بهترین همسایه
غروب يك روز پاييزي است. باد شاخههاي درختان را تكان ميدهد و برگهاي زرد و نارنجي درخت روي زمين ميريزد. هوا رفتهرفته تاريك ميشود و اينجا در پارك كوهسنگي درست در پاي كوه جبلالنور خبرهايي است. اينجا در اين نقطه از شهر، شهر آيينهها، شهر امام آب و آيينه انگار قرار است اتفاقي بيفتد انگار قرار است... نه اصلا اتفاق افتاده است؛ اينجا در اين نقطه از شهر به مناسبت دهه كرامت از چند روز پيش نمايشگاههايي برگزار شده و برنامههاي جشن و سرور برپاست. درست از شب ميلاد حضرت معصومه(ع) شروع شده و قرار است تا شام ولادت حضرت رضا(ع) ادامه يابد و اين 10روز ها همهاش شادي است و سرور و جشن و شادماني. اينجا پارك كوهسنگي است. هوا تقريبا تاريك شده و باد پاييزي از لابهلاي شاخههاي درختان عبور ميكند و در دل كوه ميپيچد. آن سوتر در نقطه بالاي كوه جايي كه هشت شهيد گمنام آرميدهاند مرداني از جنس ايثار و شهادت نظارهگر اين جوش و خروش و جشن و شادمانياند.

اينجا همه هستند؛ از كوچك گرفته تا بزرگ، از پير گرفته تا جوان، از زن گرفته تا مرد، از مشهدي گرفته تا زائر، از مردم عادي گرفته تا مسئولان شهرداري و از هنرمندان گرفته تا سخنرانان، اينجا همه حضور دارند و از همه مهمتر آن هشت كبوتر سفيدي است كه از بالاترين نقطه كوه با افتخار نظارهگر اين سرور و شادمانياند كه به مناسبت دهه كرامت و ميلاد امام مهربانيها برپا شده است. انگار قرار است امسال شهرداري مشهد سنگ تمام بگذارد، انگار قرار است امسال از جان مايه بگذارد، انگار قرار است نه بگذاريد راحتتر بگويم،به واقع از جان مايه گذاشته است، فقط كافي است به غرفهها و نمايشگاهها نگاه كني، فقط كافي است به جشن و برنامههاي شاد امشب توجه كني، فقط كافي است لبخند مردم را و شادي كودكانه بچهها را ببيني فقط كافي است... آن وقت به خوبي پي خواهي برد كه امسال شهرداري مشهد سنگ تمام گذاشته است.

وقتي ميرسم دكتر نبي در حال سخنراني است. مردم با شور و اشتياق به حرفهايش گوش ميدهند برنامه امشب درباره خانواده است. دكتر از خصوصيات خانواده خوب ميگويد و از اينكه خانواده رضوي چگونه خانوادهاي است؟ از فرهنگ رضوي ميگويد و از رفتار محبتآميز امام مهربانيها با خانوادهاش. دكتر با شور حرف ميزند و مردم با اشتياق گوش ميدهند. صحبتهايش كه تمام ميشود جمعيت حسابي تشويقش ميكنند. انگار حرفهاي دكتر حسابي به دلشان نشسته است. خوب كه دقت ميكنم در لابهلاي جمعيت خانوادههايي را ميبينم كه نوزادشان را هم آوردهاند. هوا تقريبا سرد است و در پارك كوهسنگي باد ميوزد اما سخنان دكتر نبي اينقدر دلنشين است كه خانوادهها ترجيح ميدهند نوزاد خود را با پتو و لباس گرم از سرما حفظ كنند اما صحبتهاي دكتر نبي را از دست ندهند.
غرفههايي هم كه اينجا برپا شده، جالب است. آدم حيفش ميآيد به اين غرفهها سري نزند. ميروم به طرف غرفهها، اولين غرفه مربوط به كودكان و نوجوانان است. اينجا تعدادي از بچهها نقاشي ميكشند، آن سوتر يك طلبه جوان براي بچهها مجريگري ميكند و براي آنها مسابقه گذاشته و بچهها با همان شور و شوق كودكانه خود، طلبه جوان را در برگزاري مسابقه همراهي ميكنند.غرفه بعدي مربوط به فرهنگسراي غدير است، خود غرفه يك طرف و تلسكوپهايي كه جلوي غرفه گذاشتهاند يك طرف. مردم زيادي اطراف تلسكوپ جمع شده و «مشتري» را نگاه ميكنند. جالب است بدانيد اينجا زنانه و مردانه دارد؛ يك تلسكوپ مخصوص مردان است و يك تلسكوپ مخصوص خانمها اما بعضيها جر ميزنند و به قول مشهديها زرنگ بازي در ميآورند. نوبت من كه ميشود از لنز تلسكوپ نگاهي به آسمان سياه و ابري مياندازم چشمم كه به مشتري و دو قمر اطراف آن ميافتد يك بار ديگر به عظمت خدا پي ميبرم.

غرفه بعدي مربوطه به ناشنوايان است، همان انسانهاي معصومي كه اگرچه گوشهايشان نميشنوند اما حرف حق را از خيليها بهتر ميشنوند و به آن عمل ميكنند. آن سوتر اما غرفهاي است كه كمي دل آدم را رنج ميدهد. غرفه پيشگامان تفكر سالم درباره بلاي خانمانسوز اعتياد حرف ميزند و در آن عكسهايي از آدمهاي بيماري به چشم ميخورد كه گرفتار هيولاي اعتياد شدهاند. بنرهايي هم نصب شده كه روي آنها از اثرات منفي مصرف موادمخدر نوشته شده است. پيامهاي هشدار دهنده و آگاهي بخش سرتاسر غرفه به چشم ميخورد. دلم از ديدن عكس معتادهايي با چهره سوخته و لباسهاي مندرس ميگيرد. براي آنها تاسف ميخورم و از اين غرفه بيرون ميآيم اما غرفه بعدي حال و هوايش با غرفه قبلي فرق دارد. اينجا غرفه نمايشهاي عروسكي است. شركتكنندگان در اين غرفه، كودكان معصومي هستند كه از بازي و نمايش عروسكها قاهقاه ميخندند و از اين خنده پرشور آنها، بزرگترها و خانوادههايشان هم بلندبلند ميخندند و از شادي كودكانه فرزندشان شادند.
آن سوتر اما غرفه بزرگي است كه فرهنگسراي خانواده آن را برگزار كرده است. غرفهاي كه حقيقتا در طراحي و اجرا سنگ تمام گذاشته است. اينجا كلا درباره خانواده صحبت ميشود، درباره روابط عاطفي خانوادهها و خطراتي كه كانون خانواده را تهديد ميكند. دوتا چشم كشيدهاند روي يك تابلو و نصب كردهاند روي ديوار، اين يعني اينكه زن و مرد هركدام زندگي را از نگاه خود ميبينند. آن سوتر سفرهاي است كه چند ظرف شكسته هم در آن به چشم ميخورد، اين نشان دهنده دعواي زن و شوهر است.
آن سوتر اما مشخصههاي يك خانواده رضوي و موفق روي ديوار در قالب كلمات زيبا مانند صداقت، اعتماد، محبت و ... نصب شده است. اگر يك كلمه از آن را بردارند پازل خانواده موفق ناقص ميشود. غرفه زيبايي است و البته بزرگ و پرطول و دراز. نمادهايي كه نصب شده هركدام يك معنا و مفهوم ميدهد و شايد جالبترين آن، آيينهاي باشد كه به معناي اين است كه فرد در زندگي بايد به خودشناسي برسد. آيينه شايد البته معناي خود انتقادي هم داشته باشد.
آن سوتر اما نمايشگاه ديگري است و غرفههاي جالبي هم برپاست. اينجا هم يك غرفه مخصوص كودكان است هم يك غرفه مخصوص جنگ نرم. جنگ نرم همان جنگي كه امروز از همه جنگها مهمتر است. اينجا در اين غرفه، فضا به كلي فرق ميكند. يك نمايشگر دارند كه صحنههاي جنگ و عملياتهاي مختلف را نشان ميدهد. دور تا دور آن، عكسهايي از شهدا نصب شده است، اينجا بايد مودبانهتر حركت كرد. حضور در غرفهاي كه مزين به عكس و نام شهداست و ياد شهدا در آن جاري است، بايد با معرفت و احترام همراه باشد. يك قسمت از غرفه، مخصوص پاسخگويي به شبهات است. ابزار و وسايل نظامي هم دور تا دور غرفه نصب شده است. يك بيسيم هم گذاشتهاند جلوي در غرفه. بعضيها شيطنت ميكنند. يك نفر بيسيم را برميدارد و با صداي بلند حرف ميزند. جمعيت ميخندد. روح حاكم بر غرفه با وجود اين شيطنتها، روحي معنوي است. پوتيني كه گوشهاي از نمايشگاه نصب شده نشان از عزم راسخ و ثبات قدم رزمندگان دارد.
از غرفه كه بيرون ميآيم، آن طرفتر نمايشگاه ديگري است كه مرا به سوي خود ميكشد. خيلي جالب است. اين را وقتي متوجه ميشوم كه پا به نمايشگاه ميگذارم. يك قسمت مربوط به مشهد قديم است. وارد كه ميشوم احساس ميكنم واقعا اينجا مشهد قديم است. محلههايي چون پنجرا پايين خيابان، محله سراب و ... به زيبايي به تصوير كشيده شده است. فضا، فضاي نوستالوژيكي است آدم اينجا احساس خوبي دارد. شغلهاي قديمي هم اينجا به تصوير كشيده شدهاند. از آهنگري گرفته تا زرگري و پارچه فروشي و مسگري و نمدمالي. انتهاي نمايشگاه چند تخت گذاشتهاند و دو سماور بزرگ و با چاي از بازديدكنندهها پذيرايي ميشود. اينجا ديگر يك مقدار شبيه كافههاي سنتي ميشود.
اما در قسمت ديگري از نمايشگاه، داستانهايي زيبا از زندگي حضرت امام رضا(ع) در قابهايي زيبا برروي ديوار نصب شده است. داستانهاي جذابي كه آدم حظ ميكند از خواندن آنها. نوشتهاند مستقيم وارد و از سمت چپ خارج شويد. همين كار را ميكنم و مستقيم وارد نمايشگاه ميشوم. دورتادور نمايشگاه روي ديوار تابلوهايي شامل داستانهاي زيبا از زندگي امام آب و آيينه به چشم ميخورد. بازديدكنندهها يكيك اين تابلوها را ميخوانند. داستانها حسابي به دل مينشينند. بعضيهايشان واقعا جذاب و دلنشين است. از مهرباني حضرت ميگويد و از لطف و صفاي آن امام به شيعيان و يارانش و سخاوتمندي امام و همچنين از علم و هوش و استعداد عالم آل محمد(ص). يك داستان حسابي به دلم مينشيند؛ آنجايي كه مامون در حضور بزرگاني از اقوام و مذاهب و اديان ديگر در مجلس روبه امام ميگويد: ميخواهم خلافت را به تو واگذار كنم و امام درجواب دندان شكني به مامون ميگويد: اگر خلافت را خدا به تو داده، حق نداري آن را به كسي بدهي و اگر خدا به تو نداده چطور ميتواني چيزي را كه مال تو نيست، به ديگران ببخشي؟ مامون زبان به دهان ميگيرد و تا آخر مجلس ساكت ميشود.
اما اين پايان نمايشگاه و جشن و جنگ امشب نيست، آن سوتر نمايشگاه ديگري است كه زندگي امام را دوباره به تصوير كشيده است. آدمكهايي ساختهاند كه نقش مردم روزگار امام رضا(ع) را نشان ميدهد و باز هم داستانهايي از زندگي آن حضرت. اولش از داستان پناه آوردن گنجشك به حضرت و كمك خواستن حيوان از امام رضا(ع) شروع ميشود كه امام به سليمان يكي از يارانش ميگويد: چوب دستيات را بردار و دنبال گنجشك برو و ماري را كه به لانه او حمله كرده است، بكش و جوجههاي گنجشك را نجات بده. سليمان اين كار را ميكند و دوباره به مسجد باز ميگردد و از حضرت ميپرسد: شما از كجا ميدانستيد گنجشك چه ميگويد: و امام در جوابش فرمود: سليمان مگر نميداني ما حجت خداييم.
نمايشگاه با اين داستان شروع ميشود و همان طور ادامه مييابد. در ميان نمايشگاه يك راوي با لباسهاي عربي درباره داستانها توضيح ميدهد. كمي بعد از اين نمايشگاه هم بيرون ميآيم. در اين دو ساعت تقريبا تمامي غرفهها و بخشهاي نمايشگاه را بازديد كردم و در هر غرفه و هر بخش از نمايشگاه واقعا آنچه را كه به چشم ديدم، زيبايي بود و زيبايي.كمكم آماده رفتن ميشوم. از پلههاي كوهسنگي پايين ميآيم. در وسط پارك، جمعيت كمتري را ميبينم. باد سردي ميوزد پارك تقريبا خلوت شده اما هنوز در پاي جبلالنور جايي كه ماه ميدرخشد، صداي جشن و شور و شادي به گوش ميرسد و مردم از غرفهها و بخشهاي مختلف نمايشگاه بازديد ميكنند.
مسئول دبيرخانه ستاد دهه كرامت شهرداري مشهد:هدف از برگزاري نمايشگاه «بهترين همسايه» ترويج فرهنگ رضوي است
مدير مراسم و اكرانهاي فرهنگي تبليغي سازمان فرهنگي و تفريحي شهرداري مشهد و مسئول دبيرخانه ستاد دهه كرامت گفت: براي برگزاري نمايشگاه، «بهترين همسايه» تقريبا تمامي امكانات، ظرفيت و نيروهاي انساني سازمانهاي فرهنگي و تفريحي شهرداري مشهد بسيج شده و هدف از برگزاري اين نمايشگاه، تعميق و ترويج فرهنگ رضوي است.
سيدرحمان ميرزائيان با اعلام اين مطلب در گفتگو با شهرآرا افزود: پركردن اوقات فراغت شهروندان مشهدي و زائران حضرت رضا(ع)، ايجاد روحيه شور و نشاط و شادماني در جامعه و سطح شهر و از همه مهمتر اشاعه تعميق و ترويج فرهنگ و سيره رضوي از مهمترين اهداف برگزاري اين نمايشگاه است كه در ايام دهه كرامت ميزبان زائران و مجاوران حرم رضوي است.او افزود: اين نمايشگاه به همراه جشنواره به بهانه دهه كرامت در بوستان كوهسنگي برپاست و زائران و مجاوران حضرت رضا(ع) ميتوانند روزهاي عادي از ساعت 17 تا 22 و روزهاي جمعه از ساعت 15 تا 22 از اين نمايشگاه بازديد كنند.
ميرزائيان گفت: براي برگزاري اين نمايشگاه 180تشكل فراخوان شدند اما در مجموع به دليل محدوديت فضا، تعدادي از تشكلها از جمله موسسه كتابپردازان، انجمن ناشنوايان موسسه ياس نبي، موسسه پيشگامان تفكر سالم و ... در كنار فرهنگسراي غدير، فرهنگسراي خانواده، فرهنگسراي پايداري، فرهنگسراي كودك و آينده و فرهنگسراي حجاب فرصت حضور در اين نمايشگاه را پيدا كردهاند.وي افزود: در حال حاضر هر شب بيش از 2هزار نفر از اين نمايشگاه بازديد ميكنند.ميرزائيان خاطرنشان كرد: اين نمايشگاه و جشنواره به بهانه دهه كرامت به مدت 12شب برگزار ميشود كه روزهاي عادي يك برنامه و روزهاي جمعه دو برنامه براي بازديدكنندگان برگزار ميشود و در مجموع در 12شب 14 برنامه براي زائران و مجاوران تدارك ديده شده است.
وي همچنين از حضور چهرههاي سرشناس در اين نمايشگاه به عنوان مهمان خبر داد و افزود: چهرههاي معروفي مانند حسن كامرانيفر كمكداور بينالمللي، محمد الهي بازيگر تئاتر و تلويزيون، مسگراني قاري بينالمللي قرآن كريم، گلريز خواننده سرودهاي انقلابي، بايزانمنش بازيگر تئاتر و ... در طول برگزاري نمايشگاه «بهترين همسايه» به عنوان ميهمان در جمع مردم حضور خواهند يافت.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 13:12 توسط رقیه.زیرک
|
ان شاالله که مفید فایده واقع بشه.