر باشند که این وقایع نیز از جمله رویدادهاست.

زندانی و محصور بودن بیشتر امامان گواهی روشن بر این مسأله است، حاکمان مستبد اجازه نمی‌دادند در خانه اهل بیت(ع) به روی مردم باز باشد؛ در مقابل بیوت اهل بیت(ع) اقدام به جعل و برساخت شخصیت و برجسته کردن افراد وابسته به خود بودند تا فتاوایی به سود و پشتوانه فکری برای حاکمیت خود ساخته و اهل بیت(ع) و سادات و منسوبین به آنان را گمنام و در حصور فیزیکی، نظامی و فکری قرار دهند تا در جامعه شناخته نشوند؛ اینها توطئه‌های برخاسته از جو و فضای سیاسی بر تاریخ بوده است.

عامل دیگر: در باب تاریخ‌نگاری نیز قلم به دستان وابسته به قدرت و سیاست و مزدوران حاکمیت و مستبدان جورپیشه، ضمن اینکه از ضبط وقایع و رویدادهای مربوط به اهل بیت اعم از فضایل و دیگر وقایع را سانسور کرده‌اند تا اساساً از شناخته شدن آنان برای آیندگان نیز جلوگیری شود، لذا رویدادهای ریز از جمله وقایع مربوط به روز دقیق ولادت، شهادت و رحلت بزرگان از اهل بیت و وابستگان آنان ضبط نشده است، سانسورگرایی درتاریخ‌نگاری اهل بیت(ع) از آسیب‌های مهم این عرصه است که باید مورد تأمل واقع شود.

دیگر عامل نیز درباره وجود اختلاف یا عدم رسیدن خبر از وقایعی همچون ولادت یا شهادت بزرگان دین و فرزندان اهل بیت(ع) دخیل است، این عامل در تاریخ‌نگاری و تاریخ‌شناسی اهل بیت(ع) بسیار مهم است که دایره شمول آن وسیع است، ازبین رفتن آثار مربوط به اهل بیت و نابودی آن‌ها بر اثر تعصبات فرقه‌ای یا بر اثر نبود امنیت و پنهان ماندن این آثار در محیط‌های بسته که سبب فراموشی یا از بین رفتن آن‌ها شده است، عواملی دیگری نیز در این باره دخیل است که می‌توان به آنها در مجال دیگر پرداخت.

از این رو نبود نگارش دقیق و تاریخ دقیق دلیل بر عدم تولد نیست 

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13950516000297

اسماء و القاب

از القاب وی می‌توان به معصومه، طاهره، حمیده، بِرّه، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه، سیده، اُخت الرضا اشاره کرد(9) ،  در زیارتنامه‌ای، از دو لقب صدیقه و سیدة نساءالعالمین نیز یاد شده است(10) .

معصومه

لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:آن حضرت در روایتى فرمود: 

«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى.» «هرکس معصومه را در قم زیارت کند،مانند کسى است که مرا زیارت کرده است».(11) 

این لقب، که از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.

کریمه اهل بیت

لقب دیگر حضرت معصومه(س) «کریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رویاى صادقانه یکى از بزرگان، از سوى اهل بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رویاى صادقانه بدین شرح است :

مرحوم آیت اللّه سیّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیت اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه مند بود که محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت کرد. در عالم رویا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و یا امام صادق (ع) مشرّف شد. 

امام به ایشان فرمودند: «عَلَیْکَ بِکَرِیمَهِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ.» یعنى به دامان کریمه اهل بیت چنگ بزن .

ایشان به گمان اینکه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض کرد: «قربانت گردم، من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دلیل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شریف حضرت زهرا(س) پنهان بماند; از این رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شریف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.» مرحوم مرعشى نجفى هنگامى که از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زیارت حضرت معصومه (س) رهسپار ایران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زیارت کریمه اهل بیت ترک کرد

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

http://fa.wikishia.net/view

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5846

سرچشمه دانش

 حضرت معصومه (س) در خانداني كه سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنكه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يك از فرزندان امام كاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملكي در اين باره ميگويد: «هر يك از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به كاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام كاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي كه ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشكار است و اين حقيقت روشن مي سازد كه ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است. 

  مظهر فضايل

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد كه براي خدا حرمي است و آن مكه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن كوفه است. بدانيد كه حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد كه قم، كوفه كوچك ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد كه سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي كند كه با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.» 

  مقام علمي حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده كه روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام كاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) كه در آن هنگام كودكي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين كه حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه كردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترك گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه كردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش. 

 

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5846

کرامات حضرت معصومه علیها السلام

راهگشای مشکلات فلسفی ام

مرحوم صدر المتألهین شیرازی، فیلسوف بزرگ جهان اسلام و صاحب کتاب گرانسنگ «اسفار اربعه» شاهکار فلسفه اسلامی، در سالهای اواخر عمر پر برکت خود، تبعید شده و در روستای«کهک» قم مقیم گشته و در آنجا به تحریر مباحث فلسفی مشغول شده بود. ایشان گفته است: هرگاه در زمینه ی فلسفه، مشکلی برایم پیش می آمد که از حلّ آن عاجز می ماندم، با پای پیاده از کهک به قم می رفتم و به کنار قبر حضرت فاطمه ی معصومه سلام اللّه علیها رفته، از آن حضرت استمداد می نمودم. با این کار، مسأله و مشکل من حل می شد و سپس به روستای کهک باز می گشتم. 

 

مکاشفه بزرگ صدر المتالهین در حرم فاطمه معصومه

استاد آیة الله جوادی آملی: اگر انسان کتابی و یا مطلب علمی را در شهری که از نظرآب و هوا و موقعیت اقلیمی از قم بهتر است، مطالعه کند؛ بعدعین همان کتاب و یا مطلب را در جوار رحمت بارگاه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم مطالعه کند، می بیند که برکات دیگری نصیب انسان می شود، و حقایق بالاتری برای انسان کشف می گردد. این حقیقت برای جناب صدر المتالهین نیز پیش آمده است. زیرا ایشان، هنگامی که در کهک زندگی می کرد، برای عرض ادب و توسل به بارگاه کریمه اهل بیت فاطمه معصومه سلام الله علیها مشرف می شد. در یکی از این سفرها در جوار قبر فاطمه معصومه یک مساله مهم و پیچیده فلسفی یعنی اتحاد عاقل و معقول در یک مکاشفه عرفانی، برایش حل شد. او خود در این زمینه می گوید: مسأله اتحاد عاقل و معقول از مشکلترین مسایل فلسفی است ک تا کنون هیچ فیلسوف مسلمانی توفیق حل آن را پیدا نکرده است. من با توجه کامل به سوی خدای سبحان از او خواستم که مشکل برایم حل شود. دری از رحمت حق بر من گشوده شد و در این مورد معرفت جدیدی برایم حاصل شد. «کنت حین تسوید هذا المقام به کهک من قری قم، فجئت الی قم زائرا لبنت موسی ابن جعفر مستمدا منها و کان یوم الجمعه فانکشف لی هذا الامر؛» هنگام نوشتن این بحث من درقریه کهک قم بودم. از آنجا رهسپار قم شدم، به زیارت دختر موسی بن جعفر علیهما السلام مشرف گردیدم و از آن حضرت در حل این مسأله یاری جستم. به برکت او در روز جمعه این مطلب بر من کشف گردید. 

 

شفاعت همه ی شیعیان

آیت اللّه حاج سید محمد وحیدی(ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم: «آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی(ره) برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم.

این رؤیای صادقه، یادآور حدیثی از امام صادق علیه السلام است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّة بأجمعهم

؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد».(12)

 http://www.hawzah.net/fa/article/view/93778

نجات گروه سرگردان

سال هاى قبل از انقلاب تعدادى زائر در فصل زمستان، براى زیارت کریمه اهل بیت عازم قم شدند، این گروه درچند فرسخى قم به دلیل فرا رسیدن شب و برف و بوران شدید راه گم کردند و در بیابان سرگردان شدند. زائران وقتى جان خود را در خطر دیدند دست توسل به دامن حضرت معصومه (سلام الله علیها) گرفتند تا با نشان دادن راه به آن ها نجات شان دهد.

طبق سند موثق، یکى از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه (سلام الله علیها) مرحوم «سید محمد رضوى» مى گوید: آن شب (بدون اطلاع از وجود زائران سرگردان در بیابان) در حرم بودم، هنوز اندکى از خوابم نگذشته بود که در عالم رویا دیدم بى بى دو عالم حضرت معصومه (سلام الله علیها)، نزد من آمد و فرمود:«برخیز، چراغ گلدسته را روشن کن!» شتابزده از خواب بیدار شدم و نگاه به ساعت کردم، دیدم تازه اندکى از نیمه شب گذشته و برف سنگینى همه جا را فرا گرفته است و هنوز چهارساعت به اذان صبح باقى مانده (طبق معمول اندکى قبل از اذان صبح چراغ هاى گلدسته ها را روشن مى کردیم.) لذا مجدداً خوابیدم، و دوباره همان خواب تکرار شد، ولى این بار حضرت با تندى به من فرمودند: «برخیز، مگر نگفتم چراغ هاى گلدسته ها را روشن کن!» لذابراى دومین بار شتابزده از خواب برخاستم، و باوجود برف و سرماى شدید که همه جا راگرفته بود، با خود گفتم، چرا امشب چراغ ها را زودتر از معمول باید روشن کنم؟ به سمت گلدسته ها رفتم و چراغ ها را روشن کردم .

آن شب به سرآمد و صبح روز بعد که از حرم عبور مى کردم، شنیدم چند نفر از زائران به هم دیگر مى گویند: «حضرت معصومه (س) به دادمان رسید، چقدر باید از محضر مقدسه اش تشکر و سپاسگزارى نماییم! اگر چراغ هاى گلدسته ها روشن نمى شد ما در آن تاریکى شب و آن بیابان پر از برف جان سالم به در نمى بردیم.» 

لذا آن موقع بود که راز خواب خود را دریافتم که چرا حضرت معصومه (سلام الله علیها) به من فرمود: «برخیز و چراغ گلدسته ها را روشن کن». 

 

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

علت ازدواج نکردن حضرت معصومه(س)

سوال: حضرت معصومه(س) با آن مقام علمی و آگاهی ای که از دستور های اسلام و سنّت پیامبر اکرم(ص) داشت، چرا ازدواج نکرد و تشکیل خانواده نداد؟ از طرف دیگر، بر اثر موقعیت علمی و معنوی و زیارتی آن حضرت، بسیاری از دختران امروز آن حضرت را به عنوان اسوه برای خود پذیرفته اند که روشن نشدن راز ازدواج آن حضرت، ممکن است بهانه ای برای فرار از ازدواج باشد.

این نکته را هم اضافه کنیم که نه تنها حضرت معصومه(س) ازدواج نکرد، بلکه هیچ یک از دختران موسی بن جعفر ازدواج نکردند. 

بررسی نظریات مختلف

احتمالات و نظریات مختلفی برای ازدواج نکردن آن حضرت بیان شده است که به برّرسی و صحت و سقم هر یک می پردازیم.

1)وصیّت موسی بن جعفر(ع)

یکی از احتمالات که در واقع یکی از پاسخ ها به پرسش فوق است، این است که خود حضرت موسی بن جعفر به دخترانش وصیت کرده تا ازدواج نکنند!

ابن واضح یعقوبی طرفدار این نظریه است. سخن او در این باب چنین است: موسی بن جعفر را هیجده پسر و 23 دختر، پسران عبارت بودند از : علی رضا، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، عبیدالله، حمزه، زید، عبدالله، اسحاق، حسین، فضل و سلیمان.

موسی بن جعفر وصیت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هیچ کس از آنان شوهر نکرد، مگر ام سلمه که در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در این باره میان قاسم و خویشاوندانش جریان سختی پیش آمد؛ تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وی دور نکرده است و جز آنکه عقد موقتی بسته شده برای محرمیّت در مسیر رفتن به حج رفتن منظوری نداشته است.(13)

در پاسخ به سخنان یعقوبی اولاً، باید گفت: چنین وصیّتی برخلاف سنت رسول الله(ص) و سیرة امامان اهل بیت عصمت و طهارت است و هرگز چنین وصیتی از امام معصوم صادر نمی شود.

ثانیاً، متن وصیت حضرت موسی بن جعفر غیر از آن چیزی است که یعقوبی ادّعا دارد. برای قضاوت در این زمینه، ابتدا متن وصیت حضرت را مرور می کنیم. ابراهیم بن عبدالله از موسی بن جعفر(ع) نقل کرده که آن حضرت جمعی را مانند اسحاق بن جعفر، ابراهیم بن محمد و جعفر بن صالح و ... را بر وصیت خود شاهد گرفت و فرمود: اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِیَّتی ... اَوصَیْتُ بها اِلی عَلَیٍٍّ اِبْنی ... و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ یُزَوِّجَ أختَهُ فَلَیْسَ لَهُ اَنْ یُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ ... وَ لا یُزَوِّجَ بَناتی اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأیِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالی وَ رَسُولَهُ (ص) وَ حادُّوهُ فی مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ یَزَوِّجَ زَوَّجَ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ یَتْرَکَ تَرَکَ..(14) ؛ شاهد می گیرم آنها را که این وصیّت من است که به فرزندم علی وصیت کرده ام... (از جمله وصیتم این است) اگر مردی از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، این حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علی) و نه دختران من (حق دارند) که یکی از خواهران خود را شوهر دهند و یا مادران آنها و نه سلطانی، و نه کاری برای آنها انجام دهد، مگر اینکه با نظر و مشورت او (علی) باشد. اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، به راستی با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه کرده اند و او (حضرت رضا) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. اگر خواست به کسی شوهر دهد، شوهر می دهد و اگر خواست رد کند، رد می کند.

در این وصیت نامه، حضرت موسی بن جعفر(ع) با صراحت به فرزندان اعلام می دارد که حجّت خدا بعد از او علی بن موسی(ع) است و خواهران باید در هر کاری از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت کنند و هر فردی را که علی بن موسی مناسب دید، آنان با او ازدواج کنند؛ چرا که آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه تر و به وضعیت بستگان آشنایان آشناتر است. در اینجا هرگز سخن از ترک ازدواج دختران موسی بن جعفر و خواهران حضرت رضا(ع) نیست؛ سخن در این است که بر ازدواج آنان حضرت رضا(ع) باید نظارت داشته باشد.

بنابراین نظریه یعقوبی بی اساسی است و نمی توان بر آن اعتماد کرد و به همین جهت، برخی محققین صریحاً سخن یعقوبی را مجعول و بی اساس دانسته اند.(15)

2)همتا نداشتن

نظریه دوم این است که دختران حضرت موسی بن جعفر مخصوصاً فاطمه معصومه(س) از نظر کمال علمی و معنوی در حد بالایی قرار داشتند و کسی همسنگ و همسر آنها پیدا نمی شد و یکی از اموری که در تزویج دختر مورد توجه قرار می گیرد، هم کفو بودن است.

این نظریه نیز نمی تواند قابل تأیید باشد؛ زیرا اولاً سیرة ائمه اطهار این نبوده که دختران خود را به جهت پیدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند، بلکه آنان، هم در قول، و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه رکفو یکدیگر می دانستند. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: هر گاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دینداری و امانتداری او را می پسندید (هر چند در حد دختر شما نباشد) شوهر دهید و اگر شوهر ندهید، در زمین فتنه و فساد بزرگ بر پا می شود.(16)

ثانیاً، در عصر امام کاظم(ع) جوانان شایسته ای از تبار امام حسن مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) و نیز در میان شیعیان افرادی وجود داشتند که می توانستند همسران مناسب برای آنان باشند.

3)اختناق هارونی

احتمال و نظریه سوم آن است که اختناق هارون الرشید و وجود خفقان در آن دوران، چنان شدید بود که حتی کسی جرئت نداشت برای پرسیدن مسائل شرعی به در خانه موسی بن جعفر(ع)  مراجعه کند، تا چه رسد به اینکه به عنوان داماد آن حضرت رفت و آمد دائمی با خانواده موسی بن جعفر(ع) داشته باشد؛ چرا که همین ارتباط نسبی زمینه ای را فراهم می ساخت تا هارون به اذیت و آزار او بپردازد. البته با اینکه هارون در مواردی تظاهر به دینداری می کرد، ولی ستمگری بی رحم بود. یکی از مورّخین می گوید:هارون هنگام شنیدن وعظ از همه بیشتر اشک می ریخت و در هنگام خشم و تندی از همه ظالم تر بود.(17) و همین مرد دو هزار کنیز داشت که سیصد نفر آنان مخصوص آواز خوانی و رقص و خنیاگری بودند.(18)

شیعیان در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار قرار داشتند و کسانی چون علی بن یقطین در تقیه به سر می بردند و کوچک ترین حرکاتشان زیر نظر بود. نمونه بارز آن داستان لباسی است که هارون به علی بن یقطین داد. این لباس ویژه خلفا بود و علی بن یقطین آن را به موسی بن جعفر(ع) اهدا کرد. حضرت آن را قبول نکرد و فرمود: این لباس را نگهدار و از دست مده؛ زیرا در حادثه ای که برایت پیش می آید، به کار می آید.

چندی بعد یکی از خدمتگزاران علی بن یقطین، نزد هارون شکایت کرد و گفت : لباس مخصوص را به موسی بن جعفر اهدا کرده است. هارون بلافاصله او را احضار کرد و از لباس پرسش کرد. او گفت: آن را در بقچه ای نگه داشته ام. هارون دستور دارد تا فوراًَ آن را بیاورد. وقتی که نگاهش به لباس افتاد، گفت: بعد از این هرگز سخن سعایت کننده ای را درباره تو باور نخواهم کرد.(19)

این گونه قضایا نشان می دهد که ارتباط موسی بن جعفر(ع) کنترل می شد و از طرفی زندانی شدن امام نیز، انگیزه خواستگاری از دختران آن حضرت را کاهش می داد. بعد از شهات امام وحشت بیشتری بر مردم حاکم شد و حضرت رضا(ع) نیز تحت نظر قرار گرفت. در زمان مأمون آن حضرت به خراسان احضار شد و بعد از یک سال، حضرت معصومه(س) و جعمعی از برادران او به خراسان حرکت کردند، اما در راه، حضرت معصومه(س) پیش از دیدن برادر، دار فانی را وداع کرد و امر ازدواج او هم تحقق نیافت.

بنابراین راز عدم ازدواج حضرت معصومه و خواهران او را نه در وصیت پدر باید جستجو کرد و نه در نبود همسر متناسب و هم کفو، علت آن، وجود اختناق شدید هارونی و مأمونی بود که باعث شد احدی جرئت نکند به راحتی به خانه موسی بن جعفر و بعد از او فرزندش رفت و آمد داشته باشد و داماد آن خانواده گردد. از طرف دیگر، زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر(ع) و سرانجام شهادت او، و احضار شدن حضرت رضا(ع) به خراسان و دورافتادن از خواهران، مزید بر این علت بود.

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/5477/51709

http://www.ahlebayt.porsemani.ir/content

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=139373

وفات

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مامون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مومن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانى ماموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نیز مسموم کردند.

به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که مى فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى که «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى کشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.

 محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است. 

سرانجام در سال ٢٠١ هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین که قبر مهیا شد دراین که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد.

آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسى سخن بگویند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند. 

 بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا که معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است. 

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢۵۶ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد. (همانطور که قبلا گفتیم ماه و روز شهادت حضرت معصومه (س) به صورت دقیق و معتبر مشخص نیست و فقط آنچه که معلوم است  این است که وفات حضرت تقریبا در سال 201 ه.ق اتفاق افتاده است)

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

http://tebyan-mobaleghin.ir/?p=2662

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5846

اقتباس

1) http://www.erfan.ir

2) http://www.valiasr-aj.com

3) http://www.hawzah.net

4) http://www.ahlebayt.porsemani.ir

5) http://www.tebyan.net

6) http://fa.wikishia.net

7) http://www.farsnews.com

 

 

ارجاعات

1) نمازی، مستدرک سفینه البحار، ج۸ ، ص۲۶۱

2) انجم فروزان، ص۵۸؛ گنجینه آثار قم، ج۱، ص۳۸۶.

3) مجله نور علم شماره ۵۰-۵۱ ص ۲۹۷-۳۰۱

4) انتقادهای رسول جعفریان درباره دو تاریخ ساختگی

5) تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه (س) «شرحی بر یک سندسازی بی‌پایه»

6) جرعه‌ای از دریا، ج۲، ص۵۱۶

7) محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، ج۵، ص۳۱-۳۲

8) علی‌اکبر مهدی‌پور، زندگانی کریمه اهل بیت، چاپ اول، قم، انتشارات حاذق 1380 ص 83.

9) کاتوزیان، انوار المشعشعین، ج۱ ، ص۲۱۱

10) خوانساری، زبدة التصانیف، ج۶، ص۱۵۹

11) (ناسخ التواریخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از کریمه اهل بیت، ص ٣٢)

12) بحارالانوار: ج 60، ص 228.

13) چکامه، عباسخان افشار متخلص به پریشان، موجود در کتابخانه آستانه.

14) حیات حضرت معصومه قم، سید حیدر مهدی، 1983، حیدرآباد، 100صفحه.

15) حیات الست، شیخ مهدی منصوری، م 1406، چاپ 1380 ه، قم.

16) زندگانی حضرت معصومه، محمد شیرین کلام، چاپ قم.

17) فاطمه بنت الامام موسی الکاظم، محمد هادی امینی، 1405ه، قم، 160صفحه.

18) فاطمه بنت الامام موسی بن جعفر، سید محمد باقر ابطحی، 1409ه.

19) معصومه قم، سید تقی طباطبائی قمی، 1365، 48 صفحه.

زندگی نامه حضرت معصومه(س)

زندگی نامه حضرت معصومه نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت،

سلام عزیزم

 

«معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند. احتمالاً ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند. به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد. آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است. سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد. آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند. بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است. پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد