چرا وهابیت؟

چرا دشمن حقیقی را فراموش کرده اید؟ آنان شما را از جنگ با وهابیت و رسوا کردن فکر

 

منحرف و روش های خرابکارانه شان که هیچ ارتباطی با دین ندارد، باز داشته اند؟ بعضی

 

می پرسند چرا بیهوده تلاش و وقت خود را برای حمله به وهابیت و خاندان حاکم بر جزیرة

 

العرب (که آنها را پناه داده اند)، مانند آل سعود صرف می کنید.

در حالی که همین (آل سعود) پیوسته با نفت و دلار و امکانات تبلیغاتی گمراه کننده از آنان

حمایت می کنند، و بدین گونه آنان را علیه دین و جان و آبروی مسلمانان قدرت داده اند و

زمینه را برای آنان فراهم کرده اند، و دستشان را باز گذاشتند تا امنیت حرمین شریفین

را به بازی بگیرند. تا جایی که مدارس و دانشگاه هایشان تبدیل به ماشین های جعل

حدیث، برای کسانی که با احادیث دروغین و گمراه کننده مغزهایشان را شستشو می دهند،

گردیده است!

دیگری می پرسد، آیا اعمال این تروریست هایِ منکر دین در عراق، که با هم دستی

نوچه های نظام صدام معدوم صورت می گیرد، چرا فقط و فقط عکس العملی بر اشغال عراق

است؟ و اگر سرزمین دجله و فرات اشغال نمی شد، وهابیون برای قتل فی سبیل الله و برای

رضایت خدای متعال و به طمع ورود به بهشت به آنجا نمی آمدند؟! و ...

با صرف نظر از نیات سوال کنندگان، حق هر انسانی است که ذهنش را به چنین سوالاتی

مشغول کند، مخصوصاً با وجود حجم وسیع تبلیغات و کارهای حقوقی و سیاسی که عراقی

ها و دیگران در سرزمین های اجنبی بر ضدّ وهابیت و دایه هایشان که آل سعودند، انجام

داده اند.

برای بیان حقیقتی که وقایع گذشته و آینده از آن سخن می گویند، می گویم که وهایبت

خطر بزرگ عراق و بلکه اسلام و مسلمین و به طور کلّی بشریت است و آل سعود شریک

عملی و حقیقی آنهاست، بلکه این دو، دو روی یک سکه اند که یکی از دیگری جدا

نیست.

وهابیت با تمام ادیان آسمانی و مذاهب اسلامی تناقض دارد. وهابیت افکار خود را از تمام

دوره های تاریخی وام گرفته و در آن، تمام بدی های تاریخ بشری گنجانده شده است و برای

همین، هر کسی که به عقائد منحرف گمراه آنان معتقد نباشد، را کافر می دانند و خون و مال

و آبروی او را مباح می شمارند.

ثانیا وهابیت خطرناکترین مصادیق "وعاظ السلاطین" را زیر پرچم دارد که هیچ گاه

مثل آنان را ندیده بودیم. فتوا های آنان متناقض با هم است، گاهی به هنگام ضرورت در

چهره فقیه ظاهر می شوند و در چهره رهبر به هنگام نیاز به قدرت، آن طاغوت معدوم

(صدّام حسین) در نظر آنان کافری است که توبه او هرگز قبول نمی شود و دیگر بار،

(صدّام حسین) شهیدی است که بی حساب وارد بهشت می شود (ر.ک فتاوای بن باز)

همچنین گاهی لباس غربیان از نظر ایشان حرام است و بر مسلمان واجب است که آنرا

نپوشد و خود را شبیه آنان نکند و زمانی دیگر اگر ولی امر مسلمین (پادشاه عربستان)

مصلحت بداند، پوشیدن صلیبشان حلال می شود! (ر.ک فتاوی بن باز با صدا و تصویر وی

در سایت یو توب در پاورقی همین مقاله).

سوم: اینکه وهابیت هیچ گونه حق حیاتی برای مخالفان خود قائل نیستند و خود را ولی

کلّ دنیا می دانند. هر طور که بخواهند فتوا می دهند و فتواهای آنها هم، همه حق است و

درست، و غیر آن، بدعت و گمراهی و کفر است که سبب ورود در آتش می شود. وهابیان

در هر جایی که وارد می شوند، محاکمی برای تفتیش عقائد و افکار درست می کنند، حتی

در بلاد غیر اسلامی مانند اروپا و آمریکا و کانادا و استرالیا که مسلمانان برای فرار از قلع

و قمع فکری و مذهبی و سیاسی قدرت های حاکم یا علمای شرور و یا متعصبین و

جاهلان وهابی، به آنجاها پناه برده اند.

برای مثال در آمریکا مساجد و مدارس و مؤسساتی است که وهابیان اداره می کنند و

عربستان سعودی هزینه آنها را پرداخت می کند. در این اماکن جز نوع خاصی از مردمان

از نظر لباس و شکل و اندام رفت و آمد نمی کنند، اگر به تصادف فردی غیر ازخودشان از

روی خطا یا نادانی وارد آن مکانها شود، صفات کفر و شرک و بی دینی نثارش می کنند،

آنها منکران کافری هستند که هیچ حقی برای کسی قائل نیستند، نه در قول، و نه در فعل، و

نه در عمل.

چهارم: وهابیت با فتواهایشان در مورد تخریب قبور، از تمامی مسلمانان با این عمل

شنیع متمایز شده اند. مسلمانان در هر نقطه ای از زمین قبر امامی ، یا مسجد و گنبدی

ساخته اند و بر آنها ضریح بنا نموده اند و کسی متعرّض آنان نشده و هرگز از امام و رهبری

فتوای تخریب قبور را نشنیده اند; بر روی قبر پیامبر (ص) و دو خلیفه اول و دوم در

مدینه منوره گنبد سبزی ساختند که تا به امروز با شکوه و جلال سر به آسمان کشیده، در

قاهره بر مرقد های شریف اهل بیت و صحابه جلیل پیامبر هم گنبد و بارگاه ساختند و در

شام هنوز هم قبر پیامبر خدا (یحیی بن زکریا علیه السلام) در وسط مسجد اموی وجود

دارد که مومنان از هر سو به زیارتش می آیند، در کنار سایر آرامگاههایی چون صحابی

جلیل القدر حجر بن عدی که معاویة بن ابی سفیان او را کشت، و یا قبر جعفر طیار، و

نیز مسجد تاج محل در هند که قصه اش معروف است... پس چرا فقط وهابیان با حمایت و

تایید آل سعود متعرّض قبور اهل بیت در بقیع و عراق می شوند، چنان که در قرن گذشته

و بخصوص در دو سال گذشته این وقایع چندین بار تکرار شده است...

در تمامی کشور های اسلامی، نشانه های خاصّی برای قبور رؤسا و رهبران و متفکّرین و

هنرمندان! و پادشاهان! وجود دارد که هیچ کس آنها را خراب نکرده و به حرام بودنشان فتوا

نداده، بسیاری از آنها تبدیل به مزار شده و رهبران کشورها برای تقدیر از زحماتشان در

تمام زمینه ها آنها را زیارت می کنند...

مهم تر از این فقهای مسلمین و حاکمانشان در طول تاریخ حتی به نشانه های غیر

مسلمانان مثلاً بودا در افغانستان نیز متعرّض نشده اند، و علیرغم اینکه اسلام از قرون دور

در این سرزمین وارد شده و حکومت کرده، ولی این مجسمه هرگز مورد تعرّض واقع نشد

و هیچ یک از فقها و علما به وجوب نابود کردن و محو آثار آن فتوا نداده، تا اینکه طالبان

آمدند که بر اساس عقیده منحرفشان (که ریشه در وهابیت دارد) و با اموال خاندان آل سعود

ساخته شده و حمایت می شود، گردن افغان های بی گناه را زدند و به این اثر تاریخی و

مقدّس نزد طرفدارانش تجاوز نمودند. بعضی می گویند شاید آنچه که وهابیت انجام می دهند

صحیح و شرعی باشد و اینکه دیگر مسلمانان کار های آنان را نکرده اند، دلیل درست

نبودن اعمال وهابیت نیست، مگر قرآن نگفته که (بل أکثرهم للحقّ کارهون)؟

در جواب می گوییم:

اول اینکه آیا وهابیان با حدیث صحیح بخاری که بیشتر فرق اسلامی آن را روایت می

کنند موافق نیستند که از پیامبر نقل می کند که فرمود: "لا تجتمع امتي على ضلال، او باطل"؟

امت من هیچ ضلالت و باطلی را قبول نمی کنند. یعنی مسلمانان از یک طرف بر باطل،

(آنگاه که گنبد و مناره بر قبور بسازند) یا آن گاه که مثلاً متعرّض مجسمه بودا در افغانستان

شوند، موافقت نمی کند. پس بر این اساس وهابیت بر اجماع امّت، با فتواهای ننگین شان

خروج کرده اند.

دوم: در تاریخ اسلام فقها و علما و مراجع دینی از مذاهب و مکاتب فکری مختلف داشته

ایم که هرگز فتوا هایی مانند فتاوی وهابیان صادر نکرده اند، پس آیا معقول است که

بگوییم همه آنها گمراه بوده اند و فقط فقهای وهابی بر حقّند؟

سوم: اگر در مقام جدل بگوییم که فتواهای وهابیان درست است، آیا آنها حق دارند

اعتقادات خودشان را بر بقیه مسلمانان تحمیل کنند؟ و آیا حق دارند به خاطر اجرای احکام

خدای عزّ و جلّ ، دست به کشتار جمعی و تخریب و انفجار بزنند و خون مردم را مباح

بدانند؟

خدای تعالی رسولش را با رسالت پیامبری برگزید و او را به اجبار دستور نداد بلکه با این

آیه خطاب کرد که {انما انت مذکّر، لست علیهم بمسیطر} پس چه کسی به وهابیت حق داده

که مردم را مجبور به پذیرفتن اعتقادات وهابیت و التزام به فتواهایشان کنند؟

وهابیان احادیث عجیب و غریبی از رسول الله (ص) روایت می کنند که متناقض با ساده

ترین اصول الهی و مخالف با کمترین مناقب نبوی است، تا فتواهای خود را شرعی جلوه

دهند و جرائمشان را توجیه نمایند . مثلاً به خاطر توجیه سخت گیری در اقامه نماز اول

وقت می گویند رسول اکرم(ص) خانه یکی از صحابه را آتش زد؛ زیرا به نماز جماعت

حاضر نشده بود! به یاد دارم یکبار هنگام اقامه نماز جماعت در صحن مسجد نبوی در

مدینه مشغول تلاوت قرآن بودم که ناگهان دو تن از عناصر چریکی وهابی به من حمله

کردند و مرا مشرک و کافر و از دین خارج شده خواندند و به شدّت کتک زدند، زیرا به

نماز نرسیده بودم که اگر لطف خدا شامل حالم نشده بود مرا دستگیر می کردند و از این

نمونه ها زیاد است و فکر نمی کنم مسلمانی حج بیت الله الحرام را به جا آورده باشد و مورد

تعرّض این وهابیان قرار نگرفته باشد، چنانکه چند ماه پیش همه شنیدیم و دیدیم که در

مراسم عمره در مورد عدّه ای از جوانان، مرتکب چه جنایاتی شدند، چنان که بعضی از شدّت

ضرب و جرح به حال اغماء افتادند (از شدّت قساوت این جلاّدان بیرحم که رحم و مروّت از

دلهایشان برکنده شده) فهی کالحجارة أو أشدّ قسوة و إنّ من الحجارة لما یتفجّر منه الماء.

پنجم: از بین کلّ مذاهب و مکاتب اسلامی تنها روش وهابیت قلع و قمع فکری و زیر