پیدایش،رویکرد و فرجام گروه های معاند و اپوزیسیون (قسمت دوم)

https://herasat.farhang.gov.ir/fa/articl/jaryan/moaned2

پیدایش،رویکرد و فرجام گروه های معاند و اپوزیسیون (قسمت اول)

https://herasat.farhang.gov.ir/fa/articl/jaryan/moaned1

الگویی برای طبقه بندی جریانات سیاسی

http://ensani.ir/fa/article/10708/الگویی-برای-طبقه-بندی-جریانات-سیاسی

حقوق بشر آمریکایی

یادداشتی پیرامون حقوق بشر آمریکایی

با یک تحلیل ساده می‌توان دریافت، حقوق بشر آمریکایی، یعنی حمایت از دولت‌های غاصب در سرزمین‌های اشغالی و به خاک و خون کشیدن مردم آزادی‌خواه آن دیار است. نموه بارز آن رژیم اشغال گر قدس می‌باشد که نه تنها با حمایت دولت آمریکا به گسترش شهرک‌های صهیونیست نشین دامن می زند، بلکه به بهانه‌های واهی مناطق فلسطینی نشین را در نوار غزه و یا مناطق دیگر زیر بمباران شدید موشکی و راکتی خود قرار می‌دهد.

اکبر خوردچشم از پژوهشگران حوزه دفاع مقدس در یادداشتی پیرامون حقوق بشرآمریکایی  می نویسد: هر زمان سخن از حقوق بشر به میان می‌آید، دُول غربی، به خصوص ایالات‌متحده آمریکا خواهان حفظ و نکوداشت این حقوق اولیۀ انسان‌ها می‌شوند. آن‌ها برای اثبات ادعای خود از انواع وسایل ارتباط جمعی مثل روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون، فضای مجازی و فراتر از آن‌ها، سازمان‌ها و بنیادهای به ظاهر بین‌المللی و بی طرف بهره می‌برند تا این چنین خود را مدافع سرسخت حقوق بشر نشان دهند.

در سطح جهانی، دولت آمریکا خود را داعیه‌دار مدافع حقوق بشر می‌داند و گوی سبقت را از دیگر کشورها ربوده است. پس هرکجا بحرانی پیش می آید، این دولت با تمام توان سیاسی، اقتصادی و نظامی خود حضور پررنگی پیدا می کند تا راهی برای برون‌رفت از بحران پیش‌آمده پیدا شود. ولی با کمی تأمل متوجه می‌شویم، حقیقت غیرازاین است. زیرا طی یک قرن گذشته حقوق بشر برای آمریکایی‌ها تبدیل به اهرم فشاری شده تا ملت‌ها و دولت‌های آزاده جهان را تحت سیطرۀ خودشان درآورند و به اهداف بلند مدت خودشان برسند.

در رهگذر حوادث گوناگون یک سدۀ اخیر، کافی است به عملکرد بشردوستانه دولت آمریکا نگاهی بیندازیم. آنچه در عمل رخ داده، با آنچه در شعارهای تبلیغاتی وجود داشته، تفاوت بسیاری دارد. به عنوان مثال آمریکایی مدعی‌اند، در باب امنیت هوایی و حفظ جان مسافران کوچک‌ترین ضریب خطا را ندارند؛ اما همین سیستم به ظاهر دقیق و پیچیده هواپیمای مسافربری را در آسمان خلیج فارس هدف قرار می‌دهد و ۲۹۰ انسان بی‌گناه را به کام مرگ می‌کشاند.[۱]جالب آن‌که دولت وقت آمریکا نه تنها از این اقدام تروریستی خود اظهار ندامت و عذرخواهی نمی‌کند، بلکه این عمل شرم‌آور خود را با عبارتی چون دفاع (؟!) توجیه می‌کند. جالب‌تر آن‌که به فرمانده ناو شلیک کنندۀ موشک (ناخدا ویلیامز راجرز) مدال افتخار هم می‌دهد.[۲]

بی شک حقوق بشر آمریکایی، نوعی ریشخند زدن دولت آمریکا به حقوق بشریت است. چنانچه در سطح جهانی کمتر کشوری هست که از آسیب‌های فرسایشی این به اصطلاح حقوق بشر در امان نمانده باشد. البته در این میان، همواره کشور و ملت ایران اسلامی آماج حوادث تروریستی مستقیم یا غیرمستقیم آمریکایی‌ها بوده است. حوادثی مثل بمب‌گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی[۳]، حملۀ شیمیایی به سردشت توسط نیروهای صدام و با استفاده از بمب‌های شیمیایی تولید غرب[۴]، انفجار در دفتر نخست‌وزیری[۵]، دادن اطلاعات سری نظامی به دولت صدام در طول هشت سال دفاع مقدس[۶] و...

بسیاری از کارشناسان امور سیاسی اذعان دارند، حقوق بشر آمریکایی از همان ابتدا به پوسته ای بی‌ارزش تبدیل شده است تا دولت آمریکا (جمهوری‌خواه و یا دمکرات) با راه انداختن جنگ روانی و سپس نظامی در مناطق گوناگون جهان، تولیدات کارخانه‌های اسلحه‌سازی خود را گسترش دهد و در این میان، انواع تسلیحات نظامی و حتی ممنوعه را بر روی مردم بی گناه آزمایش کند. چنانچه در این پروسۀ نظامی و سیاسی سود کلانی به جیب کمپانی های اسلحه‌سازی آمریکایی، اروپایی و چه‌بسا رژیم صهیونیستی سرازیر می‌شود.[۷]

باید گفت، حقوق بشر آمریکایی، یعنی تشکیل گروه های تکفیری در عراق و سوریه و کشتن صدها هزار انسان بی‌گناه در جای‌جای این دو کشور و حتی کشورهای همسایه که اثرات فرسایشی آن تا سال‌های متمادی ادامه دارد. یا نه، حملۀ مستقیم به افغانستان[۸] به بهانه مبارزه با تروریسم طالبان و بمباران هوایی و سپس لشگرکشی به عراق[۹] به بهانه واهی کشف ضرابخانه‌های بمب اتمی که در عمل آنچه به دست آمده، تولد و اشاعۀ تروریسمی به نام داعش بوده است که با کشته شدن صدها هزار غیر نظامی، اینک به معضلی لاینحل تبدیل شده است.

بی ترید باید به آنان که به حقوق بشر آمریکایی دل خوش کرده‌اند و آن را تنها نجات بشریت امروز از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و ... می‌دانند، گفت، ارمغان این ادعای پوچ و نخ‌نما شده، چیزی جز ویرانی کشورها و به خطر افتادن جان مردم بی دفاع نیست. به واقع هرکجا بحرانی شکل می گیرد، فی‌الفور حقوق بشر آمریکایی در آنجا حضور پیدا می کند. حال نه تنها، آن بحران برطرف نمی‌شود، بلکه آتش خانمان‌سوز آن شعله ورتر هم می‌شود. پس کمتر کسی هست، آتش‌افروزی‌های دولت آمریکا در جنگ دو کره[۱۰] را به یاد نیاورد و یا تاریخ هیچ‌گاه جنایات جنگی ارتش آمریکا را در خلال جنگ ویتنام[۱۱] فراموش نمی‌کند.

با یک تحلیل ساده می‌توان دریافت، حقوق بشر آمریکایی، یعنی حمایت از دولت‌های غاصب در سرزمین‌های اشغالی و به خاک و خون کشیدن مردم آزادی‌خواه آن دیار است. نمونه بارز آن رژیم اشغال گر قدس می‌باشد که نه تنها با حمایت دولت آمریکا به گسترش شهرک‌های صهیونیست نشین دامن می زند، بلکه به بهانه‌های واهی مناطق فلسطینی نشین را در نوار غزه و یا مناطق دیگر زیر بمباران شدید موشکی و راکتی خود قرار می‌دهد.

به‌هرحال تاریخ خود گواه است، این روزها دفاع از حقوق بشر، یک شعار پوچ و تهی است و همگان می‌دانند، کشورهای غربی و در رأس آن‌ها دولت آمریکا برای رسیدن به مقاصد شومشان از این شعار و به عنوان یک وسیلۀ کاملاً یک سویه استفاده می‌کنند. به‌راستی این دفاع از حقوق اولیه بشریت است، یا اشاعۀ شرارت و کشتار مردم بی‌دفاع برای رسیدن به مطامع و امیال؟ چنانچه مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:

«دفاع امثال آمریکا از حقوق بشر، برای ملّت‌ها و مظلومان دنیا، گریه‌آور است. برای بشریت، مصیبتی بالاتر نیست که مفاهیم و ارزش‌های انسانی، این‌طور در دست و پای این سیاست‌بازان خبیث بیفتد.» (از بیانات مقام معظم رهبری (۷/۹/۱۳۶۹))

پی‌نویس‌ها:

[۱] پرواز ۶۵۵ ایران ایر، مورخه ۱۲ تیر ماه ۱۳۶۷ از مبدأ بندرعباس به مقصد دوبی که با شلیک موشک از ناو جنگی یو اس ای وینسس در آسمان منفجر شد و تعداد ۲۹۰ نفر از خدمه و مسافران که عمدتاً زن و کودک بودند، به شهادت رسیدند.

[۲]در سال ۱۹۹۰ م. جورج بوش پدر به ویلیام راجرز به خاطر عملکرد خارق‌العاده او به‌عنوان افسر فرمانده، نشان لژیون لیاقت اعطا کرد.

[۳] فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تهران (۷ تیر ۱۳۶۰) و شهادت مظلومانه هفتادودو تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب و در رأس آن‌ها شهید مظلوم آیت اللّه بهشتی از سوی منافقین، عکس‌العمل استکبار جهانی و عوامل داخلی آن‌ها در قِبال برکناری بنی صدر خائن و حذف ضدانقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسؤولین نظام اسلامی بود. در این حادثه تعداد زیادی از وزرای کابینه و نیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند. عامل این انفجار شخصی به نام محمدرضا کلاهی صمدی نام دارد که پس‌ازاین واقعه به اروپا گریخت.

[۴] این حادثه در ۷ تیر ۱۳۶۶ و در شهر مرزی سردشت (در آذربایجان غربی) توسط نیروهای بعثی اتفاق افتاد. تعداد ۱۱۰ نفر از اهالی غیر نظامی به شهادت رسیدند و بیش از ۸۰۰۰ نفر مجروح شدند.

[۵] این حادثه در ساعت ۳ بعدازظهر ۸ شهریور ۱۳۶۰ رخ داد که علاوه بر محمدعلی رجایی (رئیس جمهور) و محمدجواد باهنر (نخست‌وزیر) تعدادی از سران لشگری و کشوری هم به شهادت رسیدند. عامل این انفجار مسعود کشمیری نام دارد که به اروپا گریخت.

[۶] طبق اسناد موجود هواپیماهای جاسوسی آواکس آمریکایی در دفعات مختلف، اطلاعات فوق سری نظامی را به رژیم صدام تحویل می‌دادند، از آن جمله می‌توان به اطلاعات مربوط به عملیات کربلای ۴ اشاره کرد.

[۷] به گزارش موسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم (سیپری SIPRI) یک مرکز دیده‌بان کنترل تسلیحات) صادرات تسلیحات ایالات متحده در سال ۲۰۱۹ به‌گونه‌ای چشمگیر به ۹۶ کشور جهان گسترش یافته است.

[۸] این عملیات در ۷ اکتبر ۲۰۰۱ میلادی با نام رسمی عملیات بلندمدت آزادی شروع شد.

[۹] این عملیات در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ (۲۹ اسفند ۱۳۸۱) آغاز شد.

[۱۰] این جنگ در سال ۱۹۵۰ آغاز و در سال ۱۹۵۳ با تقسیم کره به دو کشور جنوبی و شمالی پایان پذیرفت.

[۱۱] این جنگ در سال ۱۹۵۵ آغاز شد و تا سال ۱۹۷۵ طول کشید. جنایات ضد بشری آمریکا در این جنگ قابل توجه است.

https://www.isna.ir/news/1400040604172

 

گزارش|سوم خرداد؛ فریاد ماندگار مقاومت/روزی که به ارزش‌های ملی اعتبار بخشید

گزارش|سوم خرداد؛ فریاد ماندگار مقاومت/روزی که به ارزش‌های ملی اعتبار بخشید

گزارش|سوم خرداد؛ فریاد ماندگار مقاومت/روزی که به ارزش‌های ملی اعتبار بخشید

روز مقاومت، روز ایثار، روز شعف و غرور ایرانی؛ روزی است که جنگاوران ایرانی جسم خود را سپر و سنگر کردند تا از کیان اسلامی و سرزمین ایران دفاع کرده و شهر مقاومت خرمشهر را از دشمن پس بگیرند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل، روزهای آغازین جنگ تحمیلی بود که با تجاوز دشمن به خاک ایران و با گذشت چندین ماه از نبرد سرسختانه بالاخره در سومین روز از خرداد 1361 غیرت سلحشوران وطنی پاسخ داده و این روز یوم "آزادسازی خرمشهر" نام گرفت.

سالروز آزادسازی خرمشهر برای مردم غیور ایران یک روز به یاد ماندنی در تاریخ است که نقطه عطف دفاع مقدس شناخته شده و برای ایران اسلامی یادآور رشادت‌های مردانه‌ای است که ماحصل آن پیروزی شیرین در برابر دشمنان قسم‌خورده اسلام و آزادسازی مرکز اشغالی جنوب کشور بود.

تابستان 1359 در شهر مقاومت خرمشهر بود که رژیم بعث عراق در جنگ با ایران ابتدا برای اشغال خرمشهر دندان تیز کرد اما این حس طمع طولی نکشید و با مقاومت نیروهای ایرانی مواجه شد.

در طول اشغال خرمشهر توسط ماموران عراقی گرچه این رژیم غاصب توانست چند باری نقاطی از شهر را به صورت کامل به تصرف خود درآورد اما در طول آن ایام مقاومت نیروها ادامه داشته و دشمن نتوانسته بود بر تمامی شهر تسلط یابد. خرمشهر تا سوم خردادماه 1361 در اشغال نیروهای عراق باقی ماند و نهایتا، با عملیات بیت‌المقدس توسط نیروهای ایران خرمشهر به صورت کاملا بازپس گرفته شد.

 

بیشتر بخوانید

و اما همینجاست که باید گفت فتح خرمشهر با وجود استحکامات، تجهیزات، کمک‌های نظامی و اطلاعاتی جهانیان فقط با کمک و یاری ید الهی آزاد شد و در این باره چه شایسته فرموده‌اند امام خمینی(ره) که " خرمشهر را خدا آزاد کرد".

در هر حال آزادسازی خرمشهر را شاید بتوان نقطه عطف هشت سال جنگ تحمیلی ایران دانست که با رشادت‌های بی‌نظیر رزمندگان ایرانی از هر قشری از سپاه گرفته تا ارتش و بسیج رقم خورد، پیروزی شیرین و البته پر زحمت که تلفات جانی زیادی نیز برای ایران به همراه داشت و بسیاری از رزمندگان ایرانی در دفاع از خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

در واقع سوم خرداد 1361 یادآور نقش‌آفرینی رزمندگانی است که 35 سال پیش خونین شهر قهرمان را با ایثار و مقاومت مثال‌زدنی خود آزاد کرده و نقشه شوم استکبار جهانی را برای جداکردن بخش‌هایی از خاک عزیز ایران اسلامی را نقش بر آب کردند. 

به این ترتیب بود که غیورمردان ارتش و سپاه و بسیج با توکل بر خدا و وحدت فرماندهی به رهبری امام راحل یکی از بزرگ‌ترین عملیات دوران هشت سال دفاع مقدس را انجام دادند و تمامی کار‌شناسان نظامی جهان را متحیر نمودند و ثابت کردند که علاوه بر برخورداری از سلحشوران و دلاورمردان غیور و همیشه حاضر در صحنه، توان طراحی و انجام بزرگ‌ترین عملیات‌ها را دارند.

 

آزادسازی خرمشهر فتح‌الفتوح دفاع مقدس است

 

نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اردبیل گفت: در طول تاریخ بشریت این اصل به خوبی به اثبات رسیده است که مقاومت توامان با نیت الهی و خیر همواره پیروزی را در پی داشته است که آزادسازی خرمشهر در سوم خردادماه 1361 یکی از رویدادهای تاریخی است که به خوبی از این اصل پیروی می‌کند.

آیت‌الله سیدحسن عاملی با اشاره به اینکه آزادسازی خرمشهر فتح‌الفتوح دفاع مقدس بود، افزود: فتح مقدس خرمشهر در واقع سختی‌های جنگ تحمیلی را برای رزمندگان اسلام و غیورمردان ایرانی کم کرد، روزی که حصر خرمشهر شکسته شد تاریخ در برابر رشادت‌های سربازان اسلام سر تعظیم فرود آورد.

وی با تاکید بر حفظ و ماندگاری آثار ارزشمند دفاع مقدس اظهار کرد: هشت سال دفاع مقدس برگ زرین تاریخ انقلابی کشور است که دشمنان ظالم جهان اسلامی بارها در تلاش بودند تا این اصل ارزشمند را خدشه‌دار کرده و به اعتبار کشور و انقلاب لطمه وارد آورند، غافل از اینکه جوانان غیور ایرانی هرگز در طول تاریخ به ولایت خود پشت نکرده‌ و نخواهند کرد.

 

شکست حصر خرمشهر نقطه آغاز سقوط قدرت‌های شیطانی بود

 

نماینده مردم اردبیل در مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: نماش قدرت ایران در آزادسازی خرمشهر به انقلاب ایران اسلامی اعتبار والا بخشیده و تمامی تحلیل‌های غرب را به یکباره نابود ساخت.

عاملی گفت: اگر در طول تاریخ هر کسی از ایران بپرسد که آزادسازی خرمشهر را در یک جمله کوتاه توصیف کنید ما باید بگوییم که آزادسازی شهر مقاومت خرمشهر چیزی نبود جز "غلبه مستضعفان برمستکبران" که این مهم نیز با قدرت ید و غیرت الهی و رشادت‌های جوانمردانه سربازان وطنی حاصل شد.

وی اذعان داشت: رمز پیروزی ایران در جنگ تحمیلی و آزادسازی خرمشهر هنوز هم برای دشمنان یک معمای مبهم است که بسیاری بر سر اعتبار ایران سرمایه‌گذاری کردند اما نهایتا در هر دفعه با شکست مواجه شده و ضربه سنگینی از ایران دریافت کردند.

 

سوم خرداد؛ فریاد ماندگار مقاومت

 

علی واحد، مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان اردبیل سالروز پیروزی افتخار آفرین عملیات بزرگ بیت‌المقدس و فتح خرمشهر را نماد غیرت و دستاورد بزرگ و غرور آفرین رزمندگان اسلام دانست و گفت: عملیات افتخار آفرین بیت‌المقدس و فتح‌الفتوح آزاد سازی خرمشهر قهرمان از نقاط عطف دوران دفاع مقدس است.

وی تصریح کرد: سوم خردادماه یادآور دلاوری‌های رزمندگان اسلام، فداکاری و ایثار شهیدان، استقامت و پایداری ملّت ایران، شجاعت و میدان داری فرماندهان خداباور و خلوص رزمندگان اسلام و رهبری فرمانده معظّم کلّ قوا امام خمینی(ره) است.

حجت‌الاسلام عبدالله حسنی، رئیس دفاتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای استان نیز با اشاره به سالروز آزادسازی خرمشهر گفت: طبق فرمایشان امام راحل فتح خرمشهر فتح یک خاک یا نقطه از شهر نبود، بلکه فتح ارزشهای دین مبین اسلام بود و در واقع فتح ارزشهای دین اسلام در سایه فتح خرمشهر محقق شد.

وی اظهار کرد: بااذعان به قدرت دشمن در زمان جنگ تحمیلی این نیروهای وطنی و رزمندگان اسلام بودند که در اوج باور و قدرت الهی به پیروزی رسیده و توانستند دشمن را زمین بزنند.

رئیس دفاتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های استان افزود: امروز به برکت انقلاب اسلامی کشور ما از نیروهای نظامی، دفاعی و موشکی قدرتمندی برخوردار است و امروز دشمنان به قدرت ایران اذعان داشته و به جایگاه ما در دنیا غبطه می‌خورند.

 

ضرورت موضع‌گیری هوشمند در برابر جنگ نرم دشمن

 

حسنی گفت: جنگ امروز دشمن جنگ نرم است و دشمن بارها به این موضوع اذعان کرده که هرگز با کشت و کشتار ایران را به زمین نخواهد زد بلکه با بکارگیری تمام نیرو و توان رسانه‌ای خود سعی در زمین‌گیر کردن ایران خواهد داشت که در این رابطه باید قدرت رسانه‌ای ما تا حد اعلا ترفیع یابد که بتوانیم در برابر هر هجمه فرهنگی و اخلاقی دشمن قدرتمندانه بایستیم.

وی بیان کرد: اگر در طول هشت سال دفاع مقدس جوانان ما اسلحه به دست در برابر دشمن ایستادگی کردند امروز جوانان ما باید با فراگیری علم و دانش در برابر دشمن ایستادگی کنند که در این راستا خوشبختانه جایگاه علمی جوانان با بسیار برتر و بالاتر از رتبه علمی کشورهای همسایه است.

رئیس دفاتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های استان تصریح کرد: اقدام به عمل ایران در برابر هجمه فرهنگی دشمن باید هوشمندانه صورت بگیرد به طوری که در اوج قدرت دشمنان کشور پاسخی دریافت کنند که در شان و منزل کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد.

 

پیام مشترک نماینده ولی فقیه در استان و استاندار اردبیل بمناسبت سوم خرداد



نماینده ولی فقیه در استان و استاندار اردبیل با صدور پیام مشترکی سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر را گرامی داشتند.

پیام مشترک نماینده ولی فقیه در استان و استاندار اردبیل بمناسبت سوم خردادبه گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز اردبیل، متن این پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

بی‌گمان تاریخ این مرز و بوم، دلاورمردی‌های شهداء و ایثار رزمندگان اسلام را که جان خود را برکف نهادند و خرمشهر عزیز را از اسارت دشمن بعثی آزاد ساختند فراموش نخواهد کرد و صد البته در این حماسه بی‌نظیر و شگفتی آفرین، خداوند قادر و متعال، دلیرمردان پیرو ولایت را یاری فرمود و معمار کبیر انقلاب، حضرت امام (ره) تاکید نمودند که خرمشهر را خدا آزاد کرد.

این نصرت خداوندی که منطبق بر وعده الهی بود سرآغاز پیروزی‌های دیگر و افتخارات متعددی برای ایران عزیز اسلامی شد و در تقویم رسمی کشورمان به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی نام گرفت تا عظمت این رخداد بسیار بزرگ برای همیشه در اذهان وقلوب ملت قهرمان ما و نسل‌های آینده این سرزمین، به یادگار بماند.

این‌جانبان با نثار سلام و صلوات به ارواح مطهر شهدای عملیات غرورآفرین بیت المقدس، فرارسیدن سوم خرداد سالگرد آزادسازی خرمشهر را محضر مبارک حضرت بقیه الله الاعظم (عج)، رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا، یادگاران دوران سراسر شور و افتخار دفاع مقدس و نیز به ملت شریف ایران و اهالی ولایی استان مقدس اردبیل تبریک عرض می‌کنیم و از درگاه پروردگار منان مسالت می‌نماییم همه ما را از ادامه دهندگان راه پرافتخار شهیدان قرار دهد.

انتهای پیام/133/ش


tasnimnews.com/fa/news/1399/03/03/2272110

راز ماندگاری سوم خرداد

راز ماندگاری سوم خرداد

راز ماندگاری سوم خرداد

تربت‌حیدریه- ایرنا- در بین ورق‌های تقویم، گاه به روزهایی برمی‌خوریم که مشاهده آن یادآور خاطراتی است که ما را به لحظه‌ای درنگ در خصوص آن روز وا می‌دارد و سومین روز خرداد در تقویم ما ایرانیان، از این مزیت برخوردار است.

رمز ماندگاری سوم خرداد در چیست آیا در این است که در این روز توانستیم خرمشهر را بعد از ۵۷۸ روز از اشغال دشمن بعثی خارج کنیم یا اینکه رزمندگان سلحشور اسلام موفق شدند بسیاری از متجاوزان عراقی را به هلاکت رسانده و ۱۹ هزار نفر از آنان را به اسارت درآورند؟ 
شاید همه اینها جزو مکمل‌های ارزشی این روز باشند، اما سوم خرداد به خاطر آنکه در بردارنده یک پیام بزرگ برای جهانیان و به خصوص نسل آینده ایران است، دارای ارزش است و آن پیام "ایثار و مقاومت آن هم با دست خالی" است. 
روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ خورشیدی در عملیات بیت‌المقدس که توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران به فرماندهی سپهبد شهید علی صیاد شیرازی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی سردار محسن رضایی صورت گرفت، شهر خرمشهر از دست متجاوزان عراقی آزاد شد. 
بنا به اظهارات راویان دفاع مقدس، در پی عملیات بیت‌المقدس که نیمه شب دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ آغاز شد، چند هدف عمده مهم و تاکتیکی از جانب نیروهای ایرانی دنبال شد.

بیشتر بخوانید

مهمترین اهداف عملیات بیت المقدس، بیرون راندن نیروهای متجاوز به پشت مرزهای بین‌المللی، نشان دادن برتری قدرت سیاسی، نظامی و اجتماعی جمهوری اسلامی، انهدام نیروهای متجاوز در منطقه بین غرب کارون تا خط مرزی و در نهایت آزادسازی خرمشهر از اشغال متجاوزان بود. 
در این نبرد نابرابر علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ ماه اشغال بخشی از حساس‌ ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه‌ای سنگین به توان رزمی و روحی نیروهای عراقی وارد آمد. 
نابرابر بودن این عملیات از آن نظر بود که به واسطه رفتار خیانت کارانه رییس جمهوری وقت یعنی بنی صدر، نه ارتش از ساز و کار فرماندهی منسجم برخوردار بود و نه سپاه در آن دوران تجربه فرماندهی و غنای تجهیزاتی کنونی را داشت. 
در یک سوی جبهه ارتش تا دندان مسلح عراق بود و در مقابل سربازان با غیرتی که تنها حامی و فرمانده آنها در آن دوران نخست خداوند و دوم امام خمینی (ره) بود و سوم دنیایی از عشق و علاقه به میهن و دیگر هیچ. 
این فتح بزرگ، دفاع مقدس را وارد مرحله نوینی کرد و ایران در موضع قدرت قرار گرفت. 
همچنین این پیروزی ارزشمند، آمریکا و سایر قدرت‌ها را سخت به وحشت انداخت و آنان که از پیروزی نهایی ایران اسلامی سخت بیمناک بودند، به تجهیز و تقویت بیش از پیش رژیم صدام پرداختند. 
سرهنگ عراقی "رضا الصبری" در باره عملیات بیت‌ المقدس در خاطرات خود می‌نویسد "نقشه کلی این بود که خرمشهر، یک شهر عراقی است و هیچکدام از افسران عراقی تصور بازگشت مجدد این شهر به دامان کشور ایران را نمی‌کردند". 
وی همچنین می‌نویسد "مستشاران نظامی فرانسوی طی یک بازدید از وزارت دفاع عراق که در سیزدهم آوریل ۱۹۸۲ انجام شد، اعلام کردند هیچ سلاح و نیرویی قادر به بازپس گیری خرمشهر نیست، زیرا عراق این شهر را به صورت یک پایگاه دفاعی بسیار مستحکم در آورده است". 
الصبری در ادامه می‌نویسد "این تحلیل مستشاران فرانسوی موجب شد صدام این سخن تاریخی خود را با اطمینان کامل بیان کند که "اگر خرمشهر سقوط کند و ایرانی‌ها آن را باز پس گیرند، من کلید شهر بصره را به آنان تقدیم خواهم کرد ".

سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر از جایگاه بسبار والایی برخوردار است و هر ایرانی آزاده از یادآوری آن احساس غرور می‌کند.


irna.ir/news/83796314

توافق هسته اى دور است یا نزدیک؟

تاثیر تحولات اخیر منطقه بر برجام

توافق هسته اى دور است یا نزدیک؟

روح اله رحمانی فر در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: به نظر، علی رغم دشوار بودن مسیر پیش روى مذاکرات مرتبط با توافق هسته اى با توجه به اراده تهران براى احیاى برجام بعد از سه سال صبر استراتژیک و نیز دست پُر ایران در مذاکرات که آخرین اهرم آن افزایش درجه غنى سازى بود محور مقابل چاره اى جز شتاب بیشتر در لغو تحریم ها نخواهد داشت و به باور نگارنده از همین حالا مى توان نسبت به سرانجام مثبت برجام امیدوار بود.

 

نویسنده: دکتر روح اله رحمانی فر

به دنبال وقوع حادثه انفجار سایت هسته اى نطنز در تاریخ ۲۲ فروردین بلافاصله نگاه تحلیلگران به سمت اسراییل معطوف شد. از سوى دیگر آینده مذاکرات برجامى با ابهام مواجه شد چراکه بسیارى معتقد بودند این رخداد مى تواند به بى اعتمادى ایران به امریکا دامن بزند و روند مذاکرات وین با چالش مواجه شود. 

به فاصله کوتاهى رسانه هاى اسراییلى به نقل از منابع خود موساد را مسئول این عملیات اعلام کردند و این بار بر خلاف گذشته، اسراییل به شکل روشن ترى مسئولیت حمله تروریستى مذکور را به عهده گرفت. رییس سازمان انرژی اتمى ایران از این حمله به عنوان "تروریسم هسته اى" یاد کرد و مواضع مقامات دولتى در محکومیت این رویداد مشابه بود.

قبل از این اتفاق اسراییل از طریق حمله به مواضع متحدان ایران در سوریه، عراق و لبنان و حمله به کشتى هاى ایرانى و نیز ترور شهید فخرى زاده تلاش کرده بود دیپلماسى قدرت های جهانى با ایران را تضعیف کند. 

با شکست ترامپ بلافاصله نتانیاهو برنامه هاى تهاجمى چندگانه مشتمل بر ترور و حملات دریایى، هوائى و زمینى برای ضربه زدن به دیپلماسى برجامى ایران و شرکاء را پیاده کرد به این امید که با عصبانى کردن تهران در مواضع دیپلماتیک آن اختلال ایجاد و پروژه احیاى برجام را با شکست روبه رو کند. 

اسراییل از حمله به تاسیسات نطنز سه هدف را دنبال مى کرد: اول ضربه زدن به روند دیپلماتیک بین ایران و امریکا؛ دوم تعویق نقطه گریز هسته اى تهران با تخریب فرایند غنى سازى و سوم ارسال پیام جدى به واشنگتن که اگر منافع تل آویو در مذاکرات برجامى لحاظ نشود خود راسا به اقدام علیه ایران دست مى زند که متعاقبا پاى امریکا را به معرکه باز مى کند. 

نتانیاهو به انفجار تاسیسات هسته اى نطنز امید بسیار بسته بود و تصور مى کرد این ضربه قطعا مسیر مذاکرات وین را منحرف مى کند، از طرفى در زمان انتشار خبر این حادثه سایه تردید و شک بر فرایند دیپلماسى ایران و امریکا حاکم شد اما این اقدام تروریستى با واکنش منطقى و معقول ایران مواجه شد. تهران از یک سو با اطلاع آژانس بین المللى انرژى اتمى و در چارچوب مفاد برجام غنى سازى ۶۰ درصدى را آغاز کرد و از سوى دیگر با اعتماد به نفس و جدیت بیشتر مسیر مذاکرات وین را ادامه داد موضوعى که براى نتانیاهو ناامید کننده بود. 

در این بین واشنگتن هم از عدم دخالت در این حادثه خبر داد و چند روز بعد بایدن از اسراییل خواست از لفاظى در مورد حمله به برنامه هاى هسته اى ایران دست بردارد. بنابراین با واکنش به موقع، عملگرایانه و واقع بینانه تهران مسیر مذاکرات به جلو حرکت کرد بطوریکه شامگاه شنبه عباس عراقچى از حصول توافقات کلى صحبت کرد و از آمادگی براى نگارش متن توافق جدید سخن گفت. نمایندگان هیات هاى روسى، چینى و معاون بورل هم از وضعیت مذاکرات وین ابراز رضایت کردند. جو بایدن همزمان در کنفرانس مطبوعاتى به همراه نخست وزیر ژاپن از حضور ایران در مذاکرات وین اظهار خشنودى کرد و بار دیگر از اقدام ترامپ در خروج از برجام انتقاد کرد. 

با این اوصاف به نظر مى آید اسراییل نه تنها در تحصیل مطلوب خود از رهگذر اقدام تروریستی اخیر ناکام ماند بلکه به شکلى پارادوکسیکال طرفین مذاکرات را با افزایش ابزار چانه زنى تهران متعاقب تغلیظ ۶۰ درصدى اورانیوم به سمت شتاب بیشتر در حصول تفاهم سوق داده است. ایالات متحده بایدن ثابت کرده است قصد خروج از باتلاق خاورمیانه را دارد و در این راستا با دورى از سیاستهاى دست و پاگیر ترامپ در قبال اسراییل و عربستان قصد دارد از مقام کارگزارى سیاست های اسراییل در منطقه فاصله بگیرد و امکان دخالت گسترده تل آویو در مواضع خاورمیانه اى واشنگتن را سلب کند. از طرفى امریکا قصد دارد تا یازدهم سپتامبر تمام نیروهاى خود را از افغانستان خارج کند امرى که نمودار عزم جدى بایدن براى کاهش تعهدات ایالات متحده در منطقه است.

سوم؛ ایران بشدت خواستار و پیگیر خروج نظامیان امریکایى از خاورمیانه است. موضوعى که به ویژه بعد از ترور ناجوانمردانه سردار سپهبد شهید سلیمانى به سیاست رسمى ایران در قبال حضور نیروهاى ایالات متحده در منطقه بدل شده است، حال در صورت حصول توافق برجام بین ایران و امریکا قطعا مى توان به تحقق چنین رویدادى امیدوار بود اما شکست برجام به احتمال زیاد بر این خواسته ایران و متحدان منطقه اى آن تاثیر معکوس مى گذارد.
چهارم؛ ایران با برجام این امکان را خواهد داشت وفق توافق هسته اى به تعمیق و توسیع دانش هسته اى خود بپردازد بى انکه فعالیت هاى دانشمندان ما با چالش و مخالفت جامعه بین الملل مواجه شود. فراموش نکنیم به اتکاى برنامه جامع اقدام مشترک و در چارچوب مفاد آن امروز ایران مى تواند در مقام واکنش به تروریسم هسته اى اسراییل بلافاصله اورانیوم ۶۰ درصد تولید کند و این موضوع نشانگر حفظ توان هسته اى کشورمان در کنار تعهد به برجام است.

پنجم؛ با رفع تحریم ها ایران مى تواند به قرارداد جامع همکاری هاى ۲۵ ساله با چین لباس عملیاتى بپوشاند و از این منظر با کارت چین در مقابل امریکا بازى کند.

ششم؛ ایران در پرونده هاى مهمى مثل جنگ داخلى سوریه، جنگ یمن و نفوذ استراتژیک در عراق و لبنان به پیروزى هاى مهمى دست یافته است بطوریکه متحدان تهران در عمده این فقرات دست بالا را دارند و از آنجا که در همه این مناقشات، رقابت ها و ستیزه ها به نظر مرحله درگیرى میدانى فروکش کرده و دیپلماسى جاى خود را پیدا کرده یا مى کند موفقیت دیپلماتیک برجامى و تنش زدایى از روابط خارجى با غرب به ویژه امریکا در سهم بیشتر کشورمان در مذاکرات دیپلماتیک آینده موثر خواهد بود.

خبرهاى بیرون آمده از مذاکرات وین، سخنان نمایندگان روسیه، چین و هیات اروپایى، مصاحبه اخیر بایدن و صحبت هاى عباس عراقچى مجموعا ناظر بر موفقیت و پیشرفت مذاکرات اتریش تعبیر مى شود تا آنجا که رییس هیات مذاکره کننده ایران گفت به زودى مى توانیم کار روى نگارش متن توافق جدید را آغاز کنیم. 

شروع مذاکرات مستقیم ایران – عربستان در بغداد که قرار است هفته بعد ادامه یابد بعد دیگر تحرکات دیپلماتیک اخیر تهران است که به موازات تلاش هاى برجامى نویددهنده آتیه بهتر روابط منطقه اى ایران است.

رویدادهاى اخیر در رابطه با روندهاى دیپلماتیک کشورمان نشان مى دهد هرگاه دست دیپلمات هاى ایران براى مذاکره باز باشد آنها مى توانند موفقیت هاى عمده اى تحصیل کنند و با تدبیر و عقلانیت دستگاه تصمیم سازى سیاست خارجى هر چقدر اسراییل و هم پیمانان آن تقلاى بیشترى براى نابودى برجام بکار بستند از مطلوب خود فاصله بیشترى گرفتند. 

به نظر، علی رغم دشوار بودن مسیر پیش روى مذاکرات مرتبط با توافق هسته اى با توجه به اراده تهران براى احیاى برجام بعد از سه سال صبر استراتژیک و نیز دست پُر ایران در مذاکرات که آخرین اهرم آن افزایش درجه غنى سازى بود محور مقابل چاره اى جز شتاب بیشتر در لغو تحریم ها نخواهد داشت و به باور نگارنده از همین حالا مى توان نسبت به سرانجام مثبت برجام امیدوار بود.

منبع: irdiplomacy.ir/fa/news/2001895

پرونده نُه دی و نسل سوم در دهه هشتاد شمسی

  

سلام عزیزم

|پرونده نُه دی|

نسل سوم در دهه هشتاد شمسی

حضور مردم ایران در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی کشور، همیشه مورد توجه و تعجب تحلیل‌گران خارجی بوده است. اما اکثر آنها قادر نیستند تا درک صحیحی از این حضور مردم داشته باشند. مهم‌ترین دلیل این ناتوانی عدم شناخت ریشه‌های بومی این مسئله است. حجت‌السلام و المسلمین نبوی از اعضای هیئت مؤسس دفتر تحکیم وحدت این موضوع را مورد ارزیابی قرار داده است:

 در طول مبارزات مردم ایران برای پیروزی انقلاب اسلامی، همواره شاهد حضور مداوم و گسترده‌‌ی ایشان بوده‌ایم. فلسفه‌ی این حضور و ریشه‌های قدرت

 

بسیج‌کنندگی مردم در چیست؟


 انقلاب اسلامی جریانی برای براندازی رژیم فاسد پهلوی بود. انقلاب اسلامی جبران لطمه‌هایی بود که استعمار در سده‌های اخیر بر ما وارد آورده بود. انقلاب اسلامی اعلام حضور و مواجهه با قدرت‌های برتر استکباری و جنایت‌پیشه و به‌ویژه آمریکا بود. انقلاب اسلامی خط بازسازی نیازهای جامعه، رسیدگی به محرومان و جبران رنج‌های قشرهای عظیم جامعه و خیزشی جدید برای بازگشت به خود، خودشناسی، حرکت به سمت استقلال، آزاد شدن از قید و بندهای نظام سیاسی پس از جنگ جهانی دوم و بسیاری از گرایش‌ها و خواسته‌های بحق جامعه‌ی ما بود.

اما یک مسئله‌ی بسیار مهم‌تر و عمیق‌تر نیز وجود دارد. در دهه‌ی 1360 و در کوران دفاع مقدس، در دهه‌ی هفتاد و در مناقشات سازندگی و سپس در روی کار آمدن دولت اصلاحات، فراز و نشیب‌هایی پدید آمد که باور به وجود آن ریشه‌ی عمیق یا رشد و نمو آن را مشکل می‌کرد. تا اواخر دهه‌ی هفتاد کسی باور نمی‌کرد که انقلاب اسلامی یک ریشه و عقبه‌ی بسیار بزرگ دارد، اما در اواسط دهه‌ی هشتاد که نسل سوم و چهارم انقلاب به جریان سیال انقلاب اسلامی پیوستند، تأملات بسیاری را برانگیخت. ما در سال‌های اخیر مقوله‌ی اینترنت، ماهواره و جریان لجام‌گسیخته‌ی ضد ارزش‌های اسلامی را در جهان شاهد هستیم. تحت تأثیر این بمباران رسانه‌ای انتظار می‌رفت که نسل سوم ما با ماهیت انقلاب اسلامی بیگانه شود، اما شاهد هستیم که نسل جدید انقلاب کاملاً در راستای آرمان‌های انقلاب و با خواست و انگیزه‌ای بسیار جدی‌تر گام برمی‌دارد.

خداوند از ما خواسته است که وظیفه‌مدار و تکلیف‌محور باشیم. اگر این‌گونه شدیم، خود خداوند فرآیند را به جریان می‌اندازد و نتیجه را به ما می‌دهد. این‌جا به هر حال یک تضمین الهی وجود دارد و این همان معمایی است که تفکر دنیایی با آن مواجه است.


 این ریشه‌ی عمیق از کجا نشأت می‌گیرد؟


 حقیقت و ریشه‌ی انقلاب اسلامی در اقامه‌ی حقوق اهل بیت علیهم‌السلام است. نکته‌ای که پژهش‌گران و اندیشمندان خارجی نتوانستند آن را درک و تحلیل کنند. این اصلی‌ترین انگیزش و ظرفیت مستتر و بسیج‌کننده در جامعه‌ی اسلامی معاصر ما است. یعنی به صورت تاریخی مردم جامعه‌ی ما به این تربیت و رشد و باور رسیده‌اند که می‌توانند بخشی از حقوق پایمال‌شده‌ی اهل بیت(ع) را احقاق کنند و در این راه پیش بروند تا بتوانند بسیاری از خواسته‌ها و آرمان‌های خود را در جهان کنونی تحقق بخشند. اگر امروزه نمی‌توان عدالت جامعه‌ی مهدوی را محقق کرد، اما می‌توان آن‌ها را آرمان قرار داد و به سمت آن‌ها حرکت کرد.

این یک ریشه‌ی بسیار عظیم به شمار می‌رود که مردم ما به‌سادگی حاضر نیستند آن را از دست بدهند. به همین دلیل است که تضمین این مسیر تنها به تلاش‌ها و موفقیت‌های ما در جمهوری اسلامی برنمی‌گردد. انسان هرگونه که نگاه کند، می‌بیند که اهل بیت(ع) خودشان این جریان را تضمین کرده‌اند. نمونه‌هایی مثل نهم دی و دیگر موارد، شاهدی بر این مدعا است.

با وجود تمام مشکلات، امروز مردم با همه‌ی قوا ایستاده‌اند. این‌جا دیگر نه شعار مطرح است و نه قرار است خودی نشان داده شود. اصلی‌ترین موضوع، هویت و ارزش و ذات زندگی است. این جریان در بین جوانان نسل سوم ما هم بازسازی شده و رشد و گسترش زیادی پیدا کرده است. امام راحل(ره) این پرچم را بلند کردند و رهبر انقلاب با قوت این پرچم را افراشته نگاه داشتند. این پرچم در اهتزاز است و مردم به دنبال این پرچم اهل بیت(ع) حرکت می‌کنند. هیچ کدام از پرچم‌های جعلی نیز نتوانسته‌اند خللی وارد کنند.

خداوند می‌فرماید هرگاه در راه ما مجاهده کنید، ما راه را به شما نشان می‌دهیم؛ «الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُم سُبُلَنا». می‌گوید شما مجاهده را به عنوان یک وظیفه انجام دهید. وظیفه‌ی شما این است که پای اقامه‌ی کلمة‌الله بایستید. «الإسلامُ یَعلُو و لا یُعلی علیه» را مبنا قرار دهید، بعد ما خودمان راه را باز می‌کنیم. جزئیات را به ما نمی‌گوید که چگونه این راه را باز می‌کند. یا این‌که می‌فرماید اگر بیست نفر مؤمن در میان شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‌کنند. ما واقعاً نمی‌توانیم به‌راحتی این راز را تفسیر کنیم. بنابراین من فکر می‌کنم ما نمی‌توانیم با زبان این راز را باز کنیم. آیات قرآن هم مسئله را به صورت یک راز گفته‌اند؛ اگرچه به معادلات آن نیز اشاره‌هایی کرده‌اند.

چیزی که نخبگان ما باید به آن بپردازند، همین است که این نوع رقابت‌ها و ساز‌و‌کارها اصلاً دخلی به ماهیت پرچم اهل بیت(ع) ندارد. حالا ما باید این مسئله را در فضای نخبگان تبیین کنیم. راه حل اصلی‌اش هم این است که سؤالات فرعی را رها کنیم و بیاییم این نخبگان را با سؤالات اصلی درگیر کنیم.


ما باید این را بفهمیم که خداوند از ما خواسته است که وظیفه‌مدار و تکلیف‌محور باشیم. اگر این‌گونه شدیم، خود خداوند فرآیند را به جریان می‌اندازد و نتیجه را به ما می‌دهد. این‌جا به هر حال یک تضمین الهی وجود دارد و این همان معمایی است که تفکر دنیایی با آن مواجه است.

 اما گاهی شاهد آن هستیم که برخی نخبگان ما، یا این رابطه را درک نمی‌کنند یا از آن منحرف می‌شوند و به‌نوعی از مردم عقب می‌افتند.
 دلیلش این است که مردم در مسیر اقامه‌ی حقوق اهل بیت(ع) انگیزه‌ای جز ساختن سرنوشت زندگی خودشان ندارند. گویی فقط کارنامه‌ی عمل خودشان را پیش خدا پُر می‌کنند و چیزی بیش از این نمی‌خواهند. این حتی در مورد انسان‌هایی که به‌طور جدی مقید به موازین دینی نیستند نیز صدق می‌کند. آنها هم می‌خواهند کارنامه‌ی عملشان در حفظ و اقامه‌ی پرچم اهل بیت(ع) خالی نباشد ولذا آنها هم هیچ زمانی مقابل رهبری دینی نظام نمی‌ایستند. این را همه‌ی سیاسیون و نخبگان سیاسی کشور باید بفهمند.



 اصلاح این فضایی که بر برخی از نخبگان کشور حاکم است، چگونه ممکن است؟


 من فکر می‌کنم باید برای اصلاح فضای نگرشی میان فعالان سیاسی و نخبگان جامعه قدمی برداشت، اما چه قدمی؟ زورآزمایی‌های سیاسی پاسخ به این سؤال اساسی است. من یک تشریح در این خصوص داشته باشم که البته در جامعه نیز ریشه‌ی سنتی دارد. از قدیم‌الأیام که مراسم تعزیه در کشور ما برگزار می‌شد، در اواخر تعزیه یک نمادی را به عنوان نماد مقدس و متبرک در جمع عزاداران به صحنه می‌آوردند. مثلاً یک پرچم قرمز خونی که علامت دستی بالای آن بود. این بیان امام حسین(ع) را هم روی آن می‌نوشتند که در آن لحظات آخر گفتند: «اگر دین ندارید، آزاده باشید.» برای این‌که مردم یک تبرک محسوس داشته باشند، دور این پرچم جمع می‌شدند. منتها در آن وسط، شور عزاداری نیز برپا بود. به این شکل که ده، دوازده نفر در وسط معرکه‌ی تعزیه شمشیر می‌زدند. حتی در زمان صفویه و قاجاریه به همراه اسب و زره این نمایش را انجام می‌دادند.

خطای نخبگان امروز ما مانند همین می‌ماند که وقتی آن علامت مقدس به میان مردم می‌آید، مردم به سراغ آن علامت می‌روند، اما ممکن است آنهایی که مشغول شمشیر زدن هستند، تصور کنند که اصل این عزاداری همان شمشیرزنی آنها بوده است، در حالی که مردم دور آن پرچم جمع شده‌اند.

تحت تأثیر بمباران رسانه‌ای انتظار می‌رفت که نسل سوم ما با ماهیت انقلاب اسلامی بیگانه شود، اما شاهد هستیم که نسل جدید انقلاب کاملاً در راستای آرمان‌های انقلاب و با خواست و انگیزه‌ای بسیار جدی‌تر گام برمی‌دارد.


ما در تعزیه‌های درست و اصیل هیچ‌وقت چنین اشتباهی را نمی‌بینیم. وقتی شور آخر تعزیه و شور پرچم می‌آید، همه دور آن جمع می‌شوند. حتی همانی که نقش شمر یا عمر سعد را هم بازی می‌کند، لباسش را از تنش درمی‌آورد و دنبال علامت می‌آید. این سنت تاریخی تعزیه بوده است که محور و حرکت اصلی همان پرچم است که همه به آن می‌پیوندند.
چیزی که نخبگان ما باید به آن بپردازند، همین است که این نوع رقابت‌ها و ساز‌و‌کارها اصلاً دخلی به ماهیت پرچم اهل بیت(ع) ندارد. حالا ما باید این مسئله را در فضای نخبگان تبیین کنیم. راه حل اصلی‌اش هم این است که سؤالات فرعی را رها کنیم و بیاییم نخبگان را با سؤالات اصلی درگیر کنیم.

باید از برخی خواص بپرسیم که شما با تلاش برای جلب آراء و نگرش‌هایی که اساساً با ارزش‌های اهل بیت(ع) در تضادند، چه هدفی را دنبال می‌کنید؟ چرا خودتان را سرگردان کرده‌اید؟ اصلاً بخشی از این پرچم دست شما بوده است! قرآن کریم می‌فرماید تا این پرچم دست شما هست، اصلاً آن‌هایی که ضد اعتقاد شما هستند، دور شما جمع نخواهند شد.
البته ممکن است برخی نخبگان نسبت به بعضی کارها و سیاست‌ها انتقاد داشته باشند که باید با حفظ قانون نظر خودشان را داشته باشند، اما نباید از سؤالات اصلی فرار کنند. اگر رسانه‌های ما در این زمینه کار کنند، فکر می‌کنم بخشی از این ضایعه‌ای که در بدنه‌ی نخبگان ما اتفاق افتاده است، جبران خواهد شد.


منبع: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=10798

نُه دی آزمون نهایی نظریه امام در سه دهه سه فتنه

نُه دی، آزمون نهایی نظریه امام(ره)

سه دهه، سه فتنه

نُه دی، آزمون نهایی نظریه امام(ره)

دهه‌ی شصت
یکی از اتهامات گروهک‌های چپ‌گرا به نهضت امام خمینی(ره)، سازش با آمریکا بود. علت این ادعا هم آن بود که شرط لازم پیروزی انقلاب‌ها را قیام مسلحانه می‌پنداشتند و پیروزی مردمی انقلاب بدون اتکا به گروه‌های مسلح را غیر ممکن می‌دانستند. اما پیروزی انقلاب تنها به اتکای قدرت مردم بدون وابستگی به ابرقدرت‌ها و حتی بدون وابستگی به گروهک‌های مسلح، درستی نظریه امام را - پیروزی با مشارکت عمومی مردم- اثبات نمود.

اما در حالی که کمتر از دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته بود، گروهک‌ها بر شیطنت‌های خود افزودند و با آغاز غائله‌های خیابانی سعی بر آسیب رساندن به انقلاب نوپای اسلامی را داشتند. از مهم‌ترین این سلسله حوادث، غائله 14 اسفندماه 1359 در دانشگاه تهران است. رأس این فتنه - که با هماهنگی سازمان منافقین و نیروهای وابسته به بنی‌صدر، موسوم به دفتر هماهنگی مردمی رئیس‌جمهوری شکل گرفت- شخص بنی‌صدر بود که به عنوان سخنران مراسم و از پشت تریبون اغتشاش را هماهنگ می‌کرد.

رفتار منافقین موجب جلب حمایت گسترده سلطنت‌طلبان فراری از کشور شد. علی امینی نخست وزیر فراری شاه و برخی دیگر از چهره‌های شاخص، به حمایت از آن‌ها برخاستند و این حمایت‌ها با سکوت سران اغتشاش‌طلب همراه گردید. اوج این فتنه‌جویی‌ها در اعلام جنگ مسلحانه بر علیه نظام در خردادماه 1360 صورت می‌گیرد


در این مراسم شعارهای بسیار تندی علیه نهادهای انقلابی و اشخاص مورد وثوق امام خصوصاً شهید مظلوم دکتر بهشتی سر داده شد و بنی‌صدر نه تنها نسبت به این توهین‌ها حساسیتی نشان نداد، بلکه شخصاً اقدام به توهین کرد و علناً دستور حمله و مضروب کردن مردم را از پشت بلندگو صادر کرد. بنی‌صدر از این نقطه زمانی در تقابل مستقیم با نظام اسلامی قرار گرفت و به همراه دیگر گروه‌های ضدانقلاب، مدام بر لزوم مقاومت، ایستادگی و تسلیم نشدن، تشویق صریح و جدی برای اعتراضات خیابانی، استقامت نمودن و... می‌نمود.

اگرچه بنی‌صدر انسانی خودشیفته و تمامیت‌خواه بود، اما اینک که پس از سه دهه به آن روزها می‌نگریم، به خوبی آشکار است که بسیاری از اقدامات او تحت تاثیر القائات نزدیکانش بوده است. در حالی که فرماندهان سپاه برای دیدار با رییس‌جمهور وقت که فرمانده کل قوا نیز بوده است؛ مدت‌ها در انتظار می‌ماندند، ‌مسعود رجوی ، اشرف دهقانی، موسی خیابانی و سران فدائیان خلق به راحتی و بارها در منزل به ملاقات بنی‌صدر رفته و ساعت‌ها با او به گفت‌وگو می‌پرداختند. حتی او روابط نزدیکی با رهبران غائله کردستان برقرار کرده بود. جالب آن‌که رد پای جاسوس‌هایی همچون محمدرضا سعادتی، عضو ارشد سازمان منافقین در حال انتقال اطلاعات به سرویس اطلاعاتی شوروی و عباس امیرانتظام، دوست قدیمی بنی‌صدر در حال جاسوسی برای آمریکا با اسناد غیر قابل انکار شناسایی، دستگیر و محاکمه شده بودند.



در این میان امام(ره) با صبر و تدبیر سعی در فرو نشاندن فتنه و جلوگیری از ریزش نیروهایی داشتند که فریب نفاق این گروهک‌ها را خورده‌اند. به دستور امام(ره) هیئت سه نفره‌ای تشکیل می‌شود و جمع‌بندی‌های متقنی انجام می‌گیرد. اما درست پس از هر تدبیر امام که منجر به آرام شدن نسبی فضای جامعه می‌گشت، منافقین مانع از ثبات آرامش می‌گشتند. به عنوان نمونه، درست در روزهایی که با تلاش یاران امام(ره) رنگ و بوی آرامش به فضای سیاسی کشور بازگشته بود، بنی‌صدر در یک مصاحبه رادیوتلویزیونی و مطبوعاتی با شرکت خبرنگاران خارجی و داخلی که در مطبوعات تاریخ 5/2/60 منعکس شد، بار دیگر به تحریک افکار عمومی پرداخت و امام(ره) را به دیکتاتوری متهم نمود: «ممکن نیست شما بتوانید جامعه را در بی‌خبری نگهدارید و جامعه بی‌خبر بتواند پاسدار موجودیت خویش و انقلاب خود و جامعه رو به رشد باشد ... همه باید بایستیم و استقامت کنیم ... دو نوع سازماندهی سیاسی داریم. نوعی از آن بر توانایی رهبری و سفت و سخت بودن سازمان تکیه دارند که به قول فرنگی‌ها توتالیتر یا خودکامه و قیم ... نوع دوم که من طرفدار آن هستم نظم را با زور سازگار نمی‌بیند، سازمان را هم با زور سازگار نمی‌بیند و بر این عقیده است که رهبری، سازمان و نظم باید در سطح خود مردم، برای نگهداشتن مردم در صحنه بماند ...»

پس از این اظهارات در روز دوشنبه 60/2/7 هواداران سازمان منافقین از ساعت سه بعدازظهر، بدون مجوز از وزارت کشور، در میدان فلسطین اجتماع کرده و حدود ساعت چهار به‌طرف پیچ شمیران حرکت کردند که در خلال آن، درگیری میان آن‌ها با نیروهای مردمی و انتظامی به‌وجود می‌آید.

این رفتار منافقین موجب جلب حمایت گسترده سلطنت‌طلبان فراری از کشور شد. علی امینی نخست وزیر فراری شاه و برخی دیگر از چهره‌های شاخص، به حمایت از آن‌ها برخاستند و این حمایت‌ها با سکوت سران اغتشاش‌طلب همراه گردید. اوج این فتنه‌جویی‌ها در اعلام جنگ مسلحانه بر علیه نظام در خردادماه 1360 صورت می‌گیرد؛ زمانی که امام نصیحت را بی‌اثر یافته و بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا عزل می‌نمایند. در این زمان است که مجلس شورای اسلامی نیز طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر را در دستور قرار می‌دهد. فتنه‌گران پی به نزدیکی سقوط کامل خود می‌برند.

امام(ره) با صبر و تدبیر سعی در فرو نشاندن فتنه و جلوگیری از ریزش نیروهایی داشتند که فریب نفاق این گروهک‌ها را خورده‌اند. به دستور امام(ره) هیئت سه نفره‌ای تشکیل می‌شود و جمع‌بندی‌های متقنی انجام می‌گیرد. اما درست پس از هر تدبیر امام که منجر به آرام شدن نسبی فضای جامعه می‌گشت، منافقین مانع از ثبات آرامش می‌گشتند.


شنبه سی‌ام خرداد، روز طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس بود. در این روز سازمان منافقین که می‌پنداشت بهانه و فرصت مناسبی برای اعلام شورش علیه امام(ره) و نظام جمهوری اسلامی به دست آورده است، با صدور اطلاعیه‌ای سیاسی-نظامی رسماً وارد جنگ مسلحانه و قتل و کشتار مردم وفادار و علاقه‌مند به نظام جمهوری اسلامی گردید. آن‌ها به‌سرعت به تدارک و آماده‌سازی یک حرکت مسلحانه وسیع و گسترده پرداختند. وابستگان ضد انقلاب و منافقین در داخل با پیوستگی کامل در خیابان‌های شهرهای بزرگ و کوچک دست به کشتار، آزار و اذیت مردم و تخریب اموال عمومی زدند. در خارج کشور نیز گروه‌های به اصطلاح اپوزیسیون با تظاهرات خود بنی‌صدر را یاری دادند.

اما حضور خودجوش و گسترده مردم ایران در تظاهرات سی و سی‌ویک خرداد، در تجدید پیمان با رهبری انقلاب و اعلام حمایت از مجلس شورای اسلامی و مخالفت با بنی‌صدر و عملیات ارعابی و شورشگرانه، منافقین را با ناکامی مواجه ساخت. مسعود بنی‌صدر، پسرعموی رئیس‌جمهور معزول و عضو وقت سازمان منافقین، در کتاب خاطرات خود با اشاره به این موضوع می‌نویسد: «وجود انبوه افراد وفادار به آیت‌الله خمینی ... بیانگر این نکته است که او در وضعیت غیر قابل تصوری قرار داشت و علاوه‌بر این، می‌توانست با یک سخنرانی، اطلاعیه یا دعوت عمومی افراد بسیاری را به پای تظاهرات و نمازهای جمعه بکشاند که به‌خصوص نمونه‌های بسیاری از آن در همان حوالی خرداد 1360 اتفاق افتاد و به آن‌ها اشاره گردید. حتی بسیاری از خانواده‌های اعضای فعال سازمان نیز ... مخالفت با او را نوعی فروختن دین به دنیا می‌دانستند و حاضر به مبارزه با او نمی‌شدند.»

دهه‌ی هفتاد
در سال 1368 سازمان سیا با همکاری سرویس اطلاعاتی آلمان و واسطه‌گری علی امینی کنفرانس «هامبورگ» را برگزار نمود. سلطنت‌طلبان و جناح‌های چپ و راست اپوزیسیون خارج از کشور، پس از شرکت در این کنفرانس، مشی و گفتمان خود را رسماً تغییر دادند. جمع‌بندی مسائل مطرح‌شده در کنفرانس هامبورگ به این صورت بود که پایگاه مردمی و اجتماعی جمهوری اسلامی غیر قابل خدشه است و باید با برنامه‌های فرهنگی، زمینه‌ را برای استحاله مسئولین نظام و سپس مردم فراهم کرد.

«دیوید کیو» مأمور سیا و رابط آن سازمان با برخی از این گروه‌های ضد‌انقلاب، در جلسه‌ای توجیهی، استراتژی مورد نظر آمریکا برای براندازی جمهوری اسلامی را چنین بیان می‌کند: «مهم‌ترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی، تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم.» بهزاد کریمی از فعالان ضد انقلاب مقیم خارج، در اظهاراتی تصریح می‌کند که تفکر فقاهتی باید از بین برود و بسیاری از تئوریسین‌های غربی و شرقی، راه نفوذ را تغییر در فرهنگ عاشورایی مردم در حمایت از رهبر خود اعلام می‌نمایند.

همراهی کسانی که انتظار مقابله با فتنه از آن‌ها می‌رفت و قرار گرفتن آن‌ها در صف اغتشاش‌گران سبب دلگرمی سربازان میدانی این توطئه گردید و چهار روز تهران دست به گریبان اغتشاشات خیابانی گشت.


رهبر انقلاب در هفتم آذرماه 1368نخستین هشدار را نسبت به رویکرد جدید دشمن به عرصه فرهنگی اعلام داشتند: «یک جبهه‌بندی عظیم فرهنگی که با سیاست، صنعت، پول و انواع و اقسام پشتوانه همراه است، الآن مثل یک سیلی راه افتاده که با ما بجنگد. جنگ هم، جنگ نظامی نیست.» ایشان بعدها با تعبیر «شبیخون فرهنگی»، ابعاد و عمق توطئه را تشریح نمودند و با هشدارهای خود کوشیدند تا اذهان مردم و مسئولان را به عملیات پیچیده دشمن متوجه نمایند.

این هشدارها اما از سوی متولیان فرهنگی چندان مورد توجه قرار نگرفت. فضای گفتمان رسانه‌ای به مرور به سویی رفت که سال‌های پایانی دهه هفتاد، شاهد توهین‌‌های علنی به مقدسات مردم در رسانه‌ها بودیم. دشمن در چنین فضایی گمان برد که ریزش انقلاب به نقطه طلایی رسیده است و توان انجام یک حرکت مؤثر فراهم گردیده است. در هجده تیرماه 1378 توطئه‌ای رقم خورد که بسیاری به موفقیت آن امید داشتند. اغتشاشات خیابانی که هجده سال از خاطره مردم دور مانده بود، با تشنج در خیابان‌های اطراف کوی دانشگاه در نیمه شب هجده تیرماه و شکستن شیشه‌های مهدکودکی در مقابل کوی، آتش زدن لاستیک و حمله به خودروها و بستن معابر و هجوم به ناجا و گروگان گرفتن سه سرباز نیروی انتظامی آغاز گردید.



همراهی کسانی که انتظار مقابله با فتنه از آن‌ها می‌رفت و قرار گرفتن آن‌ها در صف اغتشاش‌گران سبب دلگرمی سربازان میدانی این توطئه گردید و چهار روز تهران دست به گریبان اغتشاشات خیابانی گشت. این فتنه و آشوب دشمن را در راه رسیدن به اهداف خود امیدوار کرد.

اما دوشنبه 21 تیرماه 1378 جمعی از مردم که از توهین به مقدسات خود توسط اغتشاشگران ناراحت هستند، به دیدار رهبر انقلاب می‌روند. سخنان رهبر انقلاب موجی از بیداری و عزم مقابله با فتنه‌گران را ایجاد می‌کند و از همان زمان مردم منسجم‌تر از قبل در برابر اغتشاش‌گران می‌ایستند. موج‌های مردمی به مرور به هم پیوند می‌خورد و در راهپیمایی سراسری 23 تیرماه 1378، بار دیگر مردم برای فرو نشاندن فتنه به صحنه می‌آیند و غائله‌ای دیگر را پایان می‌بخشند. حضوری که یادآور منطق بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران در اتکای به مردم بود.

دهه‌ی هشتاد
حوادث فتنه 1388، نزدیک‌تر از آن است که نیاز به بازخوانی داشته باشد، اما بی‌شک ریشه این فتنه در تداوم طمع دشمن به امکان شکستن رابطه میان ولی‌فقیه و امت اسلامی بود. آنان که با نفوذ درون حاکمیت نقش برجسته‌ای در فتنه تیرماه 1378 داشتند، این‌بار با مدیریتی دقیق‌تر و با محاسباتی جزئی‌نگارانه‌تر به میدان آمده بودند. کافی است نگاهی به روزنامه‌های زمان دو حادثه بیاندازیم تا حضور چهره‌های ثابت در هر دو غائله را بیشتر دریابیم. این‌بار نیز تدبیر رهبر سبب گردید تا عمق فتنه آشکارتر گردد تا ریشه دشمنی‌ها در توهین به عاشورای حسینی بر همگان آشکار گردد.

  

دشمن که پس از ارتحال ملکوتی امام خمینی(ره) به برنامه‌ریزی برای شکاف میان امت و رهبری کمر همت بسته بود، این‌بار اما با نیرنگ‌های متفاوتی وارد شد. به جای شعارهای سکولار، شعارهای انقلابی سر دادند، الله اکبر گفتند و ... فتنه 88 فتنه پیچیده‌تری بود؛ فتنه‌ای با شعارهای حق که از آن اراده باطل شده بود. اما با هلهله شادی در عاشورای حسینی مشخص گردید که فتنه‌گران همان‌ها هستند و این‌بار نیز غبار فتنه ننشست جز با حضور سیل خروشان مردمی که چراغ بصیرت در دست داشتند.

شاید بتوان «نُه دی» را آزمون نهایی نظریه امام(ره) در خصوص انقلاب اسلامی دانست، انقلابی که با اتکای به مردم پیروز شد و به پیش رفت و مردمی که با پشتیبان ولی‌فقیه از راه امام دست نکشیده‌اند.


منبع: farsi.khamenei.ir/others-report?id=10809

دلایل و عوامل پیروزی جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس

 

سلام عزیزم

 

1-دلایل پیروزی جمهوری اسلامی ایران : الف : حفظ، تثبیت و تداوم انقلاب اسلامی: هدف اصلی رژیم بعثی عراق و ابر قدرت های حامی آن براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود که هر چند آسیب های فراوانی به کشور ایران وارد شد روز به روز بر اقتدارش افزوده شده و حاکمیت از انسجام و ثبات بیشتری بر خوددار شد و جایگاه ویژه ای در نظام سیاسی منطقه و جهان کسب کرد. جمهوری اسلامی ایران نه تنها با تحمیل جنگ توسط استکبار جهانی مهار نشد بلکه با قدرت و تلاش بیشتر به حرکت خود ادامه داد و امروزه شاهد آثار آن در اکثر نقاط جهان مثل خاور میانه ، شمال آفریقا و آمریکای جنوبی در رویش و خیزش امواج ضد استکباری و ضد آمریکایی هستیم. ب : شکست استراتژی رژیم بعث در تهاجم به جمهوری اسلامی ایران : نگاهی به تاریخ معاصر نشان دهنده ی این واقعیت است که جنگ های قرون اخیر همواره جدا شدن بخشی از خاک ایران را در پی داشته است. از افتخارات جمهوری اسلامی ایران این است که علی رغم حمایت ابر قدرت ها از دشمن، با اتکال الهی و تکیه بر قدرت ملی اجازه ی تجزیه ذره ای از خاک کشور را نداد و دشمن نتوانست به ادعاهای خود در مورد اروند رود و سایر نقاط مرزی کوچک ترین دسترسی پیدا کند. ج : پذیرش مجدد قرارداد 1975 الجزایر توسط رژیم بعث عراق : صدام که با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر جنگ را آغاز کرد در نهایت با پذیرش آن در ششمین و آخرین نامه خود در 23/05/1369 به رئیس جمهور وقت ایران نوشت : ((بدین ترتیب همه ی آن چه را که می خواستید و بر آن تکیه می کردید تحقق می یابد و دیگر اقدامی جز مبادله اسناد باقی نمی ماند.)) معرفی رژیم بعثی عراق به عنوان متجاوز توسط دبیر کل سازمان ملل پس از اخذ و بررسی اسناد و دلایل جمهوری اسلامی ایران و عراق در تاریخ 18 آذر 1370 صدام را به عنوان متجاوز و آغاز گر جنگ معرفی نمود که این موضوع تحقق یکی از شرایط خواسته های جمهوری اسلامی ایران بود و با توجه به این دلایل معلوم شد که جمهوری اسلامی ایران پیروز قطعی این جنگ بوده و توانسه دشمن را در کلیه اهداف ناکام بگذارد و از موجودیت و اراضی خود به نحو احسن دفاع کند. 2 : مهمترین عوامل پیروزی جمهوری اسلامی ایران : الف : رهبری و مدیریت حضرت امام خمینی (ره) در هشت سال دفاع مقدس با آغاز جنگ بزرگترین نقطه قوت ایران وجود رهبری معنوی، پر جاذبه دور اندیش، نترس، توانمند و با حکمتی بود که مردم ایران را از صمیم قلب دوست داشته است. امام خمینی تهدید بزرگ جنگ را تبدیل به فرصتی استثنایی برای بروز توانایی های ملت و آزمونی برای جهاد در راه خدا کرد. امام خمینی توانست با نفوذ عظیم خود، انگیزه ی بزرگی را در ایستادگی در برابر دشمن در بین بسیاری از مردم ایران بوجود آورد و روحیه ی تهاجمی را در قوای مسلح ایجاد و با تدابیری هوشیارانه از پیروزی دشمن جلوگیری کند او توانست بلافاصله ابتکار سیاسی جنگ را در دست بگیرد و دولت عراق را در بن بست عملکرد خود قرار دهد. و او به سرعت انسجام ملی را علیه متجاوز شکل داد و مقاومت مثال زدنی از ملت ایران به نمایش گذاشت و آن قدر با دشمن جنگید تا توانست تمام سرزمین های اشغالی ایران را آزاد کند و صدام را از اقدام خود پشیمان کند و او را به پذیرش خواسته های منطقی ایران وادار کند. ب : پشتیبانی مردم از دفاع مقدس : در دوران 8 سال دفاع مقدس ، ملت ایران ظرفیت روحی بالا و تحمیل فراوانی از خود نشان داد. میل به فداکاری و ایستادگی در بین مردم افزایش یافت، اقشار مختلف مردم پیوسته از نظام جمهوری اسلامی و سیاست های امام خمینی (ره) برای پیروز شدن در برابر دشمن حمایت می کردند، مشروعیت دفاع از اسلام ، کشور و انقلاب اسلامی انگیزه ی قوی در مردم بوجود آورد. در دوران دفاع مقدس بخشی از مردم ایران به طور داوطلبانه از سراسر نقاط کشور با انگیزه ی الهی عازم جبه های جنگ شدند و توانستند تمام نارسایی ها و کمبودهای موعود در جبه را با حضور خود بر طرف نمایند، حضور نیروهای داوطلب و بسیجی موجب شد تا موازنه قوا به نفع ایران برقرار گردد و قدرت مکمل توان رزمی ایران با سازمان دهی آنها بوجود آید تا بتواند نقش تحسین کننده ی در پیروزی ایران بر قوای بحثی فراهم آورند. ج : ابتکارات و خلاقیت ها : جبه های جنگ فرماندهانی را پرورش داد و تربیت کرد که خلاقیت آنها و امید آنها به پیروزی تحویل عظیمی در تغیر وضعیت جنگ به نفع ایران ایجاد کرد با قوای دشمن، بوجود آورند و مجموعی یکبار برای اداره ی صحنه های ثامن لائمه، بیت المقدس، کربلای 5 والفجر 8؛ عملیات مرصاد بدون حضور دائمی فرماندهان و خلاقیت های جدید در جبهه ی نبرد امکان پذیر نبود. د : وحدت و هبستگی ملی : در سال های جنگ صحنه ی داخلی کشور تا حدود زیادی خوب اداره ی می شد، مردم نگران وضعیت اجتماعی و معیشتی خود نبودند و اداره ی جبه ها به گونه ای نبود که مردم در آرامش زندگی می کردند. دولت قیمت ها را کنترول می کرد و در بازار و تجارت داخلی و خارجی دخالت می کرد. البته جنگ موجب رکود اقتصادی گردید. در دوران دفاع مقدس انسجام سیاسی کشور در وضعیت نسبتا مطلوب بود اگرچه در سال اول جنگ با فرار رئیس جمهور وقت و اقدام مسلحانه منافقین و ترورهای گسترده فضای نا امنی در کشور ایجاد شد. ولی به هرحال این مشکل دوام زیادی نیافت و به سرعت فضای کشور به سمت امنیت و آرامش جلو رفت. ه : شیوه و سبک مدیریت جبهه : روش مدیریت فرماندهان در جبه های جنگ متفاوت از روش های مرسوم در سایر ارتش بود اگرچه سلسه مراتب و فرماندهی و فرمانبر برقرار شده بود. فرمانده با مشورت همرزمان خود آنان را در تصمیمات خود شریک می کرد و همه می دانستند که پس از تصمیم باید بر خدا توکل کنند.

 

                                                                                                    . blogfa . mgalateshohada