امت اسلام جز خیر و خوبی نمی خواهند؟

دهم: وهابیت بیشتر از اینکه به اصل و جوهر دین توجه کنند، به قشر و پوسته آن اعتنا

دارند، و لذا خود را به نادانی و غفلت از آن زده اند و به عقل و فکر مردم می خندند و

تحقیر می کنند. در عربستان سعودی به ندرت پیش می آید که حجاج حرفی به زبان

بیاورند. امّا یکبار یکی از حجاج به یکی از وهابیان گفت قدس را یهود اشغال کرده اند

و الان تحت سلطه آنان است، بلافاصله آن وهابی با تعجب شدید جواب داد: و آیا مَلِک سعود

از این امر خبر دارد!؟ و نیز یکی از مسلمانان نظر بن باز (رهبر وهابیان) را در مورد

مبدأ تأویل آیات قرآن کریم پرسید، او با نفی و انکار گفت این از بدعت های رافضی

(شیعه) است، دوباره آن شخص معنی آیه {و من کان فی هذه أعمی فهو فی الاخرة أعمی و أ

ضلّ سبیلا} را پرسید به اعتبار اینکه بن باز و همکارانش از دیدن حقیقت کورند، و او با

خشم و عصبانیت وی را رافضی کافر خواند.

یازدهم: جنایات وهابیت عمل است و نه عکس العمل در برابر کاری، آنگونه که بعضی

اینچنین ادّعای توجیه اعمال آنها را دارند؛ یعنی آنها به جنایات خود اصرار دارند و به

خوبی می دانند که از اعمال ننگینشان چه قصدی دارند، دلیلش هم این است که آنها زمانی

که هنوز آمریکا عراق را اشغال نکرده بود و نیز زمانی که هنوز آمریکا در جهان وجود

نداشت، جنایات بسیاری مرتکب شده بودند.

اتهام کفر ساخته وهابیت است.

تروریسم ساخته وهابیت است.

قلع و قمع دینی ساخته وهابیت است.

تخریب، ساخته وهابیت است.

شرعی جلوه دادن تجاوز به حقوق انسانها ساخته وهابیت است. 

شرعی جلوه دادن نظام وراثتی پادشاهی ساخته وهابیت است... 

حال روشن شد که چرا وهابیت؟

امیدوارم که تا کنون خطر وهابیت را در جهت رسوا کردن آن و بر حذر بودن از آن و

کشف ماهیت دروغینش احساس کرده باشید.

در این مورد آنچه که در پی می آید را به عنوان اقدامات پیشگیرانه موقتی برای مهار

وهابیت پیشنهاد می کنیم:

اول: مجازات علمای وهابی که سفیهانی بیش نیستند اما جایگاهی را در میان مردم بدست

آورده اند که حقشان نیست، به غیر از آن چیزی که خدای متعال و رسولش آورده اند فتوا

می دهند و فتنه انگیزی می کنند و مرتکب قتل نفس می شوند، در زمین فساد به پا می کنند

و مصداق بارز این آیه اند که {إنّما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی

الارض فسادا أن یقتلوا أو یصلّبوا أو تقطع أیدیهم و ارجلهم من خلاف، أو ینفوا من

الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخرة عذاب عظیم}.

دوم: لغو تمام فتواهای آنان مبنی بر اتهام به کفر، و منع آنان از صدور چنین فتواهایی.

سوم: ممانعت از دخالت آنان در امور دیگران، اما اگر آل سعود در بعضی مسائل خود به

آنان احتیاج دارد که برایشان فتواهایی بر حسب خواست و نیاز شان بدهند، این به

خودشان مربوط است! ولیکن اگر بخواهند به زور برای دیگران فتوا دهند، قابل پذیرش

نیست و ما از آن بیزاریم و نباید اجازه دخالت در امور دیگران را به آنان بدهیم،

بخصوص در چیزهایی که به امور کلّی یکی از ملل مسلمان مربوط می شود. همانگونه که

آل سعود اجازه نمی دهد که مرجعیت دینی در نجف اشرف یا در الازهر شریف مصر

فتوای وجوب رفع موانع حضور زن یا تعدد احزاب در حکومت سعودی را بدهد؟

چهارم: بستن تمام موسسات آموزشی تابع وهابیت پراکنده در سراسر جهان، هر چند که تحت

پوشش اسامی غیر حقیقی فعالیت داشته باشند، چرا که این موسسات لانه های تروریستها

است تا از اندیشه خرابکارانه اتهام کفر را که خطری برای انسانیت شمرده می شود، تغذیه

نمایند.

پنجم: برائت از افکار وهابیت و فقها و موسسات و فتواهای آنان، بر همه علمای مسلمان و

فقهای حقیقی واجب است که امت اسلامی را از خطر آنان بر حذر دارند تا مردم از آنان

بگریزند چنانکه انسان از مرض جذام یا آبله می گریزد!

ششم: سند سازی برای تمام جنایات وهابیان از زمان پیدایش آن، که بیش از دو قرن و

نیم از آن زمان تا کنون می گذرد، در هر جایی از کره خاکی که صورت گرفته باشد،

بخصوص بعد از ظهور سازمان وهابی و تروریستی القاعده.

هفتم: سند سازی برای قربانیان جنایات وهابیان از زمان پیدایش تا کنون در هر زمان و

مکان، از قربانیان انسانی گرفته تا ابنیه و دارایی ها و آرامگاهها و عبادتگاهها و آثار

تاریخی و طبیعی و هر چه که به هر شکل در معرض ظلم وهابیت قرار گرفته باشد.

هشتم: ترجمه افکار ضالّه و فتاوای کفر آمیز و مبانی فقهی آنان به تمام زبان های زنده دنیا

تا همگان متوجه خطر ایشان شوند، زیرا چنانکه گفتیم، خطر وهابیت منحصر به عرب یا

مسلمانان نمی شود بلکه برای تمام بشریت است.

نهم: علما و فقهای امت باید دیدگاههای حقّه دینی اسلامی و حقیقت وهابیت که چهره

اسلام را زشت کرده و آراء آن را تحریف نموده، تا حدّی که اسلام متهم به تروریسم شده و

به عنوان دین کینه و انزجار معرفی می شود... در حالی که موکداً چنین نیست، برای

مردم توضیح دهند. علما باید اسلامی را که وهابیان دزدیده اند را باز گردانند. به

صراحت می گویم اسلام در خطر است اگر علما و فقهای امت برای توضیح نظریات ناب

اسلام به پا نخیزند، آیا مگر رسول خدا (ص) نفرمودند: {آنگاه که بدعت به وجود آید،

برعالِم واجب است که علمش را آشکار کند} اکنون چه چیزی بیشتر از این بدعت هایی که

وهابیان در دین اسلامی ایجاد کرده اند، اهمیت دارد؟

دهم: مراقبت از اموال عمومی، در سعودی به طور دقیق و جدّی، که پیوسته ملیاردها

اموال مسلمانانی که به ناحق تحت سلطه آل سعود قرار دارند، به جیب تروریست هایی که

ما را می کشند و لبخند را از لبان کودکانمان می گیرند و کشور (اشاره به عراق) و دین و

نام ما را خراب می کنند، سرازیر نشود.

اینها برخی گام هایی است که می توان تا مدّتی برای مقابله با خطر وهابیت برداشت تا

اینکه خدا آنها را از روی زمین بردارد یا هدایت شوند، امّا راه حلّ ریشه ای خطر

وهابیت تنها در این خلاصه می شود که آل سعود قدرت را از آنان در سرزمین حرمین

شریفین بگیرد، تا در نهایت اسطوره وهابیت و خطرش الی الابد پایان یابد، و تحقق

این امر از خدا بعید نیست.

در سخن از وهابیت، جنایت ننگین آنان در سامراء از خاطرمان پاک نمیشود. حقیقتاً شرم

آور است که سالگرد این جنایت بگذرد و همچنان مرقد مقدس این دو امام به همان حال

باشد... چگونه خود را در ردای صبر پیچیده ایم در حالی که قبور بقیع را از زمان

تخریب تا کنون به همان حال می بینیم، زیرا در آنجا وهابیت حکم می کند، امّا عذر

حکومت محترم عراق در این مورد چیست؟ آنها که می گویند شیعه در عراق قدرت و

جولان دارد؟ چرا مرقد مطهّر آنان تا کنون به همان صورت مانده است، و تا کی به عذر های

واهی می توان متوسّل شد که عقل و منطق آنها را نمی پذیرد؟ به ما نگویید که مشکل

عراق سنگ های ویران شده نیست که باید تجدید بنا شود، مشکل عراق و کلّ امّت به

همین ها برمی گردد، زیرا اینها فقط سنگ نیستند، بلکه همه نشانه و تاریخ و مقدّسات و

شرف و ناموس ما هستند. مرقد امام عسکری که به این صورت تأسف بار در آمده است همه

علائم دوران تاریکی که مردم عراق در طول تاریخ با آن مواجه بودند و جنایاتی که بر

سرشان آمده را یاد آور می شود، و سبب خواهد شد که روزی رشته اعصابشان گسسته شود

و به صورت ناخودآگاه انتقام آن را بگیرند. بنابراین حکومت عراق باید هر چه سریعتر

اقدام به تجدید بنای مرقد این دو امام عسکری نماید، تا جلوی این فتنه خوابیده را بگیرد،

چرا که از قدیم گفته اند:{از صولت شخص صبور بترسید آنگاه که خشمگین شود}...

منبع : محاکمه