پاگذاشتن حقوق انسانها است و هر روز بر اساس آراء فقهی و شرعی، احکام خاصّ خودشان
را صادر می کنند، همانطور که نظریه حکومت وراثتی پادشاهی جاهلی را شرعی کرده اند.
همه اینها به خاطر برخورد خودسرانه در نقل احادیث است؛ زیرا آنان عقل و منطق و
اجتهاد را لغو می دانند و به همبن جهت از اجماع فقها و علماء امّت خارج شده اند؛ برای
توضیح این مطلب مثال هایی را برای شما مخاطب عزیز می آوریم:
برای مثال، زن مسلمان حق رانندگی با ماشین را دارد، و اسلام آن را حلال کرده و علما به
آن فتوا داده اند جز در مملکت عربستان سعودی که فقهای وهابی آل سعود آن را حرام و
بدعت اعلام کرده اند و گفته اند که موجب ورود در آتش می شود (ر.ک فتاوای مربوط به آن
در پاورقی این مقاله)
همین طور زن حق دارد در امور عمومی کشور مثلاً انتخابات شرکت کند و خود، نامزد
انتخاباتی شود، چنانکه پیامبر (ص) وقتی که زنان برای بیعت با او آمدند این کار را انجام
داد، امّا زنان در عربستان چنین حقّی ندارند.
در عربستان سعودی حمل دوربین برای گرفتن عکس یادگاری حرام است، حتی اگر
تصویر بیت الله الحرام یا مسجد و گنبد رسول الله باشد، ولی تصاویر بت های تنفّر آور آل سعود در هر جایی وجود دارد، حتّی در ورودی دستشویی ها می بینی که معلّق است!!!
اینها اعمالی است که فقط در عربستان یافت می شود و حتی در هیچ یک از دول مجاور ،
که نظام هایی مشابه دارند دیده نمی شود!
هر چه را که خدا حلال کرده در عربستان سعودی حرام است، ولی شرب خمر و زنا و فساد
اخلاقی امیران آل سعود (همان کسانی که خود را ولی امر مسلمین می نامند)، حلال و
گواراست و هیچ یک از وعاظ السلاطین و فقهاء جور متعرّضشان نمی شود، بلکه این
اعمال آنها را توجیه می کنند. تصور کنید حتی زیارت قبر پیامبر (ص) در مدینه منوره
حرام است و بدعت شمرده می شود و به همین خاطر فقهاء وهابی به تو دستور می دهند که
"وقتی قصد مدینه منوره را می کنی مرتکب زیارت مسجد الرسول نشوی که باعث ورود تو
در آتش جهنم می شود".
همین طور وجود نیروهای آمریکایی (صلیبیان) در عراق حرام است امّا اینکه همانها
پا در حرمین شریفین بگذارند، حلال و شرعاً جائز است...
ششم: وهابیت به طورخاص با تنفرشان نسبت به دوستداران و شیعیان اهل بیت نبوت و
رسالت متمایز شده اند و آنها را به گونه ای ظالمانه و فوق تصور عقل، دشمن می دارند و از
زمانی که عبد الوهاب مذهب ضاله خود را درست کرد تا کنون می بینیم هر جا که قدرتی به
دست مِی آورند، شیعیان را می کشند. و برای همین، ابن سعود کبیر هیچ یک از
فرزندان خود را به اسامی اهل بیت نام گزاری نکرده با اینکه می دانیم بیش از 5000
فرزند و نوه پسر و دختر دارد و این دلالت بر کینه پنهان آنان نسبت به اهل بیت (ع) دارد،
در حالی که می دانیم اسامی اهل بیت در هر جای کره زمین که مسلمانی باشد، وجود دارد.
مثلاً مسلمانان کشورهای عربی غربی مصر و سومالی و موریتانیا و اندونزی و ترکیه و
ایران و هر جای دیگر به خاطر دوستی اهل بیت، نامگذاری فرزندانشان به اسامی آنان را
افتخاری برای خود محسوب می نمایند.
این کینه در رفتار آل سعود و وهابیت (که از جهت فقهی و دینی از آنان حمایت می
کنند)، انعکاس یافته است. اگر ورق های تاریخ معاصر را ورق بزنیم و اوضاع کشور
های شیعه امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) که وهابیت ولو برای مدّت زمان کوتاهی
در آنجا قدرت یافته اند را مطالعه کنیم، قصه های بسیاری از قتل و کشتار و تعرّض
به مال و آبروی مردم و تخریب قبور و مساجد و اماکن مقدس را می خوانیم. تصویر
"مزارشریف" زیاد از ما دور نیست که در دهه های نود قرن گذشته و فقط برای چند سال
بر آن مسلّط شدند و در خلال این زمان کوتاه، چنان کشتار و تجاوزی کردند که هولاکو در
بغداد نکرده بود...
این کینه و تنفّر وهابین نسبت به شیعه امیر المؤمنین(ع) به طور خاصّ دلیل نقشه های
آنان برای قتل و انفجار و تخریب عراق است. آنها خود هر جنایتی را در حقّ مردم عراق
(که آنها را از ترس رسوایی خود رافضی می نامند)، تنها به جرم دوستی اهل بیت(ع) روا
می دارند. هولناکترین جنایاتشان بعد از کشتار افراد بی گناه، انفجار مرقد دو امام همام
عسکریین در شهر سامراء بود که این روزها مصادف با سالگرد این واقعه است (برای
پی بردن به میزان کینه و بغض آنان نسبت به ملّت عراق به سبب داشتن مذهب شیعه، به
گزارش مرکز آمریکایی مبارزه با تروریسم و صدها گزارش و بررسی دیگر و بهتر از
آن به سایت های اینترنتی وهابیان مراجعه نمایید).
هفتم: وهابیان پیروان مذهب تشیع را به بت پرستی متهم می کنند (اشاره به زیارت قبور).
در حالی که قرآنی غیر از قرآن مسلمانان می خوانند که اسمش مصحف فاطمه است به گمان
خودشان، شیعه را به سمت کربلا و نه به سمت قبله می کشند، و می گویند شیعه به هنگام
تکبیر نماز می گوید: خانَ الاَمین خانَ الاَمین (یعنی جبرئیل امین خیانت کرد) در
اشاره به اینکه شیعه معتقد است جرئیل در اعطای رسالت اشتباه کرده و باید رسالت را به
علی بن ابی طالب می داد و نه به محمد بن عبد الله! و اینکه شیعه امامانشان را می پرستند
و نه خدای یگانه را! و شیعه فلان و فلان... اینها همه دروغ پردازی هایی است که هیچ
دلیل ثابتی برای آن ندارند و فقط به این خاطر این حرف ها را می زنند تا اتهام کفر به
شیعه را برای عدّه ای غافل جاهل ثابت نمایند.
هشتم: وهابیان هیچ منطقی ندارند و آنچه که می گویند به هیچ دلیلی استناد ندارد، بی
مقصود و پرت و پلا حرف هایی می زنند و برای همین نظر دیگری جز نظر خودشان را
نمی پذیرند و گفتگو را فقط در مورد فتواهایی که معمولاً برای باز کردن راه خودشان (در
فسق و جور) است جایز می دانند. منطق آنان قتل و شمشیر و جبر و زور است، و اگر
کسی در مقابلشان قرار گیرد با تهدید و ارعاب رو برو می شود. من اولین و آخرین کسی
نیستم که وقتی برنامه محکمی برای از بین بردن وهابیان منتشر و آنان را خطری برای
بشریت اعلام کردم، تهدید به قتل شدم.
اخیراً دیدیم که چگونه بر ضدّ دو تن از بزرگان و اعلام شیعه در کویت (شیخ عبد
الحمید المهاجر و السید محمد باقر الفالی) "به سبب احیاء یادبود شهادت امام حسین (ع)"
سر و صدا کردند و حقیقت این ماجرا از طریق ماهواره به جهانیان نقل شد (برای
توضیحات بیشتر راجع به این خبر، پاورقی این مطلب را در انتهای مقاله مشاهده
نمایید). پیوسته آنان جنایات ننگین خود را بر ضدّ هر کس که مخالفشان باشد مرتکب می
شوند زیرا قدرت مناظره و گفتگو ندارند و سخنشان بر مبنای دلیل و برهان نیست، برای
همین اگر طریقه انتشار آنان را در جهان بررسی کنیم، در می یابیم که آنها از راه
استدلال و برهان زیاد نشده اند بلکه با پول و تبلیغات و گمراه سازی و دروغ راهشان را
پیش برده اند، برای همین تنها در میان مردم متوسط و فقیر جامعه طرفدار پیدا کرده اند،
به استثنای جزیرة العرب که به قدرت شمشیر و جنگ و قتل و فحاشی و غارت منتشر شده
اند، داستانهای معروفی که هر فرد منصفی بشنود، آنان را محکوم می کند.
خطر وهابیت در این مسأله پنهان است که آنها تمام امکانات را برای تهدید و از بین بردن
بشریت در اختیار دارند، هم نیروی دینی (فقهای درباری و وعاظ السلاطین) و هم
نیروی دنیوی (حکومت آل سعود که دین را وسیله رسیدن به اهداف پست دنیوی خود
قرار داده اند)، آنها پول و نفت را در اختیار دارند که در نتیجه، حمایت و امان نامه
ایالات متحده آمریکا را در چارچوب قرارداد استراتژیکی معروفی که ابن سعود (بزرگ
خاندان حاکم) و رئیس جمهور ولسن امضا کردند، بدست آورده اند و به قرارداد نفت در برابر
امنیت معروف است، به نام یک شرکت سعودی تولید و فروش، اقلام اجاره ای و وسائل
تبلیغاتی گمراه کننده ای را خریده اند و با آنها کارخانه های نادان سازی و شستشوی مغزی
را بنا کرده اند! (مقصودم مدارس دینی پراکنده در تمام نقاط زمین است که هدفشان به دام
انداختن بیچارگان و نیازمندان برای شستشوی مغزی و آموزش اصول کفر و قتل و تخریب
و اجبار و تجاوز به حقوق دیگران و پایمال کردن کرامت انسانی و خشک مذهبی است).
نهم: وهابیت برنامه ای در جهت تفرقه امّت واحده است. علیرغم وجود اختلاف مذاهب و
مکاتب بین مسلمانان در طول تاریخ، مسلمانان با انس و الفت و محبّت در کنار یکدیگر
زیسته اند و مدارس و حوزه هایشان (ر.ک فتاوای علمای الازهر در مورد جواز پذیرش
فقه شیعی به عنوان مذهب پنجم مسلمانان) و جنبش های آزادی طلبانه سیاسی شان مشترک
بوده است، همانطور که در صحنه های جهاد و پیکار به خاطر عزّت و کرامت امّت اسلامی
و نیز در مناسبت های دینی امّت اسلامی در کنار همدیگر بوده اند. اما وهابیان امّت را به
تفرقه انداخته و رگ و ریشه آنان را از هم گسسته اند، یکی را کافر خوانده و دیگری را
از دین خارج کرده اند و سومی را به بدعت متهم ساخته و به چهارمی نسبت گمراهی داده اند
و ...، در کدامین تاریخ، عراقی ها برادر کشی به راه انداخته بودند تا آنگاه که وهابیت و
نوچه های تروریستشان وارد عراق شدند؟ و در چه زمان افغان ها با هم جنگ کرده بودند،
تا زمانی که دستگاه مخابراتی سعود جنبش تروریستی طالبان را به راه انداخت؟ و کی اسلام
لکه ننگ تروریست را بر پیشانی خود داشت، تا آنگاه که آل سعود سازمان القاعده را بنا
کرد؟ و هکذا، همه این نمونه ها حاکی از برنامه و نقشه ایجاد تفرقه و گمراه سازی وهابیت
دارد که مخالف همزیستی امت اسلام با وجود اختلاف مذاهبشان است، وقتی وهابیان می
گویند: خطر شیعه از یهودیت و مسیحیت برای اسلام شدید تر است (ر.ک به فتوا های
ایشان در این مورد). چگونه ممکن است به این فتواها قانع شویم و بگوییم که آنها برای
امت اسلام جز خیر و خوبی نمی خواهند؟