پروژه جدید وهابیت

پروژه جدید وهابیت                                                   

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: وهابیت پس از تخریب قبور ائمه (ع) در سالهای گذشته، اکنون تخریب ارادت شیعیان نسبت به اهل بیت(ع) را بصورت جدی دنبال می کند.

به گزارش حوزه، دکتر حسن رحیم پور ازغدی دیروز در جمع معاونان فرهنگی کانون های فرهنگی و هنری مساجد کشور با اشاره به تلاش جریان فرقه انحرافی وهابیت، هشدار داد: جریان وهابیت بعد از تخریب آثار اسلامی تلاش می کند، توسل و ارادت شیعیان نسبت به اهل بیت پیامبر(ع) را شرک جلوه دهد.
وی ادامه داد: آنها بوسه بر قبر پیامبر گرامی (ص) را شرک دانسته اما دست بوسی ملکه انگلیس را توجیه می کنند، لذا تلاش می کنند بستر ورود سرمایه غربی را در جامعه اسلامی فراهم کنند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه مساجد نباید مانند کلیساها مجلل باشند عنوان کرد: اولین کارهایی که امام زمان (عج) بعد از ظهور خود انجام می دهند، اصلاح انحرافات وارد شده در فرهنگ اسلامی است.
دکتر رحیم پور ازغدی با اشاره به اینکه مساجد در صدر اسلام مقر حکومت و مرکز تمام فعالیت های امت اسلامی بوده است،
خاطر نشان کرد: مساجد مرکز تمدن اسلامی و محل انسان سازی است.
وی با بیان اینکه مساجد محل رشد مادی و معنوی امت اسلامی است خواستار توجه بیشتر به این مکان مقدس شد.
این استاد دانشگاه، مساجد را محل رشد معرفت نسبت به خداوند دانست و گفت: مساجد و محل گردهمایی، تشکل ها و اجتماعات موفق در درون جامعه می باشد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآور شد: ما در مقام زیارت امام رضا(ع) دو نوع زیارت داریم که زیارت همراه با معرفت نسبت به امام، بهترین نوع زیارت است.
دکتر رحیم پور ازغدی گفت: باید نسبت به ائمه معصومین (ع) معرفت کسب کرده و آن را در زندگی خود پیاده سازی کنیم.
وی همچنین به سوال ابوذر (ع) از پیامبر گرامی اسلام (ص) در مورد اینکه مسجد را چگونه آباد کنیم اشاره و خاطر نشان کرد: در گفتار پیامبر گرامی اسلام در جواب به جناب ابوذر به رفتار درست و با ادب، پرهیز از هرگونه اختلاف و حفظ حرمت مسجد اشاره شده است.
دکتر رحیم پور ازغدی معیار برتری را تقوی خواند و تاکید کرد: بعضی افراد ربا را وارد معاملات خود کرده و بعد با هزینه های بالا مقبره ای در جوار حرم ائمه خریده و افتخار می کنند اما در حقیقت این طور نیست و خداوند به پیامبر(ص) می فرماید« کسانی که حق کسی را غصب می کنند، تا وقتی ظلم خود را جبران نکنند مورد لعن و نفرین هستند».
وی همچنین مطالعه یک ساعت نهج البلاغه را از پرداختن به برخی مناسک عبادی بدون تامل در آنها، مفیدتر دانست و افزود: زمانی عزاداری ها و عرض ادب ها ریشه دار می شود که معرفت کسب کنیم.

 

 

پروژه جدید وهابیت                                                   

پروژه جدید وهابیت                                               

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: وهابیت پس از تخریب قبور ائمه (ع) در سالهای گذشته، اکنون تخریب ارادت شیعیان نسبت به اهل بیت(ع) را بصورت جدی دنبال می کند.

به گزارش حوزه، دکتر حسن رحیم پور ازغدی دیروز در جمع معاونان فرهنگی کانون های فرهنگی و هنری مساجد کشور با اشاره به تلاش جریان فرقه انحرافی وهابیت، هشدار داد: جریان وهابیت بعد از تخریب آثار اسلامی تلاش می کند، توسل و ارادت شیعیان نسبت به اهل بیت پیامبر(ع) را شرک جلوه دهد.
وی ادامه داد: آنها بوسه بر قبر پیامبر گرامی (ص) را شرک دانسته اما دست بوسی ملکه انگلیس را توجیه می کنند، لذا تلاش می کنند بستر ورود سرمایه غربی را در جامعه اسلامی فراهم کنند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه مساجد نباید مانند کلیساها مجلل باشند عنوان کرد: اولین کارهایی که امام زمان (عج) بعد از ظهور خود انجام می دهند، اصلاح انحرافات وارد شده در فرهنگ اسلامی است.
دکتر رحیم پور ازغدی با اشاره به اینکه مساجد در صدر اسلام مقر حکومت و مرکز تمام فعالیت های امت اسلامی بوده است،
خاطر نشان کرد: مساجد مرکز تمدن اسلامی و محل انسان سازی است.
وی با بیان اینکه مساجد محل رشد مادی و معنوی امت اسلامی است خواستار توجه بیشتر به این مکان مقدس شد.
این استاد دانشگاه، مساجد را محل رشد معرفت نسبت به خداوند دانست و گفت: مساجد و محل گردهمایی، تشکل ها و اجتماعات موفق در درون جامعه می باشد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآور شد: ما در مقام زیارت امام رضا(ع) دو نوع زیارت داریم که زیارت همراه با معرفت نسبت به امام، بهترین نوع زیارت است.
دکتر رحیم پور ازغدی گفت: باید نسبت به ائمه معصومین (ع) معرفت کسب کرده و آن را در زندگی خود پیاده سازی کنیم.
وی همچنین به سوال ابوذر (ع) از پیامبر گرامی اسلام (ص) در مورد اینکه مسجد را چگونه آباد کنیم اشاره و خاطر نشان کرد: در گفتار پیامبر گرامی اسلام در جواب به جناب ابوذر به رفتار درست و با ادب، پرهیز از هرگونه اختلاف و حفظ حرمت مسجد اشاره شده است.
دکتر رحیم پور ازغدی معیار برتری را تقوی خواند و تاکید کرد: بعضی افراد ربا را وارد معاملات خود کرده و بعد با هزینه های بالا مقبره ای در جوار حرم ائمه خریده و افتخار می کنند اما در حقیقت این طور نیست و خداوند به پیامبر(ص) می فرماید« کسانی که حق کسی را غصب می کنند، تا وقتی ظلم خود را جبران نکنند مورد لعن و نفرین هستند».
وی همچنین مطالعه یک ساعت نهج البلاغه را از پرداختن به برخی مناسک عبادی بدون تامل در آنها، مفیدتر دانست و افزود: زمانی عزاداری ها و عرض ادب ها ریشه دار می شود که معرفت کسب کنیم.

 

 

ا باب و بهاء خدایان استعمار (تاریخچه بابیت و بهائیت

·       ا باب و بهاء خدایان استعمار (تاریخچه بابیت و بهائیت(

استعمار غرب و شرق پس از تحقیق در امر جوامع اسلامی تنها عامل مقاومت در آنها را عامل مذهب و دین یافت.

ستعمار غرب و شرق پس از تحقیق در امر جوامع اسلامی تنها عامل مقاومت در آنها را عامل مذهب و دین یافت .واز آنجا که مقابله مستقیم با دین واکنش مسلمانان را به دلیل تعصب در بر داشت.ودست آنها را کوتاه میکردهمان تز معروف دین علیه دین را بوجود آوردند.یعنی با ساختن فرقه وحزبهای استعماری با پوشش دین به جنگ دین و وحدت مسلمانان آمدند.چرا که اگر مسلمانان متحد بودند چاپیدن نفت و دیگر ثروتهای آنان آسان نبود.واز این رهگذر فرقه وهابیت را در عالم تسنن توسط انگلیس و بابیت و بهاییت توسط روسیه تزاری در عالم شیعه ساختند.در این مقاله سعی بر آن است که نحوه بوجود آمدن و فعالیت و بعضی عقاید و احکام بابیت و بهاییت را پیش چشم خوانندگان بگذاریم تا قول احسن را تبعیت کنند.

فرقه بابیه

در سالهای حکومت محمد شاه قاجار و صدارت صوفی بی کفایت میرزا آقاسی یعنی زمانی که انگلیس و روسیه تزاری در خان گسترده منابع ایران با هم رقابت میکردندو پانزده سال بعد از اینکه شهرهای قفقاز از دست رفته بود سر و کله علی محمد شیرازی پیدا شد.

علی محمد شیرازی در اول محرم ۱۲۳۵ هجری قمری در شیراز به دنیا آمد.ابتدا او منشی تجارتخانه ی داییش بود.بعدا او در درسهای سید کاظم رشتی که او(سید کاظم)خود شاگرد شیخ احمد احسایی بود.حضور یافت.شیخ احمد که استاد سید کاظم بود پایه گذار فرقه ضاله(( شیخیه ))بود .اعتقاد شیخیه بر این بود که در زمان غیبت امام زمان حتما باید رابطی با او وجود داشته باشد. شیخ احمد احسایی مدعی بود که این رابط خاص خود اوست.

میرزا علی حمد مدتی در بوشهر بمنظور تسخیر خورشید در پشت بام و آفتاب سوزان آنجا به ریاضت بر خاست. واز این راه مشاعرش تکان خورده و دچار خبت دماغ شده .کینیاز دالگورکی منشی سفارت روسیه تزاری که اظهار اسلام میکرد و لباس روحانیت ه میپوشیدبرای مقاصد استعماری دولت متبوعش (یعنی ایجاد تفرقه بین مسلمین و ضعف آنها و تسلط بر منابعشان)اورا مناسب دید.به کربلا رفت و در حلقه درس سید کاظم رشتی جا گرفت.وعلی محمد را ترغیب به ادعای بابیت امام زمان علیه السلام کرد.مردم خسته از ظلم برای اینکه جزو ۳۱۳ تن اولیه باشند به سوی او شتافته و غوغایی شد.و رونق دادن به این دستگاه را زنی زیبا و دلفریب و طناز به ناو ((زرین تاج)) که به قره العین شهرت یافت به عهده داشت. البته علی محمدباب هم به او نظر خاصی داشت.

ادعای علی محمد باب از بابیت امام زمان تا خدایی

علی محمد ابتدا خود را مامور از طرف امام زمان علیه السلام خواند.وکتاب احسن القصص را نوشت.ودر سوره ۷۶ آن گفت:من بنده ای از بندگان او(حضرت حجت )هستم.از ۱۲۶۰ تا ۱۲۶۴ تنها ادعای ارتباط با امام زمان را داشت.در اواخر ۱۲۶۴ ادعای قائمیت کرد.وگفت که من همان مهدی موعود هستم.ابوالفضل گلپایگانی مبلغ معروف و زبردست بهاییت در کتاب کشف الغطا صفحه ی۳۴۱ سطر ۲۰ مینویسد((باب در ماکو پرده از روی کار برداشت وندای قائمیت و ربوبیت و شارعیت داد.))باب در کتاب ((بیان))خود واحد اول باب ۲ و۱۵ و واحد دوم باب ۷ و واحد سوم باب ۱۴ خود را بعنوان رجعت رسول خدا و امام عصر معرفی کرد.وکتاب خود به نام بیان را آورد وآن را ناسخ قرآن خواند.سرانجام پای خود را فراتر گذاشت وخود را خدا اعلام کرد.باب در رساله((للثمره))در صفحه ۴ خطاب به میرزا یحیی صبح ازل (جانشینش)میگوید((ای یحیی گواهی بده بر من که نیست خدا جز من که مقتدر و محبوب هستم.))وهمچنین در کتاب پنج شان خود این ادعا را تکرار کرده است.حال اینکه یک نفر چگونه هم رابط امام زمان و هم خود امام زمان و هم پیامبر وهم خداست!!! این را باید از پیروان جاهل این حزب سیاسی پرسید.گفتنی است او را حضور ناصر الدین شاه قاجار فرستادند و در نزد علما چون نتوانست ادعاهای خود را ثابت کندبه امر ناصر الدین شاه کتک مفصلی به او زدندو او ادعاهایش را پس گرفت.ولی بعدا دوباره ادعاهایش را از سر گرفت.سرانجام علی محمد باب این عامل استعمار روسیه تزاری در سن ۳۱ سالگی به دستور امیر کبیر به سال ۱۲۶۶ در میدان مشق تبریز تیرباران و هلا شد.از نشانه ای کلاش بودن باب کتاب خاطرات پرنس دالگورکی منشی سفارت روسیه است. که این فرقه را ساخت.او در کتاب خود میگوید((مطالب کتاب الواح باب در سفارت روسیه انشا میشدو به او میفرستادند و خود علی محمد هم در آن اصلاحاتی میکرد.))

برای آشنایی بیشتر خوانندگان چند جمله از کتاب آسمانی!!! ((بیان))که علی محمد باب خود زحمت آن را کشیده میاوریم.این کتاب نه از نظر لغت عرب ونه از لحاظ معنی درست است.((انا قد جعلنا جلالا جللیلا للجاللین.انا قد جعلنا جمالا جمیلا للجاملین.اننی انا الله لا اله الا ایای واننی انا الله ذو الالهین.))

حسینعلی بهاء

بعد از باب یحیی صبح ازل جانشین او شد.در این هنگام برادرش میرزا حسینعلی تا چندین سال پیرو میرزا یحیی بود.ولی بعد از چندی با گاو خواندن یحیی وپیروانش فرقه جدیدی بنا نهاد.وخود را بهاء الله خواند در نتیجه فرقه بهاییت به وجود آمد.او هم ادعاهای گوناگونی داشت.ابتدا ادعای بندگی کرد.چندی بعد در کتاب مبین (صفحه ۴۹سطر ۶)خطاب به پاپ خود را مسیح خواند.که رجعت کرده است.بعد در کتاب اقدس خود(صفحه ۱۴۵)ادعای پیامبری کرد.سرانجام در کتاب مبین صفحه ی ۲۸۶ گفت ((نیست خدایی جز من زندانی تنها))یعنی ادعای خدایی کرد.حتی به این هم اکتفا نکرد و ادعای خدا آفرینی کرد.این هندوانه را نبیل زرندی که یکی از شاگردانش بود در زیر بغل او گذاشت.وپیروان ایشان چنان که خود بهاءالله میگفت(اغنام الله=گوسفندان خدا-خدایی که خود بهاء بود.)مثل گوسفند سر در آخور جهالت فرو برده وهمه اینها را میپذیرفتند.

حسینعلی بهاء هم مثل باب جاسوس روسیه وعامل استعمار بود.چنان که خود در کتاب مبین صفحه ی ۷۶ سطر ۲۱ این را معترف است:((ای پادشاه روس...یکی از سفرای تو هنگامی که در زندان وزیر زنجیر بودم مرا یاری کرد.به خاطر این عمل خدا برای تومقامی عطا کرده استکه از علم و احاطه مردم بیرون است. ))وهنگام تبعید او از ایران به عراق به گفته خودش در اشراقات صفحه ی ۱۵۵ عده ای از سواران روس او را همراهی کردند.بعداز حسینعلی مزدور وجاسوس انگلیس یعنی عباس افندی فرزندش جانشین او شد.که از طرف انگلیس ها لقب (سر) گرفت.چنان که خود در مکاتیب جلد ۳ صفحه ی ۳۴۸ گفته))بار خدایا پادشاه انگلستان ژرژ پنجم رابا توفیقات رحمانیه خود تایید فرما.وهمواره سایه او را بر این کشور(فلسطین زمان قیومت انگلیس)مستدام بدار.))گفتنی است بهاءیان از یاوران انگلیس در تشکیل اسرائیل بوده اند.

چنان که شوقی افندی (نوه ونایب عباس افندی)در سال ۱۳۲۸ شمسیبه کلیه مراکز بهایی جهان چنین ابلاغ کرد((اولین شرط شورای جدید التاسیس بهاییان آن است که با سران حکومت اسرائیل روابط برقرار سازند.))

نگفته واضح است که بقاء این فرقه یا حزب سیاسی از همان ابتدا به قدرتهای استعماری وابسته بوده.اول روسیه بعد انگلیس حالا هم آمریکا.چنان که دوست نزدیک محمد رضا شاه و مشاورش ارتشبد فردوست در کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ص ۳۷۵ گفته:((آنها(بهائیان)برای تصرف مشاغل سیاسی منعی نداشته واین کاملا محسوس بود.وطبعا این افراد جاسوسهای باالفطره بودند.))یا در صفحه ۲۰۰ تا ۲۰۴ همین کتاب میگوید((دکتر ایادی (بهایی معروف و دکتر مخصوص شاه)جاسوس بزرگ غرب مطلع ترین منبع اطلاعاتی سرویس های آمریکا و انگلیس در دربار و کشور بود.ونفوذ او با نفوذ محمد رضا مساوی بود.))

● بعضی از احکام باب و بهاء

۱) در بیا فارسی (ص ۱۷۶)باب میگوید:آب منی پاک است وهمچنین در جایی دیگر گفته:بخشیده شد بر شما آنچه را که در خواب میبینید .یا با مالیدن به خود استمناء میکنید.

۲) حج در مسلک باب عبارت است از زیارت خانه باب در شیراز ودر مسلک بهاء زیارت خانه باب یا خانه حسینعلی بهاء در بغداد.این مطلب از لوح مستور سوره ۶۱ و اقدس (ص۱۰) و گنجینه احکام (ص۵۳) استفاده میشود.

۳) حسینعلی بهاء همه محارم غیر از زن پدر را حلال اعلام کرد.

۴) مخالفت با علم و دانش که مشخصه خرافی بودن یک فرقه است چرا که میخواهد افراد خود را در جهل نگه دارد تا اطاعت کنند.باب در بیان عربی (باب ۱۰ واحد ۴ ص۱۳)گفته))تدریس در کتابهای غیر از کتاب بیان روا نیست))(بیان همان کتاب به اصطلاح آسمانی خود باب است.)

امروزه آمریکا حامی اصلی بهائیان است.وبا اسم حقوق بشر و حقوق اقلیتها از جاسوسان خود دفاع میکند.ودرداخل هم یکی از مترسکهای آنها وجاسوس سابق ساواک یعنی شیرین عبادی از آنها حمایت میکند.علاوه بر فرقه سازی و ایجاد تفرقه در بین مسلمین برای مشغول کردن آنه به خودشان علت دیگر حمایت آمریکا از این فرقه ها به خاطر عقاید خرافی آنهاست.تا اسلام را با نام آنها به جهانیان معرفی کند.وباید دانست که این تلاش آخر استعمارگران نیست بلکه به تازگی بوی این میاید که میخواهند ملغمه جدیدی از زرتشتی گری و اسلام را بسازند.چنان که دیده میشود آرمهای زرتشت در همه جا شیوع یافته .وچون نمیتوانند آن را مستقیما عرضه کنند مجبورند در پوشش اسلام عرضه کنند تا فرقه ای جدید بسازند.

▪ در آخر باید از پیروان این فرقه ها پرسیدکه:

ـ اولا: امام زمان دارای اسم مشخص(محمد)وکنیه مشخص(ابوالقاسم)وزمان تولد مشخص (۲۵۵ه-ق)است.حالا کدام اینها با باب و بهاء مطابقت دارد؟

ـ دوما: چطور یک نفر هم خدا و امام موعود و پیامبر است .آن طور که باب و بهاء ادعا کردند؟

ـ سوما:در روایات آمده بعد از ظهور امام زمان علیه السلام عدالت فرا گیر میشود و ظلم نابود.حالا باب و بهاء کدام عدالت را برقرار و کدام ظلم را نابود کردند؟ ضمن اینکه خود دست نشاندگان ظالمانی چون روسیه تزاری و انگلیس و آمریکا بوده و هستند.

Aftab.ir

برخی از فتواهای فرقه وهاب

برخی از فتواهای فرقه وهابیت

 

فتوای جدید وهابیان: هنگام قطع برق روزه نگیرید

مشاور دیوان ملکی عربستان در فتوایی جدید اعلام کرد: در مناطقی که برق به صورت مکرر قطع می‏شود، روزه گرفتن لازم نیست.
شیخ عبدالمحسن عبیکان از مفتیان وهابی و مقامات بلندپایه وزارت دادگستری عربستان در فتوایی که در روزنامه "الخلیج" چاپ عربستان منتشر شد، فتوای عدم وجوب روزه برای مناطقی که قطعی مکرر برق دارند را صادر کرد.
وی دلیل این فتوا را مشقت‏بار بودن روزه برای ساکنان این مناطق و گرمی بیش از حد هوا در روزهای تابستان ذکر کرده است. گفتنی است هفته گذشته تعدادی از ساکنان مناطق "حائل" و "القصیم" که به صورت مکرر برق در این مناطق قطع می‏شود، درباره وجوب یا عدم وجوب روزه از عبیکان استفتا کرده بودند. لازم به ذکر است این مفتی وهابی چندی پیش قربانیان آنفلوانزای خوکی را شهید عنوان کرده بود.

فتوای وهابیان در کویت: با شیعیان دادوستد نکنید

وهابیان تندرو در کشور کویت در فتوایی خواستار عدم داد و ستد و تجارت با شهروندان شیعه این کشور شدند.
فتوای عدم تجارت با شیعیان از سوی تعدادی از علمای افراطی کویت در چند مسجد در کویت اعلام شد.
یک منبع کویتی در مصاحبه با خبرنگاران با اعلام این خبر اظهار داشت: مساجدی در "الجهرا" و "حولی"، شاهد اعلام این فتواهای افراطی بوده اند. وی در عین حال خاطرنشان کرد: نیروهای اطلاعاتی و امنیتی فعالیت این گروه که قصد برانگیختن فتنه مذهبی دارد را زیر نظر گرفته و تحقیقاتی را در این زمینه آغاز کرده‌اند. گفتنی است در این فتوا تجارت با هر شهروند شیعه در کویت و همچنین مغازه ها و اماکن تجاری آنها ممنوع اعلام شده است در حالی که شیعیان حداقل ۴۰ درصد از جمعیت کشور کویت را تشکیل می‌دهند.

اگر به دوستم شیر ندهی تو را طلاق میدهم!

شیخ شمس الدین بوروبی یکی از مشهورترین رجال افتاء کشور الجزایر اعلام کرد که یک خانم به او از شوهرش شکایت کرده، به این دلیل که شوهرش او را تهدید کرده است که اگر دوست مرا شیر ندهی طلاقت میدهم!
شیخ بوروبی اضافه میکند : چندین مورد درباره این فتوى (محرمیت با چندبار شیر خوردن) داشتیم که مؤثرترینش این حالت بود که این زن با حالت گریه میگفت که شوهر وهابی متدینش! به او دستور داد که به دوستش شیر دهد تا با هم محرم شوند و دوستش بتواند ماه رمضان را با آنها در یک خانه بگذراند و آن زن هم خیلی منفعل و متاثر شده بود . شوهر وهابی گفته است که اگر به دوستم شیر ندهی تو را طلاق میدهم...

فروش خانه به شیعیان عربستان حرام شد

تعدادی از سایت‌های وهابی، فتوایی را از سوی «عبد الله السعد المطیری» منتشر ساخته‌اند که در آن فروش مسکن و زمین به شیعیان عربستانی حرام اعلام شده است.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از برنا،این عالم وهابی ـ که به سازمان القاعده نیز وابستگی دارد ـ در فتوای خود با تأکید بر حرمت فروش ملک و زمین به شیعیان، دلیل صدور این فتوا را "جلوگیری از تاسیس دولت شیعی در عربستان" و در نهایت "ایستادگی در مقابل ازبین بردن دین اسلام" اعلام کرد!
این فتوا که با عنوان "پاسخی به مسلمانان و خصوصا تاجران"منتشر شده در پاسخ به سؤالی مبنی بر استفتا پیرامون حکم فروش زمین و مسکن به شیعیان در عربستان صادر شده است.
در ابتدای این فتوا آمده است،"بر مسلمانان جایز نیست که به رافضیان، ملک یا زمین فروخته و یا در این زمینه به آنها کمک شود چون این کمک به منزله همکاری با آنها در ارائه دین فاسدشان است."
گفتنی است در ماههای اخیر علاوه بر صدور فتواهای ضد شیعه در عربستان از سوی علمای وهابی، ده‌ها تن از شیعیان این کشور بر اثر این فتواهای تکفیری یا به دلایل واهی دیگر به دلایل مختلف بازداشت شده اند.

نماز کارمندان نباید بیشتر از ده دقیقه طول بکشد

فتوای جدید شیخ یوسف قرضاوی:
شیخ "یوسف قرضاوی" چهره سرشناس اهل سنت طی فتوایی جدید از کارمندان مسلمان خواست تا مدت زمان نماز خود را کوتاه کنند.
به گزارش شیعه آنلاین، "قرضاوی" در ادامه گفت: از کارمندان مسلمان که در ادارجات نماز می خوانند درخواست می کنم که در زمان وقت اداری، از مدت زمان نمازخواندن خود بکاهند.
شیخ "یوسف قرضاوی" در ادامه گفت: مدت زمان نماز خواندن این کارمندان نباید از ده دقیقه فراتر رود تا نماز آنان بر کارشان و کار مراجعه کنندگان به ادارجات ضرر وارد نکند.
"قرضاوی" در مورد علت صدور این فتوا گفت: برخی از کارمندان به نام نماز خواندن از زیر کار فرار می کنند. این فتوا می تواند مانع این کار شود.
گفتنی است شیخ "یوسف قرضاوی" چندی پیش نیز طی فتوایی جنجال برانگیز، نوشیدن مایعاتی که نیم درصد الکل دارند را جایز و حلال دانسته بود.

فتوای جدید و عجیب علمای سعودی!

علمای عربستان سعودی اخیرا طی بیانیه ای فتوای تحریم اهدای گل به بیماران را به اطلاع مسلمانان جهان رساندند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از جهان، در این بیانیه آمده است: در پی افزایش گل فروشی های اطراف بیمارستان ها و اهدای گل از سوی عیادت کنندگان به بیماران، مرکز پژوهش های علمی و دفتر افتاء عربستان سعودی برای صدور فتوای تحریم اهدای گل به بیماران اتفاق نظر کرده و آن را به آگاهی مسلمانان جهان می رساند.
این مرکز همچنین با اشاره به دلایل صدور این فتوا تصریح کرد: با توجه به اینکه آیین اهدای گل به بیماران سنتی است که مسلمانان جهان از کشورهای غربی اتخاذ کرده اند، لذا عمل کردن به آن غیر مجاز است.
مرکز مذکور همچنین در این بیانیه آورده است: اهدای گل به بیمار علاوه بر اینکه از سنت های بلاد کفار است، هیچ منفعتی برای بیمار نخواهد داشت، لذا اهدای آن امری بیهوده است.
علمای مذکور در ادامه عنوان کردند: مصرف کردن اموال مسلمانان در راه های بیهوده ای همچون اهدای گل به بیماران، امری غیر مجاز بوده و به جای این امر دعا کردن برای بیمار و آموزش راه های درمان الهی به آن امری پسنیده تر است. یادآوری می شود علمای عربستان سعودی چندی پیش اهدای گل سرخ در روز والنتاین را حرام اعلام کردند که فروش گل سرخ در آن روز به طور کلی ممنوع شد.

فتوای جنجالی "قرضاوی" درباره نوشیدن مشروبات الکلی

فتوای "یوسف قرضاوی" مبنی بر مجاز بودن نوشیدن مشروبات حاوی مقدار اندکی الکل بحث هایی را در قطر موجب شد و برخی آن را جنجال برانگیز دانستند‏.‏
"عبداللطیف آل محمود" سردبیر روزنامه الشرق چاپ قطر در سرمقاله شماره روز پنجشنبه آن نوشت‏:‏ این فتوا موجب بروز بحث و جدل در بین محافل مردمی شده است‏.‏
روزنامه العرب چاپ قطر نیز به نقل از "قرضاوی" نوشت‏:‏ نوشیدن مشروبات حاوی مقادیر اندکی الکل که از طریق تخمیر طبیعی بدست آمده باشد، اشکالی ندارد‏.‏
"قرضاوی" گفته است‏:‏ وجود الکل به میزان پنج در هزارم نوشیدنی حرام نیست زیرا این مقدار بسیار اندک است به ویژه اینکه الکل آن از تخمیر طبیعی بدست آید، بنابراین مشکلی در نوشیدن آن نمی بینم.‏
"آل محمود" در سرمقاله خود افزود‏:‏ ما و شیخ "قرضاوی" نیازی به این فتوا نداشتیم و بی تردید این فتوا زمینه نوشیدن مشروباتی که حاوی مقداراندکی الکل است فراهم می کند و دلیل کسانی که آن را می نوشند نیز این است که میزان الکل در قرآن و در سنت تعیین نشده است و اعلام می دارند وقتی عالم و دانشمندی در موقعیت و جایگاه "قرضاوی" فتوای مجاز بودن آن را صادر کرده است چرا آن را ننوشیم؟
"آل محمود" افزود: به فرض اینکه الکل با تخمیر طبیعی بدست آید و به میزان اندک باشد و موجب مستی نشود، عملیات تخمیر مستمر است و متوقف نمی شود و اندازه گیری آن دشوار می باشد بنابراین چه زمانی می توان خط قرمزی برای تحریم بودن میزان آن تعیین کرد‏.
شیخ "قرضاوی" در اعلام موضع خود نسبت به انتقاداتی که به وی وارد شده است گفت: این انتقادات ناشی از عدم درک فتوا است و آنچه وی در این باره گفته است پاسخ به درخواست توضیح در مورد نوشیدنی نیروزای موجود در بازار است‏.‏
این مبلغ قطری مصری الاصل گفت: مردم می خواهند حکم شرعی در مورد مشروبات نیروزای موجود در بازار را بدانند بنابراین هنگامی که از من در این مورد سوال کردند چاره ای جز توضیح این موضوع برای مسلمانان نداشتم تا آنان خود را به ناحق در تنگنا و سختی قرار ندهند‏.‏
"قرضاوی" در ادامه افزود: نمی دانم این فتوا چرا اینقدر جنجال برانگیز شده است‏.‏
از سوی دیگر "عبدالحمید الانصاری" مدیر سابق دانشکده شریعت و اصول الدین قطر با تایید فتوای شیخ "قرضاوی" گفت: از نظر مضمون فتوا و هدف توضیح و و روشنگری برای مردم با ایشان موافق هستم.‏"قرضاوی" ریاست اتحادیه جهانی علمای مسلمان را برعهده دارد‏.

از آرزوهای قدیمی شیخ مفتی: عربستان به دنبال "پیامبر" شدن!

"شیخ عبدالعزیز آل الشیخ" مفتی اعظم عربستان سعودی طی چند هفته اخیر چندین فتوای عجیب صادر کرد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مسائل دینی، این فتواها نشان از اهداف و نیت‌های شوم و پشت پرده وی دارد.
به گزارش شیعه آنلاین، از جمله فتاواهای عجیب شیخ عبدالعزیز، اجازه ازدواج اجباری دختران کم سن و سال و حتی ده ساله با مردان مسن بوده است. او همچنین با صدور فتوایی اسرائیل پسندانه تحریم کنندگان کالاهای غربی و به ویژه صهیونیستی برای زیر فشار قرار دادن رژیم صهیونیستی را دمده خواند.
اما جدیدترین و بالطبع تعجب برانگیزترین فتوای وی این بود که گفت: مفتی، قائم مقام پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بر امت اسلامی است.
کارشناسان مسائل دینی معتقدند که اینگونه اظهارات نیت و اهداف پلید و پشت پرده وی را نشان می‌دهد و گویا او مایل است پیامبر جدیدی بر امت باشد و یا جایگاه "پاپ" در میان مسلمانان را داشته باشد.
بدون در نظر گرفتن جنجال و هیاهویی که این اظهارات وی به وجود آورد، باید گفت که با نگاهی گذرا به تاریخچه زندگی وی می توان به آرزوی تعجب برانگیز او برای "پاپ" شدن و داشتن هزاران هزار مرید پی برد.
کارشناسان دینی معتقدند شخصیت کاریکارتوریستی مفتی عربستان مانع از آن است که او را به آرزویش برای پیامبر یا پاپ شدن برساند زیرا او به هیچ وجه حتی کمترین ویژگی یک رهبر کاریزما را ندارد.
گفته می شود شیخ عبدالعزیز در گذشته که امام مسجد "نمره" بوده دارای احترام خاصی نزد مردم و چهره‌های دینی کشورش بود اما هنگامیکه به درجه مفتی اعظم عربستان نایل گشت، به دلیل موضع گیریهای نامناسب، اظهار نظرات نابجا و بیهوده و داشتن یک گروه از مشاوران ناوارد و بی سواد، نام و اعتبار خود را زیر سؤال برد. وی اکنون حتی میان جوانان مذهبی این کشور که همواره علاقه خاصی به مفتیان داشته‌اند، محبوبیت ندارد.
او با این رفتار خود به قدری جایگاه مفتی اعظم را پایین آورده که به اعتقاد کارشناسان جامعه شناسی عربستان، نهاد دینی و مفتیان این کشور قدرت و نفوذ خود را در میان عوام مردم و سیاستمداران از دست داده‌اند.
حتی گفته می‌شود از عوامل این مسأله بحث و جدل‌های بیهوده وی با دیگر مفتیان و چهره‌های دینی عربستان است که موجب دل چرکین شدن آنان گشت و به اصطلاح از چشمان آنان افتاد.
در گذشته جایگاه مفتی اعظم به قدری بالا بود که هیچ کس حتی جرأت کوچک ترین انتقاد از آن را نداشت اما با رفتار و اقدامات آل الشیخ، اکنون این جایگاه حتی از سوی روزنامه نگاران و عوام مردم مورد انتقاد و اهانت قرار می‌گیرد.
در پایان تنها جای این پرسش باقی است که با این اوصاف آیا شیخ عبدالعزیز آل الشیخ دیگر می‌تواند به آرزویش یعنی تبدیل شدن به یک پیامبر یا پاپ دست یابد؟!

خداى وهابیت چگونه است؟!

بخارى در صحیح خود از ابو هریر نقل کرده که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: «یضحک اللّه إلى رجلین یقتل أحدهما الآخر فکلاهما یدخل الجنّه» خداوند مى خندد بر دو نفرى که همدیگر را مى کشند و هر دو وارد بهشت مى شوند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از پایگاه وهابیت و اسلام، ابن تیمیه در رساله «عقیده الحمویّه» مى نویسد: خداوند مى خندد، و روز قیامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّى مى کند:
((مجموعه الرسائل الکبرى، رساله یازدهم: ۴۵۱.)).
بخارى از ابو هریره از قول یکى از صحابه نقل مى کند که از مهمانى پذیرائى کرده بود، به محضر پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)رسید و حضرت فرمود: «ضحک اللّه اللیله». خداوند شب گذشته به خاطر پذیرائى تو از مهمان، خندید . ((صحیح بخاری، ج ۴، ص ۲۲۶، کتاب المناقب، باب مناقب الأنصار.)).
بخارى در صحیح خود از ابو هریر نقل کرده که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: «یضحک اللّه إلى رجلین یقتل أحدهما الآخر فکلاهما یدخل الجنّه» خداوند مى خندد بر دو نفرى که همدیگر را مى کشند و هر دو وارد بهشت مى شوند .((صحیح بخاری، ج ۳، ص ۲۱۰، کتاب الجهاد مناقب، باب وجوب النفیر، صحیح مسلم، ج ۶، ص ۴۰، کتاب الإماره، باب بیان الرجلین یقتل أحدهما الآخر.)).
قال ابوبکر ابن العربی فی العواصم: (الرحمن على العرش استوى)قالوا: «إنّه جالس علیه، متّصل به، وأنّه أکبر بأربع أصابع، إذ لایصحّ أن یکون أصغر منه، لأنّه العظیم، ولا یکون مثله لأنّه (لیس کمثله شیء) فهو أکبر من العرش بأربع أصابع» . ((العواصم من القواصم: ۲۰۹.)).
ابن عربى در تفسیر آیه شریفه (الرحمن على العرش استوى)مى گوید: خداوند بر روى عرش مى نشیند و چهار انگشت از عرش بزرگتر (پهن تر) مى باشد زیرا خداوند عظیم است و نمى شود که با عرش یکسان باشد و از این روى چهار انگشت از عرش بزرگتر مى باشد.
طبرى در تفسیر خود در ذیل آیه شریفه (وسع کرسیّه السماوات والأرض) از عبد اللّه بن خلیفه از رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل کرده که فرمود: «وإنّه لیقعد علیه فما یفضل منه مقدار أربع أصابع، ثمّ قال بأصابعه» خداوند بر روى کرسى مى نشیند و از هر طرف به مقدار چهار انگشت از کرسى پهن تر مى باشد، آنگاه حضرت فرمود: به مقدار چهار انگشت خداوند.
وقال الدیلمی قال ابن عمر : «إنّ اللّه عزّ وجل ملأ عرشه یفضل منه کما یدور العرش أربعه أصابع بأصابع الرحمن عز وجل».(فردوس الأخبار ج ۱ ص ۲۱۹)
دیلمى از عبد اللّه عمر نقل کرده که خداوند، عرش خود را پر مى کند به طورى که از هر طرف، چهار انگشت به اندازه انگشت خداوند، بیشتر مى آید.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی سبطین

حقایق تروریسم وهابيت

حقایق تروریسم وهابيت

امروزه اسلام توسط تروریست های طالبان و القاعده مورد سوء استفاده قرار گرفته و ميگيرد

تا پیروان بیشتری را برای اعمال مجرمانه ی خود گرد آورند.

در رأس این هرم، فرقه ی ضاله وهابیت یا وهابیسم قرار دارد. نكته قابل تامل اين است

كه وهابیت، به عنوان دين رسمی عربستان سعودی اعلام گرديده است! و اداره ی مالی،

مدیریت و هدایت این جنبش توسط شيوخ عربستان صورت می گیردامروزه بر همگان

روشن است که اكثر تروریست های گمارده شده در عراق، از افراط گرایان وابسته به فرقه

ی ضاله وهابیت سرچشمه می گیرند؛ چه، متعلق به تشکیلاتی به نام القاعده باشند، و چه،

از گروه هایی که از هرج و مرج در عراق سود می برند. اين در حاليست که اسلام به

عنوان یک دین، همه ی انسان ها را، صرف نظر از مذهب، نژاد یا جنسیتشان به صلح و

رفتار نیکو دعوت می کند.

یک مسلمان باید رحم و شفقت داشت باشد، آنچنان که پیامبر اسلام (ص) در حدیث

معروفي می فرمایند: " بر همه چیز در روی زمین رحم و بخشش داشته باشید تا خدواند

بر شما رحم نمايد." و حال، هر عملی که از این اصول اسلامی تخطی کند، یا آنها را نقض

کند، نباید عملي اسلامی تلقی گردد.

امروزه اسلام توسط تروریست های طالبان و القاعده مورد سوء استفاده قرار گرفته و ميگيرد

تا پیروان بیشتری را برای اعمال مجرمانه ی خود گرد آورند. در رأس این هرم، فرقه ی

ضاله وهابیت یا وهابیسم قرار دارد. نكته قابل تامل اين است كه وهابیت، به عنوان دين

رسمی عربستان سعودی اعلام گرديده است! و اداره ی مالی، مدیریت و هدایت این جنبش

توسط شيوخ عربستان صورت می گیرد... آنها ادعا می کنند که وهابیت همان اسلام خالص

و واقعی است، اما در واقع ده ها کتاب و صدها مقاله به رشته ی تحریر در آمده که همه ی

آنها، نشأت گرفتن وهابیت از اصول و مبادی اسلامی را رد کرده اند. این کتاب ها توسط

نویسندگان جهان اسلام از هر دو مذهب عمده ی اسلامی یعنی شیعه و سنی نگاشته شده اند.

بسیاری از گزارشات و مستندات حاکی از آن است که عربستان سعودی و به ویژه خانواده

سلطنتی، مستقیماً محور قتل عام شیعیان و مسیحیان در عراق هستند.

از این رو، ما بانگ بر می آوریم و وهابیت را به عنوان یک جنبش تروریستی بر ضد

انسانیت محکوم می کنیم، آنچنان که پیش از این نازیسم و فاشیسم را محکوم کرده

ایم...

در نتیجه پایه های تروریسم در عراق در جملات زیر خلاصه می شود:

وهابیت = تروریسم = عربستان سعودی

وهابیت دشمن انسانیت است.

وهابیت سرچشمه و مبدأ تروریسم در جهان است.

وهابیت همسو با اسلام نیست بلکه برخلاف اسلام است.

وهابيت عامل اصلي اسلام هراسي در قرن اخير است.

وهابیت یک فرقه ی رسمی در عربستان سعودی است!

وهابیت به کشتار مسیحیان، یهودیان و شیعیان بی گناه دعوت می کند.

خانواده سلطنتی عربستان از وهابیت حمایت می کنند!

پادشاه عربستان پشتیبان اصلي وهابیت و تروریسم است.

وهابیت، قتل عام شیعیان را اداره و هدایت می کند.

سیستم آموزشی سعودی به کشتار مسیحیان، یهودیان و شیعیان دعوت می کند.

آیا می دانید 90% تروریست های جهان از عربستان سعودی هستند؟

آیا می دانید 95% تروریست های عراق از عربستان سعودی هستند؟

آیا می دانید ولیعهد عربستان و خانواده سلطنتی مستقیماً درگیر کشتار شیعیان هستند؟

وهابیت = نازیسم = فاشیسم = بربریت

سازمان ملل باید وهابیت و خانواده سلطنتی عربستان سعودی را محکوم کند زيرا وهابیت دشمن پیشرفت و صلح و امنيت در جهان است.

به قلم: اسامه النجفی

ترجمه: محاكمه

ادامه_چرا وهابیت؟

امت اسلام جز خیر و خوبی نمی خواهند؟

دهم: وهابیت بیشتر از اینکه به اصل و جوهر دین توجه کنند، به قشر و پوسته آن اعتنا

دارند، و لذا خود را به نادانی و غفلت از آن زده اند و به عقل و فکر مردم می خندند و

تحقیر می کنند. در عربستان سعودی به ندرت پیش می آید که حجاج حرفی به زبان

بیاورند. امّا یکبار یکی از حجاج به یکی از وهابیان گفت قدس را یهود اشغال کرده اند

و الان تحت سلطه آنان است، بلافاصله آن وهابی با تعجب شدید جواب داد: و آیا مَلِک سعود

از این امر خبر دارد!؟ و نیز یکی از مسلمانان نظر بن باز (رهبر وهابیان) را در مورد

مبدأ تأویل آیات قرآن کریم پرسید، او با نفی و انکار گفت این از بدعت های رافضی

(شیعه) است، دوباره آن شخص معنی آیه {و من کان فی هذه أعمی فهو فی الاخرة أعمی و أ

ضلّ سبیلا} را پرسید به اعتبار اینکه بن باز و همکارانش از دیدن حقیقت کورند، و او با

خشم و عصبانیت وی را رافضی کافر خواند.

یازدهم: جنایات وهابیت عمل است و نه عکس العمل در برابر کاری، آنگونه که بعضی

اینچنین ادّعای توجیه اعمال آنها را دارند؛ یعنی آنها به جنایات خود اصرار دارند و به

خوبی می دانند که از اعمال ننگینشان چه قصدی دارند، دلیلش هم این است که آنها زمانی

که هنوز آمریکا عراق را اشغال نکرده بود و نیز زمانی که هنوز آمریکا در جهان وجود

نداشت، جنایات بسیاری مرتکب شده بودند.

اتهام کفر ساخته وهابیت است.

تروریسم ساخته وهابیت است.

قلع و قمع دینی ساخته وهابیت است.

تخریب، ساخته وهابیت است.

شرعی جلوه دادن تجاوز به حقوق انسانها ساخته وهابیت است. 

شرعی جلوه دادن نظام وراثتی پادشاهی ساخته وهابیت است... 

حال روشن شد که چرا وهابیت؟

امیدوارم که تا کنون خطر وهابیت را در جهت رسوا کردن آن و بر حذر بودن از آن و

کشف ماهیت دروغینش احساس کرده باشید.

در این مورد آنچه که در پی می آید را به عنوان اقدامات پیشگیرانه موقتی برای مهار

وهابیت پیشنهاد می کنیم:

اول: مجازات علمای وهابی که سفیهانی بیش نیستند اما جایگاهی را در میان مردم بدست

آورده اند که حقشان نیست، به غیر از آن چیزی که خدای متعال و رسولش آورده اند فتوا

می دهند و فتنه انگیزی می کنند و مرتکب قتل نفس می شوند، در زمین فساد به پا می کنند

و مصداق بارز این آیه اند که {إنّما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی

الارض فسادا أن یقتلوا أو یصلّبوا أو تقطع أیدیهم و ارجلهم من خلاف، أو ینفوا من

الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخرة عذاب عظیم}.

دوم: لغو تمام فتواهای آنان مبنی بر اتهام به کفر، و منع آنان از صدور چنین فتواهایی.

سوم: ممانعت از دخالت آنان در امور دیگران، اما اگر آل سعود در بعضی مسائل خود به

آنان احتیاج دارد که برایشان فتواهایی بر حسب خواست و نیاز شان بدهند، این به

خودشان مربوط است! ولیکن اگر بخواهند به زور برای دیگران فتوا دهند، قابل پذیرش

نیست و ما از آن بیزاریم و نباید اجازه دخالت در امور دیگران را به آنان بدهیم،

بخصوص در چیزهایی که به امور کلّی یکی از ملل مسلمان مربوط می شود. همانگونه که

آل سعود اجازه نمی دهد که مرجعیت دینی در نجف اشرف یا در الازهر شریف مصر

فتوای وجوب رفع موانع حضور زن یا تعدد احزاب در حکومت سعودی را بدهد؟

چهارم: بستن تمام موسسات آموزشی تابع وهابیت پراکنده در سراسر جهان، هر چند که تحت

پوشش اسامی غیر حقیقی فعالیت داشته باشند، چرا که این موسسات لانه های تروریستها

است تا از اندیشه خرابکارانه اتهام کفر را که خطری برای انسانیت شمرده می شود، تغذیه

نمایند.

پنجم: برائت از افکار وهابیت و فقها و موسسات و فتواهای آنان، بر همه علمای مسلمان و

فقهای حقیقی واجب است که امت اسلامی را از خطر آنان بر حذر دارند تا مردم از آنان

بگریزند چنانکه انسان از مرض جذام یا آبله می گریزد!

ششم: سند سازی برای تمام جنایات وهابیان از زمان پیدایش آن، که بیش از دو قرن و

نیم از آن زمان تا کنون می گذرد، در هر جایی از کره خاکی که صورت گرفته باشد،

بخصوص بعد از ظهور سازمان وهابی و تروریستی القاعده.

هفتم: سند سازی برای قربانیان جنایات وهابیان از زمان پیدایش تا کنون در هر زمان و

مکان، از قربانیان انسانی گرفته تا ابنیه و دارایی ها و آرامگاهها و عبادتگاهها و آثار

تاریخی و طبیعی و هر چه که به هر شکل در معرض ظلم وهابیت قرار گرفته باشد.

هشتم: ترجمه افکار ضالّه و فتاوای کفر آمیز و مبانی فقهی آنان به تمام زبان های زنده دنیا

تا همگان متوجه خطر ایشان شوند، زیرا چنانکه گفتیم، خطر وهابیت منحصر به عرب یا

مسلمانان نمی شود بلکه برای تمام بشریت است.

نهم: علما و فقهای امت باید دیدگاههای حقّه دینی اسلامی و حقیقت وهابیت که چهره

اسلام را زشت کرده و آراء آن را تحریف نموده، تا حدّی که اسلام متهم به تروریسم شده و

به عنوان دین کینه و انزجار معرفی می شود... در حالی که موکداً چنین نیست، برای

مردم توضیح دهند. علما باید اسلامی را که وهابیان دزدیده اند را باز گردانند. به

صراحت می گویم اسلام در خطر است اگر علما و فقهای امت برای توضیح نظریات ناب

اسلام به پا نخیزند، آیا مگر رسول خدا (ص) نفرمودند: {آنگاه که بدعت به وجود آید،

برعالِم واجب است که علمش را آشکار کند} اکنون چه چیزی بیشتر از این بدعت هایی که

وهابیان در دین اسلامی ایجاد کرده اند، اهمیت دارد؟

دهم: مراقبت از اموال عمومی، در سعودی به طور دقیق و جدّی، که پیوسته ملیاردها

اموال مسلمانانی که به ناحق تحت سلطه آل سعود قرار دارند، به جیب تروریست هایی که

ما را می کشند و لبخند را از لبان کودکانمان می گیرند و کشور (اشاره به عراق) و دین و

نام ما را خراب می کنند، سرازیر نشود.

اینها برخی گام هایی است که می توان تا مدّتی برای مقابله با خطر وهابیت برداشت تا

اینکه خدا آنها را از روی زمین بردارد یا هدایت شوند، امّا راه حلّ ریشه ای خطر

وهابیت تنها در این خلاصه می شود که آل سعود قدرت را از آنان در سرزمین حرمین

شریفین بگیرد، تا در نهایت اسطوره وهابیت و خطرش الی الابد پایان یابد، و تحقق

این امر از خدا بعید نیست.

در سخن از وهابیت، جنایت ننگین آنان در سامراء از خاطرمان پاک نمیشود. حقیقتاً شرم

آور است که سالگرد این جنایت بگذرد و همچنان مرقد مقدس این دو امام به همان حال

باشد... چگونه خود را در ردای صبر پیچیده ایم در حالی که قبور بقیع را از زمان

تخریب تا کنون به همان حال می بینیم، زیرا در آنجا وهابیت حکم می کند، امّا عذر

حکومت محترم عراق در این مورد چیست؟ آنها که می گویند شیعه در عراق قدرت و

جولان دارد؟ چرا مرقد مطهّر آنان تا کنون به همان صورت مانده است، و تا کی به عذر های

واهی می توان متوسّل شد که عقل و منطق آنها را نمی پذیرد؟ به ما نگویید که مشکل

عراق سنگ های ویران شده نیست که باید تجدید بنا شود، مشکل عراق و کلّ امّت به

همین ها برمی گردد، زیرا اینها فقط سنگ نیستند، بلکه همه نشانه و تاریخ و مقدّسات و

شرف و ناموس ما هستند. مرقد امام عسکری که به این صورت تأسف بار در آمده است همه

علائم دوران تاریکی که مردم عراق در طول تاریخ با آن مواجه بودند و جنایاتی که بر

سرشان آمده را یاد آور می شود، و سبب خواهد شد که روزی رشته اعصابشان گسسته شود

و به صورت ناخودآگاه انتقام آن را بگیرند. بنابراین حکومت عراق باید هر چه سریعتر

اقدام به تجدید بنای مرقد این دو امام عسکری نماید، تا جلوی این فتنه خوابیده را بگیرد،

چرا که از قدیم گفته اند:{از صولت شخص صبور بترسید آنگاه که خشمگین شود}...

منبع : محاکمه

 

ادامه

پاگذاشتن حقوق انسانها است و هر روز بر اساس آراء فقهی و شرعی، احکام خاصّ خودشان

را صادر می کنند، همانطور که نظریه حکومت وراثتی پادشاهی جاهلی را شرعی کرده اند.

همه اینها به خاطر برخورد خودسرانه در نقل احادیث است؛ زیرا آنان عقل و منطق و

اجتهاد را لغو می دانند و به همبن جهت از اجماع فقها و علماء امّت خارج شده اند؛ برای

توضیح این مطلب مثال هایی را برای شما مخاطب عزیز می آوریم:

برای مثال، زن مسلمان حق رانندگی با ماشین را دارد، و اسلام آن را حلال کرده و علما به

آن فتوا داده اند جز در مملکت عربستان سعودی که فقهای وهابی آل سعود آن را حرام و

بدعت اعلام کرده اند و گفته اند که موجب ورود در آتش می شود (ر.ک فتاوای مربوط به آن

در پاورقی این مقاله)

همین طور زن حق دارد در امور عمومی کشور مثلاً انتخابات شرکت کند و خود، نامزد

انتخاباتی شود، چنانکه پیامبر (ص) وقتی که زنان برای بیعت با او آمدند این کار را انجام

داد، امّا زنان در عربستان چنین حقّی ندارند.

در عربستان سعودی حمل دوربین برای گرفتن عکس یادگاری حرام است، حتی اگر

تصویر بیت الله الحرام یا مسجد و گنبد رسول الله باشد، ولی تصاویر بت های تنفّر آور آل سعود در هر جایی وجود دارد، حتّی در ورودی دستشویی ها می بینی که معلّق است!!!

اینها اعمالی است که فقط در عربستان یافت می شود و حتی در هیچ یک از دول مجاور ،

که نظام هایی مشابه دارند دیده نمی شود!

هر چه را که خدا حلال کرده در عربستان سعودی حرام است، ولی شرب خمر و زنا و فساد

اخلاقی امیران آل سعود (همان کسانی که خود را ولی امر مسلمین می نامند)، حلال و

گواراست و هیچ یک از وعاظ السلاطین و فقهاء جور متعرّضشان نمی شود، بلکه این

اعمال آنها را توجیه می کنند. تصور کنید حتی زیارت قبر پیامبر (ص) در مدینه منوره

حرام است و بدعت شمرده می شود و به همین خاطر فقهاء وهابی به تو دستور می دهند که

"وقتی قصد مدینه منوره را می کنی مرتکب زیارت مسجد الرسول نشوی که باعث ورود تو

در آتش جهنم می شود".

همین طور وجود نیروهای آمریکایی (صلیبیان) در عراق حرام است امّا اینکه همانها

پا در حرمین شریفین بگذارند، حلال و شرعاً جائز است...

ششم: وهابیت به طورخاص با تنفرشان نسبت به دوستداران و شیعیان اهل بیت نبوت و

رسالت متمایز شده اند و آنها را به گونه ای ظالمانه و فوق تصور عقل، دشمن می دارند و از

زمانی که عبد الوهاب مذهب ضاله خود را درست کرد تا کنون می بینیم هر جا که قدرتی به

دست مِی آورند، شیعیان را می کشند. و برای همین، ابن سعود کبیر هیچ یک از

فرزندان خود را به اسامی اهل بیت نام گزاری نکرده با اینکه می دانیم بیش از 5000

فرزند و نوه پسر و دختر دارد و این دلالت بر کینه پنهان آنان نسبت به اهل بیت (ع) دارد،

در حالی که می دانیم اسامی اهل بیت در هر جای کره زمین که مسلمانی باشد، وجود دارد.

مثلاً مسلمانان کشورهای عربی غربی مصر و سومالی و موریتانیا و اندونزی و ترکیه و

ایران و هر جای دیگر به خاطر دوستی اهل بیت، نامگذاری فرزندانشان به اسامی آنان را

افتخاری برای خود محسوب می نمایند.

این کینه در رفتار آل سعود و وهابیت (که از جهت فقهی و دینی از آنان حمایت می

کنند)، انعکاس یافته است. اگر ورق های تاریخ معاصر را ورق بزنیم و اوضاع کشور

های شیعه امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) که وهابیت ولو برای مدّت زمان کوتاهی

در آنجا قدرت یافته اند را مطالعه کنیم، قصه های بسیاری از قتل و کشتار و تعرّض

به مال و آبروی مردم و تخریب قبور و مساجد و اماکن مقدس را می خوانیم. تصویر

"مزارشریف" زیاد از ما دور نیست که در دهه های نود قرن گذشته و فقط برای چند سال

بر آن مسلّط شدند و در خلال این زمان کوتاه، چنان کشتار و تجاوزی کردند که هولاکو در

بغداد نکرده بود...

این کینه و تنفّر وهابین نسبت به شیعه امیر المؤمنین(ع) به طور خاصّ دلیل نقشه های

آنان برای قتل و انفجار و تخریب عراق است. آنها خود هر جنایتی را در حقّ مردم عراق

(که آنها را از ترس رسوایی خود رافضی می نامند)، تنها به جرم دوستی اهل بیت(ع) روا

می دارند. هولناکترین جنایاتشان بعد از کشتار افراد بی گناه، انفجار مرقد دو امام همام

عسکریین در شهر سامراء بود که این روزها مصادف با سالگرد این واقعه است (برای

پی بردن به میزان کینه و بغض آنان نسبت به ملّت عراق به سبب داشتن مذهب شیعه، به

گزارش مرکز آمریکایی مبارزه با تروریسم و صدها گزارش و بررسی دیگر و بهتر از

آن به سایت های اینترنتی وهابیان مراجعه نمایید).

هفتم: وهابیان پیروان مذهب تشیع را به بت پرستی متهم می کنند (اشاره به زیارت قبور).

در حالی که قرآنی غیر از قرآن مسلمانان می خوانند که اسمش مصحف فاطمه است به گمان

خودشان، شیعه را به سمت کربلا و نه به سمت قبله می کشند، و می گویند شیعه به هنگام

تکبیر نماز می گوید: خانَ الاَمین خانَ الاَمین (یعنی جبرئیل امین خیانت کرد) در

اشاره به اینکه شیعه معتقد است جرئیل در اعطای رسالت اشتباه کرده و باید رسالت را به

علی بن ابی طالب می داد و نه به محمد بن عبد الله! و اینکه شیعه امامانشان را می پرستند

و نه خدای یگانه را! و شیعه فلان و فلان... اینها همه دروغ پردازی هایی است که هیچ

دلیل ثابتی برای آن ندارند و فقط به این خاطر این حرف ها را می زنند تا اتهام کفر به

شیعه را برای عدّه ای غافل جاهل ثابت نمایند.

هشتم: وهابیان هیچ منطقی ندارند و آنچه که می گویند به هیچ دلیلی استناد ندارد، بی

مقصود و پرت و پلا حرف هایی می زنند و برای همین نظر دیگری جز نظر خودشان را

نمی پذیرند و گفتگو را فقط در مورد فتواهایی که معمولاً برای باز کردن راه خودشان (در

فسق و جور) است جایز می دانند. منطق آنان قتل و شمشیر و جبر و زور است، و اگر

کسی در مقابلشان قرار گیرد با تهدید و ارعاب رو برو می شود. من اولین و آخرین کسی

نیستم که وقتی برنامه محکمی برای از بین بردن وهابیان منتشر و آنان را خطری برای

بشریت اعلام کردم، تهدید به قتل شدم. 

اخیراً دیدیم که چگونه بر ضدّ دو تن از بزرگان و اعلام شیعه در کویت (شیخ عبد

الحمید المهاجر و السید محمد باقر الفالی) "به سبب احیاء یادبود شهادت امام حسین (ع)"

سر و صدا کردند و حقیقت این ماجرا از طریق ماهواره به جهانیان نقل شد (برای

توضیحات بیشتر راجع به این خبر، پاورقی این مطلب را در انتهای مقاله مشاهده

نمایید). پیوسته آنان جنایات ننگین خود را بر ضدّ هر کس که مخالفشان باشد مرتکب می

شوند زیرا قدرت مناظره و گفتگو ندارند و سخنشان بر مبنای دلیل و برهان نیست، برای

همین اگر طریقه انتشار آنان را در جهان بررسی کنیم، در می یابیم که آنها از راه

استدلال و برهان زیاد نشده اند بلکه با پول و تبلیغات و گمراه سازی و دروغ راهشان را

پیش برده اند، برای همین تنها در میان مردم متوسط و فقیر جامعه طرفدار پیدا کرده اند،

به استثنای جزیرة العرب که به قدرت شمشیر و جنگ و قتل و فحاشی و غارت منتشر شده

اند، داستانهای معروفی که هر فرد منصفی بشنود، آنان را محکوم می کند.

خطر وهابیت در این مسأله پنهان است که آنها تمام امکانات را برای تهدید و از بین بردن

بشریت در اختیار دارند، هم نیروی دینی (فقهای درباری و وعاظ السلاطین) و هم

نیروی دنیوی (حکومت آل سعود که دین را وسیله رسیدن به اهداف پست دنیوی خود

قرار داده اند)، آنها پول و نفت را در اختیار دارند که در نتیجه، حمایت و امان نامه

ایالات متحده آمریکا را در چارچوب قرارداد استراتژیکی معروفی که ابن سعود (بزرگ

خاندان حاکم) و رئیس جمهور ولسن امضا کردند، بدست آورده اند و به قرارداد نفت در برابر

امنیت معروف است، به نام یک شرکت سعودی تولید و فروش، اقلام اجاره ای و وسائل

تبلیغاتی گمراه کننده ای را خریده اند و با آنها کارخانه های نادان سازی و شستشوی مغزی

را بنا کرده اند! (مقصودم مدارس دینی پراکنده در تمام نقاط زمین است که هدفشان به دام

انداختن بیچارگان و نیازمندان برای شستشوی مغزی و آموزش اصول کفر و قتل و تخریب

و اجبار و تجاوز به حقوق دیگران و پایمال کردن کرامت انسانی و خشک مذهبی است).

نهم: وهابیت برنامه ای در جهت تفرقه امّت واحده است. علیرغم وجود اختلاف مذاهب و

مکاتب بین مسلمانان در طول تاریخ، مسلمانان با انس و الفت و محبّت در کنار یکدیگر

زیسته اند و مدارس و حوزه هایشان (ر.ک فتاوای علمای الازهر در مورد جواز پذیرش

فقه شیعی به عنوان مذهب پنجم مسلمانان) و جنبش های آزادی طلبانه سیاسی شان مشترک

بوده است، همانطور که در صحنه های جهاد و پیکار به خاطر عزّت و کرامت امّت اسلامی

و نیز در مناسبت های دینی امّت اسلامی در کنار همدیگر بوده اند. اما وهابیان امّت را به

تفرقه انداخته و رگ و ریشه آنان را از هم گسسته اند، یکی را کافر خوانده و دیگری را

از دین خارج کرده اند و سومی را به بدعت متهم ساخته و به چهارمی نسبت گمراهی داده اند

و ...، در کدامین تاریخ، عراقی ها برادر کشی به راه انداخته بودند تا آنگاه که وهابیت و

نوچه های تروریستشان وارد عراق شدند؟ و در چه زمان افغان ها با هم جنگ کرده بودند،

تا زمانی که دستگاه مخابراتی سعود جنبش تروریستی طالبان را به راه انداخت؟ و کی اسلام

لکه ننگ تروریست را بر پیشانی خود داشت، تا آنگاه که آل سعود سازمان القاعده را بنا

کرد؟ و هکذا، همه این نمونه ها حاکی از برنامه و نقشه ایجاد تفرقه و گمراه سازی وهابیت

دارد که مخالف همزیستی امت اسلام با وجود اختلاف مذاهبشان است، وقتی وهابیان می

گویند: خطر شیعه از یهودیت و مسیحیت برای اسلام شدید تر است (ر.ک به فتوا های

ایشان در این مورد). چگونه ممکن است به این فتواها قانع شویم و بگوییم که آنها برای

امت اسلام جز خیر و خوبی نمی خواهند؟

چرا وهابیت؟

چرا وهابیت؟

چرا دشمن حقیقی را فراموش کرده اید؟ آنان شما را از جنگ با وهابیت و رسوا کردن فکر

 

منحرف و روش های خرابکارانه شان که هیچ ارتباطی با دین ندارد، باز داشته اند؟ بعضی

 

می پرسند چرا بیهوده تلاش و وقت خود را برای حمله به وهابیت و خاندان حاکم بر جزیرة

 

العرب (که آنها را پناه داده اند)، مانند آل سعود صرف می کنید.

در حالی که همین (آل سعود) پیوسته با نفت و دلار و امکانات تبلیغاتی گمراه کننده از آنان

حمایت می کنند، و بدین گونه آنان را علیه دین و جان و آبروی مسلمانان قدرت داده اند و

زمینه را برای آنان فراهم کرده اند، و دستشان را باز گذاشتند تا امنیت حرمین شریفین

را به بازی بگیرند. تا جایی که مدارس و دانشگاه هایشان تبدیل به ماشین های جعل

حدیث، برای کسانی که با احادیث دروغین و گمراه کننده مغزهایشان را شستشو می دهند،

گردیده است!

دیگری می پرسد، آیا اعمال این تروریست هایِ منکر دین در عراق، که با هم دستی

نوچه های نظام صدام معدوم صورت می گیرد، چرا فقط و فقط عکس العملی بر اشغال عراق

است؟ و اگر سرزمین دجله و فرات اشغال نمی شد، وهابیون برای قتل فی سبیل الله و برای

رضایت خدای متعال و به طمع ورود به بهشت به آنجا نمی آمدند؟! و ...

با صرف نظر از نیات سوال کنندگان، حق هر انسانی است که ذهنش را به چنین سوالاتی

مشغول کند، مخصوصاً با وجود حجم وسیع تبلیغات و کارهای حقوقی و سیاسی که عراقی

ها و دیگران در سرزمین های اجنبی بر ضدّ وهابیت و دایه هایشان که آل سعودند، انجام

داده اند.

برای بیان حقیقتی که وقایع گذشته و آینده از آن سخن می گویند، می گویم که وهایبت

خطر بزرگ عراق و بلکه اسلام و مسلمین و به طور کلّی بشریت است و آل سعود شریک

عملی و حقیقی آنهاست، بلکه این دو، دو روی یک سکه اند که یکی از دیگری جدا

نیست.

وهابیت با تمام ادیان آسمانی و مذاهب اسلامی تناقض دارد. وهابیت افکار خود را از تمام

دوره های تاریخی وام گرفته و در آن، تمام بدی های تاریخ بشری گنجانده شده است و برای

همین، هر کسی که به عقائد منحرف گمراه آنان معتقد نباشد، را کافر می دانند و خون و مال

و آبروی او را مباح می شمارند.

ثانیا وهابیت خطرناکترین مصادیق "وعاظ السلاطین" را زیر پرچم دارد که هیچ گاه

مثل آنان را ندیده بودیم. فتوا های آنان متناقض با هم است، گاهی به هنگام ضرورت در

چهره فقیه ظاهر می شوند و در چهره رهبر به هنگام نیاز به قدرت، آن طاغوت معدوم

(صدّام حسین) در نظر آنان کافری است که توبه او هرگز قبول نمی شود و دیگر بار،

(صدّام حسین) شهیدی است که بی حساب وارد بهشت می شود (ر.ک فتاوای بن باز)

همچنین گاهی لباس غربیان از نظر ایشان حرام است و بر مسلمان واجب است که آنرا

نپوشد و خود را شبیه آنان نکند و زمانی دیگر اگر ولی امر مسلمین (پادشاه عربستان)

مصلحت بداند، پوشیدن صلیبشان حلال می شود! (ر.ک فتاوی بن باز با صدا و تصویر وی

در سایت یو توب در پاورقی همین مقاله).

سوم: اینکه وهابیت هیچ گونه حق حیاتی برای مخالفان خود قائل نیستند و خود را ولی

کلّ دنیا می دانند. هر طور که بخواهند فتوا می دهند و فتواهای آنها هم، همه حق است و

درست، و غیر آن، بدعت و گمراهی و کفر است که سبب ورود در آتش می شود. وهابیان

در هر جایی که وارد می شوند، محاکمی برای تفتیش عقائد و افکار درست می کنند، حتی

در بلاد غیر اسلامی مانند اروپا و آمریکا و کانادا و استرالیا که مسلمانان برای فرار از قلع

و قمع فکری و مذهبی و سیاسی قدرت های حاکم یا علمای شرور و یا متعصبین و

جاهلان وهابی، به آنجاها پناه برده اند.

برای مثال در آمریکا مساجد و مدارس و مؤسساتی است که وهابیان اداره می کنند و

عربستان سعودی هزینه آنها را پرداخت می کند. در این اماکن جز نوع خاصی از مردمان

از نظر لباس و شکل و اندام رفت و آمد نمی کنند، اگر به تصادف فردی غیر ازخودشان از

روی خطا یا نادانی وارد آن مکانها شود، صفات کفر و شرک و بی دینی نثارش می کنند،

آنها منکران کافری هستند که هیچ حقی برای کسی قائل نیستند، نه در قول، و نه در فعل، و

نه در عمل.

چهارم: وهابیت با فتواهایشان در مورد تخریب قبور، از تمامی مسلمانان با این عمل

شنیع متمایز شده اند. مسلمانان در هر نقطه ای از زمین قبر امامی ، یا مسجد و گنبدی

ساخته اند و بر آنها ضریح بنا نموده اند و کسی متعرّض آنان نشده و هرگز از امام و رهبری

فتوای تخریب قبور را نشنیده اند; بر روی قبر پیامبر (ص) و دو خلیفه اول و دوم در

مدینه منوره گنبد سبزی ساختند که تا به امروز با شکوه و جلال سر به آسمان کشیده، در

قاهره بر مرقد های شریف اهل بیت و صحابه جلیل پیامبر هم گنبد و بارگاه ساختند و در

شام هنوز هم قبر پیامبر خدا (یحیی بن زکریا علیه السلام) در وسط مسجد اموی وجود

دارد که مومنان از هر سو به زیارتش می آیند، در کنار سایر آرامگاههایی چون صحابی

جلیل القدر حجر بن عدی که معاویة بن ابی سفیان او را کشت، و یا قبر جعفر طیار، و

نیز مسجد تاج محل در هند که قصه اش معروف است... پس چرا فقط وهابیان با حمایت و

تایید آل سعود متعرّض قبور اهل بیت در بقیع و عراق می شوند، چنان که در قرن گذشته

و بخصوص در دو سال گذشته این وقایع چندین بار تکرار شده است...

در تمامی کشور های اسلامی، نشانه های خاصّی برای قبور رؤسا و رهبران و متفکّرین و

هنرمندان! و پادشاهان! وجود دارد که هیچ کس آنها را خراب نکرده و به حرام بودنشان فتوا

نداده، بسیاری از آنها تبدیل به مزار شده و رهبران کشورها برای تقدیر از زحماتشان در

تمام زمینه ها آنها را زیارت می کنند...

مهم تر از این فقهای مسلمین و حاکمانشان در طول تاریخ حتی به نشانه های غیر

مسلمانان مثلاً بودا در افغانستان نیز متعرّض نشده اند، و علیرغم اینکه اسلام از قرون دور

در این سرزمین وارد شده و حکومت کرده، ولی این مجسمه هرگز مورد تعرّض واقع نشد

و هیچ یک از فقها و علما به وجوب نابود کردن و محو آثار آن فتوا نداده، تا اینکه طالبان

آمدند که بر اساس عقیده منحرفشان (که ریشه در وهابیت دارد) و با اموال خاندان آل سعود

ساخته شده و حمایت می شود، گردن افغان های بی گناه را زدند و به این اثر تاریخی و

مقدّس نزد طرفدارانش تجاوز نمودند. بعضی می گویند شاید آنچه که وهابیت انجام می دهند

صحیح و شرعی باشد و اینکه دیگر مسلمانان کار های آنان را نکرده اند، دلیل درست

نبودن اعمال وهابیت نیست، مگر قرآن نگفته که (بل أکثرهم للحقّ کارهون)؟

در جواب می گوییم:

اول اینکه آیا وهابیان با حدیث صحیح بخاری که بیشتر فرق اسلامی آن را روایت می

کنند موافق نیستند که از پیامبر نقل می کند که فرمود: "لا تجتمع امتي على ضلال، او باطل"؟

امت من هیچ ضلالت و باطلی را قبول نمی کنند. یعنی مسلمانان از یک طرف بر باطل،

(آنگاه که گنبد و مناره بر قبور بسازند) یا آن گاه که مثلاً متعرّض مجسمه بودا در افغانستان

شوند، موافقت نمی کند. پس بر این اساس وهابیت بر اجماع امّت، با فتواهای ننگین شان

خروج کرده اند.

دوم: در تاریخ اسلام فقها و علما و مراجع دینی از مذاهب و مکاتب فکری مختلف داشته

ایم که هرگز فتوا هایی مانند فتاوی وهابیان صادر نکرده اند، پس آیا معقول است که

بگوییم همه آنها گمراه بوده اند و فقط فقهای وهابی بر حقّند؟

سوم: اگر در مقام جدل بگوییم که فتواهای وهابیان درست است، آیا آنها حق دارند

اعتقادات خودشان را بر بقیه مسلمانان تحمیل کنند؟ و آیا حق دارند به خاطر اجرای احکام

خدای عزّ و جلّ ، دست به کشتار جمعی و تخریب و انفجار بزنند و خون مردم را مباح

بدانند؟

خدای تعالی رسولش را با رسالت پیامبری برگزید و او را به اجبار دستور نداد بلکه با این

آیه خطاب کرد که {انما انت مذکّر، لست علیهم بمسیطر} پس چه کسی به وهابیت حق داده

که مردم را مجبور به پذیرفتن اعتقادات وهابیت و التزام به فتواهایشان کنند؟

وهابیان احادیث عجیب و غریبی از رسول الله (ص) روایت می کنند که متناقض با ساده

ترین اصول الهی و مخالف با کمترین مناقب نبوی است، تا فتواهای خود را شرعی جلوه

دهند و جرائمشان را توجیه نمایند . مثلاً به خاطر توجیه سخت گیری در اقامه نماز اول

وقت می گویند رسول اکرم(ص) خانه یکی از صحابه را آتش زد؛ زیرا به نماز جماعت

حاضر نشده بود! به یاد دارم یکبار هنگام اقامه نماز جماعت در صحن مسجد نبوی در

مدینه مشغول تلاوت قرآن بودم که ناگهان دو تن از عناصر چریکی وهابی به من حمله

کردند و مرا مشرک و کافر و از دین خارج شده خواندند و به شدّت کتک زدند، زیرا به

نماز نرسیده بودم که اگر لطف خدا شامل حالم نشده بود مرا دستگیر می کردند و از این

نمونه ها زیاد است و فکر نمی کنم مسلمانی حج بیت الله الحرام را به جا آورده باشد و مورد

تعرّض این وهابیان قرار نگرفته باشد، چنانکه چند ماه پیش همه شنیدیم و دیدیم که در

مراسم عمره در مورد عدّه ای از جوانان، مرتکب چه جنایاتی شدند، چنان که بعضی از شدّت

ضرب و جرح به حال اغماء افتادند (از شدّت قساوت این جلاّدان بیرحم که رحم و مروّت از

دلهایشان برکنده شده) فهی کالحجارة أو أشدّ قسوة و إنّ من الحجارة لما یتفجّر منه الماء.

پنجم: از بین کلّ مذاهب و مکاتب اسلامی تنها روش وهابیت قلع و قمع فکری و زیر

ادامه

پاسخ ندادن محکوم به زندان کرد و او را در حارة الدیلم به زندان افکندند.

706 هـ . ق در شب عید فطر امیر سلار نایب السلطنه مصر، قضات و جمعی از فقها را

احضار کرد تا درباره آزادی ابن تیمیه بحث کنند و آنها شروطی برای آزادیش گذاشتند که

از آن جمله این بود که دست از عقاید خود بردارد و با ایشان گفتگو کند ولی او در مجلس

حاضر نشد و مجلس به جایی نرسید(البدایه و النهایه ج14/43).

روز جمعه 14 صفر قاضی القضاة بدرالدین محمد بن ابراهیم سعدالله کنانی شافعی در زندان

با ابن تیمیه ملاقات کرد و ابن تیمیه تصمیم خود را بر ماندن در زندان به اطلاع او

رسانید.
در ربیع‌الاول همین سال امیرحسام الدین مهنا بن ملک عیسی به زندان رفت و او را

سوگند داد تا با او از زندان بیرون بیاید و او از زندان خارج شد.

در شوال همین سال بزرگان صوفیه به سبب حملات ابن تیمیه به ابن عربی از او شکایت

کردند و او را در زندان قضات محبوس کردند.

709 هـ . ق به اسکندریه رفت بعد از 8 ماه اقامت دوباره به قاهره آمد و ملک ناصر به سلطنت رسید.

713 هـ . ق خبر رسید که اولجایتو ايلخان مغول قصد حمله به بلاد شام را دارد ، با سطان

رهسپار دمشق شد و پس از هفت سال دوری وارد دمشق شد.

هـ . ق از او خواستند در مساله حلف به طلاق فتوی ندهد و سطان ملک ناصر نیز در

نامه‌ای به او حکم کرد که فتوی ندهد اما ابن تیمیه فتوی داد.

720هـ . ق به خاطر عدم اطاعت از سلطان توبیخ و او را در قلعه دمشق زندانی کردند. در

عاشورای 721 هـ . ق با فرمان سلطان آزاد شد.

726 هـ . ق بار دیگر در قلعه دمشق زندانی شد و سبب آن این بود که ابن قیم جوزیه

شاگردش در شهر قدس شفاعت و توسل به انبیاء را به فتوای ابن تیمیه جایز نشمرد.

728 هـ . ق کتاب و کاغذ و قلم را در زندان از او گرفتند ، چون ابن الاخنایی قاضی القضات

مالکی قاهره کتابی در مساله زیارت نوشت و ابن تیمیه ردی بر آن نوشت و او را جاهل

خواند.

ابن تیمیه در شب دوشنبه 20 ذیقعده همان سال در زندان قلعه دمشق مرد و ابن کثیر از

شاگردانش بر جنازه‌اش حاضر شده است.

همانطور که ملاحظه کردید عمری را با آشوب و در زندان گذراند که اینها همه به خاطر

عقایدش بود که عموم مسلمین را تكفير مي كرد و جهان اسلام را در زماني كه مسيحيان از

غرب و مغلان از شرق مورد حمله و تهاجم قرار داده بودند از درون تخريب كرده و آن قدر

در بين مسلمانان اختلاف و تفرقه مي انداخت كه مجبور به

زنداني كردن او مي شدند و سرانجام هم در زندان مرد

منبع : لقمان

مروری بر زندگی ابن تیمیه

مروری بر زندگی ابن تیمیه

جریان سلفیه که پرچمدار آن در عصر حاضر محمد بن عبدالوهاب ( بانی وهابیت ) است ،

در اصل توسط جریانی حنبلی مسلک به سرکردگی ابن تیمیه آغاز میشود و ريشه فكري

عبدالوهاب افكار و كتب ابن تيميه است كه امروز بر تمام عالم اسلام چنگ انداخته،‌ و همانطور

كه خواهيد ديد در زمان حيات خود ابن تيميه هم فتنه هايي بزرگ در عالم اسلام به پا كرده

بوده تا آنجا كه بيشتر عمرش در زندان گذشته.

در این تحقیق ادوار زندگی ابن تیمیه را مورد بررسی قرار می دهیم و مختصري به

جنبه هایی از عقاید او می پردازیم .

سلفیه(عنوان ديگر وهابيت):

سلفیه یا پیروان سلف ( قرن 2 و 3 هـ .ق) که خود را پیرو سلف صالح می دانند

براساس حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) شکل گرفته که در مصادر اهل سنت

به این دو صورت نقل شده :

« خیر الناس قرنی ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم » (صحیح بخاری ج3/151 و

ج7/174 و 224 و صحیح مسلم ج7 /184)

و یا « خیر امتی قرنی » ( صحیح بخاری ج4 / 189)

گر چه ما در اينجا در مقام نقد اين روايات نيستيم و تنها مدعاي اين گروه را ذكر مي كنيم و

كاري هم نداريم كه اين سلفي كه مي گويند آيا واقعا صالح بوده اند يا نه

اما اين نكته شايد جالب باشد كه قرآن ملاك برتري را زماني ندانسته بلكه مطلقا فرموده است :

ان اكرمكم عند الله اتقاكم(حجرات/13)

بگذريم! ممكن است بگوييد اين بحث به ابن تيميه چه ربط دارد ؟

بايد گفت كه ابن تيميه از بنيان گذاران اين فكر و ادعاست و اگر جايي با اين واژه برخورد

كرديد بدانيد مراد همان وهابيت است .

ابن تیمیه:

تقی الدین ابوالعباس احمدبن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجدالدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی

القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی (متولد دوشنبه 10

ربیع‌الاول سال 661 و متوفی شب دوشنبه 20 ذیقعده 728 هـ. ق )

وی قامتی متوسط، کتفی پهن و چشمانی نافذ داشت (ابن رجب 2 /395 )

تندخو بود و در بحث گاه بسیار تند می شد و به مخاطب اهانت می کرد ( ابن حجر 1 / 163

) البته اين تند خويي در آثار او و پيروانش بسيار مشهود است.

در شهر حرّان که در گذشته شهری باشکوه بود و امروزه از شهرهای ویران ترکیه است به

دنیا آمد،

ابن تیمیه خود بارها در تصانیفش این شهر را مرکز صابئه و بت پرستان و فلاسفه خوانده است .
او در خانه ای پرورش یافت که اعضای آن بیش از یک قرن پرچمدار مذهب حنبلی بودند.

667 هـ ق ابن کثیر گوید: در این سال در حالیکه ابن تیمیه بیش از شش سال نداشت،

مردم حران از جمله پدر او ، که از علمای بزرگ شهر(شیخ البلد) بود از ترس حمله مغول

شهر را ترک کردند و شهاب الدین عبدالحلیم پدر ابن تیمیه به همراه خانواده روانه دمشق

شد(البدایه و النهایه ج13/255)

شهاب الدین (پدر ابن تيميه) در شهردمشق رئیس دارالحدیث السکریه و در جامع این

شهر صاحب کرسی شد و روزهای جمعه در آنجا سخنرانی می‌کرد.

682 هـ ق در این سال با مرگ پدر ، تقی الدین ابن تیمیه در دارالحدیث السکریه به

تدریس پرداخت (البدایه و النهایه ج13/303)

683 هـ ق در این سال در جمعه 10 صفر در جامع اموی دمشق پس از نماز به منبر رفت.

از چهارشنبه 17 شعبان این سال بعد از وفات زین الدین ابن المنجّا به جای او که شیخ

الحنابله بود، متصدی تدریس مدرسه «الحنبلیه » دمشق شد.(البدایه و النهایه ج13/344)

698 هـ‌.ق در بین نماز ظهر و عصر در پاسخ سؤالات کلامی که از او کرده بودند کتاب :

العقیدة الحمویه الکبری را نوشت ، با جمله‌ای که در این کتاب به عقاید اشعری کرد

جنجال بزرگی برانگیخت، ابن‌تیمیه را به محضر قاضی احضار کردند و او در مجلس

قاضی حاضر نشد. از جمله عقايد او جهت دار بودن خداوند بود و اينكه خداوند قابل اشاره

حسي و در آسمان است

 703 هـ.ق فصوص‌الحکم محیی‌الدین ابن عربی را مطالعه کرد و آن را با عقاید خود

مخالف یافت و شروع به لعن و سب محیی‌الدین و پیروان او کرد و کتابی به نام

«النصوص علی الفصوص» در رد آن نوشت ، بعد از آگاه شدن از اینکه شیخ کریم‌الدین ،

شیخ خانقاه سعیدالسعداء در قاهره از پیروان ابن عربی است نامه‌ای به او نوشته و در آن

به عقاید محیی‌الدین ، صدرالدین قونوی و عفیف تلمسانی و ابن سبعین سخت تاخته و

آنان را کافر خوانده است.

(مجموعةالرسائل و المسائل 1/169-190 نامه در آن به طبع رسیده)

بحث ما در اينجا در تاييد و يا رد ابن عربي نيست بلكه ميخواهيم گوشه هايي از اختلاف

پراكني هاي ابن تيميه را به تصوير بكشيم و تكفير كردن هايش را كه با آمدن وهابيان انديشه

تكفير به شدت بالا مي گيرد و اين تند خويي ها كه ريشه اي ديرینه دارد هر روز در گوشه

اي از عالم فتنه به پا مي كند.

704 هـ.ق به مسجد نارنج ( یا مسجد تاریخ) در جوار مصلای شهر دمشق رفت و سنگی را که

می‌گفتند : اثر پای حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بر آن هست و مردم به آن

تبرک می‌جستند شکست و گفت تبرک و بوسیدن آن جایز نیست ( مقریزی،2 (1)/908 ،

البدایه و النهایه ج14/34، دائرةالمعارف ج3/ص173.

در اينجا هم با مظاهر اسلامي به مبارزه برخاسته و با آثار نبوي مخالفت مي كند كاري بي