حقوق بشر آمریکایی

یادداشتی پیرامون حقوق بشر آمریکایی

با یک تحلیل ساده می‌توان دریافت، حقوق بشر آمریکایی، یعنی حمایت از دولت‌های غاصب در سرزمین‌های اشغالی و به خاک و خون کشیدن مردم آزادی‌خواه آن دیار است. نموه بارز آن رژیم اشغال گر قدس می‌باشد که نه تنها با حمایت دولت آمریکا به گسترش شهرک‌های صهیونیست نشین دامن می زند، بلکه به بهانه‌های واهی مناطق فلسطینی نشین را در نوار غزه و یا مناطق دیگر زیر بمباران شدید موشکی و راکتی خود قرار می‌دهد.

اکبر خوردچشم از پژوهشگران حوزه دفاع مقدس در یادداشتی پیرامون حقوق بشرآمریکایی  می نویسد: هر زمان سخن از حقوق بشر به میان می‌آید، دُول غربی، به خصوص ایالات‌متحده آمریکا خواهان حفظ و نکوداشت این حقوق اولیۀ انسان‌ها می‌شوند. آن‌ها برای اثبات ادعای خود از انواع وسایل ارتباط جمعی مثل روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون، فضای مجازی و فراتر از آن‌ها، سازمان‌ها و بنیادهای به ظاهر بین‌المللی و بی طرف بهره می‌برند تا این چنین خود را مدافع سرسخت حقوق بشر نشان دهند.

در سطح جهانی، دولت آمریکا خود را داعیه‌دار مدافع حقوق بشر می‌داند و گوی سبقت را از دیگر کشورها ربوده است. پس هرکجا بحرانی پیش می آید، این دولت با تمام توان سیاسی، اقتصادی و نظامی خود حضور پررنگی پیدا می کند تا راهی برای برون‌رفت از بحران پیش‌آمده پیدا شود. ولی با کمی تأمل متوجه می‌شویم، حقیقت غیرازاین است. زیرا طی یک قرن گذشته حقوق بشر برای آمریکایی‌ها تبدیل به اهرم فشاری شده تا ملت‌ها و دولت‌های آزاده جهان را تحت سیطرۀ خودشان درآورند و به اهداف بلند مدت خودشان برسند.

در رهگذر حوادث گوناگون یک سدۀ اخیر، کافی است به عملکرد بشردوستانه دولت آمریکا نگاهی بیندازیم. آنچه در عمل رخ داده، با آنچه در شعارهای تبلیغاتی وجود داشته، تفاوت بسیاری دارد. به عنوان مثال آمریکایی مدعی‌اند، در باب امنیت هوایی و حفظ جان مسافران کوچک‌ترین ضریب خطا را ندارند؛ اما همین سیستم به ظاهر دقیق و پیچیده هواپیمای مسافربری را در آسمان خلیج فارس هدف قرار می‌دهد و ۲۹۰ انسان بی‌گناه را به کام مرگ می‌کشاند.[۱]جالب آن‌که دولت وقت آمریکا نه تنها از این اقدام تروریستی خود اظهار ندامت و عذرخواهی نمی‌کند، بلکه این عمل شرم‌آور خود را با عبارتی چون دفاع (؟!) توجیه می‌کند. جالب‌تر آن‌که به فرمانده ناو شلیک کنندۀ موشک (ناخدا ویلیامز راجرز) مدال افتخار هم می‌دهد.[۲]

بی شک حقوق بشر آمریکایی، نوعی ریشخند زدن دولت آمریکا به حقوق بشریت است. چنانچه در سطح جهانی کمتر کشوری هست که از آسیب‌های فرسایشی این به اصطلاح حقوق بشر در امان نمانده باشد. البته در این میان، همواره کشور و ملت ایران اسلامی آماج حوادث تروریستی مستقیم یا غیرمستقیم آمریکایی‌ها بوده است. حوادثی مثل بمب‌گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی[۳]، حملۀ شیمیایی به سردشت توسط نیروهای صدام و با استفاده از بمب‌های شیمیایی تولید غرب[۴]، انفجار در دفتر نخست‌وزیری[۵]، دادن اطلاعات سری نظامی به دولت صدام در طول هشت سال دفاع مقدس[۶] و...

بسیاری از کارشناسان امور سیاسی اذعان دارند، حقوق بشر آمریکایی از همان ابتدا به پوسته ای بی‌ارزش تبدیل شده است تا دولت آمریکا (جمهوری‌خواه و یا دمکرات) با راه انداختن جنگ روانی و سپس نظامی در مناطق گوناگون جهان، تولیدات کارخانه‌های اسلحه‌سازی خود را گسترش دهد و در این میان، انواع تسلیحات نظامی و حتی ممنوعه را بر روی مردم بی گناه آزمایش کند. چنانچه در این پروسۀ نظامی و سیاسی سود کلانی به جیب کمپانی های اسلحه‌سازی آمریکایی، اروپایی و چه‌بسا رژیم صهیونیستی سرازیر می‌شود.[۷]

باید گفت، حقوق بشر آمریکایی، یعنی تشکیل گروه های تکفیری در عراق و سوریه و کشتن صدها هزار انسان بی‌گناه در جای‌جای این دو کشور و حتی کشورهای همسایه که اثرات فرسایشی آن تا سال‌های متمادی ادامه دارد. یا نه، حملۀ مستقیم به افغانستان[۸] به بهانه مبارزه با تروریسم طالبان و بمباران هوایی و سپس لشگرکشی به عراق[۹] به بهانه واهی کشف ضرابخانه‌های بمب اتمی که در عمل آنچه به دست آمده، تولد و اشاعۀ تروریسمی به نام داعش بوده است که با کشته شدن صدها هزار غیر نظامی، اینک به معضلی لاینحل تبدیل شده است.

بی ترید باید به آنان که به حقوق بشر آمریکایی دل خوش کرده‌اند و آن را تنها نجات بشریت امروز از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و ... می‌دانند، گفت، ارمغان این ادعای پوچ و نخ‌نما شده، چیزی جز ویرانی کشورها و به خطر افتادن جان مردم بی دفاع نیست. به واقع هرکجا بحرانی شکل می گیرد، فی‌الفور حقوق بشر آمریکایی در آنجا حضور پیدا می کند. حال نه تنها، آن بحران برطرف نمی‌شود، بلکه آتش خانمان‌سوز آن شعله ورتر هم می‌شود. پس کمتر کسی هست، آتش‌افروزی‌های دولت آمریکا در جنگ دو کره[۱۰] را به یاد نیاورد و یا تاریخ هیچ‌گاه جنایات جنگی ارتش آمریکا را در خلال جنگ ویتنام[۱۱] فراموش نمی‌کند.

با یک تحلیل ساده می‌توان دریافت، حقوق بشر آمریکایی، یعنی حمایت از دولت‌های غاصب در سرزمین‌های اشغالی و به خاک و خون کشیدن مردم آزادی‌خواه آن دیار است. نمونه بارز آن رژیم اشغال گر قدس می‌باشد که نه تنها با حمایت دولت آمریکا به گسترش شهرک‌های صهیونیست نشین دامن می زند، بلکه به بهانه‌های واهی مناطق فلسطینی نشین را در نوار غزه و یا مناطق دیگر زیر بمباران شدید موشکی و راکتی خود قرار می‌دهد.

به‌هرحال تاریخ خود گواه است، این روزها دفاع از حقوق بشر، یک شعار پوچ و تهی است و همگان می‌دانند، کشورهای غربی و در رأس آن‌ها دولت آمریکا برای رسیدن به مقاصد شومشان از این شعار و به عنوان یک وسیلۀ کاملاً یک سویه استفاده می‌کنند. به‌راستی این دفاع از حقوق اولیه بشریت است، یا اشاعۀ شرارت و کشتار مردم بی‌دفاع برای رسیدن به مطامع و امیال؟ چنانچه مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:

«دفاع امثال آمریکا از حقوق بشر، برای ملّت‌ها و مظلومان دنیا، گریه‌آور است. برای بشریت، مصیبتی بالاتر نیست که مفاهیم و ارزش‌های انسانی، این‌طور در دست و پای این سیاست‌بازان خبیث بیفتد.» (از بیانات مقام معظم رهبری (۷/۹/۱۳۶۹))

پی‌نویس‌ها:

[۱] پرواز ۶۵۵ ایران ایر، مورخه ۱۲ تیر ماه ۱۳۶۷ از مبدأ بندرعباس به مقصد دوبی که با شلیک موشک از ناو جنگی یو اس ای وینسس در آسمان منفجر شد و تعداد ۲۹۰ نفر از خدمه و مسافران که عمدتاً زن و کودک بودند، به شهادت رسیدند.

[۲]در سال ۱۹۹۰ م. جورج بوش پدر به ویلیام راجرز به خاطر عملکرد خارق‌العاده او به‌عنوان افسر فرمانده، نشان لژیون لیاقت اعطا کرد.

[۳] فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تهران (۷ تیر ۱۳۶۰) و شهادت مظلومانه هفتادودو تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب و در رأس آن‌ها شهید مظلوم آیت اللّه بهشتی از سوی منافقین، عکس‌العمل استکبار جهانی و عوامل داخلی آن‌ها در قِبال برکناری بنی صدر خائن و حذف ضدانقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسؤولین نظام اسلامی بود. در این حادثه تعداد زیادی از وزرای کابینه و نیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند. عامل این انفجار شخصی به نام محمدرضا کلاهی صمدی نام دارد که پس‌ازاین واقعه به اروپا گریخت.

[۴] این حادثه در ۷ تیر ۱۳۶۶ و در شهر مرزی سردشت (در آذربایجان غربی) توسط نیروهای بعثی اتفاق افتاد. تعداد ۱۱۰ نفر از اهالی غیر نظامی به شهادت رسیدند و بیش از ۸۰۰۰ نفر مجروح شدند.

[۵] این حادثه در ساعت ۳ بعدازظهر ۸ شهریور ۱۳۶۰ رخ داد که علاوه بر محمدعلی رجایی (رئیس جمهور) و محمدجواد باهنر (نخست‌وزیر) تعدادی از سران لشگری و کشوری هم به شهادت رسیدند. عامل این انفجار مسعود کشمیری نام دارد که به اروپا گریخت.

[۶] طبق اسناد موجود هواپیماهای جاسوسی آواکس آمریکایی در دفعات مختلف، اطلاعات فوق سری نظامی را به رژیم صدام تحویل می‌دادند، از آن جمله می‌توان به اطلاعات مربوط به عملیات کربلای ۴ اشاره کرد.

[۷] به گزارش موسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم (سیپری SIPRI) یک مرکز دیده‌بان کنترل تسلیحات) صادرات تسلیحات ایالات متحده در سال ۲۰۱۹ به‌گونه‌ای چشمگیر به ۹۶ کشور جهان گسترش یافته است.

[۸] این عملیات در ۷ اکتبر ۲۰۰۱ میلادی با نام رسمی عملیات بلندمدت آزادی شروع شد.

[۹] این عملیات در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ (۲۹ اسفند ۱۳۸۱) آغاز شد.

[۱۰] این جنگ در سال ۱۹۵۰ آغاز و در سال ۱۹۵۳ با تقسیم کره به دو کشور جنوبی و شمالی پایان پذیرفت.

[۱۱] این جنگ در سال ۱۹۵۵ آغاز شد و تا سال ۱۹۷۵ طول کشید. جنایات ضد بشری آمریکا در این جنگ قابل توجه است.

https://www.isna.ir/news/1400040604172

 

تحلیل اقتصاد آمریکا و جهان در دوره بایدن در ارتباط با تجارت جهانی

تحلیل وضعیت اقتصاد آمریکا و جهان در دوره بایدن/ تجارت جهانی دوباره رونق می گیرد

 

یک اقتصاددان ضمن تحلیل وضعیت اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهان در دوره ریاست جمهوری بایدن گفت:  انتخاب بایدن با بهبود روابط تجاری چین و آمریکا به رشد و تقویت اقتصاد چین کمک خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار اقتصادیخبرگزاری تسنیم،مرتضی بکی حسکوئی، استادیار اقتصاد و مدیردفتر مدلسازی اقتصاد ایران، دانشگاه امام صادق(ع) است. وی بر این باور است که افزایش   افزایش تعاملات تجاری بین المللی آمریکا در دوره جدید بر نیروی کار و توزیع درآمد در آمریکا تأثیر منفی خواهد گذاشت.

این اقتصاددان معتقد است که نظم نوین بین المللی جدیدی را دوره بایدن می توان انتظار کشید که بر اقتصاد بین الملل نیز موثر خواهد بود. دیگر نظرات بکی حسکوئی را در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی تسنیم در ادامه می خوانید.

  • نظم نوین بین المللی جدیدی را می توان انتظار کشید که بر اقتصاد بین الملل نیز موثر خواهد بود

پیروزی بایدن در انتخابات امریکا و تبعات و آثار آن بر اقتصاد بین الملل را چطور ارزیابی می کنید؟

می توان به این موضوع از چند منظر  نگاه کرد؛ اولین مسأله نوع نگاه متفاوت دموکراتها به روابط بین الملل است و در واقع آنچه که در دوره چهارساله ترامپ اتفاق افتاد در آینده شاهد چرخشی نسبت به آن خواهیم بود و از نقطه نظر روابط الملل و حضور آمریکا در روابط سیاسی بین کشورها و تنظیم و ایجاد نظم نوین بین المللی شاهد تحولاتی خواهیم بود که می تواند بر اقتصاد بین الملل نیز تاثیر بگذارد.

در دوره چهارساله ترامپ یکی از تبعات نگرش جمهوری خواهان به روابط بین الملل داشتند حضور کمرنگ ایالات متحده در اقتصادهای مختلف از حیث سیاسی بود. برخلاف دوره اوباما که آمریکا خود را نظم بخش روابط بین الملل دانسته و نظم بین الملل را وظیفه خود برمی شمرد و به این واسطه آمریکا حضور پررنگی در تمام عرصه ها و مناطق داشت؛ در دوره ترامپ و دوره جمهوری خواهان جهان شاهد خروج آمریکا از نهادهای بین المللی و نهادهایی  بود که ضامن نظم بین المللی بودند. من به جنبه ارزشی این موضوع کار ندارند آنچه مهم است بحث نگرش است.

آخرین موضوع بحث خروج از ناتو بود که پیامدهایی برای نظم نوین بین المللی داشت.

  • جولان بیشتر کشورهایی مانند امارات، عربستان، قطر و... با خروج آمریکا از نهادهای بین المللی و ایجاد تنشهایی توسط آنها

  • تضعیف ناتو و عدم کارآیی سازمان ملل در دوره ترامپ

  • این اتفاق چه پیامدهایی را به دنبال داشت؟

اولین پیامد آن این بود که دولتهایی مانند ترکیه، امارات، عربستان، قطر و... در حوزه های مختلف حضور پر رنگ داشتند و با منابع مالی که داشتند تحرکات و تنشها و چالشهای بزرگی برای اقتصاد بین الملل به وجود آورده بودند. با خروج آمریکا از ناتو عملاً ناتو تضعیف شد. خود سازمان ملل نیز تحت تأثیر جهت گیری ترامپ و چمهوری خواه قرار گرفت و کارآیی لازم را نداشت و بر اقتصاد بین الملل نیز تأثیر گذاشت.

  • حاکمیت نوعی یکجانبه گرایی در تجارت بین الملل در دوره ترامپ

از بعد تجارت بین المللی عملکرد دوره ترامپ را چطور ارزیابی می کنید؟

تفکر و نگرش اقتصادی جمهوری خواهان در مساله تجارت بین الملل به ویژه در دوره ترامپ به این شکل قابل بحث و بررسی است. در این تفکر که در چهارسال گذشته حاکم بود بر روابط اقتصادی ایالات متحده با دنیای خارج، یک نوعی نئومرکانتیلیسم حاکم بود که اقتصاد آمریکا  نوعی یکجانبه گرایی را در تجارت بین الملل دنبال می کرد.  

منازعات و مشاجرات و مباحثی که بین ایالات متحده امریکا، اقتصاد چین و اتحادیه اروپا در خصوص تجارت بین الملل این یکجانبه گرایی را به خوبی نشان می داد.

محدودیتهایی که آمریکا بر تجارت بین الملل بر چین اعمال کرد برخاسته از تفکر مرکانتیلیستی بر اقتصاد است که تجارت یکجانبه را برای اقتصاد پیشنهاد می کند.

  • افزایش روابط تجاری آمریکا با جهان در دوره بایدن

جمهوری خواهان با همین تفکر در انتخابات 2016 رأی آوردند...

بله اینکه چرا جمهوری خواهان توانستند در انتخابات 2016 با همین تفکر و با تفکر ملی گرایی، توجه به اقتصاد داخلی و محدود کردن تجارت خارجی رای بیاورند مساله ای است که در ادبیات اقتصاد بین المللی به آن اینگونه پرداخته می شود که در اقتصادهایی که وفور سرمایه در آنها وجود دارد تجارت بین الملل به نفع صاحبان سرمایه است و آزادی تجارت منافع صاحبان سرمایه را تأمین می کند. بنابراین محدودیت تجارت منجر به بهبود وضعیت نیروی کار می شود. بر همین اساس بود که جمهوریخواهان در سال 2016 به رهبری ترامپ توانستند انتخابات را برنده شوند و تجربه و عملکرد آنها در این حوزه طی چهارساله گذشته منافع نیروی کار تا حد زیادی بهبود یافته است.

در دوره جدید به احتمال زیاد این نگرش کنار گذاشته خواهد شد و اولین مسأله افزایش روابط تجاری آمریکا با دنیای خارج و حذف موانع و محدودیتهای موجود و تسهیل روابط با جهان خواهد بود که بر اقتصاد بین الملل و اقتصاد آمریکا نیز تأثیر خواهد گذاشت.

  • بهبود وضعیت و رشد اقتصادی چین در دوره بایدن

از تأثیر افزایش تعاملات تجاری بین المللی آمریکا بر اقتصاد چین چه ارزیابی دارید؟

در بعد بین الملل اقتصاد چین بیشترین منافع را از تجارت با آمریکا خواهد برد و باعث تقویت و رشد روابط تجاری این دو کشور خواهد شد و مخاطره ای که برای اقتصاد چین در دوره ترامپ ایجاد شد و نگرانی هایی که برای آنها از روی کار آمدن مجدد ترامپ ایجاد شده بود، عملا برطرف می شود. چینها اطمینان می یابند که در دوره جدید روابط آنها مجدد به بهبود وضعیت اقتصاد چین و رشد منجر خواهد شد.

  • تبعات منفی افزایش تعاملات تجاری بین المللی بر نیروی کار و توزیع درآمد در آمریکا

از بعد داخلی پیش بینی تان از اقتصاد آمریکا چیست؟

از بعد داخلی اقتصاد آمریکا با توجه به آن نظریه اقتصاد بین الملل بهبود این روابط تجاری و حجم مبادلات با اقتصاد بین المللی تبعات منفی بر نیروی کار و توزیع درآمد خواهد داشت.

در کنار آن شاهد ان خواهیم بود که اقتصاد آمریکا از حیث منابع مالی دچار چالشهای جدی خواهد شد و این مسأله می تواند بحرانهای مالی و اعتباری را در آمریکا تأثیر بگذارد.

تغییر در نظم بین الملل حضور پررنگ آمریکا در عرصه سیاست بین اللملی تغییراتی را برای کشورهای مختلف به وجود آورد و از جمله خود آمریکا به همراه خواهد داشت.

  • کاهش جولان کشورهایی مانند عربستان، قطر، امارات و.. در دوره دموکراتها

در کشورهایی که حضور پررنگ کشورهایی مانند ترکیه، عربستان، قطر و امارات و...  را به ویژه در خاورمیانه و شمال افریقا، به تبع گرایشهای افراطی که توسط عربستان سعودی توسط دلارهای نفتی ترویج و تشویق می شود در دوره دموکراتها می تواند کمرنگتر شود. ثبات نسبی که در اقتصادها ایجاد شود و تنشهای داخلی که در این اقتصادها وجود دارد مانند لیبی کاهش می یابد. این ثبات و امنیت سرمایه گذاری باعث رشد سرمایه گذاری به ویژه از سوی کشورهای اروپایی در این کشورها خواهد شد. حضور پررنگتر کمپانی های امریکایی در این گونه کشورها را شاهد خواهیم بود.

کشورهایی مانند عربستان کمتر توان مانور در این کشورها را خواهند داشت و شاهد ثبات سیاسی و اقتصادی در این مناطق می شود.

  • افزایش محدودیتهای کرونایی در دوره دموکراتها

  • تبعات زیاد کرونا برای اقتصاد آمریکا به دلیل ساختار اقتصادی این کشور و الگوی مصرف حاکم در آن

  • کاهش حجم اقتصاد از محل توسعه محدودیتها بر فعالیتها به ویژه در بخش خدمات

دموکراتها در دوره ترامپ انتقادهای بسیاری را به سبب عدم اعمال محدودیتهای لازم در بحث کرونا بر وی وارد می کردند در دوره بایدن سیاستهای آنها را چطور ارزیابی می کنید و چه نتایج اقتصادی را در این خصوص باید انتظار کشید؟

حل مشکلات ناشی از شیوع ویروس کرونا مسأله مهمی در دوره بایدن خواهد بود. اگر دموکراتها نتوانند راهکاری برای تبعات اقتصادی کرونا بیابند قطعاً دچار مشکل خواهند شد.

اقتصاد آمریکا تحت تأثیر ویروس کرونا وضعیت مناسبی نخواهد داشت و تبعات منفی زیادی را شاهد خواهد بود و یکی از مهمترین دلایل آن نیز ساختار اقتصادی آمریکا و الگوی مصرف در آن است.

در الگوی مصرف انبوه اقتصاد امریکا به تبع خدمات و کالاهایی از این حیث مثل تفریحات و سفرهای داخلی سهم بالایی در سبد مصرفی مصرف کننده دارد که به تبع محدودیتهایی  که دموکراتها برای کنترل شیوع ویروس کرونا اعمال خواهند کرد باعث افزایش این محدودیتها می شود. به خصوص آنکه خود منتقد ترامپ در عدم اعمال محدودیتهای لازم بودند. پیامد آن کاهش حجم اقتصاد از محل توسعه محدودیتها بر فعالیتها به ویژه در بخش خدمات خواهد بود.

گفت وگو از: مریم سلیمی

منبع: tasnimnews.com/fa/news/1399/08/20/2386507

دلایل و عوامل پیروزی جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس

 

سلام عزیزم

 

1-دلایل پیروزی جمهوری اسلامی ایران : الف : حفظ، تثبیت و تداوم انقلاب اسلامی: هدف اصلی رژیم بعثی عراق و ابر قدرت های حامی آن براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود که هر چند آسیب های فراوانی به کشور ایران وارد شد روز به روز بر اقتدارش افزوده شده و حاکمیت از انسجام و ثبات بیشتری بر خوددار شد و جایگاه ویژه ای در نظام سیاسی منطقه و جهان کسب کرد. جمهوری اسلامی ایران نه تنها با تحمیل جنگ توسط استکبار جهانی مهار نشد بلکه با قدرت و تلاش بیشتر به حرکت خود ادامه داد و امروزه شاهد آثار آن در اکثر نقاط جهان مثل خاور میانه ، شمال آفریقا و آمریکای جنوبی در رویش و خیزش امواج ضد استکباری و ضد آمریکایی هستیم. ب : شکست استراتژی رژیم بعث در تهاجم به جمهوری اسلامی ایران : نگاهی به تاریخ معاصر نشان دهنده ی این واقعیت است که جنگ های قرون اخیر همواره جدا شدن بخشی از خاک ایران را در پی داشته است. از افتخارات جمهوری اسلامی ایران این است که علی رغم حمایت ابر قدرت ها از دشمن، با اتکال الهی و تکیه بر قدرت ملی اجازه ی تجزیه ذره ای از خاک کشور را نداد و دشمن نتوانست به ادعاهای خود در مورد اروند رود و سایر نقاط مرزی کوچک ترین دسترسی پیدا کند. ج : پذیرش مجدد قرارداد 1975 الجزایر توسط رژیم بعث عراق : صدام که با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر جنگ را آغاز کرد در نهایت با پذیرش آن در ششمین و آخرین نامه خود در 23/05/1369 به رئیس جمهور وقت ایران نوشت : ((بدین ترتیب همه ی آن چه را که می خواستید و بر آن تکیه می کردید تحقق می یابد و دیگر اقدامی جز مبادله اسناد باقی نمی ماند.)) معرفی رژیم بعثی عراق به عنوان متجاوز توسط دبیر کل سازمان ملل پس از اخذ و بررسی اسناد و دلایل جمهوری اسلامی ایران و عراق در تاریخ 18 آذر 1370 صدام را به عنوان متجاوز و آغاز گر جنگ معرفی نمود که این موضوع تحقق یکی از شرایط خواسته های جمهوری اسلامی ایران بود و با توجه به این دلایل معلوم شد که جمهوری اسلامی ایران پیروز قطعی این جنگ بوده و توانسه دشمن را در کلیه اهداف ناکام بگذارد و از موجودیت و اراضی خود به نحو احسن دفاع کند. 2 : مهمترین عوامل پیروزی جمهوری اسلامی ایران : الف : رهبری و مدیریت حضرت امام خمینی (ره) در هشت سال دفاع مقدس با آغاز جنگ بزرگترین نقطه قوت ایران وجود رهبری معنوی، پر جاذبه دور اندیش، نترس، توانمند و با حکمتی بود که مردم ایران را از صمیم قلب دوست داشته است. امام خمینی تهدید بزرگ جنگ را تبدیل به فرصتی استثنایی برای بروز توانایی های ملت و آزمونی برای جهاد در راه خدا کرد. امام خمینی توانست با نفوذ عظیم خود، انگیزه ی بزرگی را در ایستادگی در برابر دشمن در بین بسیاری از مردم ایران بوجود آورد و روحیه ی تهاجمی را در قوای مسلح ایجاد و با تدابیری هوشیارانه از پیروزی دشمن جلوگیری کند او توانست بلافاصله ابتکار سیاسی جنگ را در دست بگیرد و دولت عراق را در بن بست عملکرد خود قرار دهد. و او به سرعت انسجام ملی را علیه متجاوز شکل داد و مقاومت مثال زدنی از ملت ایران به نمایش گذاشت و آن قدر با دشمن جنگید تا توانست تمام سرزمین های اشغالی ایران را آزاد کند و صدام را از اقدام خود پشیمان کند و او را به پذیرش خواسته های منطقی ایران وادار کند. ب : پشتیبانی مردم از دفاع مقدس : در دوران 8 سال دفاع مقدس ، ملت ایران ظرفیت روحی بالا و تحمیل فراوانی از خود نشان داد. میل به فداکاری و ایستادگی در بین مردم افزایش یافت، اقشار مختلف مردم پیوسته از نظام جمهوری اسلامی و سیاست های امام خمینی (ره) برای پیروز شدن در برابر دشمن حمایت می کردند، مشروعیت دفاع از اسلام ، کشور و انقلاب اسلامی انگیزه ی قوی در مردم بوجود آورد. در دوران دفاع مقدس بخشی از مردم ایران به طور داوطلبانه از سراسر نقاط کشور با انگیزه ی الهی عازم جبه های جنگ شدند و توانستند تمام نارسایی ها و کمبودهای موعود در جبه را با حضور خود بر طرف نمایند، حضور نیروهای داوطلب و بسیجی موجب شد تا موازنه قوا به نفع ایران برقرار گردد و قدرت مکمل توان رزمی ایران با سازمان دهی آنها بوجود آید تا بتواند نقش تحسین کننده ی در پیروزی ایران بر قوای بحثی فراهم آورند. ج : ابتکارات و خلاقیت ها : جبه های جنگ فرماندهانی را پرورش داد و تربیت کرد که خلاقیت آنها و امید آنها به پیروزی تحویل عظیمی در تغیر وضعیت جنگ به نفع ایران ایجاد کرد با قوای دشمن، بوجود آورند و مجموعی یکبار برای اداره ی صحنه های ثامن لائمه، بیت المقدس، کربلای 5 والفجر 8؛ عملیات مرصاد بدون حضور دائمی فرماندهان و خلاقیت های جدید در جبهه ی نبرد امکان پذیر نبود. د : وحدت و هبستگی ملی : در سال های جنگ صحنه ی داخلی کشور تا حدود زیادی خوب اداره ی می شد، مردم نگران وضعیت اجتماعی و معیشتی خود نبودند و اداره ی جبه ها به گونه ای نبود که مردم در آرامش زندگی می کردند. دولت قیمت ها را کنترول می کرد و در بازار و تجارت داخلی و خارجی دخالت می کرد. البته جنگ موجب رکود اقتصادی گردید. در دوران دفاع مقدس انسجام سیاسی کشور در وضعیت نسبتا مطلوب بود اگرچه در سال اول جنگ با فرار رئیس جمهور وقت و اقدام مسلحانه منافقین و ترورهای گسترده فضای نا امنی در کشور ایجاد شد. ولی به هرحال این مشکل دوام زیادی نیافت و به سرعت فضای کشور به سمت امنیت و آرامش جلو رفت. ه : شیوه و سبک مدیریت جبهه : روش مدیریت فرماندهان در جبه های جنگ متفاوت از روش های مرسوم در سایر ارتش بود اگرچه سلسه مراتب و فرماندهی و فرمانبر برقرار شده بود. فرمانده با مشورت همرزمان خود آنان را در تصمیمات خود شریک می کرد و همه می دانستند که پس از تصمیم باید بر خدا توکل کنند.

 

                                                                                                    . blogfa . mgalateshohada   

 

 

عبرت های عاشورا در نگاه بلند رهبری

 

سلام عزیزم

 

درجه علمی: علمی-ترویجی (حوزوی) نویسندگان: سید علی حسینی خامنه ای منبع: اندیشه حوزه 1382 شماره 39 حوزه های تخصصی: حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ کربلا دریافت مقاله چکیده متن مقام معظم رهبری، با اندیشه‏ای ژرف و دانشی وسیع، درس‏ها، پیام‏ها و عبرت‏هایی از مدرسه‏ی عاشورا مطرح نموده و جان تشنه‏ی شنوندگان را از درس‏های سازنده و الهام آفرین عاشورا سیراب می‏نماید. نوآوری، طراوت بیان، خلوص، عامل بودن و زمان آگاهی سبب گشته، دُرهای صید شده از آموزه‏های عاشورایی زیر نور خورشید آگاهی بدرخشند، چشم‏ها را خیره کرده و از جان بر آمده بر جان نشینند. در دوران سیاه ستم شاهی، که اختناق یزیدی نفس‏ها را در سینه‏ها حبس کرده بود و ضرورت مبارزه‏ای حسینی از هر جهت احساس می‏شد، در مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی از سویی غبار تحریف از چهره‏ی مکتب عاشورا می‏زداید و از دیگر سو پیام عاشورا را چنان ترسیم می‏نماید که راه مبارزه را روشن و فروخفتگان را بیدار و عاشقان کربلا را به آنجا می‏برد که چون یاران امام حسین علیه‏السلام نه از خیل دشمن می‏ترسند و نه از قساوت قساوت پیشگان هراسی به خود راه می‏دهند. پس از به بارنشستن آموزه‏های حسینی در مقطعی از زمان و پیروزی اعجاب برانگیز انقلاب اسلامی ایران، این آموزه‏ها و درس‏ها در قالبی دیگر، به صورتی متین و راه‏گشا مطرح می‏شوند و راه زیستن را به پیروان نهضت حسینی، با تکیه بر آموزه‏های عاشورا می‏آموزد. در طول جنگ تحمیلی که درس‏های عاشورا و نهضت حسینی اوج یافته و الهام بخش ملتی بزرگ و حماسه آفرین می‏گردد، در خطابه‏ها و تحلیل‏هایی استوار، درس ایمان، فداکاری، ایثار، شهادت‏طلبی، بصیرت، دشمن‏شناسی، مقاومت و صبر را فرا روی نسل انقلاب ایران می‏گشاید. این درس‏ها اثری شگرف در مردان و زنان این مرز و بوم به جای می‏نهد که خود از آن چنین می‏گویند: در شب هفتم یکی از برادران شهید در اهواز شرکت کردم. میان این جوان‏ها حتی مردان میان سال، وقتی نگاه بر چهره‏ی آنها می‏کردم با همه‏ی دل احساس می‏کردم که دارم شهدای کربلا را زنده در مقابل خود می‏بینم. این حماسه آفرینان جهان امروز، این کسانی که حاضرند گرسنگی بکشند و مقاومت بکنند و اما آنچه را که به نظرشان خلاف رضای خداست انجام ندهند.1 و مشاهدات خود از شهادت‏طلبی، بزرگ‏ترین درس عاشورا در آن شرایط سرنوشت ساز، را این گونه ترسیم می‏کند: وقتی ملتی حرفی ندارد که شهید بدهد و شهید بشود، هیچ قدرتی در مقابل او تاب مقاومت نخواهد آورد.2 ملت ایران با فراگرفتن همین درس‏ها، در صحنه‏های گوناگون مبارزه، در جبهه‏های مقاومت و ایثار و در سایر میدان‏ها، حماسه آفریدند و صحنه‏هایی افتخارآمیز و ماندنی در تاریخ شکوهمند ایران اسلامی ایجاد نمودند. سرانجام در پرتو این مقاومت‏ها، رشادت‏ها، ایثارها و جان‏فشانی‏ها، نظام مقدس جمهوری اسلامی به درختی تنومند و سترگ، که از بادها و طوفان‏ها باکی نداشت، تبدیل گردید. همه‏ی این‏ها به برکت درس‏های به یادماندنی و مکرر عاشورا بود که در ایران زمزمه گردیده و به الگوی بی نظیر مقاومت بدل شد. در شرایط کنونی و در سالی که با درایت رهبر معظم انقلاب به نام عزّت و افتخار حسینی نامیده شده، عبرت‏های عاشورا سازنده‏ترین گزینه است که ره آوردی گران‏سنگ را در پی دارد. با توجه به عبرت‏هاست که می‏توان از تکرار تاریخ و سلطه‏ی جباران و منافقان جلوگیری کرد. بدین روی به تبیین این بخش از رهنمودهای رهبر فرزانه‏ی انقلاب می‏پردازیم. عبرت نخست لازم است که مفهوم عبرت را توضیح دهیم. عبرت اسم نوع از مصدر عبور، به معنای گذر از آب و مانند آن و یا اسم مصدر از اعتبار است. کاربرد عبرت در جایی است که از امر قابل مشاهده‏ای، به امری غیر قابل مشاهده دست یابیم،3 به گونه‏ای که بتوانیم برای شناخت آن به امر مشاهده استدلال کنیم. عبرت از حوادث تاریخی یعنی عبور از ظاهر آنها و دست یافتن به پیامی که در درونشان نهفته است و رسیدن به سنت‏های حاکم بر تاریخ و به کار بستن آنها، به عبارت دیگر عبرت یعنی تجربه‏ی تاریخ و دست یافتن به آگاهی‏هایی که حوادث تاریخ از آن حکایت می‏کند. گرچه جوامع بشری در ادوار مختلف و اقوام گوناگون ویژگی‏هایی مختص به خود را دارند، ولی در اصول کلی و بنیادی به نقاط مشترکی می‏رسند که از آن به سنن تاریخی و قوانین حاکم بر آن یاد می‏شود. خداوند در قرآن به همین قوانین اشاره می‏نماید: «قد خلت من قبلکم سُنَنٌ فسیروُا فِی الأرض فانظروُا کیف کان عاقبة المکذبینَ»4 پیش از شما ملت‏هایی با روش‏ها و طریقه‏هایی بوده‏اند؛ در زمین گردش کنید، بنگرید سرانجام آنها که وعده‏های خدا را تکذیب کردند چه شد؟ و به عبرت و پند گرفتن از تاریخ و تأمل در زندگی پیشینیان برای کشف سنن حاکم بر تاریخ ارشاد می‏فرماید: «لقد کان فی قصصهم عبرة لاُولِی الألباب»5 در سرگذشت ایشان برای صاحبان خرد (خردمندان) عبرت است. مقام معظم رهبری به همین تأکید و سفارش می‏نماید: «قرآن به ما می‏گوید که از گذشته تاریخ درس بگیرید. حالا ممکن است بعضی‏ها بنشینند، فلسفه بافی کنند که گذشته برای امروز نمی‏تواند سرمشق باشد. این حرف‏ها را بعضی‏ها می‏گویند. می‏خواهند اینها را با شیوه‏های فلسفی ـ به خیال خودشان ـ درست کنند، نمی‏توانند! کاری به آنها نداریم. قرآن صادق مصّدق است و ما را به عبرت گرفتن از تاریخ دعوت می‏کند.»6 در خصوص حادثه‏ی کربلا و نهضت امام حسین علیه‏السلام عبرت‏گیری به چه معنا است؟ رهبر انقلاب معنای عبرت‏گیری از عاشورا را چنین تصویر می‏نماید: «عاشورا به غیر از درس، یک صحنه عبرت است. باید انسان در این صحنه نگاه کند تا عبرت بگیرد. یعنی چه عبرت بگیرد؟ یعنی خود را با آن وضعیت مقایسه کند، بفهمد در چه حال و وضعیتی است. چه چیز او را تهدید می‏کند و چه چیز برای او لازم است. این را عبرت می‏گویند. یعنی شما از جاده‏ای عبور کردید، یک اتومبیلی را دیدید که واژگون شده یا تصادف کرده و آسیب دیده است، مچاله شده وسرنشینانش نابود شده‏اند، می‏ایستید و نگاه می‏کنید، برای اینکه عبرت بگیرید. معلوم شود که چه جور سرعت و حرکتی، چه جور رانندگی‏ای به این وضعیت منتهی می‏شود. این هم نوع دیگری درس است. اما درس از راه عبرت‏گیری.»7 این رویکرد به عاشورا بیشتر وقتی ثمر بخش است که حاکمیت اسلامی در جامعه به وجود آمده باشد و عوامل قهقرایی که به صورت سلول‏های فاسد و مفسد در آمده‏اند از درون جامعه شروع به فعالیت کنند. هدف این است که چهره‏ی این عوامل ترسیم شود تا نحوه‏ی عملکرد آنها شناخته شود و برای جلوگیری از تکرار تاریخ و از میان رفتن ثمره‏ی مجاهدت‏ها، فعالیت آنها در نطفه خفه شود. رهبر انقلاب عبرت‏ها را در همین راستا ارزیابی می‏فرمایند: «در مباحث مربوط به عاشورا سه بحث عمده وجود دارد: یکی بحث علل و انگیزه‏های قیام امام حسین علیه‏السلام است... بحث دوم بحث درس‏های عاشورا است... بحث سوم درباره عبرت‏های عاشورا است، که چند سال قبل از این، ما این مسأله را مطرح کردیم که عاشورا غیر از درس‏ها، عبرت‏هایی هم دارد. بحث عبرت‏های عاشورا مخصوص زمانی است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده‏ی این بحث مخصوص به این زمان است، یعنی زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم.»8 پندآموزی و عبرت‏گیری از هر حادثه‏ای به میزان اهمیت آن حادثه و آثار آن در حیات اجتماعی انسان، در طول تاریخ، بستگی دارد. بعد از واقعه‏ی بعثت خاتم پیغمبران، حادثه‏ای به عظمت و آثار عاشورا در جهت احیای بعثت و در نتیجه تأثیر در زندگی بشر پدید نیامده. اولاً حادثه را باید فهمید که چقدر بزرگ است، تا دنبال عللش بگردیم. کسی نگوید که حادثه‏ی عاشورا، بالاخره کشتاری بود و چند نفر را کشتند. همان طور که همه‏ی ما در زیارت عاشورا می‏خوانیم: «لقد عظمت الرزیّه و جلت و عظمت المصیبه»؛ مصیبت خیلی بزرگ است. «رزیّه»، یعنی حادثه‏ی بسیار بزرگ. این حادثه، خیلی عظیم است. فاجعه، خیلی تکان دهنده و بی نظیر است.»9 عظمت حادثه را وقتی بهتر درک خواهیم کرد که شخصیت امام حسین علیه‏السلام را بشناسیم. او در کودکی محبوب پیامبر بود و آن حضرت او را سید شباب اهل جنت نامید و در دوران جوانی مورد احترام همگان بود. در علم و فضیلت و بزرگواری، همچون برادرش امام حسن علیه‏السلام ، مانند خورشید، در میان مسلمانان، می‏درخشید.10 عبرت‏های عاشورا از مهم‏ترین آموزه‏ها و تعالیم عاشورا، در طول سالیان دراز و قرن‏های متمادی، عبرت آموزی این واقعه‏ی غم‏بار تاریخی است و باید اذعان داشت مهم‏تر از درس‏های عاشورا عبرت‏های عاشوراست.11 درس‏های عاشورا راه درمان را نشان می‏دهد و عبرت‏ها راه پیش‏گیری را، اندیشه‏های فعّال و ذهن‏های هوشیار از مشاهده‏ی کربلا و پدید آمدن این حادثه‏ی بزرگ و دردناک، در تاریخ صدر اسلام، به عبرت‏ها و چرایی ایجاد آن می‏رسند که برای انسان‏های کوتاه بین، گرفتار در قالب‏ها قابل دسترسی نمی‏باشد، زیرا آنها حوادث را تا ریشه‏های آن نمی‏توانند پی جویی کنند. حضرت آیة اللّه‏ خامنه‏ای با طرح سؤالی ذهن‏ها را به عبرت‏های عاشورا و اعماق ریشه‏های آن می‏برد: چرایی پیدایش حادثه‏ی عاشورا «در بخش پیدایش حادثه‏ی عاشورا، چرایی رخداد حادثه مهم است. اتفاقی که افتاده است، در صدر اسلام است. من یک وقت گفتم12 که جا دارد اگر ملت اسلام فکر کند که چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله کار کشور اسلامی به جایی رسیده باشد که همین مردم مسلمان، از وزیرشان، امیرشان، سردارشان، عالمشان، قاضی شان و قاری شان در کوفه و کربلا جمع بشوند و جگر گوشه‏ی همین پیغمبر را با آن وضع فجیع به خاک و خون بکشند!؟ آدم باید به فکر فرو برود که چرا این طور شد؟13 از آنجا که انقلاب اسلامی ایران را در همه‏ی مراحل الگو گرفته از نهضت حسینی می‏دانند انگیزه‏ی طرح این سؤال را یک درس عملی معرّفی می‏نماید: «من می‏گویم چه شد که کار به اینجا رسید؟ چرا امت اسلامی که آن قدر نسبت به جزئیات احکام اسلامی و آیات قرآنی دقت داشت، در یک چنین قضیه‏ی واضحی، این قدر دچار غفلت و سستی و سهل انگاری بشود که چنین فاجعه‏ای به وجود بیاید؟ این مسأله انسان را نگران می‏کند. مگرما از جامعه‏ی زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین قرص‏تر و محکم‏تریم؟ چه کار کنیم که آن طور نشود؟»14 در عبرت‏های عاشورا سخن از ارتجاع جامعه است، سخن از انحرافی است که هدف بعثت را از میان می‏برد، سخن از سرنوشتی است که به سراغ همه‏ی ادیان گذشته و پیامبران آمد و کتاب آنها را تحریف و آئیین آنها را بی خاصیت و بلکه در جهت اهداف دشمنان نبوّت قرار داد. سخن از خطری است که قرآن از آن چنین یاد می‏کند: محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیست مگر رسول و پیامبری. پیش از او نیز پیامبرانی بودند. آیا اگر او در گذشت یا شهید شد شما به عقب برگشته و به جاهلیت خود رجوع می‏کنید؟ هر که از مسیر برگردد به خدا ضرر نخواهد رسانید. خداوند جزای نیک به شاکران عطا خواهد کرد.15 سخن از سقوط ارزش‏هاست، سخن از گردابی است که همه چیز را به کام خود فرو می‏برد و فرزندان راستین انقلاب را به قتلگاه می‏برد. گرچه سبط پیامبر و سید شباب اهل جنت باشد. رهبر معظم انقلاب می‏فرماید: «حالا عبرت کجاست؟ عبرت این جاست که چه کار کنیم جامعه آن گونه نشود. ما باید بفهمیم که آن جا چه شد که جامعه به اینجا رسید.»16 تغییراتی در خواص جامعه در جستجوی ریشه‏ی ارتجاع جامعه و ماجراهای بعد از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و ضعف تدریجی جامعه‏ی اسلامی، بار مسؤولیت این گناه نابخشودنی را بردوش آن دسته از نخبگان طرفدار حق و فرزندان انقلاب می‏یابند که در پی کسب امتیازات دنیوی برآمده‏اند و در لغزشگاه دنیاطلبی، شهوت پرستی، مقام خواهی و مظاهر زندگی دنیا و مادیات لغزیده‏اند و ساده لوحان ناآگاه را نیز به دنبال خود کشانده‏اند: «وقتی خواص طرفدار حق در یک جامعه ـ با اکثریت قاطعشان ـ آن چنان می‏شوند که دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‏کند، از ترس جان، از ترس از دست دادن مال و از دست دادن مقام و پست، از ترس منفور شدن و تنهاماندن، حاضر می‏شوند حاکمیت باطل را قبول بکنند و در مقابل باطل نمی‏ایستند و از حق طرفداری نمی‏کنند و جانشان را به خطر نمی‏اندازند ـ وقتی این طور شد ـ اوّلش با شهادت حسین بن علی با آن وضع آغاز می‏شود، آخرش هم به بنی امیه و شاخه‏ی مروانی و بعد بنی عباس و بعد از بنی عباس هم، سلسله‏ی سلاطین در دنیای اسلام تا امروز می‏رسد.»17 منشأ انحراف جامعه، انحراف و سقوط گروه اندک اما تأثیرگذاری است که خواص نامیده می‏شوند. در معرفی چهره‏ی خواص که همان برگزیدگان و نقش آفرینان هستند چنین می‏فرمایند: «خواص کسانی هستند که از روی فکر و فهمیدگی و آگاهی تصمیم‏گیری می‏کنند، یک راهی را می‏شناسند و دنبال آن راه حرکت می‏کنند. وقتی عملی انجام می‏دهند، موضع‏گیری می‏کنند، راهی را انتخاب می‏کنند، از روی فکر و تحلیل است، می‏فهمند و تصمیم می‏گیرند و عمل می‏کنند.»18 دگردیسی فکری در عوام و چهره‏ی عوام، که پیروند و در پی انحراف نخبگان و خواص، آنها نیز به انحراف کشیده می‏شوند را چنین معرفی می‏نمایند: «عوام کسانی هستند که وقتی جو به یکی سمتی می‏رود اینها هم می‏روند، تحلیل ندارند. یک وقت مردم می‏گویند زنده باد، این هم نگاه می‏کند و می‏گوید زنده باد، یک وقتی مردم می‏گویند مرده باد. اینها دنبال این نیستند که ببینند چه راهی درست است، چه حرکتی صحیح است، بفهمند، بسنجند، تحلیل کنند، درک کنند.»19 با برداشت از سوره‏ی مبارکه‏ی حمد، در تبیین صراط مستقیم و مصداقی که برای مغضوب و ضالّین آمده، ویژگی خواص و عوام را استفاده می‏کنند: کسانی که نعمت داده شده‏اند دو گونه‏اند: یک عده کسانی که وقتی نعمت الهی را دریافت کردند، نمی‏گذارند که خدای متعال بر آنها غضب کند، و نمی‏گذارند گمراه بشوند. این‏ها همان‏هایی هستند که شما می‏گویید خدایا ما را به راه این‏ها هدایت کن. «غیر المغضوب علیهم»، با تعبیر علمی و ادبیش، برای «الذّین انعمت علیهم» صفت است. صفت «الذّین» این است که «غیر المغضوب علیهم و لاالضالین»؛ آن کسانی که مورد نعمت قرار گرفتند امام دیگر مورد غضب قرار نگرفتند، «ولاالضالین»، گمراه هم نشوند. یک دسته هم کسانی هستند که خدا به آنها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند، لذا مورد غضب قرار گرفتند، یا دنبال آنها راه افتادند، لذا گمراه شدند. البته در روایات ما دارد که «المغضوب علیهم» مراد یهودند، که این، بیان مصداق است، چون یهود تا زمان حضرت عیسی، با حضرت موسی و جانشینانش، عالما و عامدا مبارزه کردند. «ضالین» نصاری هستند، چون نصاری گمراه شدند. وضع مسیحیت این گونه بود که از اوّل گمراه شدند ـ حالا لااقل اکثریتشان این طور بودند ـ اما مردم مسلمان نعمت پیدا کردند. این نعمت به سمت «المغضوب علیهم» و «الضّالین» می‏رفت. لذا وقتی امام حسین علیه‏السلام به شهادت رسید، در روایتی از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است که فرمود: فلمّا ان قتل الحسین (صلوات اللّه‏ علیه) اشتد غضب اللّه‏ تعالی علی اهل الأرض20 وقتی امام حسین کشته شد غضب خدا درباره مردم شدید شد. معصوم است دیگر، بنابراین، جامعه‏ی مورد نعمت الهی، به سمت غضب سیر می‏کند، این سیر را باید دید. خیلی مهم است، خیلی سخت است، خیلی دقت لازم دارد. حالا خواصی که گمراه شدند شاید «مغضوب علیهم» باشند، عوام شاید «الضالین» باشند.»21 مسؤولیت خواص و عوام ویژگی اثرپذیری عوام از خواص بار مسؤولیت خواص را سنگین‏تر می‏کند. این که در منابع اسلامی آمده که: اذا فسد العالِم فسد العالَم»، آنگاه که عالِم فاسد شود، جهان فاسد می‏شود، معطوف به همین ویژگی است. «بزرگ‏ترین گناه انسان‏های ممتاز و برجسته، اگر انحرافی از آنها سر بزند این است که انحراف آنها موجب انحراف بسیاری از مردم می‏شود. وقتی دیدند سدها شکست، وقتی دیدند کارها بر خلاف آنچه که زبان‏ها می‏گوید، جریان دارد، و برخلاف آنچه که از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل می‏شود، رفتار می‏گردد، آنها هم آن طرف حرکت می‏کنند.22 سرنوشت عوام بستگی به شرایطی دارد که در آن زندگی می‏کنند و چون سرنوشت چیزی نیست که بتوان نسبت به آن بی تفاوت بود باید مواظب بود جزو عوام نباشیم: «یک عده عوام اند، تصمیم‏گیری ندارند. به شانس عوام بستگی دارد، اگر تصادفا در زمانی قرار گرفت که امامی سرکار است ـ مثل امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام یمثل امام راحل (ره) ما ـ که این‏ها را به سمت بهشت می‏برد، خوب، این هم به ضرب دست خوبان، رانده خواهد شد و ان‏شاء اللّه‏ به بهشت می‏رود. اگر اتفاقا طوری شد که در زمانی قرار گرفت که «وجعلناهم ائمة یدعون الی النار»، «الم تر الی الدین بدلوا نعمت اللّه‏ کُفرا و احلّوا قومهم دارالبوار جهنّم یصلونها و بئس القرار»، اگر در یک چنین زمانی قرار گرفت، به سمت جهنم خواهد رفت. پس باید مواظب باشید جزو عوام نباشید».23 از دیدگاه مقام معظم رهبری معیار تمایز خواص از عوام، بصیرت است. آنچه سبب می‏شود انسان در این تقسیم بندی جزو خواص قرار بگیرد، روشن بینی، روشن دلی و بصیرت است. اگر این نبود جزو عوام خواهد بود: «نمی‏گویم جزو عوام نباشید یعنی باید حتما بروید تحصیلات عالیه بکنید. نه! گفتم که معنای عوام این نیست. ای بسا کسانی که تحصیلات عالیه هم کردند و جزو عوامند، ای بسا کسانی تحصیلات دینی هم کردند و جزو عوامند، ای بسا کسانی که فقیرند یا غنی اند و جزو عوامند. عوام بودن، دست من و شماست. باید مواظب باشیم عوام نباشیم، یعنی هر کاری می‏کنیم از روی بصیرت باشد. آن کسی که از روی بصیرت کار نمی‏کند عوام است. لذا می‏بینید قرآن درباره‏ی پیغمبر می‏فرماید: «أدعو الی اللّه‏ علی بصیرة اَنَا وَ مَنِ ابتعنی» یعنی من و پیروانم با بصیرت عمل می‏کنیم و دعوت می‏کنیم و پیش می‏رویم. پس اوّل ببینید جزو آن گروه عوامید یانه. اگر جزو گروه عوامید به سرعت خودتان را از گروه عوام خارج کنید. سعی کنید قدرت تحلیل پیدا کنید، تشخیص بدهید، معرفت پیدا کنید.»24 عملکرد خواص در صدر اسلام در بررسی زمینه‏های انحراف جامعه‏ی اسلامی، که سبب شد حادثه‏ی کربلا برای نجات اسلام پدید آید، به عملکرد خواص می‏رسیم. به حوادث بعد از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که نگاه می‏کنیم، از اوّلین حادثه که ماجرای سقیفه بود تا صف بندی سپاه کوفه در برابر امام حسین علیه‏السلام ، می‏بینیم این قشر از جامعه که تحت عنوان اصحاب در صدر اسلام شناخته شدند، در عمل به وظایف خود، که بیان حقایق در مواقع لازم و طرفداری عملی از حق بود، کوتاهی کرده‏اند. و اما ما جراهای بعد از رحلت پیامبر. چه شد که در این پنجاه سال جامعه‏ی اسلامی از آن حالت به این حالت برگشت؟ این اصل قضیه است، که متن تاریخ را هم بایستی در این جا نگاه کرد. البته بنایی که پیامبر گذاشته بود، بنایی نبود که به همین زودی خراب شود، لذا در اوایل بعد از رحلت پیامبر که شما نگاه می‏کنید همه چیز غیر از همین مسأله وصایت ـ سرجای خودش است، عدالت خوبی هست، ذکر خوبی هست، عبودیت خوبی هست. اگر کسی به ترکیب کلّی جامعه‏ی اسلامی در آن سال‏های اوّل نگاه کند، می‏بیند که علی الظاهر چیزی به قهقرا نرفته است. البته گاهی چیزهایی پیش می‏آمد، اما ظواهر، همان پایه گذاری و شالوده ریزی پیامبر را نشان می‏دهد. ولی این وضع باقی نمی‏ماند. هر چه بگذرد جامعه‏ی اسلامی به تدریج به طرف ضعف و تهی شدن پیش می‏رود.25 آغاز سقوط خواص در تاریخ اسلام و خشت اوّل این بنای انحطاط با رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فاصله‏ی زیادی ندارد: «دوران لغزیدن خواصِ طرفدار حق، از حدود هفت، هشت سال بعد از رحلت پیغمبر شروع شد. اصلاً به مسأله‏ی خلافت کاری ندارم. مسأله‏ی خلافت جداست. کار به این جریان دارم. این جریان، جریان بسیار خطرناکی است! همه‏ی قضایا، از هفت، هشت سال بعد از رحلت پیغمبر شروع شد. اوّلش هم از این جا شروع شد که گفتند: نمی‏شود که سابقه دارهای اسلام ـ کسانی که جنگ‏های زمان پیغمبر را کردند، صحابه و یاران پیغمبر ـ با مردم دیگر یکسان باشند! این‏ها باید یک امتیازاتی داشته باشند! به این‏ها امتیازات داده شد ـ امتیازات مالی از بیت المال ـ این، خشت اوّل بود. حرکت‏های انحرافی این طوری است، از نقطه‏ی کمی آغاز می‏شود، بعدا همین طور هر قدمی، قدم بعدی را سرعت بیشتری می‏بخشد. انحراف‏ها از همین جا شروع شد تا به دوران عثمان رسید ـ اواسط دوران عثمان ـ در دوران خلیفه‏ی سوّم، وضعیت این گونه شد که برجستگان صحابه‏ی پیغمبر، جزو بزرگ‏ترین سرمایه دارهای زمان خودشان شدند! توجه می‏کنید! یعنی همین صحابه‏ی عالی مقام که اسم هایشان معروف است ـ طلحه، زبیر، سعدبن ابی وقاص و امثال آنها ـ از بزرگان که هر کدامشان یک کتاب قطور سابقه‏ی افتخارات در بدر و حنین و جاهای دیگر داشتند، این‏ها جزو سرمایه دارهای درجه اوّل اسلام شدند.»26 عوامل سقوط خواص و عوام مهم‏ترین مطلب در عبرت‏ها شناخت عوامل سقوط و لغزش خواص است. با توجه به جایگاه آنها در میان مردم، لغزش آنها سبب لغزش عوام خواهد شد. مقام معظم رهبری رؤس این عوامل را در چند چیز معرفی نمایند: 1) دور شدن از یاد خدا و پیروی از شهوات «ما باید بفهمیم بر سر آن جامعه چه بلایی آمد که سر بریده حسین بن علی علیه‏السلام ـ آقازاده‏ی اوّل شخص دنیای اسلام و پسر خلیفه‏ی مسلمین، پسر علی بن ابی طالب ـ در همان شهری که پدر او بر مسند خلافت می‏نشسته است، گردانده بشود و آب از آب تکان نخورد! ازهمان شهر افرادی به کربلا بیایند، او و اصحابش را با لب تشنه به شهادت برسانند و حرم امیر المؤمنین را به اسارت بگیرند! در این زمینه حرف زیاد است من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح می‏کنم. قرآن جواب ما را داده است. آن درد را قرآن به مسلمین معرفی می‏کند. آن آیه این است که می‏فرماید: «فَخلف من بعد هم خلف اضاعُوا الصلوة و اتّبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا»27 عوامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی دو چیز است: یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است فراموش کردن خدا و معنویت، حساب معنویت را از زندگی جدا کردن، توجّه و ذکر و دعا و توسّل و طلب از خدای متعال و توکل به خدا و محاسبات خدایی را از زندگی کنار گذاشتن و دوم «واتّبعوا الشهوات» دنبال شهوت‏رانی‏ها رفتن، دنبال هوس‏ها رفتن و در یک جمله دنیاطلبی، به فکر جمع آوری ثروت، مال و التذاد به شهوات دنیا افتادن. این‏ها را اصل دانستن و آرمان‏ها را فراموش کردن.»28 2) دنیاطلبی: «یکی از چیزهایی که عامل اصلی چنین قضیه‏ای شد، این بود که رواج دنیاطلبی و فساد و فحشا، غیرت دینی و حساسیت مسؤولیت ایمان را گرفت. این که ما روی مسأله‏ی فساد و فحشا و مبارزه و نهی از منکر و این چیزها تکیه می‏کنیم، علت عمده‏اش این است که جامعه را تخدیر می‏کند. همان مدینه‏ای که اوّلین پایگاه تشکیل حکومت اسلامی بود بعد از اندک مدتی، به مرکز بهترین موسیقیدان‏ها و آوازه خوان‏ها و معروف‏ترین رقاص‏ها تبدیل می‏شود، تاجایی که وقتی در دربار شام می‏خواستند بهترین مغنیان راخبر بکنند، از مدینه آوازه خوان و نوازنده می‏آوردند.»29 3) بی تفاوتی پیروان حق: بی توجهی و بی تفاوتی پیروان حق نسبت به سرنوشت دنیای اسلام را عامل دیگر معرفی می‏فرمایند: «عامل دیگری که وضع را به آنجا رسانید و انسان در زندگی ائمه علیه‏السلام این معنا را مشاهده می‏کند، این بود که پیروان حق که ستون‏های آن اساس واقعی بنای ولایت و تشیع محسوب می‏شدند، از سرنوشت دنیای اسلام اعراض کردند و نسبت به آن، بی توجه شدند و به سرنوشت دنیای اسلام، اهمیت نمی‏دادند. بعضی‏ها، مدتی مقداری تحمّس و شور نشان دادند که حکام سخت‏گیری کردند، مثل قضیه‏ی هجوم به مدینه در زمان یزید که این‏ها علیه یزید سر و صدایی به راه انداختند، او هم آدم ظالمی را فرستاد و این‏ها را قتل عام کرد. این گروه هم، همه چیز را به کلی کنار گذاشتند و مسائل را فراموش کردند... کار دو جناح حق و باطل که با هم مبارزه می‏کنند و به یکدیگر ضربه می‏زنند، بدیهی است. همچنان که جناح حق به باطل ضربه می‏زند. باطل هم به حق ضربه می‏زند، این ضربه تبادل پیدا می‏کند و آن وقتی سرنوشت معلوم می‏شود که یکی از این دو جناح خسته شود و هر که زودتر خسته شد، او شکست را قبول کرده است.»30 4) ترس: یکی از عوامل بازگشت انسان‏های ضعیف از مسیر حق ترس است. در واقعه‏ی کربلا همین عامل سبب شد که مسلم بن عقیل در کوفه تنها بماند. رهبر معظم انقلاب می‏فرماید: «کاری که ابن زیاد کرد، یک عده از همین خواص را بین مردم فرستاد که مردم را بترسانند، مادرها و پدرها را، تا بگویند با چه کسی می‏جنگید؟ چرا می‏جنگید؟ برگردید، پدرتان را در می‏آورند، این‏ها یزیدند، این‏ها ابن زیادند، این‏ها بنی امیه‏اند و این‏ها چه دارند، پول دارند، شمشیر دارند، تازیانه دارند، ولی آنها چیزی ندارند. مردم را ترساندند، به مرور همه متفرق شدند. آخرشب، وقت نماز عشا، هیچ کس همراه حضرت مسلم نبود، هیچ کس!»31 نقش خواص در پیدایش حادثه‏ی کربلا در تاریخ اسلام بدترین شکل عملکرد خواص را در حادثه‏ی عاشورا مشاهده می‏کنیم. آنها پس از مرگ معاویه، با علم به اینکه یزید لیاقت رهبری جامعه‏ی اسلامی را ندارد، از امام حسین علیه‏السلام برای بیعت دعوت کردند به کوفه بیاید تا در رکاب آن حضرت با یزیدیان نبرد کنند. در مرحله نخست به کمک آنها گروه زیادی از مردم کوفه با نماینده‏ی آن حضرت، مسلم بن عقیل، بیعت کردند. اما در پی توطئه‏های بنی امیه و احساس خطر از جانب شام و ترس و وحشتی که عبیداللّه‏ زیاد به وجود آورد، صحنه را ترک کردند. رهبر معظم انقلاب در توضیح گوشه‏ای از عملکرد خواص در این برهه‏ی حساس از تاریخ اسلام چنین می‏فرماید: «خوب، چرا چنین شد؟! من که نگاه می‏کنم، می‏بینم خواص مقصرند! همین خواص طرفدار حق مقصرند! بعضی از این خواص طرفدار حق، در نهایت بدی عمل کردند! مثل شریح قاضی! شریح که جزو بنی امیه نبود. کسی بود که می‏فهمید حق باکیست! می‏فهمید اوضاع از چه قرار است! وقتی هانی بن عروة را به زندان انداختند و سر و رویش را مجروح کردند، سربازان و افراد قبیله‏اش اطراف قصر عبید اللّه‏ زیاد را گرفتند. ابن زیاد ترسید! آنها می‏گفتند که هانی را کشتید. ابن زیاد به شریح قاضی گفت: برو ببین هانی زنده است، برو به این‏ها بگو زنده است. شریح آمد، دید که هانی بن عروة زنده است، اما مجروح است. هانی بن عروة گفت: ای مسلمان‏ها، این چه وضعی است! (خطاب به شریح) پس قوم من چه شدند؟ مردند؟ چرا سراغ من نیامدند؟ چرا نمی‏آیند مرا از این‏جا نجات بدهند؟! شریح قاضی گفت: می‏خواستم بروم و این حرف‏های هانی را به همین کسانی که اطراف دارالاماره را گرفته‏اند، بگویم، اما افسوس که جاسوس عبید اللّه‏، آن جا ایستاده بود! جرأت نکردم یعنی چه؟ یعنی همین که ما می‏گوییم ترجیح دنیا بر دین. شاید اگر شریح، همین یک کار را انجام می‏داد، تاریخ عوض می‏شد.»32 کوتاهی خواص سبب شد که تاریخ به نفع بنی امیه رقم بخورد. حرکت نا به جای آنها به خاطر ترجیح دنیا بر دین و ترس از کشته شدن موجب شهادت مسلم بن عقیل گردید: «اگر خواص مسلم را تنها نمی‏گذاشتند مثلاً صد نفر می‏شدند، این صد نفر اطراف مسلم را می‏گرفتند، به خانه‏ی یکی از آنها می‏آمدند و می‏ایستادند، دفاع می‏کردند، مسلم تنها هم که بود وقتی می‏خواستند او را دستگیر کنند، چندین ساعت طول کشید! چندین بار حمله کردند مسلم به تنهایی همه‏ی سربازان ابن زیاد را ـ همان عده‏ای که آمده بودند ـ پس زد اگر صد نفر مرد با او بودند، مگر می‏توانستند او را بگیرند؟! باز هم اطرافشان جمع می‏شدند.»33 به همین جهت است که حادثه‏ی عاشورا، دست‏مایه و ملقمه‏ای از عملکرد خواص تلقی می‏گردد، چنان که امام حسین علیه‏السلام در مصاحبه‏ها، بیانیه‏ها و خطابه‏های بین راه از مکه تا کربلا، به این نکات اشاره فرموده و پس از مشخص شدن کامل وضعیت، مسؤولیت امر را متوجه خواص ساخته است. انقلاب اسلامی ایران و عبرت‏های عاشورا هر تحلیل‏گر منصفی در ریشه یابی انقلاب اسلامی ایران، عنصر فرهنگ دینی را اگر تنها انگیزه انقلاب مردم ایران معرّفی نکند، حداقل اساسی‏ترین و پررنگ‏ترین خواهد دانست. رهبر انقلاب، که با اشاره او همه چیز رقم می‏خورد، مجتهد عارف و فقیه وارسته‏ای بود که جز حرف دین و ایمان و اسلام از او شنیده نشد. کانون انقلاب مساجد، مظهر اسلام و پرستش بود. شعارهای انحرافی یا اصلاً جایگاهی نداشت و یا بمحض این که عرض اندام می‏کرد در موج حرکت دینی و شعارهای مذهبی رنگ می‏باخت و محو می‏گردید. «واسیلی توراجیف. کارشناس سیاسی نشریه آسیا و آفریقایی (رموز) در کتابی که حاوی مقالات جمعی از متفکران روسی پیرامون انقلاب اسلامی ایران است می‏نویسد: اعتقاد به دین الهی در کلیه برهه‏های انقلاب اسلامی ایران اصل برتری است که مانع ریشه دواندن خواسته‏های نفسانی در تغییرات اجتماعی جامعه اسلامی می‏گردد.34 این فرهنگ دینی که زیربنای انقلاب اسلامی ایران است، رنگ عاشورائی و حسینی دارد. از محرم شروع می‏شود و در قتلگاه جنگ تحمیلی و شهادت‏های حسینی وار، به اوج خود می‏رسد. شعار عاشورائی هیهات منا الذّله از سپیددم انقلاب تا امروز که با شعار ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند پیوند خورده پر معناترین و زیباترین شعار است که با فشارها و دشمنی‏های روزافزون استکبار جهانی روز به روز زنده‏تر و کارآتر می‏شود. «اگر ما پیام امام حسین را زنده نگه می‏داریم، اگر نام امام حسین علیه‏السلام را بزرگ می‏شماریم، اگر این نهضت را حادثه عظیم انسانی در طول تاریخ می‏دانیم و برای آن ارج می‏نهیم برای این است که یاد آوری این حادثه به ما کمک خواهد کرد که حرکت کنیم و جلو برویم و انگشت اشاره امام حسین علیه‏السلام را تعقیب کنیم و به لطف خدا به آن هدفها برسیم و ملت ایران انشاء اللّه‏ خواهد رسید.»35 انقلاب اسلامی ایران که سبب شد اسلام دوباره تجدید حیات یابد و ارزش‏های الهی در جامعه حاکم گردد در تداومش عبرت‏های عاشورا را فراروی خود دارد. «خیلی خوب اگر این ارزش‏ها را نگه داشتید، نظام امامت باقی می‏ماند. آن وقت امثال امام حسین بن علی علیه‏السلام دیگر به مذبح برده نمی‏شوند. اما اگر ارزش‏ها را از دست دادیم چه؟ اگر روحیه بسیجی را از دست دادیم چه؟ اگر به جای توجه به تکلیف و وظیفه و آرمان الهی، به فکر تجملات شخصی خودمان افتادیم چه؟ اگر جوان بسیجی، مؤمن و با اخلاص را ـ که هیچ نمی‏خواهد جز اینکه یک میدانی باشد که در راه خدا مجاهدت کند ـ در انزوا انداختیم و آن آدم پُر رویِ افزون خواه پرتوقع بی صفایی معنویت را مسلط کردیم چه؟ همه چیز دگرگون خواهد شد. اگر در صدر اسلام بین رحلت نبی اکرم و شهادت جگرگوشه‏اش، پنجاه سال فاصله پیدا کرد، در روزگار ما ممکن است این فاصله خیلی سریعتر بشود و زودتر از این حرف‏ها فضیلت‏ها و صاحبان فضائل ما به مذبح بروند. باید نگذاریم. در مقابل انحرافی که ممکن است دشمن بر ما تحمیل بکند باید بایستیم. پس عبرت‏گیری از عاشورا این است. نگذاریم روح انقلاب و فرزندان انقلاب در جامعه منزوی بشود.»36 با تجربه از تاریخ صدر اسلام و عبرت‏های عاشورا راه کار پیش‏گیری از سقوط خواص و رمز بقای انقلاب در مسیر واقعی اش‏را چنین بیان می‏کنند: «تمسک به دین و تقوی و معنویت و اهمیت پرهیزگاری و پاکدامنی، این جا معلوم می‏شود، اینکه ما مکرر در مکرر، به بهترین جوان‏های این روز گار که شما باشید، این همه سفارش و تأکید می‏کنیم که مواظب سیل گنداب فساد باشید به همین خاطر است. امروز چه کسی مثل جوان‏های پاسدار است؟ همین پاسدارها و بسیجی‏ها، واقعا بهترین جوان‏هایند که در میدان علم و دین و جهاد، پیشرو هستند. در کجا چنین جوان‏هایی را سراغ داریم؟ نظیر این‏ها را خیلی کم داریم و در هیچ جای دنیا به این کثرت نیست بنابراین، باید مواظب موج فساد بود. امروز بحمد اللّه‏ خدای متعال، قداست و معنویت این انقلاب را حفظ کرده. جوان‏ها پاک و طاهرند، اما بدانید زیور و عیش و شیرینی دنیا، چیز خطرناکی است و دل‏های سخت و انسان‏های قوی را می‏لرزاند. باید در مقابل این وسوسه‏ها، ایستادگی کرد. جهاد اکبری که فرمودند همین است.»37 و سرانجام برای جلوگیری از تکرار تاریخ و از دست ندادن فرصت‏ها همواره باید عبرت‏گیری از کربلا برای فرزندان انقلاب درس اوّل باشد و هشدار رهبری مورد توجه: وقتی امام حسین علیه‏السلام کشته شد، وقتی فرزند پیغمبر از دست رفت، وقتی فاجعه اتفاق افتاد، وقتی حرکت تاریخ به سمت سراشیب آغاز شد، دیگر چه فائده؟... اگر خواص در هنگام خودش، کاری را که لازم است، تشخیص دادند و عمل کردند، تاریخ نجات پیدا می‏کند و حسین بن علی‏ها به کربلا کشانده نمی‏شوند. اگر خواص بدفهمیدند، دیر فهمیدن، یا نفهمیدند و با هم اختلاف کردند... معلوم است که در تاریخ کربلا تکرار خواهد شد.38 پی‏نوشت‏ها 1. سخنرانی در مشهد مقدس، 27/8/1359. 2. همان. 3. مفردات راغب مادّه عبر. 4. آل عمران، 137. 5. قسمتی از آیه‏ی 111 سوره یوسف. 6. دیدار با فرماندهان لشکر 27 حضرت رسول، 20/3/75. 7. دیدار با فرماندهان گردان‏ها و گروهان‏ها و دسته‏های عاشورای نیروی مقاومت بسیج، 22/4/71. 8. خطبه‏های نماز جمعه تهران. 18/2/77. 9. همان. 10. همان. 11. سخنرانی در جمع فرماندهان لشکر 27 حضرت رسول، 20/3/75. 12. همان. 13. همان. 14. همان. 15. قرآن کریم، آل عمران، 144. 16. خطبه‏های نماز جمعه تهران، 18/2/77. 17. بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان لشکر 27 حضرت رسول، 20/3/75. 18. همان. 19. همان. 20. اصول کافی، ج 1، ص 368. 21. خطبه‏های نماز جمعه مقام معظم رهبری، 18/2/77. 22. همان. 23. بیانات مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان لشکر 27 محمد رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، 20/3/75. 24. همان. 25. خطبه‏های نماز جمعه، 18/2/77. 26. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و نیروهای لشکر 27 حضرترسول، 20/3/75. 27. مریم، 59. 28. دیدار با فرماندهان گردان‏ها، گروهان‏ها، دسته‏های عاشورای نیروی مقاومت بسیج، 22/4/71. 29. بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت روز پاسدار، 5/10/74. 30. بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت روز پاسدار، 5/10/74. 31. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و نیروهای لشکر 27 حضرت رسول، 20/3/75. 32. همان. 33. همان. 34. روزنامه جمهوری اسلامی ایران، ششم دی ماه 1374. 35. از سخنان مقام معظم رهبری، در خطبه‏های نماز جمعه، 26/1/79. 36. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان گردان‏ها و دسته‏های عاشورا نیروی مقاومت بسیج، 22/4/71. 37. بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت روز پاسدار، 5/10/74. 38. سخنان مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان و نیروهای لشکر 27 محمد رسول اللّه‏، 20/3/75. تبلیغات دوره‌های آموزشی مجازی آرشیو آرشیو شماره ها: ۶۵ سال ۱۳۸۹ (۲) -اندیشه حوزه مرداد و شهریور 1389 شماره 83 -اندیشه حوزه فروردین و اردیبهشت و خرداد و تیر 1389 شماره 81 و 82 سال ۱۳۸۸ (۲) -اندیشه حوزه خرداد و تیر 1388 شماره 76 -اندیشه حوزه فروردین و اردیبهشت 1388 شماره 75 سال ۱۳۸۷ (۶) -اندیشه حوزه 1387 شماره 74 -اندیشه حوزه 1387 شماره 73 -اندیشه حوزه 1387 شماره 72 -اندیشه حوزه 1387 شماره 71 -اندیشه حوزه 1387 شماره 70 -اندیشه حوزه 1387 شماره 69 سال ۱۳۸۶ (۵) -اندیشه حوزه 1386 شماره 67 و 68 -اندیشه حوزه 1386 شماره 66 -اندیشه حوزه 1386 شماره 65 -اندیشه حوزه 1386 شماره 64 -اندیشه حوزه 1386 شماره 63 سال ۱۳۸۵ (۵) -اندیشه حوزه 1385 شماره 61 و 62 -اندیشه حوزه 1385 شماره 60 -اندیشه حوزه 1385 شماره 59 -اندیشه حوزه 1385 شماره 58 -اندیشه حوزه 1385 شماره 57 سال ۱۳۸۴ (۴) -اندیشه حوزه 1384 شماره 55 -اندیشه حوزه 1384 شماره 54 -اندیشه حوزه 1384 شماره 53 -اندیشه حوزه 1384 شماره 51 و 52 سال ۱۳۸۳ (۲) -اندیشه حوزه 1383 شماره 49 و 50 -اندیشه حوزه 1383 شماره 47 و 48 سال ۱۳۸۲ (۴) -اندیشه حوزه 1382 شماره 43 و 44 -اندیشه حوزه 1382 شماره 41 و 42 -اندیشه حوزه 1382 شماره 40 -اندیشه حوزه 1382 شماره 39 سال ۱۳۸۱ (۵) -اندیشه حوزه 1381 شماره 38 -اندیشه حوزه 1381 شماره 37 -اندیشه حوزه 1381 شماره 35 و 36 -اندیشه حوزه 1381 شماره 34 -اندیشه حوزه 1381 شماره 32 و 33 سال ۱۳۸۰ (۵) -اندیشه حوزه 1380 شماره 31 -اندیشه حوزه 1380 شماره 30 -اندیشه حوزه 1380 شماره 29 -اندیشه حوزه 1380 شماره 28 -اندیشه حوزه 1380 شماره 27 سال ۱۳۷۹ (۶) -اندیشه حوزه 1379 شماره 26 -اندیشه حوزه 1379 شماره 25 -اندیشه حوزه 1379 شماره 24 -اندیشه حوزه 1379 شماره 23 -اندیشه حوزه 1379 شماره 22 -اندیشه حوزه 1379 شماره 21 سال ۱۳۷۸ (۵) -اندیشه حوزه 1378 شماره 20 -اندیشه حوزه 1378 شماره 19 -اندیشه حوزه 1378 شماره 18 -اندیشه حوزه 1378 شماره 17 -اندیشه حوزه 1378 شماره 16 سال ۱۳۷۷ (۴) -اندیشه حوزه 1377 شماره 15 -اندیشه حوزه 1377 شماره 14 -اندیشه حوزه 1377 شماره 13 -اندیشه حوزه 1377 شماره 12 سال ۱۳۷۶ (۳) -اندیشه حوزه 1376 شماره 10 و 11 -اندیشه حوزه 1376 شماره 9 -اندیشه حوزه 1376 شماره 8 سال ۱۳۷۵ (۴) -اندیشه حوزه 1375 شماره 7 -اندیشه حوزه 1375 شماره 6 -اندیشه حوزه 1375 شماره 5 -اندیشه حوزه 1375 شماره 4 سال ۱۳۷۴ (۳) -اندیشه حوزه 1374 شماره 3 -اندیشه حوزه 1374 شماره 2 -اندیشه حوزه 1374 شماره 1 © کلیه حقوق متعلق به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی می‌باشد. توسعه و طراحی: A.C.A CO mesdaq.ir

متن ادبی ، شعر و دلنوشته های :سالروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام

 

سلام عزیزم

متن ادبی ، شعر و دلنوشته های : سالروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام شور بی پایان عباس محمدی ستاره های چشمک زن، ریسمان بسته اند آسمان کوچه هایی را که قرار است از امشب، مهربانی هایتان را در آنها قدم بزنید. کوچه هایی که هم قدم می شوند از امشب جاده های زندگی را با شما. دیوارهای مدینه کل می کشند پیوند خجسته ابر و باران را، دریا و موج را، رود و آبشار را و عشق و پرواز را که از امشب، پرندگی در نگاه های مهربانانه شما به اوج خواهد رسید. صدای دست ابرها را که بر دف ماه می کوبند، نسیم در ردپایتان می ریزد تا خاک، لبخند بزند آرامش قدم های همراه و صمیمیتان را که زندگی را بر چشم های ناپیدای جاده های بی پایانش هم قدم شدید؛ آرام تر از صدای بال پرندگانی که بر ابرها راه می روند، شیرین تر از رودهایی که به دریا می ریزند. امشب، خانه ای محقر، آغوش گشوده رؤیای شیرین زندگی با ماه و خورشید را بی صبرانه دهان گشوده هلهله شادی فرشتگان را که پایکوبی نخلستان ها را به تماشا نشسته اند. خانه ای که آمدنتان را اسپند دود می کند تا دفع کند هر چه چشم شور را از این همه شور بی پایان برای آغاز؛ آغازی که پر از بوی لبخند پیامبر صلی الله علیه و آله است. خانه، مشتاق ایستاده تا سلام کند لبخند شکرریز پیامبر صلی الله علیه و آله را که پیشاپیش شما قدم برمی دارد تا در بگشاید آغاز همسفریتان را تا هم شانه هم عشق را به سرانجام برسانید. ----------------------------------------------------------- ما به نامِ هم بودیم نزهت بادی ما به نام هم بودیم؛ از همان روز نخست که خداوند نام هر جفت عاشقی را بر گلبرگ نگاه فرشته نگهبان عشق، کنار هم نوشت ما به نام هم بودیم این راز را خدا می دانست و مردی زلال تر از آیینه که در انتهای شب فاصله محرم دلتنگی های مشترکمان بود. ما به نام هم بودیم؛ مثل عطر پراکنده در هوای غروب که هر عابری را به پای بوته یاس، کنار کوچه می کشاند مثل روشنای مهتاب پشت پنجره که در چشم های بیدار از شوق گریه، نقاب از چهره برمی اندازد. ما به نام هم بودیم؛ زیرا وقتی انار دلم در تلاقی آن نگاه پاک و نجیب ترک خورد و دانه های سرخ رنگ آن بر دامان مهر و لطف تو فرو ریخت تو دست بردی و آن دانه انار بهشتی را برداشتی و این راز رسیدن من و تو بود ما به نام هم بودیم؛ این راز را خدا می خواست و مردی که قرائت سبز وصل را برای روز یکی شدن ما در لهجه صریح آفتاب، ذخیره کرده بود. ---------------------------------------------------------- دو گوهر هستی خدیجه پنجی بهشت از رایحه ای دلنوار، سرمست می شود. جشنی برپاست از انبوه فرشتگان و کائنات. بر منبری از نور و روشنایی، جبرئیل خطبه می خواند برای علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام و زندگی آغاز می شود. طوبی، دل انگیزترین نغمه اش را شاباش می فرستد. صدایی می شکوفاند جان ها را و شاید خداست که برای این عروس و داماد پیام تبریک و تهنیت می فرستد. زمین: خانه وحی، مهبط فرشتگان است. مدینه، شادیِ این دقایق مقدس را پشت در خانه، به وجد آمده است. از میان تمام مردان عرب، تنها مدال همسری فاطمه، گردن آویز علی می شود. راز عشقی بزرگ. مَرَجَ الْبَحْرَیْنَ یَلْتَقیان. دو دریا به هم می پیوندند در قداستی بی نظیر. دو دریای علم و حلم، علی و فاطمه، تا جهان به خنکای وجودشان به ساحل آرامش برسد. و آب که چه زیبا مهر فاطمه را به دل دارد و خاک که راز بزرگی علی را به دوش می کشد. و عشق که از تلاقی این دو متولد می شود؛ آب و خاک، دین از این پس، آسوده خواهد بود در سایه سار محبت و مهربانی این عروس و داماد. «وَ لَهُ الجَوارِ المُنْشَئاتُ فِی البَحْرِ کَالاَعْلام؛ و از آن دو دریا، دو گوهر هستی پدید می آید؛ حسن و حسین، سید جوانان اهل بهشت». و حقیقت ادامه می یابد در گرو پیوند علی و فاطمه؛ زیر یک سقف، پای سفره ای ساده، از پیوند دو نور، تا یازده ستاره روشن و تاریخ عشق، از همین جا آغاز می شود. ----------------------------------------------------- لباس جشن محمد کاظم بدرالدین شادی کم سابقه بین فرشتگان برای چیست؟ مژده و بشارتی داده اند آیا؟ شکوفا شدنِ گل های لبخند در جایْ جایِ زمین از چه روست؟ بهار آمده است آیا؟ شهر لبریز از نایابیِ این چنین محبتی است و کوچه ها سرشار از حروفِ قشنگِ دوستی است. سادگی در این وَصلتِ آسمانی، چشم های بی وضو را خیره کرده است. همیشه این گونه بوده که پاره ای با دیدن آیه های قرآن در حسادت خویش می سوخته اند. درختان خم می شوند به احترام دستانی که به هم رسیده اند. فصل باران رحمت های الهی در لحظاتِ اردیبهشتیِ زمین است. چشمانِ آهو صفتِ عشق را این پیوند ملکوتی پُر کرده است. آفرین بر این نهضتِ جدیدِ عشق! هر چقدر آذین بندی و آراستگیِ الفاظ در گوشه و کنار مجلس صورت گیرد، هیچ اغراق نشده. روزها تا وقتی ندیده بودند این تلاقیِ زیبایی را، که هیچ؛ از این به بعد اما می بینند و بهانه می گیرند. افسوس می خورند؛ ای کاش ذره ای از رنگ این وصال عشق، برای ما هم ذخیره شود! موسم وفور ستاره های میمنت در شب های کور است. گوارایی از افقی دیگر سر زده. چقدر این ساعات ما را به یاد خدا می اندازد؛ خدایی که واژه لیاقت را آفرید و از ابتدایِ آفرینش، این دو وجود لطیف را بر سر یک سفره نشاند. چقدر رنگِ این الفت، به بهار می زند! فصلِ تصاعد شگفتی های مبارک از یکنواختیِ شومِ خاک است. به راستی کدام لباس برای این محفل باشکوه، به اندامِ خورشید می آید؟ ... و کائنات، بر زیبایی دو گوهر کنار هم نشسته، صلوات می فرستند. -------------------------------------------------------------------- دو گوهر دریا امیر اکبرزاده پیامبر به صورتت لبخند می زند و دستان فاطمه اش را ـ میوه دلش ـ را به دستانت می سپارد و باز با تبسمش اولین هدیه پیوندتان را تقدیم می کند. دستان فاطمه در دستانت قرار می گیرد و دعای پیامبر است که همراهی ات می کند. پا به پای همسرت به سمت خانه ات گام برمی داری و پیامبر همچنان با نگاه، بدرقه ات می کند... . بر لبت تبسم رضایت است و در چشمانت برق امید. به فاطمه نگاه می کنی، دلت گواهی می دهد که نیمه دیگرت را پیامبر به تو سپرده است. به فاطمه نگاه می کنی و خود را خوش بخت ترین مرد عالم می بینی، «چه زوج خوبی! چقدر مکمل یک دیگرند این دو گوهر دریای کرامت، رأفت، لطف و سخاوت و عشق و...!» در چشمان فاطمه ات می بینی زنی را که تکیه گاه دلتنگی های توست. در چشمان فاطمه ات می بینی امیدی را که... . اما ناگهان اشک در چشمانت حلقه می زند؛ در چشمان فاطمه ات چه دیده ای که این گونه دریای دلت به تلاطم افتاده است؟ ------------------------------------------------------------- عروسی خوبان قنبر علی تابش امروز روز پیوند زهرا و علی است. عاشقانه ترین روز تاریخ. عاشقانه ترین فصل زندگی بشر. فصل بهار عشق، فصل بهار عاشقان. فصل ماه و آفتاب. فصل آینه و آب. امروز در سرزمین رسالت، بهار می شود. امروز درخت «عصمت» در خانه وحی شکوفه می کند و به بار می نشیند. امروز باغ ملکوت سبزترین بهارش را تجربه می کند. امروز ملایک، خرمن خرمن گل به دامن می کنند. امروز، «سخن از نسل گل ها در میان است». امروز آینه عرش، روشن ترین است. امروز فصل فروردینِ دین است. امروز باغ ولادت خرم ترین است. خرم تر از اردیبهشت، خرم تر از بهشت. بهشت امروز آرزو می کند کاش به جای مدینه باشد، تا قدم گاه استوارترین گام های عشق قرار گیرد. عشق علی امروز چه منجلی است. امروز زهرا مهمان دل علی است. دل علی، امروز عرشی تر از همیشه است. امروز علی عاشق تر از همیشه است. شیداتر از همیشه است. امروز علی لب به شعر می گشاید. امروز حماسی ترین مرد تاریخ زبان به تغزل می گشاید: «ولی الفخر بفاطم و ابیها ثم فخری برسول اللّه اذ زوجنیها؛ من به فاطمه و پدرش افتخار می کنم. و مباهات می کنم به رسول خدا، هنگامی که دخترش را به ازدواج من درآورد». ---------------------------------------------------------------- پیراهن عروسی علی خالقی آن روز، تمام بازار شهر در التهاب بود. اهل بازار را ولوله ای بود وصف نشدنی. می گفتند که علی علیه السلام ـ شجاع ترین مرد عرب ـ زره خود را برای فروش آورده است تا هزینه ازدواج خویش را فراهم کند. نمی دانم چرا دلشوره ای عجیب مرا فرا گرفته بود. مدتی دکان خیاط را برانداز کردم تا اینکه کسی برای خرید من مراجعه کرد. دلشوره ام بیشتر شد. احساس اضطراب داشتم. به راستی به کدام خانه دعوت شده بودم؟ و تازه فهمیدم که مجلس عروسی علی علیه السلام است و من قرار است تن پوش عروس او باشم. چه عروسی؛ دختر بهترین خلق خدا، دختر رسول اکرم. من پیراهن عروسی زهرا علیهاالسلام شده بودم. چنان سرمست شادی بودم که احساس کردم عالمی مرا به چشم حسرت می نگرد. من تن پوش قامتی بودم که خداوند بر او فخر می کرد و رسولش از آن بوی بهشت می جست. صدای نفس های قدسی او را می شنیدم که با هر نفس، ذکری می گفت و کائنات با او تکرار می کردند. من بر تن کسی بودم که وقتی به نماز می ایستاد، نمازش در پس پرچین حضور ملائک، غرق می شد که گویی او را به عرش می بردند و رو در رو با معبود خویش سخن می گفت. لطفی عظیم، شامل حالم شده بود؛ بی آنکه شایسته آن باشم. چه نیکو مجلسی است این جشن؛ گویی تمام انبیا، به تهنیت گویی رسول خدا آمده اند و خلق، در شور و شعف، علی علیه السلام را شادباش گویند. آن قدر در این سرور غرقم که در خویش نمی گُنجم. جماعت، برای همراهی عروس، به سمت علی علیه السلام راه افتادند، کوچه ها را طی می کردند و من در شادی خویش، جماعت را می نگریستم. ناگاه، صدایی جماعت را از راه رفتن باز داشت؛ صدایی که بانوی مرا خطاب کرده بود و طلب یاری می کرد. تمام مردم، منتظر جواب او بودند که ناگاه امر کرد که پیراهن کهنه اش را بیاورند. باور نمی کردم! مرا از تن درآورد و به سائل دارد. حتی آن زن سائل هم باور نمی کرد. چه می کنید بانوی من؟! جماعت، حیرت زده می نگریستند. من که بهت زده در دستان آن سائل پیر می نگریستم و در این اندیشه بودم که چگونه بی هیچ منتی مرا بخشید و به سمت خانه امیدش رفت؛ ولی دیدم که سائل پیر، چشمانش را چون دو چشمه جوشان جاری کرده بود و زیر لب او را دعا می کرد. من دیدم که علی علیه السلام با دیدن من در دست آن فقیر بی نوا، قطرات اشک، بر لبخند زیبایش چکیده می شد. من دیدم که رسول خدا از شنیدن این واقعه آن قدر گریست که ندای «فداها ابوها» فضا را پر کرد. چه مجلس جشنی بود که با اشک پایان گرفت! خداحافظ، بانوی من که خلق در حیرت زندگانی تواَند! منبع: اشارات شماره ۸۰

حجاب اولویّت چندم؟

چگونه انتظار حیا و عفاف از جوانان داریم وقتی...

 

سلام عزیزم

 

حجاب اولویّت چندم؟

در سالـــــروز بزرگداشت شهدای مسجد گوهرشاد که جمعی از مؤمنین غیور، علیه کشف حجاب رضاخانی اعتراض کرده و در این راه جان شریف خود را از دست دادند و در روز ملّی عفاف و حجاب، بر آن شدیم تا به پاسخ یک سؤال مهم در زمینه عفاف و حجاب بپردازیم و آن این است که حجاب باید اولویّت چندم باشد؟ اساساً حجاب باید در چه مرتبه‌ای از اهمیّت برای نظام اسلامی قرار داشته باشد؟ چه میزان از توان و نیروی نظام اسلامی باید هزینه‌کرد مسأله حجاب و کیفیّت پوشش افراد جامعه شود؟
شاید طرح این سؤالات، در فضای کنونی که عده‌ای آگاهانه و با اهداف از پیش تعیین شده و برخی ناآگاهانه و صرفاً جهت کسب شهرت، به طرح مباحثی از قبیل «حجاب اختیاری» می‌پردازند این مطلب را به ذهن برساند که گویا هدف از این سؤالات در راستای تضعیف جایگاه حجاب در سطح حاکمیّت و اجتماع باشد تا فضای بازتری برای هنجارگریزی و بی‌بندوباری فراهم شود. حال آنکه غرض نگارنده مقاله قطعاً چنین نیست؛ بلکه کاملاً بر عکس است.
حجاب و پوشش شرعی براساس فتاوای اکثریّت قریب به اتّفاق مراجع عظام، یکی از ضروریات دین مبین اسلام است و اگر کسی از روی عمد و توجّه، آن را انکار کند از اسلام خارج شده و مرتدّ شمرده می‌شود. حجاب و کیفیّت پوشش، یکی از مهمترین شاخص‌های سنجشِ میزان تدیّن افراد یک جامعه است و عیار دین‌داری آنان با میزان پایبندیشان به حجاب و پوشش اسلامی به عنوان مهمترین نماد دین‌داری سنجیده می‌شود.
در باب کیفیّت پوشش افراد جامعه خصوصاً زنان، هم در قرآن و هم در روایات مطالب متعدّدی وجود دارد که نشان از شدّت اهتمام به این فریضه الهی است که باید حکومت اسلامی به عنوان مجری احکام دین، نسبت به تدارک تدابیر لازم برای بسترسازی و تحقّق این فریضه الهی در سطح اجتماع کوشا باشد و پس از اظهارنظر رهبر معظّم انقلاب درباره وظیفه حکومت نسبت به تحقّق حجاب در سطح جامعه دیگر جای هیچ شکی باقی نمی‌ماند که باید مسئولین نظام اسلامی جهت تحقق حجاب اسلامی در سطح اجتماع اعمال مدیریّت کرده و تدابیر لازم را بیندیشند.
امّا آنچه در این مقاله مورد بحث است، آن است که حجاب و پوشش اسلامی با توجّه به اهمیّت بسیارش، باید اولویّت چندم نظام اسلامی باشد؟ باید چه میزان از توان و نیروی حکومت اسلامی صرف مسأله حجاب بشود؟
اهمیّت این مسأله از آن جهت است که اگر در مقوله مدیریّت فرهنگی و اخلاقی جامعه، امر اهمّ و اولیِ از حجاب وجود داشته باشد و نظام اسلامی تمام تمرکز و توان خود را متوجّه امر مهم حجاب کند در آن صورت مصلحت آن امرِ اهمّ فوت می‌شود و ماجرا آنجا حیاتی‌تر می‌شود که تحقّق امر مهمّ [حجاب] منوط به تحقّقِ آن امرِ اهمّ باشد و این بدان معناست که اگر در این فرض، تمام نیرو و توان حکومت بر امر مهمّ متمرکز شود و امر اهمّ مورد غفلت قرار گیرد؛ هم مصلحت امر اهمّ و هم مصلحت امر مهمّ، هر دو فوت خواهد شد و هیچکدام از آن دو محقّق نخواهند شد که به نظر می‌رسد مسأله حجاب از این قبیل است.
حجاب شرعی، یک استانداردسازی از سوی شارع مقدّس در زمینه پوشش و لباس افراد جامعه است تا لباس و پوشش آنها از کارکرد لازم برخوردار باشد. قرآن کریم درباره لباس و پوشش ظاهری و کارکردهای آن چنین می‌فرماید: «اى فرزندان آدم، به یقین بر شما لباسى که عورت‏هاى شما را بپوشاند و لباسى که زیب و زیور شما باشد نازل کردیم (مواد اولیه آن را در زمین آفریدیم و استعداد تهیه آن را به شما دادیم) و البته لباس تقوى بهتر است. اینها از آیات و نشانه‌‏هاى خداوند (براى مردم) است، باشد که متذکر شوند».
خداوند در این آیه، لباس را به عنوان موهبتی خدادادی بیان می‌کند که به عنوان تکریم، به فرزندان آدم عطا کرده و دو کارکرد برایش بیان می‌کند: ۱- پوشاندن زشتی‌های ظاهری ۲- جمال و زینت
در ادامه آیه، خداوند در مقابل لباس ظاهری، سخن از لباس باطنی یعنی «تقوا» به میان می‌آورد و لباس تقوا را برتر از لباس ظاهری برمی‌شمارد. خداوند متعال از تقوا با عنوان لباس تعبیر کرد؛ زیرا نسبت تقوا در باطن انسان مانند نسبت لباس است در ظاهر انسان. همانطور که لباسِ ظاهری، عورات و زشتی‌های ظاهری را می‌پوشاند و همچنین موجب زینت و جمال ظاهری می‌گردد؛ تقوا نیز سبب می‌شود تا رذائلِ نفسِ انسانی پوشیده بماند و نه تنها انسان، از رسوایی مصون بماند بلکه به خوش سیرتی نیز شناخته شود.
ذیل آیه شریفه، بیانی نورانی از امام باقر(ع) پیرامون لباس تقوا و خیر و بهتر بودن آن وجود دارد که غرض ما از طرح این آیه را روشن می‌سازد. «عفّت: مهار نفس و خویشتن‌داری از آنچه حلال و شایسته نیست».
حضرت در ادامه این ‌روایت بیانی دارند که وجه برتر بودن لباس تقوا را بر لباس ظاهری روشن می‌سازد. «فرد عفیف حتی اگر برهنه از لباس ظاهری بماند باز زشتی‌هایش ظاهر نمی‌شود [عفّت پیشه می‌کند و خود را حفظ می‌کند] ولی شخص فاجر و غیرعفیف حتی اگر تمامیِ بدنش را لباس پوشانده باشد باز زشتی‌هایش آشکار می‌شود».
همانطور که حضرت بیان فرموده است؛ برخورداری از عفاف، انسان را از رسوایی حفظ می‌کند و اگر عفاف نباشد، پوشش ظاهری نیز کارکرد خود، که همان مستورسازی عیوب و زشتی هاست را از دست می‌دهد و به همین جهت است که خداوند متعال فرموده است که لباس تقوا و عفاف بهتر است.
بنابراین براساس فرمایش حضرت، باید مسأله و دغدغه اصلی، رعایت لباس باطنی (عفاف) باشد؛ زیرا فقط زمانی لباس ظاهری بهره‌وریِ لازم را داراست که انسان، لباس باطنی عفاف بر تن داشته باشد. لذا آنچه از اهمیّت اوّل برخوردار است و امر اهمّ شمرده می‌شود، عفاف و خودکنترلی است. زیرا عفاف مهمترین پشتوانه، برای کارآمدی پوشش ظاهری است. این مطلب، به هیچ‌وجه از اهمیّت لباس ظاهری نمی‌کاهد؛ بلکه جایگاه بس سترگ و مهم‌تر را برای لباس باطنی یعنی عفاف بیان می‌کند.
بنابراین اگر نظام اسلامی، تمام توان و نیروی فرهنگیِ خود را صرف تبلیغ و ترویج حجاب، به عنوان پوشش ظاهری کند و از سوی دیگر نسبت به مدیریّت عفاف و خویشتن‌داری افراد جامعه، غفلت یا کوتاهی داشته باشد؛ نه تنها در تحقّق حجاب در سطح جامعه توفیق نخواهد داشت؛ بلکه روز به روز وضع پوشش افراد جامعه بدتر و مظاهر بی‌عفّتی علنی‌تر خواهد شد.
تا زمانی که حکومت نتواند افراد جامعه را به خودکنترلی و مدیریّت خویشتن از درون برساند؛ هیچ اقدام بیرونی، اعمّ از اقدامات تبلیغی و انتظامی، کارآمدیِ لازم را نخواهد داشت و در این شرایط، کشف حجاب سلبریتی‌ها در خارج کشور، بالا رفتن آمار مبتلایان به ایدز از راه ارتباط جنسی، افزایش آمار تجاوز، افزایش آمار سقط جنین، افزایش آمار فرزندان بی‌پدر، گسترش بدپوششی و تبرّج و...، امری متوقّع و گریزناپذیر خواهد بود.
اگر در مدیریّت جامعه، حیا به عنوان مهم‌ترین پشتوانه و عقبه عفاف، نادیده گرفته شود و اگر زینت‌المجالسِ همایش‌ها و محافل دولتی، سلبریتی‌هایی باشند که نه در گفتار و رفتار، نه در پوشش و نه در زندگی شخصی و یا حرفه‌ای، هیچ رنگ و بویی از حیا و عفّت ندارند، دیگر چطور می‌توان از جوانان انتظار حیا و عفت‌مئابی در کف خیابان داشت؟
اگر در سینما، سینمایی که قرار است دانشگاه باشد، نه ابتذال‌کده و در فیلم‌ها و سریال‌های رسانه ملّی، روابط آزاد بین دو جنس، عادی‌سازی شود و اگر در جراید و صفحات نخست مجلات، چهره‌های بزک‌کرده زنان و بازیگران به امری عادی تبدیل شود، دیگر نباید از آمار بالای روابط دوستی بین دختران و پسران و آمار بالای واردات لوازم آرایشی تعجّب کرد.
و اگر در جامعه‌ای روحیه تساهل و تسامح دمیده شود و به جهت اغراض سیاسی و یا غیره از پرداختن به فضائل اخلاقی به عنوان ایده‌ال‌ها پرهیز شود، دیگر نباید هیچ انتظاری برای تحقّق عفّت عمومی وجود داشته باشد.

کلام پایانی
اگر خواهان افزایش تراز پوشش اسلامی در بین آحاد جامعه هستیم باید اولویّت نخست در مدیریّت فرهنگی، بر ترویج روحیه عفاف‌گرایی بین آحاد جامعه خصوصاً زنان و دختران باشد که اگر این امر محقق شود ناخودآگاه التزام عملی به حجاب و پوشش اسلامی در سطح اجتماع نیز پررنگ‌تر خواهد شد و اگر روزی اولویّت نخست مسئولان، این بشود که چرا زنان ما به ورزشگاه نمی‌روند یا چرا پخش زنده مسابقات ورزشی ندارند یا چرا اجرای کنسرت تک‌خوان زن ندارند، در آن هنگام است که باید فاتحه عفاف و حجاب را در چنین جامعه‌ای خواند. 

حجت‌الاسلام محمدحسین ملامیرزایی - مدرّس و پژوهشگر حوزه عفاف / فارس

                                                                                                                                                                                                                                           منبع :siasatrooz,ir

روزافشاي حقوق بشرآمريکايي

12تيرماه:سلام عزیزم

خبرگزاري آريا-ديناروند:12تيرماه روزحقوق بشرآمريکايي است.حقوق بشر مسأله اي است که هميشه دستاويزي براي قدرت هاي بزرگ بوده است تا به وسيله آن کشورهاي مستقل را تحت فشار قرار دهند و به اهداف سلطه گرانه خود برسند، در واقع آمريکا، پس از فروپاشي شوروي و فرو ريختن ديوار برلين که به معناي پايان جنگ سنتي سرد محسوب مي شد، اين رويکرد را به عنوان يک ابزار در جعبه سياست هاي داخلي و خارجي خود قرار داد. ابزاري که پس از واقعه يازده سپتامبر به شدت مورد استفاده قرار گرفت؛ نمونه بارز اين عملکرد متهم کردن کشور ايران به نقض حقوق بشر مي باشد که مقامات غربي با مورد تمسک قرار دادن آن تلاش کرده‌اند ضمن اعمال تحريم‌هاي اقتصادي و سياسي عليه کشورمان، چهره نظام جمهوري اسلامي ايران را مخدوش کرده و زمينه رويگرداني بين‌المللي از کشورمان را فراهم سازند. درواقع آمريکا 37 سال به صورت مداوم تلاش کرده است تا علاوه بر انجام انواع اقدام هاي خصمانه براي مهار انقلاب اسلامي، تعديل مواضع، تغيير سيرت و محتواي جمهوري اسلامي و دست برداشتن از احکام و شريعت اسلامي، با بهره گيري از دستگاههاي تبليغاتي جريان ساز صهيونيستي موضوع حقوق بشر را به حربه اي جهت اعمال فشار بر کشورايران تبديل کند اين درحالي است که کشورهاي غربي از خشونت و رفتار ضد انساني خود چشم پوشيده و با دادن شعار دفاع از حقوق بشر اين شعار را ابزاري براي استعمارگري‌هاي خودساخته‌اند؛ باتوجه به اهميت اين موضوع بنا به فرمايش مقام معظم رهبري 6 تا 12 تيرماه بعنوان هفته حقوق بشر آمريکايي نامگذاري شده است تا علاوه بر نشان دادن کارنامه سياه و ننگين جنايات آمريکا در طول تاريخ و انعکاس نفاق، دورويي و دروغگويي قدرتهاي استکباري مدعي حقوق بشر، فرصتي براي افشاگري و نماياندن چهره واقعي آمريکاي جنايتکار باشد. اين تاريخ يادآور خاطره تلخ ترور نافرجام مقام معظم رهبري، انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و شهادت آيت‌الله دکتر بهشتي و 72 تن از ياران صديق و وفادار حضرت امام خميني رحمه‌الله عليه ، حمله شيميايي دردمنشانه صدام با حمايت و پشتيباني نظام سلطه و استکبار به سردشت و شهادت خيل عظيمي از رزمندگان و مردم بي¬ دفاع¬ اين شهر و همچنين شهادت آيت‌الله صدوقي چهارمين شهيد محراب به دست منافقين، حمله موشکي ناو هواپيمابر آمريکايي به هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي و شهادت حدود 290 نفر زن، مرد و کودک و شهادت حدود 16 هزار تن ديگر توسط منافقين مي باشد، بديهي است سرتاسر تاريخ انقلاب اسلامي پر از اقدامات نقض کننده آمريکا در حوزه حقوق ملت ايران است، به طوري که کشتار و ترور مردم و مسئولان در تير ماه سال‌هاي 60 تا 67، چهره پليد و استکباري آمريکا را به طور کامل به مردم ما شناساند و اينها همه نمايشگاهي از جنايات و خيانت¬‌هايي است که تحت فرمان آمريکا و مزدورانش رقم خورده است . البته اين موارد تنها نمونه هايي از جنايات آمريکا عليه مردم ايران مي باشد؛ شايان ذکر است ايالات متحده با تکيه بر قدرت نظامي خود، استقلال و حاکميت ديگر کشورهاي جهان را زير پا گذاشته و به نقض حقوق بشر در سطح بين الملل مي پردازد به عنوان نمونه ميتوان به جنايت هاي آمريکا در جنگ جهاني دوم، استفاده از بمب اتم در هيروشيما، مداخله در جنگ کره، جنگ ويتنام، اشغال پاناما، اشغال افغانستان، حمله به عراق ، حمايت از رژيم صهيونيستي در به كارگيري بمب هاي خوشه اي در لبنان، حمايت از گروه هاي تروريستي و ... اشاره کرد، لازم به ذکر است آمريکا علاوه نقض حقوق بشر در سطح بين الملل ناقض حقوق شهروندان خود در داخل کشورش نيز مي باشد ، از جمله موارد نقض حقوق بشردرآمريکا وضعيت اسفناک امنيت اجتماعي متأثر از تبهکاري ها و خشونت هاي فراوان، جاسوسي و نقض حريم خصوصي، وضعيت زندان ها، شکنجه ، نژاد پرستي و تبعيض نژادي، نقض حقوق مهاجرين و بوميان، نقض حقوق مسلمانان و اقليت ها، نفي آزادي بيان، نقض حقوق زنان و كودكان، نقض آزادي مطبوعات در آمريكا ، نقض سيستماتيك حقوق بشر در آمريكا ، نقض حقوق بشردوستانه و... مي باشد. با وجود اين موارد درواقع ميتوان گفت حقوق بشر در آمريکا و در سياست هاي ايالات متحده در واقع به مثابه نردباني براي رسيدن به مقاصد آن کشور است که هر پله آن را حقوقي از ملتها و دولتها تشکيل مي دهد که توسط آمريکا در راه رسيدن به اهداف استعماري خود زير پا گذاشته مي¬شود، چون آمريکا از يک سو ژست حمايت از حقوق بشر ميگيرد و از سوي ديگر خود بزرگترين ناقض حقوق بشر است .در اين ميان مسأله اي که حائز اهميت است اين نکته مي باشد که دولت آمريکا به جهت پوشش رسوايي هاي خود و رسيدن به اهداف سياسي اش اقدام به سانسور، دست بردن در اخبار و اعمال نفوذ در رسانه ها مي کند و با تهيه و انتشار اخبار دروغ، چهره اي موجه از خود را به مخاطبان داخلي و خارجي به نمايش مي گذارد. از اين رو به نظر مي رسد توجه مقام معظم رهبري نسبت به نامگذاري يک هفته در طول سال تحت عنوان هفته «حقوق بشر آمريکايي» تاثير قابل توجه ي در يادآوري حجم انبوهي از سوابق ضد بشري دولت آمريکا در ايران و جهان خواهد داشت، هر چند چهره تاريک و انواع قتل عام هاي رخ داده توسط آمريکا نه هفته ها بلکه سال ها و قرن ها زمان نياز دارد تا مورد پرداخت قرار گيرد! اما اين هفته بهانه اي است براي توجه و تامل به انواع جنايات آمريکايي ها و سوء استفاده اي که از عنوان حقوق بشر دارند. ghatreh.com

احادیث ائمه معصوم (ع) درباره جایگاه حضرت معصومه (س)

 

همزمان با ولادت سلام عزیزمحضرت معصومه (س)، شما می توانید با رجوع به این گزارش احادیت ائمه معصومین درباره ثواب زیارت حضرت معصومه (س) را بخوانید. درآستانه ولادت و یا شهادت حضرات معصوم (ع) آن چیزی که بیش از پیش مدنظر مسلمانان، خاصه شیعیان است، سیره عملی و رفتاری آن حضرات است. شیوه ای که راه و منش زندگی را در هزار خم جامعه امروزی برای هر انسانی روشن می کند و براساس سیره عملی آنهاست که می شود به معارف اهل بیت (ع) پی برد و از آنها استفاده کرد. پس از ورود امام رضا (ع) به ایران و هجرت خواهر گرامیشان از مدینه به قم، دین مبین اسلام در کشورمان رونق بیشتری گرفت و ولایتمداری در ایران پس از امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) پر رنگ تر شد. همچنین ائمه معصوم (ع) درباره جایگاه و خصایص حضرت معصومه (س) روایات مختلفی را بیان کردند. شما در این مقاله می توانید، احادیث ائمه معصوم (ع) را درباره جایگاه حضرت معصومه (س) را در اینجا بخوانید. *روى القاضى نور اللّه عن الصادق علیه السلام قال: «ان للّه حرماً و هو مکه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا وان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الکوفه الا و انَّ قم الکوفة الضغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فی‌ها اموأة من ولدى اسم‌ها فاطمه بنت موسى علیهاالسلام و تدخل بشفاعت‌ها شیعتى الجنة با جمعهم.» خداوند حرمى دارد که مکه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على (علیه السلام) حرمى دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از ۸ درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود ، زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى (علیه السلام) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند. *عن سعد عن الرضا (علیه السلام) قال: «یا سعد من زار‌ها فله الجنة ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا (علیه السلام): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا (علیه السلام) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (علیه السلام) فقال: من زار‌ها فله الجنة» امام رضا (علیه السلام) فرمود: کسى که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است. احادیث ائمه معصوم (ع) درباره جایگاه ویژه شهر قم *کامل الزیارة:عن ابن الرضا علیهماالسلام قال: «من زار قبر عمتى بقم فله الجنة امام جواد(ع)» کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. *امام صادق (علیه السلام): «من زار‌ها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج. ۴۸ صفحه ۳ ظ. ۷)» امام صادق (علیه السلام): کسى که آل حضرت را زیارت کند در حالى که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود. *امام صادق (علیه السلام): «الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» (بحار، ج. ۶، ص. ۲۱۶) امام صادق (علیه السلام)، آگاه باشید که حرم من و حرم فرزندان بعد از من قم است. *لقب «معصومه» را امام رضا (علیه السلام) به خواهر خود عطا فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى.» (ناسخ التواریخ، ج. ۳، ص. ۶۸، به نقل از کریمه اهل بیت، ص. ۳۲) «هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.» امام رضا (علیه السلام) در روایتى دیگر مى فرماید: هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مى یابد. (زبدة التصانیف، ج. ۶، ص. ۱۵۹، به نقل از کریمه اهل بیت، ص. ۳) *حدثتنی فَاطِمَةُ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ کُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ. جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ: «أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَد ِ. یر ِخُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ، أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!» فاطمه معصومه (سلام الله علیها) این روایت را از دختر امام صادق (علیه السلام) نقل مى کند که سلسله سَندش در نهایت به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مى رسد. *قَالَ الصّادِقُ علیه السلام: اِذا أَصابَتْکُمْ بَلِیَّةٌ وَ عِناءٌ فَعَلَیْکُمْ بِقُم، فَاِنَّهُ مَأْوَى الفاطِمیینَ… امام صادق علیه السلام فرمود: زمانى که رنج و زحمت و گرفتارى به شما رو آورد، به قم روى آورید، زیرا قم پناهگاه فاطمی‌ها و محل آسایش مؤمنان است. *سُئِلَ أَمیرُالمُؤْمِنینَ علیه السلام: عَنْ أَسْلَمِ الْمُدُنِ وَ خَیْرِ المَواضِعِ عِنْدَ نُزُولِ الْفِتَنِ وَ ظُهُورِ السَّیْفِ، فَقالَ: أَسْلَمُ الْمَواضِعِ یَوْمَئذِ أَرْضُ الْجَبَلِ، فَاِذا اضْطَرَبَتْ خُراسانُ وَ وَقَعَتِ الْحَرْبُ بَیْنَ أَهْلِ جُرْجان وَ طَبَرِسْتان وَ خَرِبَتْ سَجِسْتانُ فَأسْلَمُ المَواضِعِ یَوْمَئِـذٍ قَصَبَـةُ قُـم. از امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال شد: سالمترین شهر‌ها و بهترین مکان‌ها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشیر‌ها کجاست؟ امام علیه السلام فرمود: سالمترین جا‌ها در آن روز زمین جَبَل است، پس زمانى که خراسان مضطرب شود، و بین مردم گرگان و طبرستان جنگ رخ دهد، و سَجِستان خراب شود پس سالمترین مکان در آن روز شهر قم است. منبع: yjc.ir

حضرت معصومه (س)

 سلام عزیزم

حضرت معصومه (س)

تهیه وتنظیم: مرتضی فلاح زیارانی

تذکر: مقاله حاضر تلفیقی از مقالات مختلف اینترنتی است.

ولادت

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که

در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.  

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

در منابع متقدم، ذکری از روز ولادت و درگذشت حضرت معصومه (س) نیامده ولی چند منبع در دوران اخیر ولادت ایشان را در اول ذی القعده سال ۱۷۳ق. در شهر مدینه (1) و وفات ایشان را در روز ۱۰ ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری عنوان کرده‌اند.(2) 

آیت الله رضا استادی در مجله نور علم معتقد است که قدیمی‌ترین منبعی که تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه را ذکر کرده کتاب نور الآفاق (منتشر شده در ۱۳۳۴ق) نوشته جواد شاه عبدالعظیمی (م ۱۳۵۵ق) است. استادی با کنار هم گذاشتن مطالب متعددی از این کتاب نتیجه می‌گیرد بسیاری از گفته‌های او فاقد استناد و بلکه ساختگی است. یکی از همین سخنان ساختگی، تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه است که از کتاب او به چند کتاب دیگر نیز راه‌ یافته است(3) ، چند سال بعد از انتشار مقاله آیه الله استادی، رسول جعفریان پژوهش‌گر تاریخ اسلام در اعتراض به ثبت شدن این تاریخ تولد و وفات در تقویم‌ها، خلاصه‌ای از تحقیقات آیه الله استادی را منتشر کرد(4) ، سید ضیاء مرتضوی نیز در مقاله‌ای با عنوان تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه (س) «شرحی بر یک سندسازی بی‌پایه» همین نکته را تاکید می‌کند. او ضمن گزارشی از تلاش‌های بی‌نتیجه برای یافتن تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه، منابع مورد استناد جواد شاه عبدالعظیمی را نیز ساختگی و یا غیرقابل اعتماد معرفی می‌کند.(5) 

آیت الله سید موسی شبیری زنجانی به صراحت، این دو تاریخ را مجعول معرفی کرده و ماجرای جعل آن را نیز نقل کرده است. (6) نویسنده کتاب ریاحین الشریعه که کتابش درباره زندگی زنان دانشمند شیعه است، تاریخ ادعا شده را بی‌اصل می‌داند. او با مراجعه به منبع مورد ادعای شاه عبدالعظیمی چیزی نیافته است و نقل می‌کند که همین مطلب را با آیت الله شهاب الدین مرعشی در میان گذارده و او نیز تاکید کرده است که این دو تاریخ ساختگی و جعلی است و آیت الله مرعشی شخص جاعل را می شناخته و انگیزه او را می‌دانسته است.(7) 

باید توجه کنیم که سال و ماه و روز ولادت حضرت معصومه (س) مشخص نیست ، ولی سال وفات آن حضرت به صورت تقریبی مشخص میباشد. 

http://fa.wikishia.net/view

 

دلایل مشخص نبودن سالروز ولادت حضرت معصومه(س)

اگرچه تاریخ دقیق ولادت آن بانوی بزرگ دقیق روشن نیست ـ اما تاریخ تقریبی استخراج شده در گذشته این است؛ اول ذی‌القعده سال 173 و این تاریخ ولادت قبل از انقلاب اسلامی توسط فضلای فرهنگی و به درخواست تولیت وقت استخراج شده است.(8) این تاریخ ولادت براساس تخمین سن آن بانوی مکرمه که در سن جوانی درشهر قم بر اثر تألمات روحی که در ساوه به ایشان از ناحیه حمله به کاروانش توسط دژخیمان عباسی رسید رحلت کردند، استخراج شد.

برای همه اهل تاریخ روشن است که تاریخ ولادت بسیاری از بزرگان به نحو دقیق به جهات مختلف از جمله نبود امکانات ضبط امروزین ضبط نشده است؛ لذا تاریخ دقیق ولادت و درگذشت خیلی از مشاهیر روشن نیست، اما آیا حدود تقریبی هم روشن نیست؟ بله تقریبی روشن است و گاهی براساس همین تشخیص تقریبی وبه حسب گمانه‌زنی برای آنان یادبودی می‌گیرند! آیا این خلاف عرف و عقل است؟ از طرفی راه تحقیق درباره مشخص نمودن تاریخ دقیق ولادت بسیاری از بزرگان بسته نیست؛ چون اختلاف در تاریخ رحلت و ولادت بسیاری از بزرگان حتی در تاریخ معاصر امر طبیعی است، درباره حضرت معصومه(س) و دیگر بزرگان که تاریخ دقیق مشخص نیست! یکی از علت‌ها جو سیاسی و اختناق حاکمان بوده است که اجازه نمی‌دادند مردم با اهل بیت پیامبر(ص) ارتباط داشته و از اخبار آنان با خبر باشند که این وقایع نیز از جمله رویدادهاست.

زندانی و محصور بودن بیشتر امامان گواهی روشن بر این مسأله است، حاکمان مستبد اجازه نمی‌دادند در خانه اهل بیت(ع) به روی مردم باز باشد؛ در مقابل بیوت اهل بیت(ع) اقدام به جعل و برساخت شخصیت و برجسته کردن افراد وابسته به خود بودند تا فتاوایی به سود و پشتوانه فکری برای حاکمیت خود ساخته و اهل بیت(ع) و سادات و منسوبین به آنان را گمنام و در حصور فیزیکی، نظامی و فکری قرار دهند تا در جامعه شناخته نشوند؛ اینها توطئه‌های برخاسته از جو و فضای سیاسی بر تاریخ بوده است.

عامل دیگر: در باب تاریخ‌نگاری نیز قلم به دستان وابسته به قدرت و سیاست و مزدوران حاکمیت و مستبدان جورپیشه، ضمن اینکه از ضبط وقایع و رویدادهای مربوط به اهل بیت اعم از فضایل و دیگر وقایع را سانسور کرده‌اند تا اساساً از شناخته شدن آنان برای آیندگان نیز جلوگیری شود، لذا رویدادهای ریز از جمله وقایع مربوط به روز دقیق ولادت، شهادت و رحلت بزرگان از اهل بیت و وابستگان آنان ضبط نشده است، سانسورگرایی درتاریخ‌نگاری اهل بیت(ع) از آسیب‌های مهم این عرصه است که باید مورد تأمل واقع شود.

دیگر عامل نیز درباره وجود اختلاف یا عدم رسیدن خبر از وقایعی همچون ولادت یا شهادت بزرگان دین و فرزندان اهل بیت(ع) دخیل است، این عامل در تاریخ‌نگاری و تاریخ‌شناسی اهل بیت(ع) بسیار مهم است که دایره شمول آن وسیع است، ازبین رفتن آثار مربوط به اهل بیت و نابودی آن‌ها بر اثر تعصبات فرقه‌ای یا بر اثر نبود امنیت و پنهان ماندن این آثار در محیط‌های بسته که سبب فراموشی یا از بین رفتن آن‌ها شده است، عواملی دیگری نیز در این باره دخیل است که می‌توان به آنها در مجال دیگر پرداخت.

از این رو نبود نگارش دقیق و تاریخ دقیق دلیل بر عدم تولد نیست 

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13950516000297

اسماء و القاب

از القاب وی می‌توان به معصومه، طاهره، حمیده، بِرّه، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه، سیده، اُخت الرضا اشاره کرد(9) ،  در زیارتنامه‌ای، از دو لقب صدیقه و سیدة نساءالعالمین نیز یاد شده است(10) .

معصومه

لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:آن حضرت در روایتى فرمود: 

«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى.» «هرکس معصومه را در قم زیارت کند،مانند کسى است که مرا زیارت کرده است».(11) 

این لقب، که از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.

کریمه اهل بیت

لقب دیگر حضرت معصومه(س) «کریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رویاى صادقانه یکى از بزرگان، از سوى اهل بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رویاى صادقانه بدین شرح است :

مرحوم آیت اللّه سیّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیت اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه مند بود که محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت کرد. در عالم رویا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و یا امام صادق (ع) مشرّف شد. 

امام به ایشان فرمودند: «عَلَیْکَ بِکَرِیمَهِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ.» یعنى به دامان کریمه اهل بیت چنگ بزن .

ایشان به گمان اینکه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض کرد: «قربانت گردم، من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دلیل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شریف حضرت زهرا(س) پنهان بماند; از این رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شریف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.» مرحوم مرعشى نجفى هنگامى که از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زیارت حضرت معصومه (س) رهسپار ایران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زیارت کریمه اهل بیت ترک کرد

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

http://fa.wikishia.net/view

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5846

سرچشمه دانش

 حضرت معصومه (س) در خانداني كه سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنكه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يك از فرزندان امام كاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملكي در اين باره ميگويد: «هر يك از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به كاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام كاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي كه ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشكار است و اين حقيقت روشن مي سازد كه ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است. 

  مظهر فضايل

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد كه براي خدا حرمي است و آن مكه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن كوفه است. بدانيد كه حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد كه قم، كوفه كوچك ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد كه سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي كند كه با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.» 

  مقام علمي حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده كه روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام كاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) كه در آن هنگام كودكي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين كه حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه كردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترك گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه كردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش. 

 

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5846

کرامات حضرت معصومه علیها السلام

راهگشای مشکلات فلسفی ام

مرحوم صدر المتألهین شیرازی، فیلسوف بزرگ جهان اسلام و صاحب کتاب گرانسنگ «اسفار اربعه» شاهکار فلسفه اسلامی، در سالهای اواخر عمر پر برکت خود، تبعید شده و در روستای«کهک» قم مقیم گشته و در آنجا به تحریر مباحث فلسفی مشغول شده بود. ایشان گفته است: هرگاه در زمینه ی فلسفه، مشکلی برایم پیش می آمد که از حلّ آن عاجز می ماندم، با پای پیاده از کهک به قم می رفتم و به کنار قبر حضرت فاطمه ی معصومه سلام اللّه علیها رفته، از آن حضرت استمداد می نمودم. با این کار، مسأله و مشکل من حل می شد و سپس به روستای کهک باز می گشتم. 

 

مکاشفه بزرگ صدر المتالهین در حرم فاطمه معصومه

استاد آیة الله جوادی آملی: اگر انسان کتابی و یا مطلب علمی را در شهری که از نظرآب و هوا و موقعیت اقلیمی از قم بهتر است، مطالعه کند؛ بعدعین همان کتاب و یا مطلب را در جوار رحمت بارگاه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم مطالعه کند، می بیند که برکات دیگری نصیب انسان می شود، و حقایق بالاتری برای انسان کشف می گردد. این حقیقت برای جناب صدر المتالهین نیز پیش آمده است. زیرا ایشان، هنگامی که در کهک زندگی می کرد، برای عرض ادب و توسل به بارگاه کریمه اهل بیت فاطمه معصومه سلام الله علیها مشرف می شد. در یکی از این سفرها در جوار قبر فاطمه معصومه یک مساله مهم و پیچیده فلسفی یعنی اتحاد عاقل و معقول در یک مکاشفه عرفانی، برایش حل شد. او خود در این زمینه می گوید: مسأله اتحاد عاقل و معقول از مشکلترین مسایل فلسفی است ک تا کنون هیچ فیلسوف مسلمانی توفیق حل آن را پیدا نکرده است. من با توجه کامل به سوی خدای سبحان از او خواستم که مشکل برایم حل شود. دری از رحمت حق بر من گشوده شد و در این مورد معرفت جدیدی برایم حاصل شد. «کنت حین تسوید هذا المقام به کهک من قری قم، فجئت الی قم زائرا لبنت موسی ابن جعفر مستمدا منها و کان یوم الجمعه فانکشف لی هذا الامر؛» هنگام نوشتن این بحث من درقریه کهک قم بودم. از آنجا رهسپار قم شدم، به زیارت دختر موسی بن جعفر علیهما السلام مشرف گردیدم و از آن حضرت در حل این مسأله یاری جستم. به برکت او در روز جمعه این مطلب بر من کشف گردید. 

 

شفاعت همه ی شیعیان

آیت اللّه حاج سید محمد وحیدی(ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم: «آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی(ره) برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم.

این رؤیای صادقه، یادآور حدیثی از امام صادق علیه السلام است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّة بأجمعهم

؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد».(12)

 http://www.hawzah.net/fa/article/view/93778

نجات گروه سرگردان

سال هاى قبل از انقلاب تعدادى زائر در فصل زمستان، براى زیارت کریمه اهل بیت عازم قم شدند، این گروه درچند فرسخى قم به دلیل فرا رسیدن شب و برف و بوران شدید راه گم کردند و در بیابان سرگردان شدند. زائران وقتى جان خود را در خطر دیدند دست توسل به دامن حضرت معصومه (سلام الله علیها) گرفتند تا با نشان دادن راه به آن ها نجات شان دهد.

طبق سند موثق، یکى از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه (سلام الله علیها) مرحوم «سید محمد رضوى» مى گوید: آن شب (بدون اطلاع از وجود زائران سرگردان در بیابان) در حرم بودم، هنوز اندکى از خوابم نگذشته بود که در عالم رویا دیدم بى بى دو عالم حضرت معصومه (سلام الله علیها)، نزد من آمد و فرمود:«برخیز، چراغ گلدسته را روشن کن!» شتابزده از خواب بیدار شدم و نگاه به ساعت کردم، دیدم تازه اندکى از نیمه شب گذشته و برف سنگینى همه جا را فرا گرفته است و هنوز چهارساعت به اذان صبح باقى مانده (طبق معمول اندکى قبل از اذان صبح چراغ هاى گلدسته ها را روشن مى کردیم.) لذا مجدداً خوابیدم، و دوباره همان خواب تکرار شد، ولى این بار حضرت با تندى به من فرمودند: «برخیز، مگر نگفتم چراغ هاى گلدسته ها را روشن کن!» لذابراى دومین بار شتابزده از خواب برخاستم، و باوجود برف و سرماى شدید که همه جا راگرفته بود، با خود گفتم، چرا امشب چراغ ها را زودتر از معمول باید روشن کنم؟ به سمت گلدسته ها رفتم و چراغ ها را روشن کردم .

آن شب به سرآمد و صبح روز بعد که از حرم عبور مى کردم، شنیدم چند نفر از زائران به هم دیگر مى گویند: «حضرت معصومه (س) به دادمان رسید، چقدر باید از محضر مقدسه اش تشکر و سپاسگزارى نماییم! اگر چراغ هاى گلدسته ها روشن نمى شد ما در آن تاریکى شب و آن بیابان پر از برف جان سالم به در نمى بردیم.» 

لذا آن موقع بود که راز خواب خود را دریافتم که چرا حضرت معصومه (سلام الله علیها) به من فرمود: «برخیز و چراغ گلدسته ها را روشن کن». 

 

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

علت ازدواج نکردن حضرت معصومه(س)

سوال: حضرت معصومه(س) با آن مقام علمی و آگاهی ای که از دستور های اسلام و سنّت پیامبر اکرم(ص) داشت، چرا ازدواج نکرد و تشکیل خانواده نداد؟ از طرف دیگر، بر اثر موقعیت علمی و معنوی و زیارتی آن حضرت، بسیاری از دختران امروز آن حضرت را به عنوان اسوه برای خود پذیرفته اند که روشن نشدن راز ازدواج آن حضرت، ممکن است بهانه ای برای فرار از ازدواج باشد.

این نکته را هم اضافه کنیم که نه تنها حضرت معصومه(س) ازدواج نکرد، بلکه هیچ یک از دختران موسی بن جعفر ازدواج نکردند. 

بررسی نظریات مختلف

احتمالات و نظریات مختلفی برای ازدواج نکردن آن حضرت بیان شده است که به برّرسی و صحت و سقم هر یک می پردازیم.

1)وصیّت موسی بن جعفر(ع)

یکی از احتمالات که در واقع یکی از پاسخ ها به پرسش فوق است، این است که خود حضرت موسی بن جعفر به دخترانش وصیت کرده تا ازدواج نکنند!

ابن واضح یعقوبی طرفدار این نظریه است. سخن او در این باب چنین است: موسی بن جعفر را هیجده پسر و 23 دختر، پسران عبارت بودند از : علی رضا، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، عبیدالله، حمزه، زید، عبدالله، اسحاق، حسین، فضل و سلیمان.

موسی بن جعفر وصیت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هیچ کس از آنان شوهر نکرد، مگر ام سلمه که در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در این باره میان قاسم و خویشاوندانش جریان سختی پیش آمد؛ تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وی دور نکرده است و جز آنکه عقد موقتی بسته شده برای محرمیّت در مسیر رفتن به حج رفتن منظوری نداشته است.(13)

در پاسخ به سخنان یعقوبی اولاً، باید گفت: چنین وصیّتی برخلاف سنت رسول الله(ص) و سیرة امامان اهل بیت عصمت و طهارت است و هرگز چنین وصیتی از امام معصوم صادر نمی شود.

ثانیاً، متن وصیت حضرت موسی بن جعفر غیر از آن چیزی است که یعقوبی ادّعا دارد. برای قضاوت در این زمینه، ابتدا متن وصیت حضرت را مرور می کنیم. ابراهیم بن عبدالله از موسی بن جعفر(ع) نقل کرده که آن حضرت جمعی را مانند اسحاق بن جعفر، ابراهیم بن محمد و جعفر بن صالح و ... را بر وصیت خود شاهد گرفت و فرمود: اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِیَّتی ... اَوصَیْتُ بها اِلی عَلَیٍٍّ اِبْنی ... و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ یُزَوِّجَ أختَهُ فَلَیْسَ لَهُ اَنْ یُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ ... وَ لا یُزَوِّجَ بَناتی اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأیِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالی وَ رَسُولَهُ (ص) وَ حادُّوهُ فی مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ یَزَوِّجَ زَوَّجَ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ یَتْرَکَ تَرَکَ..(14) ؛ شاهد می گیرم آنها را که این وصیّت من است که به فرزندم علی وصیت کرده ام... (از جمله وصیتم این است) اگر مردی از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، این حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علی) و نه دختران من (حق دارند) که یکی از خواهران خود را شوهر دهند و یا مادران آنها و نه سلطانی، و نه کاری برای آنها انجام دهد، مگر اینکه با نظر و مشورت او (علی) باشد. اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، به راستی با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه کرده اند و او (حضرت رضا) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. اگر خواست به کسی شوهر دهد، شوهر می دهد و اگر خواست رد کند، رد می کند.

در این وصیت نامه، حضرت موسی بن جعفر(ع) با صراحت به فرزندان اعلام می دارد که حجّت خدا بعد از او علی بن موسی(ع) است و خواهران باید در هر کاری از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت کنند و هر فردی را که علی بن موسی مناسب دید، آنان با او ازدواج کنند؛ چرا که آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه تر و به وضعیت بستگان آشنایان آشناتر است. در اینجا هرگز سخن از ترک ازدواج دختران موسی بن جعفر و خواهران حضرت رضا(ع) نیست؛ سخن در این است که بر ازدواج آنان حضرت رضا(ع) باید نظارت داشته باشد.

بنابراین نظریه یعقوبی بی اساسی است و نمی توان بر آن اعتماد کرد و به همین جهت، برخی محققین صریحاً سخن یعقوبی را مجعول و بی اساس دانسته اند.(15)

2)همتا نداشتن

نظریه دوم این است که دختران حضرت موسی بن جعفر مخصوصاً فاطمه معصومه(س) از نظر کمال علمی و معنوی در حد بالایی قرار داشتند و کسی همسنگ و همسر آنها پیدا نمی شد و یکی از اموری که در تزویج دختر مورد توجه قرار می گیرد، هم کفو بودن است.

این نظریه نیز نمی تواند قابل تأیید باشد؛ زیرا اولاً سیرة ائمه اطهار این نبوده که دختران خود را به جهت پیدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند، بلکه آنان، هم در قول، و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه رکفو یکدیگر می دانستند. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: هر گاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دینداری و امانتداری او را می پسندید (هر چند در حد دختر شما نباشد) شوهر دهید و اگر شوهر ندهید، در زمین فتنه و فساد بزرگ بر پا می شود.(16)

ثانیاً، در عصر امام کاظم(ع) جوانان شایسته ای از تبار امام حسن مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) و نیز در میان شیعیان افرادی وجود داشتند که می توانستند همسران مناسب برای آنان باشند.

3)اختناق هارونی

احتمال و نظریه سوم آن است که اختناق هارون الرشید و وجود خفقان در آن دوران، چنان شدید بود که حتی کسی جرئت نداشت برای پرسیدن مسائل شرعی به در خانه موسی بن جعفر(ع)  مراجعه کند، تا چه رسد به اینکه به عنوان داماد آن حضرت رفت و آمد دائمی با خانواده موسی بن جعفر(ع) داشته باشد؛ چرا که همین ارتباط نسبی زمینه ای را فراهم می ساخت تا هارون به اذیت و آزار او بپردازد. البته با اینکه هارون در مواردی تظاهر به دینداری می کرد، ولی ستمگری بی رحم بود. یکی از مورّخین می گوید:هارون هنگام شنیدن وعظ از همه بیشتر اشک می ریخت و در هنگام خشم و تندی از همه ظالم تر بود.(17) و همین مرد دو هزار کنیز داشت که سیصد نفر آنان مخصوص آواز خوانی و رقص و خنیاگری بودند.(18)

شیعیان در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار قرار داشتند و کسانی چون علی بن یقطین در تقیه به سر می بردند و کوچک ترین حرکاتشان زیر نظر بود. نمونه بارز آن داستان لباسی است که هارون به علی بن یقطین داد. این لباس ویژه خلفا بود و علی بن یقطین آن را به موسی بن جعفر(ع) اهدا کرد. حضرت آن را قبول نکرد و فرمود: این لباس را نگهدار و از دست مده؛ زیرا در حادثه ای که برایت پیش می آید، به کار می آید.

چندی بعد یکی از خدمتگزاران علی بن یقطین، نزد هارون شکایت کرد و گفت : لباس مخصوص را به موسی بن جعفر اهدا کرده است. هارون بلافاصله او را احضار کرد و از لباس پرسش کرد. او گفت: آن را در بقچه ای نگه داشته ام. هارون دستور دارد تا فوراًَ آن را بیاورد. وقتی که نگاهش به لباس افتاد، گفت: بعد از این هرگز سخن سعایت کننده ای را درباره تو باور نخواهم کرد.(19)

این گونه قضایا نشان می دهد که ارتباط موسی بن جعفر(ع) کنترل می شد و از طرفی زندانی شدن امام نیز، انگیزه خواستگاری از دختران آن حضرت را کاهش می داد. بعد از شهات امام وحشت بیشتری بر مردم حاکم شد و حضرت رضا(ع) نیز تحت نظر قرار گرفت. در زمان مأمون آن حضرت به خراسان احضار شد و بعد از یک سال، حضرت معصومه(س) و جعمعی از برادران او به خراسان حرکت کردند، اما در راه، حضرت معصومه(س) پیش از دیدن برادر، دار فانی را وداع کرد و امر ازدواج او هم تحقق نیافت.

بنابراین راز عدم ازدواج حضرت معصومه و خواهران او را نه در وصیت پدر باید جستجو کرد و نه در نبود همسر متناسب و هم کفو، علت آن، وجود اختناق شدید هارونی و مأمونی بود که باعث شد احدی جرئت نکند به راحتی به خانه موسی بن جعفر و بعد از او فرزندش رفت و آمد داشته باشد و داماد آن خانواده گردد. از طرف دیگر، زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر(ع) و سرانجام شهادت او، و احضار شدن حضرت رضا(ع) به خراسان و دورافتادن از خواهران، مزید بر این علت بود.

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/5477/51709

http://www.ahlebayt.porsemani.ir/content

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=139373

وفات

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مامون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مومن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانى ماموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نیز مسموم کردند.

به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که مى فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى که «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى کشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.

 محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است. 

سرانجام در سال ٢٠١ هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین که قبر مهیا شد دراین که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد.

آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسى سخن بگویند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند. 

 بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا که معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است. 

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢۵۶ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد. (همانطور که قبلا گفتیم ماه و روز شهادت حضرت معصومه (س) به صورت دقیق و معتبر مشخص نیست و فقط آنچه که معلوم است  این است که وفات حضرت تقریبا در سال 201 ه.ق اتفاق افتاده است)

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

http://tebyan-mobaleghin.ir/?p=2662

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5846

اقتباس

1) http://www.erfan.ir

2) http://www.valiasr-aj.com

3) http://www.hawzah.net

4) http://www.ahlebayt.porsemani.ir

5) http://www.tebyan.net

6) http://fa.wikishia.net

7) http://www.farsnews.com

 

 

ارجاعات

1) نمازی، مستدرک سفینه البحار، ج۸ ، ص۲۶۱

2) انجم فروزان، ص۵۸؛ گنجینه آثار قم، ج۱، ص۳۸۶.

3) مجله نور علم شماره ۵۰-۵۱ ص ۲۹۷-۳۰۱

4) انتقادهای رسول جعفریان درباره دو تاریخ ساختگی

5) تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه (س) «شرحی بر یک سندسازی بی‌پایه»

6) جرعه‌ای از دریا، ج۲، ص۵۱۶

7) محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، ج۵، ص۳۱-۳۲

8) علی‌اکبر مهدی‌پور، زندگانی کریمه اهل بیت، چاپ اول، قم، انتشارات حاذق 1380 ص 83.

9) کاتوزیان، انوار المشعشعین، ج۱ ، ص۲۱۱

10) خوانساری، زبدة التصانیف، ج۶، ص۱۵۹

11) (ناسخ التواریخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از کریمه اهل بیت، ص ٣٢)

12) بحارالانوار: ج 60، ص 228.

13) چکامه، عباسخان افشار متخلص به پریشان، موجود در کتابخانه آستانه.

14) حیات حضرت معصومه قم، سید حیدر مهدی، 1983، حیدرآباد، 100صفحه.

15) حیات الست، شیخ مهدی منصوری، م 1406، چاپ 1380 ه، قم.

16) زندگانی حضرت معصومه، محمد شیرین کلام، چاپ قم.

17) فاطمه بنت الامام موسی الکاظم، محمد هادی امینی، 1405ه، قم، 160صفحه.

18) فاطمه بنت الامام موسی بن جعفر، سید محمد باقر ابطحی، 1409ه.

19) معصومه قم، سید تقی طباطبائی قمی، 1365، 48 صفحه.

زندگی نامه حضرت معصومه(س)

زندگی نامه حضرت معصومه نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت،

سلام عزیزم

 

«معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند. احتمالاً ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند. به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد. آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است. سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد. آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند. بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است. پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد