حجاب اولویّت چندم؟

چگونه انتظار حیا و عفاف از جوانان داریم وقتی...

 

سلام عزیزم

 

حجاب اولویّت چندم؟

در سالـــــروز بزرگداشت شهدای مسجد گوهرشاد که جمعی از مؤمنین غیور، علیه کشف حجاب رضاخانی اعتراض کرده و در این راه جان شریف خود را از دست دادند و در روز ملّی عفاف و حجاب، بر آن شدیم تا به پاسخ یک سؤال مهم در زمینه عفاف و حجاب بپردازیم و آن این است که حجاب باید اولویّت چندم باشد؟ اساساً حجاب باید در چه مرتبه‌ای از اهمیّت برای نظام اسلامی قرار داشته باشد؟ چه میزان از توان و نیروی نظام اسلامی باید هزینه‌کرد مسأله حجاب و کیفیّت پوشش افراد جامعه شود؟
شاید طرح این سؤالات، در فضای کنونی که عده‌ای آگاهانه و با اهداف از پیش تعیین شده و برخی ناآگاهانه و صرفاً جهت کسب شهرت، به طرح مباحثی از قبیل «حجاب اختیاری» می‌پردازند این مطلب را به ذهن برساند که گویا هدف از این سؤالات در راستای تضعیف جایگاه حجاب در سطح حاکمیّت و اجتماع باشد تا فضای بازتری برای هنجارگریزی و بی‌بندوباری فراهم شود. حال آنکه غرض نگارنده مقاله قطعاً چنین نیست؛ بلکه کاملاً بر عکس است.
حجاب و پوشش شرعی براساس فتاوای اکثریّت قریب به اتّفاق مراجع عظام، یکی از ضروریات دین مبین اسلام است و اگر کسی از روی عمد و توجّه، آن را انکار کند از اسلام خارج شده و مرتدّ شمرده می‌شود. حجاب و کیفیّت پوشش، یکی از مهمترین شاخص‌های سنجشِ میزان تدیّن افراد یک جامعه است و عیار دین‌داری آنان با میزان پایبندیشان به حجاب و پوشش اسلامی به عنوان مهمترین نماد دین‌داری سنجیده می‌شود.
در باب کیفیّت پوشش افراد جامعه خصوصاً زنان، هم در قرآن و هم در روایات مطالب متعدّدی وجود دارد که نشان از شدّت اهتمام به این فریضه الهی است که باید حکومت اسلامی به عنوان مجری احکام دین، نسبت به تدارک تدابیر لازم برای بسترسازی و تحقّق این فریضه الهی در سطح اجتماع کوشا باشد و پس از اظهارنظر رهبر معظّم انقلاب درباره وظیفه حکومت نسبت به تحقّق حجاب در سطح جامعه دیگر جای هیچ شکی باقی نمی‌ماند که باید مسئولین نظام اسلامی جهت تحقق حجاب اسلامی در سطح اجتماع اعمال مدیریّت کرده و تدابیر لازم را بیندیشند.
امّا آنچه در این مقاله مورد بحث است، آن است که حجاب و پوشش اسلامی با توجّه به اهمیّت بسیارش، باید اولویّت چندم نظام اسلامی باشد؟ باید چه میزان از توان و نیروی حکومت اسلامی صرف مسأله حجاب بشود؟
اهمیّت این مسأله از آن جهت است که اگر در مقوله مدیریّت فرهنگی و اخلاقی جامعه، امر اهمّ و اولیِ از حجاب وجود داشته باشد و نظام اسلامی تمام تمرکز و توان خود را متوجّه امر مهم حجاب کند در آن صورت مصلحت آن امرِ اهمّ فوت می‌شود و ماجرا آنجا حیاتی‌تر می‌شود که تحقّق امر مهمّ [حجاب] منوط به تحقّقِ آن امرِ اهمّ باشد و این بدان معناست که اگر در این فرض، تمام نیرو و توان حکومت بر امر مهمّ متمرکز شود و امر اهمّ مورد غفلت قرار گیرد؛ هم مصلحت امر اهمّ و هم مصلحت امر مهمّ، هر دو فوت خواهد شد و هیچکدام از آن دو محقّق نخواهند شد که به نظر می‌رسد مسأله حجاب از این قبیل است.
حجاب شرعی، یک استانداردسازی از سوی شارع مقدّس در زمینه پوشش و لباس افراد جامعه است تا لباس و پوشش آنها از کارکرد لازم برخوردار باشد. قرآن کریم درباره لباس و پوشش ظاهری و کارکردهای آن چنین می‌فرماید: «اى فرزندان آدم، به یقین بر شما لباسى که عورت‏هاى شما را بپوشاند و لباسى که زیب و زیور شما باشد نازل کردیم (مواد اولیه آن را در زمین آفریدیم و استعداد تهیه آن را به شما دادیم) و البته لباس تقوى بهتر است. اینها از آیات و نشانه‌‏هاى خداوند (براى مردم) است، باشد که متذکر شوند».
خداوند در این آیه، لباس را به عنوان موهبتی خدادادی بیان می‌کند که به عنوان تکریم، به فرزندان آدم عطا کرده و دو کارکرد برایش بیان می‌کند: ۱- پوشاندن زشتی‌های ظاهری ۲- جمال و زینت
در ادامه آیه، خداوند در مقابل لباس ظاهری، سخن از لباس باطنی یعنی «تقوا» به میان می‌آورد و لباس تقوا را برتر از لباس ظاهری برمی‌شمارد. خداوند متعال از تقوا با عنوان لباس تعبیر کرد؛ زیرا نسبت تقوا در باطن انسان مانند نسبت لباس است در ظاهر انسان. همانطور که لباسِ ظاهری، عورات و زشتی‌های ظاهری را می‌پوشاند و همچنین موجب زینت و جمال ظاهری می‌گردد؛ تقوا نیز سبب می‌شود تا رذائلِ نفسِ انسانی پوشیده بماند و نه تنها انسان، از رسوایی مصون بماند بلکه به خوش سیرتی نیز شناخته شود.
ذیل آیه شریفه، بیانی نورانی از امام باقر(ع) پیرامون لباس تقوا و خیر و بهتر بودن آن وجود دارد که غرض ما از طرح این آیه را روشن می‌سازد. «عفّت: مهار نفس و خویشتن‌داری از آنچه حلال و شایسته نیست».
حضرت در ادامه این ‌روایت بیانی دارند که وجه برتر بودن لباس تقوا را بر لباس ظاهری روشن می‌سازد. «فرد عفیف حتی اگر برهنه از لباس ظاهری بماند باز زشتی‌هایش ظاهر نمی‌شود [عفّت پیشه می‌کند و خود را حفظ می‌کند] ولی شخص فاجر و غیرعفیف حتی اگر تمامیِ بدنش را لباس پوشانده باشد باز زشتی‌هایش آشکار می‌شود».
همانطور که حضرت بیان فرموده است؛ برخورداری از عفاف، انسان را از رسوایی حفظ می‌کند و اگر عفاف نباشد، پوشش ظاهری نیز کارکرد خود، که همان مستورسازی عیوب و زشتی هاست را از دست می‌دهد و به همین جهت است که خداوند متعال فرموده است که لباس تقوا و عفاف بهتر است.
بنابراین براساس فرمایش حضرت، باید مسأله و دغدغه اصلی، رعایت لباس باطنی (عفاف) باشد؛ زیرا فقط زمانی لباس ظاهری بهره‌وریِ لازم را داراست که انسان، لباس باطنی عفاف بر تن داشته باشد. لذا آنچه از اهمیّت اوّل برخوردار است و امر اهمّ شمرده می‌شود، عفاف و خودکنترلی است. زیرا عفاف مهمترین پشتوانه، برای کارآمدی پوشش ظاهری است. این مطلب، به هیچ‌وجه از اهمیّت لباس ظاهری نمی‌کاهد؛ بلکه جایگاه بس سترگ و مهم‌تر را برای لباس باطنی یعنی عفاف بیان می‌کند.
بنابراین اگر نظام اسلامی، تمام توان و نیروی فرهنگیِ خود را صرف تبلیغ و ترویج حجاب، به عنوان پوشش ظاهری کند و از سوی دیگر نسبت به مدیریّت عفاف و خویشتن‌داری افراد جامعه، غفلت یا کوتاهی داشته باشد؛ نه تنها در تحقّق حجاب در سطح جامعه توفیق نخواهد داشت؛ بلکه روز به روز وضع پوشش افراد جامعه بدتر و مظاهر بی‌عفّتی علنی‌تر خواهد شد.
تا زمانی که حکومت نتواند افراد جامعه را به خودکنترلی و مدیریّت خویشتن از درون برساند؛ هیچ اقدام بیرونی، اعمّ از اقدامات تبلیغی و انتظامی، کارآمدیِ لازم را نخواهد داشت و در این شرایط، کشف حجاب سلبریتی‌ها در خارج کشور، بالا رفتن آمار مبتلایان به ایدز از راه ارتباط جنسی، افزایش آمار تجاوز، افزایش آمار سقط جنین، افزایش آمار فرزندان بی‌پدر، گسترش بدپوششی و تبرّج و...، امری متوقّع و گریزناپذیر خواهد بود.
اگر در مدیریّت جامعه، حیا به عنوان مهم‌ترین پشتوانه و عقبه عفاف، نادیده گرفته شود و اگر زینت‌المجالسِ همایش‌ها و محافل دولتی، سلبریتی‌هایی باشند که نه در گفتار و رفتار، نه در پوشش و نه در زندگی شخصی و یا حرفه‌ای، هیچ رنگ و بویی از حیا و عفّت ندارند، دیگر چطور می‌توان از جوانان انتظار حیا و عفت‌مئابی در کف خیابان داشت؟
اگر در سینما، سینمایی که قرار است دانشگاه باشد، نه ابتذال‌کده و در فیلم‌ها و سریال‌های رسانه ملّی، روابط آزاد بین دو جنس، عادی‌سازی شود و اگر در جراید و صفحات نخست مجلات، چهره‌های بزک‌کرده زنان و بازیگران به امری عادی تبدیل شود، دیگر نباید از آمار بالای روابط دوستی بین دختران و پسران و آمار بالای واردات لوازم آرایشی تعجّب کرد.
و اگر در جامعه‌ای روحیه تساهل و تسامح دمیده شود و به جهت اغراض سیاسی و یا غیره از پرداختن به فضائل اخلاقی به عنوان ایده‌ال‌ها پرهیز شود، دیگر نباید هیچ انتظاری برای تحقّق عفّت عمومی وجود داشته باشد.

کلام پایانی
اگر خواهان افزایش تراز پوشش اسلامی در بین آحاد جامعه هستیم باید اولویّت نخست در مدیریّت فرهنگی، بر ترویج روحیه عفاف‌گرایی بین آحاد جامعه خصوصاً زنان و دختران باشد که اگر این امر محقق شود ناخودآگاه التزام عملی به حجاب و پوشش اسلامی در سطح اجتماع نیز پررنگ‌تر خواهد شد و اگر روزی اولویّت نخست مسئولان، این بشود که چرا زنان ما به ورزشگاه نمی‌روند یا چرا پخش زنده مسابقات ورزشی ندارند یا چرا اجرای کنسرت تک‌خوان زن ندارند، در آن هنگام است که باید فاتحه عفاف و حجاب را در چنین جامعه‌ای خواند. 

حجت‌الاسلام محمدحسین ملامیرزایی - مدرّس و پژوهشگر حوزه عفاف / فارس

                                                                                                                                                                                                                                           منبع :siasatrooz,ir

احادیث ائمه معصوم (ع) درباره جایگاه حضرت معصومه (س)

 

همزمان با ولادت سلام عزیزمحضرت معصومه (س)، شما می توانید با رجوع به این گزارش احادیت ائمه معصومین درباره ثواب زیارت حضرت معصومه (س) را بخوانید. درآستانه ولادت و یا شهادت حضرات معصوم (ع) آن چیزی که بیش از پیش مدنظر مسلمانان، خاصه شیعیان است، سیره عملی و رفتاری آن حضرات است. شیوه ای که راه و منش زندگی را در هزار خم جامعه امروزی برای هر انسانی روشن می کند و براساس سیره عملی آنهاست که می شود به معارف اهل بیت (ع) پی برد و از آنها استفاده کرد. پس از ورود امام رضا (ع) به ایران و هجرت خواهر گرامیشان از مدینه به قم، دین مبین اسلام در کشورمان رونق بیشتری گرفت و ولایتمداری در ایران پس از امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) پر رنگ تر شد. همچنین ائمه معصوم (ع) درباره جایگاه و خصایص حضرت معصومه (س) روایات مختلفی را بیان کردند. شما در این مقاله می توانید، احادیث ائمه معصوم (ع) را درباره جایگاه حضرت معصومه (س) را در اینجا بخوانید. *روى القاضى نور اللّه عن الصادق علیه السلام قال: «ان للّه حرماً و هو مکه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا وان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الکوفه الا و انَّ قم الکوفة الضغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فی‌ها اموأة من ولدى اسم‌ها فاطمه بنت موسى علیهاالسلام و تدخل بشفاعت‌ها شیعتى الجنة با جمعهم.» خداوند حرمى دارد که مکه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على (علیه السلام) حرمى دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از ۸ درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود ، زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى (علیه السلام) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند. *عن سعد عن الرضا (علیه السلام) قال: «یا سعد من زار‌ها فله الجنة ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا (علیه السلام): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا (علیه السلام) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (علیه السلام) فقال: من زار‌ها فله الجنة» امام رضا (علیه السلام) فرمود: کسى که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است. احادیث ائمه معصوم (ع) درباره جایگاه ویژه شهر قم *کامل الزیارة:عن ابن الرضا علیهماالسلام قال: «من زار قبر عمتى بقم فله الجنة امام جواد(ع)» کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. *امام صادق (علیه السلام): «من زار‌ها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج. ۴۸ صفحه ۳ ظ. ۷)» امام صادق (علیه السلام): کسى که آل حضرت را زیارت کند در حالى که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود. *امام صادق (علیه السلام): «الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» (بحار، ج. ۶، ص. ۲۱۶) امام صادق (علیه السلام)، آگاه باشید که حرم من و حرم فرزندان بعد از من قم است. *لقب «معصومه» را امام رضا (علیه السلام) به خواهر خود عطا فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى.» (ناسخ التواریخ، ج. ۳، ص. ۶۸، به نقل از کریمه اهل بیت، ص. ۳۲) «هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.» امام رضا (علیه السلام) در روایتى دیگر مى فرماید: هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مى یابد. (زبدة التصانیف، ج. ۶، ص. ۱۵۹، به نقل از کریمه اهل بیت، ص. ۳) *حدثتنی فَاطِمَةُ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ کُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ. جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ: «أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَد ِ. یر ِخُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ، أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!» فاطمه معصومه (سلام الله علیها) این روایت را از دختر امام صادق (علیه السلام) نقل مى کند که سلسله سَندش در نهایت به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مى رسد. *قَالَ الصّادِقُ علیه السلام: اِذا أَصابَتْکُمْ بَلِیَّةٌ وَ عِناءٌ فَعَلَیْکُمْ بِقُم، فَاِنَّهُ مَأْوَى الفاطِمیینَ… امام صادق علیه السلام فرمود: زمانى که رنج و زحمت و گرفتارى به شما رو آورد، به قم روى آورید، زیرا قم پناهگاه فاطمی‌ها و محل آسایش مؤمنان است. *سُئِلَ أَمیرُالمُؤْمِنینَ علیه السلام: عَنْ أَسْلَمِ الْمُدُنِ وَ خَیْرِ المَواضِعِ عِنْدَ نُزُولِ الْفِتَنِ وَ ظُهُورِ السَّیْفِ، فَقالَ: أَسْلَمُ الْمَواضِعِ یَوْمَئذِ أَرْضُ الْجَبَلِ، فَاِذا اضْطَرَبَتْ خُراسانُ وَ وَقَعَتِ الْحَرْبُ بَیْنَ أَهْلِ جُرْجان وَ طَبَرِسْتان وَ خَرِبَتْ سَجِسْتانُ فَأسْلَمُ المَواضِعِ یَوْمَئِـذٍ قَصَبَـةُ قُـم. از امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال شد: سالمترین شهر‌ها و بهترین مکان‌ها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشیر‌ها کجاست؟ امام علیه السلام فرمود: سالمترین جا‌ها در آن روز زمین جَبَل است، پس زمانى که خراسان مضطرب شود، و بین مردم گرگان و طبرستان جنگ رخ دهد، و سَجِستان خراب شود پس سالمترین مکان در آن روز شهر قم است. منبع: yjc.ir

حضرت معصومه (س)

 سلام عزیزم

حضرت معصومه (س)

تهیه وتنظیم: مرتضی فلاح زیارانی

تذکر: مقاله حاضر تلفیقی از مقالات مختلف اینترنتی است.

ولادت

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که

در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.  

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

در منابع متقدم، ذکری از روز ولادت و درگذشت حضرت معصومه (س) نیامده ولی چند منبع در دوران اخیر ولادت ایشان را در اول ذی القعده سال ۱۷۳ق. در شهر مدینه (1) و وفات ایشان را در روز ۱۰ ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری عنوان کرده‌اند.(2) 

آیت الله رضا استادی در مجله نور علم معتقد است که قدیمی‌ترین منبعی که تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه را ذکر کرده کتاب نور الآفاق (منتشر شده در ۱۳۳۴ق) نوشته جواد شاه عبدالعظیمی (م ۱۳۵۵ق) است. استادی با کنار هم گذاشتن مطالب متعددی از این کتاب نتیجه می‌گیرد بسیاری از گفته‌های او فاقد استناد و بلکه ساختگی است. یکی از همین سخنان ساختگی، تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه است که از کتاب او به چند کتاب دیگر نیز راه‌ یافته است(3) ، چند سال بعد از انتشار مقاله آیه الله استادی، رسول جعفریان پژوهش‌گر تاریخ اسلام در اعتراض به ثبت شدن این تاریخ تولد و وفات در تقویم‌ها، خلاصه‌ای از تحقیقات آیه الله استادی را منتشر کرد(4) ، سید ضیاء مرتضوی نیز در مقاله‌ای با عنوان تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه (س) «شرحی بر یک سندسازی بی‌پایه» همین نکته را تاکید می‌کند. او ضمن گزارشی از تلاش‌های بی‌نتیجه برای یافتن تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه، منابع مورد استناد جواد شاه عبدالعظیمی را نیز ساختگی و یا غیرقابل اعتماد معرفی می‌کند.(5) 

آیت الله سید موسی شبیری زنجانی به صراحت، این دو تاریخ را مجعول معرفی کرده و ماجرای جعل آن را نیز نقل کرده است. (6) نویسنده کتاب ریاحین الشریعه که کتابش درباره زندگی زنان دانشمند شیعه است، تاریخ ادعا شده را بی‌اصل می‌داند. او با مراجعه به منبع مورد ادعای شاه عبدالعظیمی چیزی نیافته است و نقل می‌کند که همین مطلب را با آیت الله شهاب الدین مرعشی در میان گذارده و او نیز تاکید کرده است که این دو تاریخ ساختگی و جعلی است و آیت الله مرعشی شخص جاعل را می شناخته و انگیزه او را می‌دانسته است.(7) 

باید توجه کنیم که سال و ماه و روز ولادت حضرت معصومه (س) مشخص نیست ، ولی سال وفات آن حضرت به صورت تقریبی مشخص میباشد. 

http://fa.wikishia.net/view

 

دلایل مشخص نبودن سالروز ولادت حضرت معصومه(س)

اگرچه تاریخ دقیق ولادت آن بانوی بزرگ دقیق روشن نیست ـ اما تاریخ تقریبی استخراج شده در گذشته این است؛ اول ذی‌القعده سال 173 و این تاریخ ولادت قبل از انقلاب اسلامی توسط فضلای فرهنگی و به درخواست تولیت وقت استخراج شده است.(8) این تاریخ ولادت براساس تخمین سن آن بانوی مکرمه که در سن جوانی درشهر قم بر اثر تألمات روحی که در ساوه به ایشان از ناحیه حمله به کاروانش توسط دژخیمان عباسی رسید رحلت کردند، استخراج شد.

برای همه اهل تاریخ روشن است که تاریخ ولادت بسیاری از بزرگان به نحو دقیق به جهات مختلف از جمله نبود امکانات ضبط امروزین ضبط نشده است؛ لذا تاریخ دقیق ولادت و درگذشت خیلی از مشاهیر روشن نیست، اما آیا حدود تقریبی هم روشن نیست؟ بله تقریبی روشن است و گاهی براساس همین تشخیص تقریبی وبه حسب گمانه‌زنی برای آنان یادبودی می‌گیرند! آیا این خلاف عرف و عقل است؟ از طرفی راه تحقیق درباره مشخص نمودن تاریخ دقیق ولادت بسیاری از بزرگان بسته نیست؛ چون اختلاف در تاریخ رحلت و ولادت بسیاری از بزرگان حتی در تاریخ معاصر امر طبیعی است، درباره حضرت معصومه(س) و دیگر بزرگان که تاریخ دقیق مشخص نیست! یکی از علت‌ها جو سیاسی و اختناق حاکمان بوده است که اجازه نمی‌دادند مردم با اهل بیت پیامبر(ص) ارتباط داشته و از اخبار آنان با خبر باشند که این وقایع نیز از جمله رویدادهاست.

زندانی و محصور بودن بیشتر امامان گواهی روشن بر این مسأله است، حاکمان مستبد اجازه نمی‌دادند در خانه اهل بیت(ع) به روی مردم باز باشد؛ در مقابل بیوت اهل بیت(ع) اقدام به جعل و برساخت شخصیت و برجسته کردن افراد وابسته به خود بودند تا فتاوایی به سود و پشتوانه فکری برای حاکمیت خود ساخته و اهل بیت(ع) و سادات و منسوبین به آنان را گمنام و در حصور فیزیکی، نظامی و فکری قرار دهند تا در جامعه شناخته نشوند؛ اینها توطئه‌های برخاسته از جو و فضای سیاسی بر تاریخ بوده است.

عامل دیگر: در باب تاریخ‌نگاری نیز قلم به دستان وابسته به قدرت و سیاست و مزدوران حاکمیت و مستبدان جورپیشه، ضمن اینکه از ضبط وقایع و رویدادهای مربوط به اهل بیت اعم از فضایل و دیگر وقایع را سانسور کرده‌اند تا اساساً از شناخته شدن آنان برای آیندگان نیز جلوگیری شود، لذا رویدادهای ریز از جمله وقایع مربوط به روز دقیق ولادت، شهادت و رحلت بزرگان از اهل بیت و وابستگان آنان ضبط نشده است، سانسورگرایی درتاریخ‌نگاری اهل بیت(ع) از آسیب‌های مهم این عرصه است که باید مورد تأمل واقع شود.

دیگر عامل نیز درباره وجود اختلاف یا عدم رسیدن خبر از وقایعی همچون ولادت یا شهادت بزرگان دین و فرزندان اهل بیت(ع) دخیل است، این عامل در تاریخ‌نگاری و تاریخ‌شناسی اهل بیت(ع) بسیار مهم است که دایره شمول آن وسیع است، ازبین رفتن آثار مربوط به اهل بیت و نابودی آن‌ها بر اثر تعصبات فرقه‌ای یا بر اثر نبود امنیت و پنهان ماندن این آثار در محیط‌های بسته که سبب فراموشی یا از بین رفتن آن‌ها شده است، عواملی دیگری نیز در این باره دخیل است که می‌توان به آنها در مجال دیگر پرداخت.

از این رو نبود نگارش دقیق و تاریخ دقیق دلیل بر عدم تولد نیست 

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13950516000297

اسماء و القاب

از القاب وی می‌توان به معصومه، طاهره، حمیده، بِرّه، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه، سیده، اُخت الرضا اشاره کرد(9) ،  در زیارتنامه‌ای، از دو لقب صدیقه و سیدة نساءالعالمین نیز یاد شده است(10) .

معصومه

لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:آن حضرت در روایتى فرمود: 

«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى.» «هرکس معصومه را در قم زیارت کند،مانند کسى است که مرا زیارت کرده است».(11) 

این لقب، که از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.

کریمه اهل بیت

لقب دیگر حضرت معصومه(س) «کریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رویاى صادقانه یکى از بزرگان، از سوى اهل بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رویاى صادقانه بدین شرح است :

مرحوم آیت اللّه سیّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیت اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه مند بود که محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت کرد. در عالم رویا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و یا امام صادق (ع) مشرّف شد. 

امام به ایشان فرمودند: «عَلَیْکَ بِکَرِیمَهِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ.» یعنى به دامان کریمه اهل بیت چنگ بزن .

ایشان به گمان اینکه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض کرد: «قربانت گردم، من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دلیل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شریف حضرت زهرا(س) پنهان بماند; از این رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شریف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.» مرحوم مرعشى نجفى هنگامى که از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زیارت حضرت معصومه (س) رهسپار ایران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زیارت کریمه اهل بیت ترک کرد

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

http://fa.wikishia.net/view

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5846

سرچشمه دانش

 حضرت معصومه (س) در خانداني كه سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنكه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يك از فرزندان امام كاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملكي در اين باره ميگويد: «هر يك از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به كاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام كاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي كه ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشكار است و اين حقيقت روشن مي سازد كه ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است. 

  مظهر فضايل

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد كه براي خدا حرمي است و آن مكه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن كوفه است. بدانيد كه حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد كه قم، كوفه كوچك ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد كه سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي كند كه با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.» 

  مقام علمي حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده كه روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام كاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) كه در آن هنگام كودكي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين كه حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه كردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترك گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه كردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش. 

 

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5846

کرامات حضرت معصومه علیها السلام

راهگشای مشکلات فلسفی ام

مرحوم صدر المتألهین شیرازی، فیلسوف بزرگ جهان اسلام و صاحب کتاب گرانسنگ «اسفار اربعه» شاهکار فلسفه اسلامی، در سالهای اواخر عمر پر برکت خود، تبعید شده و در روستای«کهک» قم مقیم گشته و در آنجا به تحریر مباحث فلسفی مشغول شده بود. ایشان گفته است: هرگاه در زمینه ی فلسفه، مشکلی برایم پیش می آمد که از حلّ آن عاجز می ماندم، با پای پیاده از کهک به قم می رفتم و به کنار قبر حضرت فاطمه ی معصومه سلام اللّه علیها رفته، از آن حضرت استمداد می نمودم. با این کار، مسأله و مشکل من حل می شد و سپس به روستای کهک باز می گشتم. 

 

مکاشفه بزرگ صدر المتالهین در حرم فاطمه معصومه

استاد آیة الله جوادی آملی: اگر انسان کتابی و یا مطلب علمی را در شهری که از نظرآب و هوا و موقعیت اقلیمی از قم بهتر است، مطالعه کند؛ بعدعین همان کتاب و یا مطلب را در جوار رحمت بارگاه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم مطالعه کند، می بیند که برکات دیگری نصیب انسان می شود، و حقایق بالاتری برای انسان کشف می گردد. این حقیقت برای جناب صدر المتالهین نیز پیش آمده است. زیرا ایشان، هنگامی که در کهک زندگی می کرد، برای عرض ادب و توسل به بارگاه کریمه اهل بیت فاطمه معصومه سلام الله علیها مشرف می شد. در یکی از این سفرها در جوار قبر فاطمه معصومه یک مساله مهم و پیچیده فلسفی یعنی اتحاد عاقل و معقول در یک مکاشفه عرفانی، برایش حل شد. او خود در این زمینه می گوید: مسأله اتحاد عاقل و معقول از مشکلترین مسایل فلسفی است ک تا کنون هیچ فیلسوف مسلمانی توفیق حل آن را پیدا نکرده است. من با توجه کامل به سوی خدای سبحان از او خواستم که مشکل برایم حل شود. دری از رحمت حق بر من گشوده شد و در این مورد معرفت جدیدی برایم حاصل شد. «کنت حین تسوید هذا المقام به کهک من قری قم، فجئت الی قم زائرا لبنت موسی ابن جعفر مستمدا منها و کان یوم الجمعه فانکشف لی هذا الامر؛» هنگام نوشتن این بحث من درقریه کهک قم بودم. از آنجا رهسپار قم شدم، به زیارت دختر موسی بن جعفر علیهما السلام مشرف گردیدم و از آن حضرت در حل این مسأله یاری جستم. به برکت او در روز جمعه این مطلب بر من کشف گردید. 

 

شفاعت همه ی شیعیان

آیت اللّه حاج سید محمد وحیدی(ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم: «آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی(ره) برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم.

این رؤیای صادقه، یادآور حدیثی از امام صادق علیه السلام است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّة بأجمعهم

؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد».(12)

 http://www.hawzah.net/fa/article/view/93778

نجات گروه سرگردان

سال هاى قبل از انقلاب تعدادى زائر در فصل زمستان، براى زیارت کریمه اهل بیت عازم قم شدند، این گروه درچند فرسخى قم به دلیل فرا رسیدن شب و برف و بوران شدید راه گم کردند و در بیابان سرگردان شدند. زائران وقتى جان خود را در خطر دیدند دست توسل به دامن حضرت معصومه (سلام الله علیها) گرفتند تا با نشان دادن راه به آن ها نجات شان دهد.

طبق سند موثق، یکى از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه (سلام الله علیها) مرحوم «سید محمد رضوى» مى گوید: آن شب (بدون اطلاع از وجود زائران سرگردان در بیابان) در حرم بودم، هنوز اندکى از خوابم نگذشته بود که در عالم رویا دیدم بى بى دو عالم حضرت معصومه (سلام الله علیها)، نزد من آمد و فرمود:«برخیز، چراغ گلدسته را روشن کن!» شتابزده از خواب بیدار شدم و نگاه به ساعت کردم، دیدم تازه اندکى از نیمه شب گذشته و برف سنگینى همه جا را فرا گرفته است و هنوز چهارساعت به اذان صبح باقى مانده (طبق معمول اندکى قبل از اذان صبح چراغ هاى گلدسته ها را روشن مى کردیم.) لذا مجدداً خوابیدم، و دوباره همان خواب تکرار شد، ولى این بار حضرت با تندى به من فرمودند: «برخیز، مگر نگفتم چراغ هاى گلدسته ها را روشن کن!» لذابراى دومین بار شتابزده از خواب برخاستم، و باوجود برف و سرماى شدید که همه جا راگرفته بود، با خود گفتم، چرا امشب چراغ ها را زودتر از معمول باید روشن کنم؟ به سمت گلدسته ها رفتم و چراغ ها را روشن کردم .

آن شب به سرآمد و صبح روز بعد که از حرم عبور مى کردم، شنیدم چند نفر از زائران به هم دیگر مى گویند: «حضرت معصومه (س) به دادمان رسید، چقدر باید از محضر مقدسه اش تشکر و سپاسگزارى نماییم! اگر چراغ هاى گلدسته ها روشن نمى شد ما در آن تاریکى شب و آن بیابان پر از برف جان سالم به در نمى بردیم.» 

لذا آن موقع بود که راز خواب خود را دریافتم که چرا حضرت معصومه (سلام الله علیها) به من فرمود: «برخیز و چراغ گلدسته ها را روشن کن». 

 

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

علت ازدواج نکردن حضرت معصومه(س)

سوال: حضرت معصومه(س) با آن مقام علمی و آگاهی ای که از دستور های اسلام و سنّت پیامبر اکرم(ص) داشت، چرا ازدواج نکرد و تشکیل خانواده نداد؟ از طرف دیگر، بر اثر موقعیت علمی و معنوی و زیارتی آن حضرت، بسیاری از دختران امروز آن حضرت را به عنوان اسوه برای خود پذیرفته اند که روشن نشدن راز ازدواج آن حضرت، ممکن است بهانه ای برای فرار از ازدواج باشد.

این نکته را هم اضافه کنیم که نه تنها حضرت معصومه(س) ازدواج نکرد، بلکه هیچ یک از دختران موسی بن جعفر ازدواج نکردند. 

بررسی نظریات مختلف

احتمالات و نظریات مختلفی برای ازدواج نکردن آن حضرت بیان شده است که به برّرسی و صحت و سقم هر یک می پردازیم.

1)وصیّت موسی بن جعفر(ع)

یکی از احتمالات که در واقع یکی از پاسخ ها به پرسش فوق است، این است که خود حضرت موسی بن جعفر به دخترانش وصیت کرده تا ازدواج نکنند!

ابن واضح یعقوبی طرفدار این نظریه است. سخن او در این باب چنین است: موسی بن جعفر را هیجده پسر و 23 دختر، پسران عبارت بودند از : علی رضا، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، عبیدالله، حمزه، زید، عبدالله، اسحاق، حسین، فضل و سلیمان.

موسی بن جعفر وصیت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هیچ کس از آنان شوهر نکرد، مگر ام سلمه که در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در این باره میان قاسم و خویشاوندانش جریان سختی پیش آمد؛ تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وی دور نکرده است و جز آنکه عقد موقتی بسته شده برای محرمیّت در مسیر رفتن به حج رفتن منظوری نداشته است.(13)

در پاسخ به سخنان یعقوبی اولاً، باید گفت: چنین وصیّتی برخلاف سنت رسول الله(ص) و سیرة امامان اهل بیت عصمت و طهارت است و هرگز چنین وصیتی از امام معصوم صادر نمی شود.

ثانیاً، متن وصیت حضرت موسی بن جعفر غیر از آن چیزی است که یعقوبی ادّعا دارد. برای قضاوت در این زمینه، ابتدا متن وصیت حضرت را مرور می کنیم. ابراهیم بن عبدالله از موسی بن جعفر(ع) نقل کرده که آن حضرت جمعی را مانند اسحاق بن جعفر، ابراهیم بن محمد و جعفر بن صالح و ... را بر وصیت خود شاهد گرفت و فرمود: اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِیَّتی ... اَوصَیْتُ بها اِلی عَلَیٍٍّ اِبْنی ... و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ یُزَوِّجَ أختَهُ فَلَیْسَ لَهُ اَنْ یُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ ... وَ لا یُزَوِّجَ بَناتی اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأیِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالی وَ رَسُولَهُ (ص) وَ حادُّوهُ فی مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ یَزَوِّجَ زَوَّجَ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ یَتْرَکَ تَرَکَ..(14) ؛ شاهد می گیرم آنها را که این وصیّت من است که به فرزندم علی وصیت کرده ام... (از جمله وصیتم این است) اگر مردی از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، این حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علی) و نه دختران من (حق دارند) که یکی از خواهران خود را شوهر دهند و یا مادران آنها و نه سلطانی، و نه کاری برای آنها انجام دهد، مگر اینکه با نظر و مشورت او (علی) باشد. اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، به راستی با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه کرده اند و او (حضرت رضا) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. اگر خواست به کسی شوهر دهد، شوهر می دهد و اگر خواست رد کند، رد می کند.

در این وصیت نامه، حضرت موسی بن جعفر(ع) با صراحت به فرزندان اعلام می دارد که حجّت خدا بعد از او علی بن موسی(ع) است و خواهران باید در هر کاری از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت کنند و هر فردی را که علی بن موسی مناسب دید، آنان با او ازدواج کنند؛ چرا که آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه تر و به وضعیت بستگان آشنایان آشناتر است. در اینجا هرگز سخن از ترک ازدواج دختران موسی بن جعفر و خواهران حضرت رضا(ع) نیست؛ سخن در این است که بر ازدواج آنان حضرت رضا(ع) باید نظارت داشته باشد.

بنابراین نظریه یعقوبی بی اساسی است و نمی توان بر آن اعتماد کرد و به همین جهت، برخی محققین صریحاً سخن یعقوبی را مجعول و بی اساس دانسته اند.(15)

2)همتا نداشتن

نظریه دوم این است که دختران حضرت موسی بن جعفر مخصوصاً فاطمه معصومه(س) از نظر کمال علمی و معنوی در حد بالایی قرار داشتند و کسی همسنگ و همسر آنها پیدا نمی شد و یکی از اموری که در تزویج دختر مورد توجه قرار می گیرد، هم کفو بودن است.

این نظریه نیز نمی تواند قابل تأیید باشد؛ زیرا اولاً سیرة ائمه اطهار این نبوده که دختران خود را به جهت پیدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند، بلکه آنان، هم در قول، و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه رکفو یکدیگر می دانستند. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: هر گاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دینداری و امانتداری او را می پسندید (هر چند در حد دختر شما نباشد) شوهر دهید و اگر شوهر ندهید، در زمین فتنه و فساد بزرگ بر پا می شود.(16)

ثانیاً، در عصر امام کاظم(ع) جوانان شایسته ای از تبار امام حسن مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) و نیز در میان شیعیان افرادی وجود داشتند که می توانستند همسران مناسب برای آنان باشند.

3)اختناق هارونی

احتمال و نظریه سوم آن است که اختناق هارون الرشید و وجود خفقان در آن دوران، چنان شدید بود که حتی کسی جرئت نداشت برای پرسیدن مسائل شرعی به در خانه موسی بن جعفر(ع)  مراجعه کند، تا چه رسد به اینکه به عنوان داماد آن حضرت رفت و آمد دائمی با خانواده موسی بن جعفر(ع) داشته باشد؛ چرا که همین ارتباط نسبی زمینه ای را فراهم می ساخت تا هارون به اذیت و آزار او بپردازد. البته با اینکه هارون در مواردی تظاهر به دینداری می کرد، ولی ستمگری بی رحم بود. یکی از مورّخین می گوید:هارون هنگام شنیدن وعظ از همه بیشتر اشک می ریخت و در هنگام خشم و تندی از همه ظالم تر بود.(17) و همین مرد دو هزار کنیز داشت که سیصد نفر آنان مخصوص آواز خوانی و رقص و خنیاگری بودند.(18)

شیعیان در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار قرار داشتند و کسانی چون علی بن یقطین در تقیه به سر می بردند و کوچک ترین حرکاتشان زیر نظر بود. نمونه بارز آن داستان لباسی است که هارون به علی بن یقطین داد. این لباس ویژه خلفا بود و علی بن یقطین آن را به موسی بن جعفر(ع) اهدا کرد. حضرت آن را قبول نکرد و فرمود: این لباس را نگهدار و از دست مده؛ زیرا در حادثه ای که برایت پیش می آید، به کار می آید.

چندی بعد یکی از خدمتگزاران علی بن یقطین، نزد هارون شکایت کرد و گفت : لباس مخصوص را به موسی بن جعفر اهدا کرده است. هارون بلافاصله او را احضار کرد و از لباس پرسش کرد. او گفت: آن را در بقچه ای نگه داشته ام. هارون دستور دارد تا فوراًَ آن را بیاورد. وقتی که نگاهش به لباس افتاد، گفت: بعد از این هرگز سخن سعایت کننده ای را درباره تو باور نخواهم کرد.(19)

این گونه قضایا نشان می دهد که ارتباط موسی بن جعفر(ع) کنترل می شد و از طرفی زندانی شدن امام نیز، انگیزه خواستگاری از دختران آن حضرت را کاهش می داد. بعد از شهات امام وحشت بیشتری بر مردم حاکم شد و حضرت رضا(ع) نیز تحت نظر قرار گرفت. در زمان مأمون آن حضرت به خراسان احضار شد و بعد از یک سال، حضرت معصومه(س) و جعمعی از برادران او به خراسان حرکت کردند، اما در راه، حضرت معصومه(س) پیش از دیدن برادر، دار فانی را وداع کرد و امر ازدواج او هم تحقق نیافت.

بنابراین راز عدم ازدواج حضرت معصومه و خواهران او را نه در وصیت پدر باید جستجو کرد و نه در نبود همسر متناسب و هم کفو، علت آن، وجود اختناق شدید هارونی و مأمونی بود که باعث شد احدی جرئت نکند به راحتی به خانه موسی بن جعفر و بعد از او فرزندش رفت و آمد داشته باشد و داماد آن خانواده گردد. از طرف دیگر، زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر(ع) و سرانجام شهادت او، و احضار شدن حضرت رضا(ع) به خراسان و دورافتادن از خواهران، مزید بر این علت بود.

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/5477/51709

http://www.ahlebayt.porsemani.ir/content

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=139373

وفات

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مامون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مومن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانى ماموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نیز مسموم کردند.

به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که مى فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى که «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى کشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.

 محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است. 

سرانجام در سال ٢٠١ هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین که قبر مهیا شد دراین که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد.

آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسى سخن بگویند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند. 

 بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا که معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است. 

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢۵۶ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد. (همانطور که قبلا گفتیم ماه و روز شهادت حضرت معصومه (س) به صورت دقیق و معتبر مشخص نیست و فقط آنچه که معلوم است  این است که وفات حضرت تقریبا در سال 201 ه.ق اتفاق افتاده است)

http://www.erfan.ir/farsi/221.html

http://tebyan-mobaleghin.ir/?p=2662

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5846

اقتباس

1) http://www.erfan.ir

2) http://www.valiasr-aj.com

3) http://www.hawzah.net

4) http://www.ahlebayt.porsemani.ir

5) http://www.tebyan.net

6) http://fa.wikishia.net

7) http://www.farsnews.com

 

 

ارجاعات

1) نمازی، مستدرک سفینه البحار، ج۸ ، ص۲۶۱

2) انجم فروزان، ص۵۸؛ گنجینه آثار قم، ج۱، ص۳۸۶.

3) مجله نور علم شماره ۵۰-۵۱ ص ۲۹۷-۳۰۱

4) انتقادهای رسول جعفریان درباره دو تاریخ ساختگی

5) تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه (س) «شرحی بر یک سندسازی بی‌پایه»

6) جرعه‌ای از دریا، ج۲، ص۵۱۶

7) محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، ج۵، ص۳۱-۳۲

8) علی‌اکبر مهدی‌پور، زندگانی کریمه اهل بیت، چاپ اول، قم، انتشارات حاذق 1380 ص 83.

9) کاتوزیان، انوار المشعشعین، ج۱ ، ص۲۱۱

10) خوانساری، زبدة التصانیف، ج۶، ص۱۵۹

11) (ناسخ التواریخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از کریمه اهل بیت، ص ٣٢)

12) بحارالانوار: ج 60، ص 228.

13) چکامه، عباسخان افشار متخلص به پریشان، موجود در کتابخانه آستانه.

14) حیات حضرت معصومه قم، سید حیدر مهدی، 1983، حیدرآباد، 100صفحه.

15) حیات الست، شیخ مهدی منصوری، م 1406، چاپ 1380 ه، قم.

16) زندگانی حضرت معصومه، محمد شیرین کلام، چاپ قم.

17) فاطمه بنت الامام موسی الکاظم، محمد هادی امینی، 1405ه، قم، 160صفحه.

18) فاطمه بنت الامام موسی بن جعفر، سید محمد باقر ابطحی، 1409ه.

19) معصومه قم، سید تقی طباطبائی قمی، 1365، 48 صفحه.

تذکر چند نکته برای پرورش روح

هر چقدر ما در زندگی خود به چهارده معصوم که صراط مستقیم پروردگار هستند بیشتر نزدیک شویم و زندگی خود و تمام حرکات و رفتار و افکار خود را بیشتر به آنها نزدیک کنیم مسیر بندگی را بهتر پیموده‌ایم و در نتیجه روح ما پرورش بیشتری می‌یابد. بسیاری از ما به سن خاصی که می رسیم یک سری دغدغه های معنوی برای ما مطرح می شود و سعی در پاسخگویی مثبت به آنها داریم مطالعه می کنیم سخنرانی هایی مختلف را گوش می دهیم و سعی در انجام آموخته های خود داریم اما همواره یک سری دل نگرانی ها و تردیدها دست و پای ما را می بندد ، احساس می کنیم که همه چیز گنگ و مبهم است و در می مانیم که واقعا به کدام راه باید رفت و گاه ممکن است به بن بست برسیم و راهی برای رشد معنوی و آرامش روح خود پیدا نکنیم و با خود بیندیشیم این روش هایی که می گویند قدیمی است و باید به دنبال یک راه جدید بود، خلاصه گویی آنچه که ما توقع داریم پیدا نمی شود آن چه که ما را از جا کنده و انقلابی در وجودمان بوجود بیاورد بیشتر دنبال این هستیم که یک شبه راه صد ساله رویم . آیا این شدنی است ؟ چاره چیست؟ در این راه در ابتدا باید یک شناخت عمیق از آنچه می خواهیم ، برسیم ابزار و مقدماتش را بشناسیم و از افراط و تفریط های بی جا بپرهیزیم باید به همه ابعاد وجودی اسنان توجه شود تا این تلاشمان راه به جایی برد انسان باید هم به جسمش توجه کند هم روحش چرا که جسم مرکب روح است و روح ما با استفاده از جسم کارهای خود را انجام می‌دهد برای همین باید مراقب بود که جسم سالمی داشته باشیم تا درگیر بیماری ها و مشکلات نشویم که توجه به آن ها جلب شود. مؤمنین باید دارای جسم سالم باشند مخصوصا جوانان که مقام معظم رهبری کرارا جوانان را در کنار تحصیل و تهذیب، توصیه به ورزش می‌کنند. البته همیشه باید دقت کرد که توجه به سلامتی و شادابی جسم اصل قرار نگیرد و همیشه به چشم یک وسیله به آن نگاه کنیم نه هدف. خدای متعال ضمانت کرده است که: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ» (عنکبوت 69) و کسانى که در راه ما (با نفس خود و دشمن ما) جهاد کردند به یقین آنها را به راه‏هاى (وصول به مقام قرب) خود راهنمایى مى‏کنیم، و همانا خداوند با نیکوکاران است پرورش روح چگونه؟ راز پرورش روح دو کلمه بیشتر نیست و آن آزادی از هوای نفس و بندگی خداوند است. مدال افتخار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بنده بودن است که حتی بر پیامبر بودنشان برتری دارد چنانکه در تشهد نماز،ما اول شهادت می‌دهیم که ایشان بنده است و بعد می‌گوییم فرستاده خداست: وأشهد أن محمدا عبده و رسوله. دنیا جایی است که ما باید روح خود را پرورش دهیم و دستورالعمل آن را کسی می‌داند که خود این مسیر را پیموده است و در رأس آنها قطعا محمد و آل محمد علیهم السلام و الصلاه هستند. هر چقدر ما در زندگی خود به چهارده معصوم که صراط مستقیم پروردگار هستند بیشتر نزدیک شویم و زندگی خود و تمام حرکات و رفتار و افکار خود را بیشتر به آنها نزدیک کنیم مسیر بندگی را بهتر پیموده‌ایم و در نتیجه روح ما پرورش بیشتری می‌یابد. نکته بسیار مهم آن است که بدانیم عمل کردن به دستورات اسلام و ترک گناه در این مسیر بسیار مهم است. نیازی به ریاضت‌های عجیب و غریب و اذکار عجیب‌تر نیست ؛ آیه الله بهجت ره این عارف واصل می‌فرمودند: بزرگترین کتاب اخلاق رساله عملیه است. اگر ما به دستورات خدا عمل کنیم روح ما شکفته می‌شود و اوج می‌گیرد. بزرگترین ریاضت‌ها و غلبه بر نفس زمانی اتفاق می افتد که نفس از ما تمنای گناهی داشته باشد یا غلبه بر غضب و عصبانیت مربوط به جایی است که می‌توانیم به دیگران زور بگوییم یا اهانت کنیم. یا اگر بر سر سفره‌ای رنگارنگ و لذیذ نشسته‌ایم پرخوری نکنیم و یا در وقت نماز چیزی را مقدم بر آن نکنیم. همه اینها را ما در سیره و زندگی معصومین علیهم السلام مشاهده می‌کنیم . در طی این مسیر باید بر خدا توکل کرد و از حضرات معصومین علیهم السلام کمک گرفت و توسل را فراموش نکرد زیرا ما با دشمنان خطرناکی دست و پنجه نرم می کنیم یکی نفس اماره ، بزرگترین دشمن درونی ما و یکی شیطان، دشمنِِ وسوسه گر بیرونی ما است. خدای متعال ضمانت کرده است که: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ» (عنکبوت 69) و کسانى که در راه ما (با نفس خود و دشمن ما) جهاد کردند به یقین آنها را به راه‏هاى (وصول به مقام قرب) خود راهنمایى مى‏کنیم، و همانا خداوند با نیکوکاران است. تذکر چند نکته برای پرورش روح: 1- وقتی روح پرورش یافت آن وقت جسم را با خود همراه می‌کند و دیگر جسم برخی کمبود‌های خود را احساس نمی‌کند چنانچه حضرت موسی علیه السلام در مناجات چهل روزه خود به قدری غرق در مناجات با خدا بود که در این مدت نیازی به آب و غذا و خواب پیدا نکرد. البته این یک مثال و شاهد برای مطلب ماست و هرگونه تقلید از آن صحیح نیست زیرا هر کمالی باید در اثر تهذیب در انسان به وجود بیاید نه آنکه به صورت ساختگی تقلید شود . 2- بر رهرو راه خدا، لازم است که توان واقعى خود را خوب بسنجد و حال و روز خود را نیک بنگرد، آنگاه بر اساس واقعیت های موجود زندگی خود، دستورالعمل اخلاقی و برنامه خودسازى تنظیم کند. انسان‏ها داراى تفاوت‏هاى فردی، روحى و جسمى و شرایط مختلفی هستند و بر اساس آن باید براى خود برنامه‏اى برگزینند که سنگین و طاقت‏فرسا و دور از دسترس نباشد؛ زیرا یکی از نیازهای انسان در این مسیر سخت، حفظ نشاط روحی و بدنی است و اجبار و اکراه خود بر اساس اهداف خیالی و دور از دسترس، اراده انسان را سست و مانع رسیدن به اهداف واقعی خودسازی می شود. 3- انسان از انس و دوست داشتن ساخته شده است و حاضر نیست برای چیزی که دوست نمی دارد، سرمایه گذاری و تحمل سختی کند بنابراین حتی خودسازی و برنامه های آن باید دوست داشتنی و جذاب باشد. به همین دلیل لازم است در برنامه‏ریزى به کیفیت، بیش از کمیت اهتمام ورزید؛ به عنوان مثال به جاى اینکه شخص تصمیم بگیرد هر صبحگاهان یک جزء قرآن بخواند، مى‏تواند آن را حتّى به یک صفحه تقلیل دهد. مشروط بر اینکه تلاوتش در جاى خلوت، با حال و توجّه کامل و تدبّر و ژرف اندیشى در معانى باشد. همچنین بکوشد نمازهایش را با حضور قلب و توجّه بخواند. 4- اصل تدریجی بودن، یکی از سنت های عمومی حاکم بر هستی است و تنها خاص زندگی انسان نیست. تمامی پدیده های جهان به تدریج به وجود می آیند و تربیت می شوند و رشد می کنند. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست. حرکت تدریجی یکی از عوامل مهم موفقیت در مسیر خودسازی است. حقیقت توسل به معنای وسیله قرار دادن معصومین(ع) برای رسیدن به خداوند و درخواست از او است. قرآن کریم می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (مائده 35) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خداوند پروا کنید و (براى تقرّب) به سوى او (از مقرّبان درگاهش و از عمل‏هاى صالح) وسیله بجویید و در راه او جهاد کنید، شاید رستگار گردید 5- رهرو این راه باید توجه داشته باشد که در روند خودسازى، مراحلی وجود دارد که باید به ترتیب طی شود وگرنه درصد موفقیت کاهش می یابد. یکی از مصادیق بارز رعایت این اصل در مورد تقدم واجبات بر مستحبات است. قرب نوافل و انجام مستحبات هنگامی در انسان موثر واقع می شود و به تعبیری، مورد قبول حق تعالی قرار می گیرد که قبل از آن سالک از مرحله انجام وظایف واجب عبودیت و بندگی اطمینان حاصل نموده باشد . بنابراین لازم است انسان ابتدا از عمل به واجبات و رعایت شرایط و جزئیات آنها شروع کند و در کنار آنها به ترک محرمات بپردازد و همواره بر نیفتادن در دام‏هاى شیطان و هواى نفس، جدیت کند. پس از مدتى که سراسر وجودش تسلیم شد و ایمان در روح و جسم او نفوذ کرد، به انجام دادن مستحبات و ترک مکروهات بپردازد. 6- برای کسی که در این مسیر به تصمیم قاطع برای گذشتن از دنیا و رسیدن به خداوند نرسیده، امیدی برای موفقیت وجود ندارد. نیت و عزم استوار، تحمل و بردباری، صبر و مقاومت در مقابل شداید و سختی ها یکی از اصول مسلم خودسازی و موفقیت در این مسیر است. قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون‏» (فصلت 30) ؛ بى‏تردید کسانى که (از ته دل) گفتند: پروردگار ما اللَّه است، سپس (در مرحله عمل) پایدارى نمودند، فرشتگان بر آنها (در دنیا به نحو تأیید غیبى، یا در وقت مرگ، یا هنگام برانگیخته شدن از قبر) فرود آیند (و گویند) که هرگز مترسید و غمگین نشوید و شما را مژده باد به بهشتى که (در دنیا) وعده داده مى‏شدید . 7- خداوند منبع اصلی قدرت حاکم بر هستی و مربی جهان است، بنابراین تمام استعداد و نیروی انسان نیز از خدای متعال است، پس بدون استعانت و طلب توفیق از او موفقیت انسان برای انجام هر کار در هاله ای از ابهام قرار دارد. حتی اگر تمامی شرایط برای انجام کاری فراهم باشد، ولی اراده خداوند بر انجام آن تعلق نگیرد، آن کارشدنی نمی شود. بنابراین براى موفقیت در جهاد اکبر و خودسازی نیز باید از خداوند بزرگ، استمداد جست و به ائمه اطهارعلیهم السلام متوسل شد حقیقت توسل به معنای وسیله قرار دادن معصومین(ع) برای رسیدن به خداوند و درخواست از او است. قرآن کریم می فرماید:«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (مائده 35) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خداوند پروا کنید و (براى تقرّب) به سوى او (از مقرّبان درگاهش و از عمل‏هاى صالح) وسیله بجویید و در راه او جهاد کنید، شاید رستگار گردید. 8- برای رفع نیازهای معرفتی انسان در این مسیر مفهوم و کلام و کتاب لازم است، ولی کافی نیست. نیاز به الگوی انسانی کاملی که مجسمه ارزش های اخلاقی و کمال باشد از نیازهای واقعی انسان در الگویی که به دلیل داشتن شخصیت با فضیلت، جذاب و دوست داشتنی، انگیزه عمل را در انسان تقویت می کند و به طالب کمال نیروی حرکت و تحمل سختی می بخشد این موضوع برای موفقیت در مسیر خودسازی و کمال از اهمیت فراوانی برخوردار است، بنابراین افزایش معرفت و پیروى از الگوهاى راستین، مانند ائمه اطهارعلیهم السلام و بزرگان اخلاق، همواره باید مدّ نظر باشد. 9- رعایت ظرفیت و کشش نفس و بدن یکی از اصول موفقیت در خودسازی است. بدن و روان انسان توان و ظرفیت خاصی دارد که اگر رعایت نشود، باعث تولید خستگی و دلزدگی خواهد شد و این حالت مطلوب انسان و اخلاق اسلامی نیست، از آن رو رفق و مدارا و میانه روی همواره مورد تاکید اساتید اخلاقی بوده است . على علیه السلام در ضمن نامه اى به حارث همدانى مرقوم فرمودند: «و خادع نفسک فى العبادة و ارفق بها ولا تقهرها، وخذ عفوها و نشاطها، الا ماکان مکتوبا علیک من الفریضة و انه لابد من قضایها و تعاهدها عند محلها.»؛ نفست را در هنگام عبادت گول بزن و با آن مدارا کن و بر آن فشار و زور نیاور، در هنگامی که حالت گذشت و شادابى در نفس پدید آمده، از آن بهره گیر، مگر آنچه به عنوان واجب بر تو نوشته شده است، در واجبات ناگزیر از اداى آن هستى و در وقت و شرایطى که براى آن مقرر شده است، باید انجام بدهى . (بحارالانوار، ج 33 ص ، ص509 ) 10- رسیدن به آرمان بلند و گران سنگ لقای الهی در گرو تلاش و جهادى پر دامنه و دراز آهنگ است. بدون شک مبارزه جدى و بى امان با هواها و خواهش‏هاى نفسانى، بیرون راندن حب دنیا و تعلقات دنیوى از دل، عبودیت مطلقه پروردگار، پالودن نفس از رذایل و آراستن آن به فضایل، تهجد و شب زنده‏دارى و توسل و استشفاع به اولیاى گرام الهى و... همه ره توشه‏هاى این سیر خدایى است. این که: گویند به هر کس ندهند دلیلش بسیار واضح و روشن است. زیرا کسى که جهاد با نفس نکرد و دل به مادیات سپرد و در ظلمات نفس و نفسانیات خود را محبوس ساخت کى تواند که به سوى نورحق پر کشد و به لایتناهى عروج کند؟ ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقى شیوه رندان بلاکش باشد قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون‏» (فصلت 30) ؛ بى‏تردید کسانى که (از ته دل) گفتند: پروردگار ما اللَّه است، سپس (در مرحله عمل) پایدارى نمودند، فرشتگان بر آنها (در دنیا به نحو تأیید غیبى، یا در وقت مرگ، یا هنگام برانگیخته شدن از قبر) فرود آیند (و گویند) که هرگز مترسید و غمگین نشوید و شما را مژده باد به بهشتى که (در دنیا) وعده داده مى‏شدید در این راه باید بسیار کوشا و با برنامه پیش رفت و در نظر داشت تخطی از این برنامه مساوی است با از بین بردن تلاش پیشین و عقب ماندن و محروم شدن از فیوضات الهی و واقعا در این راه باید عاشق بود إن شاء الله که همه ما توفیق یابیم تا چشم از زرق و برق این دنیای دنی فرو بندیم و به دنبال یگانه معبود خود به تلاش بپردازیم . برگرفته از : darolsadeghiyon.ir

کلمات مثبت درزندگی

سلام عزیزم

 

سخت ترین کلمه غیرممکن است.....اصلا وجود ندارد

مخرب ترین کلمه شتابزدگی است .... مواظب پل های پشت سرت باش 

تاریک ترین کلمه نادانی است .... آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه اظطراب است .... آن را نادیده بگیر

صبورترین کلمه انتظار است .... همیشه منتظرش بمان 

با ارزش ترین کلمه بخشش است .... سعی خود را بکن

قشنگ ترین کلمه خوشرویی است .... راز زیبایی در آن نهفته است

سازنده ترین کلمه گذشت است .... آن را تمرین کن

پر معنی ترین کلمه ما است.... آن را به کار ببند

عمیق ترین کلمه عشق است.... به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه تنفر است.... با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه من است.... از آن حذر کن

ناپایدارترین کلمه خشم است .... آن را در خود فرو ببر

بازدارنده ترین کلمه ترس است .... با آن مقابله کن 

با نشاط ترین کلمه کار است .... به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه طمع است .... آن را در خود بکش

سازنده ترین کلمه صبر است .... برای داشتنش دعا کن 

روشن ترین کلمه امید است .... همیشه به آینده امیدوار باش

نمایی دیدنی از کربلای معلی

 سلام عزیزم

این روزها کربلا حال و هوای دیگری دارد و میلیون ها انسان عاشق برای حضور در مراسم اربعین حسینی با پای پیاده عازم این شهر مقدس شدند.

در مراسم اربعین حسینی(ع) میلیون‌ها عاشق از بیش از 60 کشور جهان از جمله ایران با پای پیاده عازم کربلای معلی شدند.

به گزارش تسنیم، این روزها کربلا حال و هوای دیگری دارد و میلیون ها انسان عاشق برای حضور در مراسم اربعین حسینی با پای پیاده عازم این شهر مقدس شدند.

نمایی دیدنی از کربلای معلی را در زیر مشاهده می‌کنید:

روایت رهبر انقلاب از یک بدعت عجیب و غریب/ عدّه‌ای خواهند گفت «خوب بود فلانی این حرف را امروز نمیزد»

 سلام عزیزم

خبرگزاری میزان- رهبر معظم انقلاب بیان کردند: عدّه‌ای وقتی این حرف را بشنوند، مطمئناً از روی دلسوزی خواهند گفت «خوب بود فلانی این حرف را امروز نمیزد.» نه؛ من بایستی این حرف را میزدم. من باید این حرف را بزنم. بنده مسؤولیتم بیشتر از دیگران است.
روایت رهبر انقلاب از یک کار خلاف در محرم/ عدّه‌ای وقتی این حرف را بشنوند، مطمئناً خواهند گفت «خوب بود فلانی این حرف را امروز نمیزد»خبرگزاری میزان-گروه سیاسی: رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از روحانیون کهگیلویه و بویراحمد در تاریخ 17 خرداد 1373 بیان کردند:

« بنده خیلی متأسفم که بگویم در این سه، چهار سال اخیر، برخی کارها در ارتباط با مراسم عزاداری ماه محرّم دیده شده است که دستهایی به غلط، آن را در جامعه ما ترویج کرده‌اند. کارهایی را باب میکنند و رواج میدهند که هر کس ناظرِ آن باشد، برایش سؤال به‌وجود می‌آید. به‌عنوال مثال، در قدیم‌الایام بین طبقه عوام‌النّاس معمول بود که در روزهای عزاداری، به بدن خودشان قفل میزدند! البته، پس از مدتی، بزرگان و علما آن را منع کردند و این رسمِ غلط برافتاد. اما باز مجدّداً شروع به ترویج این رسم کرده‌اند و شنیدم که بعضی افراد، در گوشه و کنار این کشور، به بدن خودشان قفل میزنند! این چه کارِ غلطی است که بعضی افراد انجام میدهند!؟

قمه‌زدن نیز همین‌طور است. قمه‌زدن هم از کارهای خلاف است. میدانم عدّه‌ای خواهند گفت: «حق این بود که فلانی اسم قمه را نمیآورد.» خواهند گفت: «شما به قمه‌زدن چه‌کار داشتید؟ عدّه‌ای میزنند؛ بگذارید بزنند!» نه؛ نمیشود در مقابل این کارِ غلط سکوت کرد. اگر به‌گونه‌ای که طىّ چهار، پنج سال اخیرِ بعد از جنگ، قمه‌زدن را ترویج کردند و هنوز هم میکنند، در زمان حیات مبارک امام رضوان‌اللَّه‌علیه ترویج میکردند، قطعاً ایشان در مقابل این قضیه میایستادند. کارِ غلطی است که عدّه‌ای قمه به‌دست بگیرند و به سر خودشان بزنند و خون بریزند. این کار را میکنند که چه بشود؟! کجای این حرکت، عزاداری است؟! البته، دست بر سر زدن، به نوعی نشانه عزاداری است. شما بارها دیده‌اید، کسانی که مصیبتی برایشان پیش می‌آید، برسروسینه خود میکوبند. این نشانه عزادارىِ معمولی است.

اما شما تا به حال کجا دیده‌اید که فردی به خاطر رویکرد مصیبتِ عزیزترین عزیزانش، با شمشیر برمغز خود بکوبد و از سرِ خود خون جاری کند؟! کجای این کار، عزاداری است؟! قمه‌زدن، سنّتی جعلی است. از اموری است که مربوط به دین نیست و بلاشک، خدا هم از انجام آن راضی نیست. علمای سلف دستشان بسته بود و نمیتوانستند بگویند «این کار، غلط و خلاف است.» امروز روز حاکمیت اسلام و روز جلوه اسلام است. نباید کاری کنیم که آحاد جامعه اسلامىِ برتر، یعنی جامعه محبِ‌ اهل‌بیت علیهم‌السّلام که به نام مقدس ولىِّ عصر ارواحنافداه، به نام حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام و به نام امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، مفتخرند، در نظر مسلمانان و غیرمسلمانان عالم، به‌عنوان یک گروه آدمهای خرافىِ بیمنطق معرفی شوند.

من حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمیتوانم این مطلب - قمه‌زدن - را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضیام. این را من جدّاً عرض میکنم. یک وقت بود در گوشه و کنار، چند نفر دوْرِ هم جمع میشدند و دور از انظار عمومی مبادرت به قمه‌زنی میکردند و کارشان، تظاهر - به این معنا که امروز هست - نبود. کسی هم به خوب و بدِ عملشان کار نداشت؛ چرا که در دایره محدودی انجام میشد.

 اما یک وقت بناست که چند هزار نفر، ناگهان در خیابانی از خیابانهای تهران یا قم یا شهرهای آذربایجان و یا شهرهای خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشیر برسر خودشان ضربه وارد کنند. این کار، قطعاً خلاف است. امام حسین علیه‌السّلام، به این معنا راضی نیست. من نمیدانم کدام سلیقه‌هایی و از کجا این بدعتهای عجیب و خلاف را وارد جوامع اسلامی و جامعه انقلابی ما میکنند؟!

اخیراً یک بدعت عجیب و غریب و نامأنوس دیگر هم در باب زیارت درست کرده‌اند! بدین ترتیب که وقتی میخواهند قبور مطهّر ائمّه علیهم‌السلام را زیارت کنند، از درِ صحن که وارد میشوند، روی زمین میخوابند و سینه‌خیز خود را به حرم میرسانند! شما میدانید که قبر مطهّر پیغمبر صلواةاللَّه‌علیه و قبور مطهّر امام حسین، امام صادق، موسیبن‌جعفر، امام رضا و بقیه ائمّه علیهم‌السّلام را همه مردم، ایضاً علما و فقهای بزرگ، در مدینه و عراق و ایران، زیارت میکردند.

آیا هرگز شنیده‌اید که یک نفر از ائمّه علیهم‌السّلام و یا علما، وقتی میخواستند زیارت کنند، خود را از درِ صحن، به‌طور سینه‌خیز به حرم برسانند؟! اگر این کار، مستحسن و مستحب بود و مقبول و خوب مینمود، بزرگان ما به انجامش مبادرت میکردند. اما نکردند. حتی نقل شد که مرحوم آیت‌اللَّه‌العظمی آقای بروجردی رضوان‌اللَّه‌تعالیعلیه، آن عالم بزرگ ومجتهد قوی و عمیق و روشنفکر، عتبه‌بوسی را با این‌که شاید مستحب باشد، منع میکرد. احتمالاً استحبابِ بوسیدن عتبه، در روایت وارد شده است. در کتب دعا که هست.

به ذهنم این است که برای عتبه بوسی، روایت هم وجود دارد. با این‌که این‌کار مستحب است، ایشان میگفتند «انجامش ندهید، تا مبادا دشمنان خیال کنند سجده میکنیم؛ و علیه شیعه، تشنیعی درست نکنند.» اما امروز، وقتی عدّه‌ای وارد صحن مطهّر علی‌بن‌موسیالرّضا علیه‌الصّلاةوالسّلام میشوند، خود را به زمین میاندازند و دویست متر راه را به‌طور سینه‌خیز میپیماند تا خود را به حرم برسانند! آیا این کار درستی است؟ نه؛ این‌کار، غلط است. اصلاً اهانت به دین و زیارت است. چه‌کسی چنین بدعتهایی را بین مردم رواج میدهد؟ نکند این هم کار دشمن باشد؟! اینها را به مردم بگویید و ذهنها را روشن کنید.

عرض کردم: عدّه‌ای وقتی این حرف را بشنوند، مطمئناً از روی دلسوزی خواهند گفت «خوب بود فلانی این حرف را امروز نمیزد.» نه؛ من بایستی این حرف را میزدم. من باید این حرف را بزنم. بنده مسؤولیتم بیشتر از دیگران است. البته آقایان هم باید این حرف را بزنند. شما آقایان هم باید بگویید. امام بزرگوار، خطشکنی بود که هرجا انحرافی در نکته‌ای مشاهده میکرد، با کمال قدرت و بدون هیچ ملاحظه‌ای، بیان میفرمود. اگر این بدعتها و خلافها در زمان آن بزرگوار میبود یا به این رواج میرسید، بلاشک میگفت.

 البته عدّه‌ای هم که به این مسائل دل بسته‌اند، متاذّی خواهند شد که چرا فلانی به موضوع مورد علاقه ما این‌طور بی محبّتی کرد و با این لحن از آن یاد نمود. آنها هم البته، اغلب، مردمان مؤمن و صادق و بیغرضی هستند؛ اما اشتباه میکنند. وظیفه بزرگی که آقایان روحانیون و علما، در هر بخش و هرجا که هستید، باید برعهده داشته باشید، همانهاست که عرض شد. مجلس عزای حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام، مجلسی است که باید منشأ معرفت باشد.
»

shahrekhabar.com

با خستگی مقابله کنید

 

سلام عزیزم

 

 

با استفاده از این خوراکی‌ها،

 

گاهی خستگی افراد به خاطر رژیم غذایی مورد استفاده شان است،‌ غذاهایی پر از قند و نمک که توان جسمی افراد را کم می کند و خستگی مداوم به بار می آورد.

 

با خستگی مقابله کنید

 

به گزارش جی پلاس،‌ اگر خستگی مدوام آزارتان می دهد و کلافه تان کرده، می توانید با استفاده از برخی از غذاهای در دسترس به راحتی با خستگی مبارزه کنید. این مواد خوراکی را همه مواد مغذی ضروری، مانند پروتئین ها، چربی ها و کربوهیدرات های پیچیده و همچنین ویتامین ها و مواد معدنی با کارکرد صحیح دارند و با خستگی مبارزه می کنند.

 

۱٫ موز

 

موز حاوی مقدار زیادی پتاسیم است که بدن برای تبدیل قند به انرژی لازم دارد. همچنین، موز غنی از مواد مغذی بسیار مهم مانند ویتامین B، ویتامین C، اسیدهای چرب امگا ۳، اسیدهای چرب امگا ۶، فیبر و کربوهیدرات هاست که به از بین بردن خستگی کمک کرده، کم آبی بدن را از بین می برد، به علاوه، قند طبیعی مانند ساکاروز، فروکتوز و گلوکز در موز برای افزایش انرژی سریع ضروری است.

 

۲٫ چای سبز

 

یک فنجان چای سبز  با خستگی ناشی از استرس و کار مبارزه می کند. چای سبز حاوی پلی فنل است که به کاهش استرس، افزایش انرژی و بهبود تمرکز ذهنی کمک می کند به علاوه، سوخت و ساز بدن را افزایش داده و با خستگی مقابله می کند.

 

۳٫ دانه کدو تنبل

 

دانه کدو تنبل میان وعده ایده آل برای مبارزه با خستگی است، زیرا پروتئین با کیفیت بالا، امگا ۳ اسیدهای چرب و ویتامین B1، B2، B5 و B6، و همچنین مواد معدنی مانند منگنز، منیزیم، فسفر، آهن و مس دارد. همه اینها مواد مغذی هستند که برای تقویت سیستم ایمنی بدن، تأمین انرژی و مبارزه با خستگی مفیدندبه علاوه، تریپتوفان موجود در دانه کدو تنبل با خستگی مبارزه کرده و  خواب را بهتر می کند و می تواند خستگی فیزیکی را تسکین دهد.

 

۴٫ بلغور جو دوسر

 

یکی دیگر از مواد غذایی مناسب برای مبارزه با خستگی بلغور جو دوسر با کربوهیدرات با کیفیت است، که در بدن به عنوان گلیکوژن ذخیره شده و به عنوان سوخت برای مغز و ماهیچه ها در طول روز استفاده می شودبه علاوه شامل مواد مغذی مهم مانند پروتئین، منیزیم، فسفر و ویتامین B1 است که به تقویت سطوح انرژی کمک می کندبلغور  جو دوسر برای سلامت دستگاه گوارش یک ماده غذایی عالی است؛ حتی افراد دیابتی می توانند از بلغور جو دوسر برای حفظ سطح قند خون طبیعی استفاده کنند.

 

۵٫ ماست

 

مقدار زیادی پروتئین، کربوهیدرات و پروبیوتیک در ماست برای مبارزه با خستگی مناسب است، در واقع، فرآیندهای ماست بیش از  هر غذای جامد جذب می شود، و از این رو به عنوان یک منبع بزرگ برای تولید انرژی سریع هر زمان که شما به آن نیاز دارید کار می کند. پروبیوتیک های موجود در ماست همچنین می تواند به  سندرم خستگی مزمن کمک کند و نقش کلیدی در بهبود سلامت دستگاه گوارش دارد

 

۶٫ هندوانه

 

اگر در یک روز گرم احساس خستگی می کنید یا پس از ورزش به علت کاهش آب بدن، کم انرژی شده اید هندوانه بخورید. هندوانه سرشار از آب و درمان کننده خستگی است علاوه بر این، مواد مغذی ضد خستگی  مانند پتاسیم، ویتامین C، لیکوپن، بتاکاروتن و آهن دارد.

 

۷٫ گردو

 

یکی دیگر از مواد غذایی محبوب، گردو است که شامل اسیدهای چرب امگا۳ است و به راحتی می تواند با خستگی مقابله کند. گردو  افسردگی را درمان می کند و حاوی پروتئین و فیبر است، که پس از ورزش انرژی را زیاد می کند. گردو  همچنین مقداری منگنز، منیزیم، فسفر، آهن، مس و ویتامین دارد.

 

۸٫ لوبیا

 

لوبیاها مواد غذایی معجزه  آسایی هستند که خاصیت درمانی متعدد دارند و می توانند با خستگی مبارزه کنند. لوبیا سرشار از فیبر و دارای کربوهیدرات ها و پروتئین های پیچیده و مجموعه ای از مواد معدنی از جمله پتاسیم، منیزیم، فسفر، مس و آهن است. این ترکیب غذایی منحصر به فرد در طولانی مدت به انسان انرژی می دهد و  مانع خستگی می شود.

 

۹٫ فلفل قرمز

 

فلفل قرمز یکی از بهترین منابع ویتامین C است. این آنتی اکسیدان ها نه تنها باعث افزایش توان سیستم ایمنی بدن می شود و خستگی را از بین می برد، بلکه با خستگی ناشی از استرس جسمانی یا عاطفی نیز مقابله می کند؛ همچنین مشخص شده کمبود ویتامین C باعث می شود که  احساس خستگی کنیمفلفل قرمز نیز سرشار از ویتامین A ،B6 و C، اسید فولیک و فیبر است.

 

۱۰٫ اسفناج

 

اسفناج یکی دیگر از مواد غذایی مفید ضدخستگی است که شما به راحتی می توانید در بازار پیدا کنید. اسفناج سرشار از آهن است و به سلول های بدن اکسیژن می رسانداین به نوبه خود تولید انرژی کرده و با خستگی و علائم آن مقابله می کند. اسفناج  دارای منیزیم، پتاسیم و ویتامین C و B است.

 

منبع: دکتر سلام

 

 

 

 

تخم مرغ گیاهی وارد بازار شد

سلام عزیزم

در ساخت این تخم مرغ از گیاهانی استفاده شده است که به آسانی رشد کرده و زمانی که با هم مخلوط می شوند، طعم طبیعی، ارزش غذایی و خواص تخم مرغ طبیعی را داشته باشند.
کد خبر: ۳۸۰۰۲۰
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۷:۲۵ - 18 February 2014
محققان با استفاده از پشتوانه مالی یکی از ثروتمند ترین مردان آسیا توانستند تخم مرغ مصنوعی بسازند. این تخم مرغ در حال حاضر در نوعی سس مایونز در آمریکا به فروش می رسد و این شرکت در نظر دارد فروش این تخم مرغ را جهانی کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، این تخم مرغ مصنوعی که از گیاهان ساخته شده است می تواند در انواع غذاها از جمله کیک و سس مایونز به جای تخم مرغ معمولی مورد استفاده قرار گیرد.

این شرکت 23 میلیون دلار برای تولید این تخم مرغ مصنوعی هزینه کرده است.

هدف اصلی از ساخت این تخم مرغ جایگزین کردن حیوانات با گیاهان است.

در ساخت این تخم مرغ از گیاهانی استفاده شده است که به آسانی رشد کرده و زمانی که با هم مخلوط می شوند، طعم طبیعی، ارزش غذایی و خواص تخم مرغ طبیعی را داشته باشند.

برای ساخت این تخم مرغ از 12 گونه گیاه از جمله یک نوع نخود که در حال حاضر به طور گسترده ای در کانادا رشد می کند، همچنین نوعی لوبیا از جنوب آسیا استفاده شده است.

به گفته کارشناسان با افزایش جمعیت در جهان، روش های نوین و اختراعاتی این چنین که کارآمد بوده و سازگاری بیشتری با محیط زیست دارند می تواند کیفیت زندگی را افزایش دهد.

این شرکت آمریکایی که Hampton Creek نام دارد با استفاده از پشتوانه مالی لی کا- شینگ یکی از ثروتمند ترین مردان آسیا این تخم مرغ مصنوعی را ساخته است .

http://www.tabnak.ir/

تحقیقات یک دانشمند ژاپنی روی آب وآداب غذاخوردن ونوشیدن از دیدگاه معصومین (ع) وقران مجید: نکات بسیار



آب را بیک باره ننوشید بلکه مزه مزه نموده ودر چندین جرعه کوچک متوالی با فاصله ومکث وشکر خداوند تعالی بنوشد تا بخوبی جذب کبد ودفع سموم بدن شودگفتن ودمیدن بسم الله الرّحمن الرّحیم به آب قبل از نوشیدن کریستال های آب را حاوی نور وانرژی وشعور غیره قابل وصفی می کند که اخیرا دانشمندی ژاپنی بنام Emoto در صدد گفتن اسماءالحسنی به 99 بطری شیشه ای مختلف آب برآمده است ونتایج اعجاب انگیزی بدست آورده ، وآن این است که :در 99 بطری کوچک آب ریخته وبا ذکر هر اسم خداوند به هریک از بطری های شیشه ای کوچک از آن آب آن بطری زیر میکروسکوپ مخصوص عکس وفیلم گرفته است (باهزینه 1000دلاربرای هرعکس در هربطری آب با یک نام خداوند ) ومشاهده کرده است که کریستال هر بطری که نام مختلف خداوند بر آنها گفته ودمیده شده با کریستال آب بطری دیگر فرق دارد با کمی دقت و نگاه به عکس وفیلم های این کریستال های مختلف باذکر نامهای مختلف خداوند به آنها می توان به عظمتِِ " توجه به گفتن بسم الله الرحمن الرحیم " قبل از خوردن ونوشیدن اینگونه پی برد که : کریسنال خون جاری شده در رگهای کسی که با 19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم غدامیخورد ویا نوشیدنی مینوشدمتفاوت است در نتیجه گوشت وپوستی که از آن خون می روید فرق دارد چه رسد حالات روحی و احساسی وفکری وذهنی وجایگاه نفس او در آسمانهای هفتگانه . حال با توجه به تحقیقات فوق شما قضاوت کنید و ببینید خواندن قران چگونه در گوشت وپوست وخون و روح ما تأثیر می گذارد اگر به نتایج مهمی رسیدید ازاین لحظه ببعد با مداومت ومراقبه تمام هرگز خواندن روزی 50 آیه را حتی برای یک روز ترک نکنید وبدون ادای بسم الله الرحمن الرحیم نه بخورید نه بنوشید ماراهم از دعای خیر فراموش نکنید زیرا یکی از مهم ترین وظایف شیطان فراموشی وازیاد بردن ذکر پروردگاربرای انسان است .
خلاصه تحقیقات دکتر ایموتو دانشمند ژاپنی در مورد اشکال مختلف کریستال آب باذکر کلمات مثبت ومنفی به آب :
نکات بسیار تکاندهنده ای در تحقیقات او بدست آمده که نوشتن آنها مقاله را طولانی میکند ولی بدنیست بدانید کریستال آبی که به آن العدل کفته شد بسیار زیبا تر از کریستالی است که حرف بد به آب زده شده بود اگر ارسال این مقاله اجازه ارسال بیش از یک عکس را میداد عکس های کریستال ها ی زشت وزیبا را هم بشما نشان میدادم ولی خلاصه مطالب او بشرح ذیل است:
ایموتو»، تغییرات مولکولی آب را به وسیله تکنیک‌های عکسبرداری میکروسکوپ‌های الکترونیکی و مشاهده آن به صورت سند و مدرک درآورده است. از آنجایی که فرم کریستالی آب هنگامی نمایان می‌شود که آب منجمد شده باشد، به همین منظور وی قطراتی از آب را به صورت یخ درآورده و سپس آنها را در یک فضای تاریک میکروسکوپی مورد آزمایش که از قابلیت‌های عکاسی برخوردار بوده، قرار داده است. تحقیقات وی، آشکارا تغییر شکل ساختار مولکول آب را به نمایش گذاشته است و اثر محیط بر ساختار آب را نشان می‌دهد.
برف، بیش از چندین میلیون سال است که بر زمین فرود می‌آید و همان‌گونه که می‌دانیم، هر دانه برف‌، دارای شکل و ساختار خاص و منحصر به فرد است. با تبدیل آب به یخ و عکسبرداری از ساختار آن، شما به اطلاعات باورنکردنی‌ای آب دست پیدا می‌کنید.
«ایموتو» به تفاوت‌های جالب‌توجهی در ساختار کریستالی و بلوری آب دست یافته است که از منابع گوناگون و شرایط مختلف در روی کره زمین تهیه شده‌اند. آبی که از نخستین محل خود از کوه جاری می‌شود و چشمه‌هایی که جاری هستند، طرح‌های هندسی بسیار زیبایی از الگوهای کریستالی‌شده خود ارائه می‌دهند. آب آلوده و سمی که از نواحی پرجمعیت و صنعتی به دست آمده است و آب راکد کوله‌های آب و سدهای ذخیره، به صراحت ساختارهای کریستالی تغییریافته و برحسب اتفاق شکل‌گرفته آب را که به صورت بلورهای تخریب شده و نا منظم است، نشان می‌دهد.
ایموتو معتقد است آبهایی جاری هستند منتهی از میان شهرها می‌گذرند نیاز شکل مولکولی زشتی به خود می‌گیرند. آبهایی که راکند به دلیل راکد بودن زشت می‌شوند، چرا که هستی با رکود مخالف است، آبهایی که جاری هستند و از بین شهرها عبور می‌کنند به دلیل طیف غالب افکار منفی در شهرها واکنش منفی از خود نشان می‌دهند.
ایموتو به همین منظور ابتدا آب دریاچه‌ای به نام «بیواکو» را مورد آزمایش قرار داد. دریاچه بیواکو بزرگترین دریاچه در مرکز ژاپن است.
وی می‌گوید چون آب دریاچه ساکن است و حرکتی ندارد، همین رکود باعث شده که مولکول‌های آب زشت شوند.
آزمایش بعدی از رودخانه‌ای به نام «یودو» در ژاپن انجام گرفت که به خلیج «اوزاکا» می‌ریزد. این رودخانه از میان بیشتر شهرهای اصلی در کاسایی می‌گذرد.
ایموتو می‌گوید به دلیل این که این آب از میان شهرها عبور می‌کند شکل مولکولی این آب به صورت تغییر کرده است.
ایموتو به این نتیجه رسیده‌است که آب‌هایی که تازه از چشمه‌ها و دل کوه بیرون می‌آیند، به دلیل این که هنوز در معرض افکار منفی مردم قرار نگرفته‌اند ساختار مولکولی زیبایی به خود می‌گیرند.
آزمایش بعدی وی بر روی آب رودخانه‌ای به نام «شیمانتو» است. البته درست زمانی که سرچشمه این رودخانه از کوه بیرون آمده است.
تصویر بعدی آب سرچشمه‌ رودخانه‌ای در ژاپن به نام سایجو است:
ایموتو آزمایش خود را فقط در ژاپن انجام نداد. وی به فرانسه رفت و آب سرچشمه رودخانه «لوردز» را آزمایش کرد.
توجه به این نکته کرده‌اید که 70% بدن انسان آب است؟
آقای ایموتو معتقد است که دعا بلافاصله بر روی مولکول‌های آب اثر می‌گذارد. وی به این نتیجه رسیده است که دعا همه چیز را زیبا می‌کند و یکی از اینها آب است.
وی به همین منظور عده‌ای را در کنار دریاچه فوجی‌وارا جمع کرد و از آنها خواست دعا بخوانند و بلافاصله آب را منجمد کرده و مورد آزمایش قرار داد و نتیجه زیر را به دست آورد.
تصویر بلورهای آب دریاچه فوجی‌وارا قبل از دعا دید زشت است
بلورهای آب دریاچه فوجی‌وارا بعد از دعا بسیار زیبا وهمگون ومنظم است
وی سپس آب دریاچه‌ای در برزیل را آزمایش کرد. با عصبانیت وخشم به آب عکس گرفت که زشت ودر هم ریخته بود
ایموتو متوجه شد آب‌هایی که در شهرها مورد مصرف قرار می‌گیرند بعلت شلوغی وناآرامی ذهن ساکنین آن به شدت بی‌قواره و زشت هستند.
وی برای آن که تأثیر دعا را از راه دور بر روی آب آزمایش کند از 500 نفر از اساتید معنوی ژاپن که در گوشه گوشه ژاپن زندگی می‌کردند خواست در لحظه‌ای مشخص به آب مورد آزمایش وی فکر کنند و دعا کنند این آب زیبا شود. پس از آن آب بی‌قواره مصرف شهری شکل زیر را به خود گرفت:
ایموتو معتقد است که خلوص نیت در دعا بسیار مؤثر است. آنهایی که خالص‌تر دعا می‌کردند شکل آب زیباتر می‌شود. وی به این نتیجه رسید که در دعاهای گروهی از عده‌ای باشند که افکار منفی داشته باشند تأثیر مثبت دعاهای دیگر از بین می‌روند.
با توجه به عمومیت موسیقی درمانی، «ایموتو» تصمیم گرفت ببیند، موسیقی چه اثراتی بر شکل‌گیری ساختار آب دارد. او آب مقطر را ساعت‌ها بین دو نفر که در حال صحبت کردن بودند، قرار داد و سپس از کریستال‌های آن آب، پس از انجماد،‌ عکسبرداری کرد.
وی سپس تأثیر موسیقی‌های مختلف را بر روی آب آزمایش کرد و با نتایج جالبی مواجه شد که تصاویر موسیقی های لطیف مذهبی مخصوصاًقران چه تصاویر زیبا وخیره مننده ای تشکیل داده وتأثیر موسیقی پاستورال از بتهوون بر روی آب آهنگ «هوا برای ردیف جی» از باخ برای آب پخش وآزمایش کرد که در تصویر آن به راحتی مشخص است که کریستال‌های آب کاملا تخریب شده است وقابل مقایسه با عکس کریستالی که از پخش آیات قران گرفته نیست .
وی سپس این آزمایش را بر روی موسیقی‌های سنتی کشورهای مختلف انجام داد.
تأثیر موسیقی سنتی ومذهبی کاواچی در ژاپن عکسهای بهتری از بتهون وباخ داد ولی نه بخوبی عکس کریستالی که قران بر آن تلاوت شد
آقای ایموتو معتقد است نه تنها افکار و رفتار ما، بلکه نوشته‌های ما بر مولکول‌های آب تأثیر گذارند.
به همین منظور آب را در ظرف شیشه‌ای ریخت و بر روی کاغذ عبارات مختلفی را نوشت و بر روی ظرف آب چسباند. وی عبارات مختلفی از قبیل اسامی شخصیت‌های خوب و بد و عبارات زشت و زیبا را امتحان کرد.
سپس آب درون بطری را آزمایش می‌کرد که نتایج زیر نمونه‌ای از آزمایش‌های وی است.
آزمایش بر روی بطری با برچسب نوشته‌ «آدولف هیتلر»
وی نتیجه گرفت که اگر به زبان‌های مختلف با آب برخورد شود، همه کلمات زیبا به همه زبان‌های دنیا نتیجه مثبت و همه کلمات زشت به همه زبان‌های دنیا بر روی آب نتیجه منفی می‌گذارند.
وی آب مورد آزمایش خود را مخاطب قرار داده و به زبان ژاپنی گفته است متشکرم! (آریگاتو) و واکنش آب را مشاهده کرد.
وی سپس تاثر کلمه thank you را بر روی آب آزمایش کرد و نتیجه گرفت تأثیر مشابه منتهی متفاوتی داشته است.
ایموتو متوجه شد که عبارات امری تأثیر منفی بر روی آب می‌گذارند. به همین منظور بر روی ظرف آب نوشت do it (انجام بده)
و سپس نوشت let’s do it
ایموتو بر روی ظرف آب نوشت: I Will Kill You (می‌خوام بکشمت!) و تصویر زیر را مشاهده کرد :
وی سپس کلمه عشق و قدردانی را در کنار هم بر روی ظرف آب چسباند:
وی می‌گوید کلمات زیبا یک واکنش زیبا نشان می‌دهند، اما اگر کلمات زیبا را در کنار هم قرار دهیم واکنش زیباتری نشان داده خواهد شد.
ایمتو به این نتیجه رسید که اگر آب را نزدیک گل‌های معطر کنیم مولکول‌های آب سعی می‌کنند که خود را شبیه به آن گل کنند.
وی به این نتیجه رسید که همه ساختارهای زیبایی که آب در مقابل مثبت‌ها از خود نشان می‌دهد، به صورت شش ضلعی هستند.
آب به صورتی زنده و تأثیرپذیر به هر یک از احساسات و اندیشه‌هایمان پاسخ می‌دهد. کاملا روشن است که آب به آسانی، ارتعاشات و انرژی محیطش را به خود می‌گیرد و جذب می‌کند؛ خواه آلوده، سمی یا راکد و کهنه باشد. کار غیرعادی «ایموتو»، نمایشی پرهیبت است و ابزاری قدرتمند که می‌تواند، درک ما را از خودمان و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، برای همیشه تغییر دهد. هم‌اکنون مدرک قوی و محکمی داریم که می‌توانیم به طور مثبت، خود و سیاره خود را با انتخاب افکاری که برای اندیشیدن برمی‌گزینیم و راه‌هایی که این افکار را به فعلیت می‌رساند درمان نموده تغییر شکل دهیم.
در پایان بد نیست بدانید که آقای ماسارو ایموتو تحقیقاتی نیز بر روی اساءالحسنی و تأثیر این اسامی بر روی آب داشته است. وی بر روی پروژه‌ای فعالیت‌ تحقیق کرد که بر اساس 99 نام خدا، 99 تصویر از آب را جمع‌آوری منمود
That project is the 99 names of God in Islam. We are hoping to create a photograph book of crystals showing 99 different names of God. Below is a sample of how it looks like. There are 99 of those and we spend two years going through all of them. We formally asked Masaya to edit the design and hopefully the book will be ready within this year. With this I will debut my work in the Islamic world & Quran & Al Asma Al hosna of Allah . I feel the increasing need to keep myself physically healthy for this.
ترجمه
این پروژه در اسلام "99 نام خدا" نامیده می شود. ما امیدواریم که یک کتاب تصویری از کریستال ها چاپ کنیم که 99 تا از اسامی خدا را که گرفته وآماده نموده ایم را نشان دهیم ، شکل زیر نمونه ای از این است که این کریستال ها چطور به نظر می آیند. از این کریستال ها 99 تا وجود دارند و ما 2 سال از وقتمان را صرف جمع کردن آنها کردیم ، ما به طور رسمی از "ماسایا" درخواست کردیم که این کتاب اسماء الحسنی را دوباره تصحیح کند و ما امیدواریم که این کار تا آخر سال به اتمام برسد. با این امر من اولین کار خود در دنیای اسلام وقران واسماءالحسنی را به انجام خواهم رساند. فکر کنم نیاز دارم خودم را از لحاظ جسمی سالم نگه دارم تا بتوانم این کار را به اتمام برسانم.
قران دوستان عزیز وارجمند اگر تمایل به رویت عکسهای گرفته شده از کریستال های آب با ذکر کلمات مختلف به آن دارند نامه ای ببنده ارسال دارند تا عکسهای موجود ویا فیلم آنرا برایشان به آدرس ایمیل شان ارسال نمایم .
چند حدیث در مورد خوردن ونوشیدن از زبان معصومین (ع) :
• هنگام غذا خوردن ونوشیدن «بسم الله» و بعد از غذا «الحمدالله» بگوئید
• دستهای خود را قبل از غذا و بعد از آن بشوئید
• غذا را خنک کن زیرا که در غذای داغ برکت نیست
• وقتی که اشتهای به خوردن داری بخور و زمانی که هنوز اشتها به خوردن داری، از خوردن دست بکش
بیشتر بیماریها از پر خوری است
• نیاشامید تا غذا تمام شود پس اگر چنین کردید معده ضعیف می شود
• اگر آدمیزاد در غذای خود جانب اعتدال را رعایت کند، هرگز بیمار نمی شو
• غذای خود را با خوردن مقداری نمک و با دست راست آغاز کنید.
• لقمه‌ها را کوچک برداشته و آن را خوب بجوید.
• یک لقمه پیش از سیر شدن، از غذا خوردن دست بکشید.
• -دندان‌های خود را بعد از غذا خلال ومسواک کنید.
چند آیه از قران راجع به آداب خوردن :
فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ بِآیاتِهِ مُؤْمِنینَ (سوره انعام آیه 118 )
وَ ما لَکُمْ أَلاَّ تَأْکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ(سوره انعام آیه 119 )
وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ(سوره انعام آیه 121 )
فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِکَ وَ شَرابِکَ(سوره بقره آیه 259 )
کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبین (بقره 168)
کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ (بقره 57)
کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُون(بقره 172)
کُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنیئاً بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (مرسلات 43)

http://www.tadabbor.org